تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: بنیاد فرهنگ استراتژیک
نویسنده: والنتین کاتاسونوف
۴ آوریل ۲۰۲۵
طرح ترامپ: جایگزین کردن وارداتِ کالا با وارداتِ سرمایه
بازی که صاحب کاخ سفید شروع کرد میتواند برای همه، به ویژه برای خود آمریکا،خطرناک باشد

رقبا در برابر هرگونه حمایتگرایی تجاری یک «شاه کلید» به شکل سرمایهگذاری دارند. یک رقیب خارجی با ایجاد تولید کالاهای مربوطه در داخل کشور و/یا با خریدن بنگاههایی که در حال حاضر در آن کشور فعالند، به بازار کالای کشور رسوخ میکند. این شیوه تجارت در شرایط جنگ تجاری از اواخر قرن نوزدهم وجود داشته است. و.لنین در اثر معروف خود «امپریالیسم، بالاترین مرحله سرمایهداری» (۱۹۱۶) پنج نشانه اقتصادی امپریالیسم را نشان میدهد. زیر شماره سه نشانهای است که بر اساس آن، تحت امپریالیسم، صادرات سرمایه در مقایسه با صادرات کالا غالب میشود. در آغاز قرن بیستم، موانع گمرکی کشورهای پیشرفته سرمایهداری بسیار زیاد بود و شرکتها با صادرات سرمایه به جای کالا، بر آن غلبه کردند. بسیار بعید است که دونالد ترامپ اثر لنین را خوانده باشد، اما احتمالاً شناخت او از ریزه کاریهای امپریالیسم کمتر از اثر «کلاسیک» نیست.
ترامپ روی این واقعیت حساب میکند که به جای کالاهای وارداتی که به تدریج اما مطمئناً اقتصاد آمریکا را تضعیف میکنند، سرمایه خارجی فعالتر به ایالات متحده سرازیر خواهد شد و این اقتصاد را احیا خواهد کرد. او بارها اصل خود را خطاب به شرکتهای خارجی بیان کرده است: «تولید را در آمریکا قرار دهید، و نرخ تعرفه شما صفر خواهد شد.» پس از آنکه ترامپ در دوم آوریل از اعمال تعرفههای بیسابقه بالا بر واردات به آمریکا خبر داد، رئیس کاخ سفید در گفتگو با خبرنگاران ابراز امیدواری کرد که این عوارض باعث جذب سرمایهگذاریهایی به میزان ۷-۶ تریلیون دلار خواهند شد. و در نتیجه این سرمایهگذاریها، کشور «رشد سریعی را تجربه خواهد کرد.»
با این وجود، حتی پیش از ترامپ، ایالات متحده برای سرمایهگذاران بینالمللی بسیار جذاب بود. طبق گزارش صندوق بینالمللی پول، طی سه سال – از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳، جریان خالص سرمایهگذاری به ایالات متحده تقریباً به ۱.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی آن رسید. در این دوره، ایالات متحده تقریباً یک سوم کل سرمایهگذاریهای بینالمللی را جذب کرد. ارقام چشمگیرند. اما معلوم میشود که حتی چنین حجمی از سرمایه خارجی برای توقف روند صنعتزدایی آمریکا کافی نبود. ایالات متحده برای اینکه بتواند سهم بیشتری از سرمایهگذاریهای بینالمللی را جذب کند، احتمالاً علاوه بر ساختن یک حصار بلند گمرکی، به اقدامات بیشتری، به عنوان مثال، ارائه برخی معافیتهای مالیاتی، نیاز دارد.
بر اساس اطلاعات مارس ۲۰۲۵، در کمتر از سه ماه سال ۲۰۲۵، سرمایهگذاران جهانی بیش از ۱۵۵ میلیارد دلار در صندوقهای سهام ایالات متحده سرمایهگذاری کردهاند. در اواسط ماه مارس، د عرض یک هفته، رکورد ۴۳.۴ میلیارد دلار در صندوق های سهام در سراسر جهان سرمایه گذاری شد که ۳۴ میلیارد دلار آن (۷۸٪) در صندوقهای ایالات متحده بود. البته سرمایهگذاری در صندوقهای سهام فقط بخشی از سرمایهگذاریهای بینالمللی است. اما ارقام بالا نشان میدهند که سرمایهگذاران بینالمللی واقعاً آمریکا را انتخاب میکنند. ناظران درباره این علاقه سرمایهگذاران بینالمللی به آمریکا به این واقعیت اشاره میکنند که در ماههای اخیر در آنجا فرصت خرید سهام به قیمت ارزان وجود داشت. در واقع، اظهارات تکاندهنده ترامپ به این واقعیت منجر شد که نوسانات بازار سهام ایالات متحده افزایش یافت و تعداد زیادی سهام به حداقل ممکن خریداری شد. اما با این وجود، عامل حمایتگرایی تجاری پیش از آن توسط سرمایهگذاران بینالمللی که شروع به سرمایهگذاری فعالتر در آمریکا کردند مورد توجه قرار گرفت.
در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما، سرمایهگذاری مستقیم چین در اقتصاد آمریکا بسیار چشمگیر بود (برای مثال، در سال ۲۰۱۶، تقریباً ۱۰ درصد از کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایالات متحده را تشکیل میداد). اما با ورود ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۱۷، چهل و پنجمین رئیسجمهور آمریکا به دلایل امنیت ملی محدود کردن حضور سرمایه چینی در اقتصاد آمریکا را آغاز کرد. در آن زمان ترامپ گفت که خریدهای هدفمند چینی از شرکتهای آمریکایی نشاندهنده یک «تهدید بی سابقه» برای ایالات متحده است. در سال ۲۰۱۸، به ابتکار او، کنگره قانون «بررسی ریسک سرمایهگذاری خارجی» (FIRRMA) را تصویب کرد. پس از آن، ورود سرمایه چینی به آمریکا به میزان قابلتوجهی کاهش یافت و سرمایهگذاران چینی حتی مجبور شدند از سرمایه برخی شرکتهای آمریکایی خارج شوند.
چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا روی تسریع ورود سرمایه از دنیای قدیم [اروپا] شرطبندی می کند. به هر حال، فرار سریع سرمایه از دنیای قدیم به دنیای جدید در زمان جو بایدن، پس از آن که اقتصاد اروپا در سال ۲۰۲۲ در نتیجه اعمال تحریمهای ضد روسیه وارد وضعیت رکود شد، آغاز گردید. طبق گزارش «موسسه اقتصادی آلمان» (IW)، شرکتهای آلمانی در سال ۲۰۲۲ بیشتر از سرمایهگذاری در آلمان در خارج از کشور سرمایهگذاری کردند. سرمایه از آلمان عمدتاً به ایالات متحده فرار کرد. یک سال پیش، در آوریل ۲۰۲۴، اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، گفت که خروج سرمایه از اتحادیه اروپا به کشورهای دیگر، عمدتاً به ایالات متحده، بالغ بر ۳۰۰ میلیارد یورو در سال است. به گفته او، این روند نظام مالی اروپا و توان رقابتی شرکتهای اروپایی را تضعیف میکند. من فکر میکنم که پس از ۲ آوریل سال جاری، سرمایههای اروپایی حتی فعالتر به آن سوی اقیانوس اطلس خواهند رفت. به گفته «کلاسیک» [لنین]، وضعیتی در حال شکلگیری است که در آن برای اروپا «صادرات سرمایه نسبت به صادرات کالا غالب می شود.»
البته ترامپ روی ورود سرمایه از دیگر نقاط جهان حساب باز کرده است. ترامپ ماه گذشته با مقامات امارات متحده عربی گفتگو کرد. همانطور که رویترز به نقل از سخنگوی کاخ سفید گزارش داد، امارات متعهد شده است طی ده سال آینده ۱.۴ تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا سرمایهگذاری کند. واشنگتن همچنین روی کره جنوبی، که تا پایان سال ۲۰۲۳ به بزرگترین سرمایهگذار خارجی در اقتصاد ایالات متحده تبدیل شد، حساب میکند.
البته، کشورهای دیگر در حال محاسبه عواقب اعمال تعرفههای حمایتی واشنگتن، از جمله افزایش احتمالی ورود سرمایه به اقتصاد آمریکا هستند. و احتمالاً سعی خواهند کرد از این ورود جلوگیری کنند. روزنامه فرانسوی «فیگارو» به تازگی از واکنش تند امانوئل ماکرون رئیسجمهور فرانسه به محدودیتهای تجاری جدید اعمال شده توسط دولت دونالد ترامپ خبر داده است. ماکرون در دیدار با نمایندگان صنایع فرانسه که بیشتر از همه از تعرفههای آمریکا متضرر شدهاند، نه فقط از فرانسویها، بلکه از تمامی شرکتهای اروپایی خواست از سرمایهگذاری در اقتصاد آمریکا خودداری کنند. ماکرون معتقد است که سرمایهگذاری میلیاردی در اقتصاد کشوری که جنگ تجاری علیه متحدین خود را آغاز کرده است، اشتباه است.
پکن نیز از شرکتهای چینی خواست از هرگونه سرمایهگذاری در اقتصاد آمریکا (که اگرچه در سالهای اخیر کاهش یافته است، اما همچنان بسیار بزرگ باقی مانده است؛ و در سال ۲۰۲۳ به ۲۸ میلیارد دلار رسید) خودداری کنند.
بنابراین، ترامپ امیدوار است با وضع تعرفه بر واردات، قدرت اقتصادی و تراز تجاری آمریکا را احیا کند. اما او به عنوان یک تاجر میداند که تعرفههای وارداتی برای این بازسازی لازم هستند، اما کافی نیستند.
اولاً، کاهش واردات کالاها نه تنها با وضع عوارض، بلکه با کمک ابزارهای به اصطلاح غیرتعرفهای نیز امکانپذیر است. منظور ما محدودیتهای کمی در واردات، استانداردهای فنی، هنجارهای زیست محیطی و بهداشتی و … است، تیم ترامپ نیز در این راستا کار میکند.
ثانیاً، ما باید نه تنها به کاهش واردات کالا، بلکه به افزایش همزمان صادرات نیز فکر کنیم. در اینجا نیازی به اختراع دوباره چرخ نیست. کارشناسان چنین وسایلی را میشناسند. اول از همه، یارانههای دولتی برای شرکتهای صادرکننده. مقررات سازمان تجارت جهانی اینگونه یارانهها را ممنوع میکنند. اما کشورها، صرفاً مخفیانه، به این روش متوسل شده و میشوند. رایجترین شکل یارانههای پنهان معافیتهای مالیاتی، و وام ترجیحی به صادرکنندگان است. به هر حال، در ایالات متحده یک موسسه ویژه – «بانک صادرات و واردات ایالات متحده» – وجود دارد که برای این وامهای ترجیحی تأسیس شده است. «بانک صادرات و واردات ایالات متحده» یک آژانس دولتی ایالات متحده آمریکا است که در سال ۱۹۳۴ و تحت حمایت وزارت خزانهداری ایالات متحده ایجاد شد وامهای بلند مدت این بانک از خزانهداری تامین میشوند. من مطمئن هستم که تیم ترامپ روی مسائل ارائه یارانههای دولتی پنهان به صادرکنندگان آمریکایی نیز کار میکند.
ثالثاً، یک ابزار جهانی برای حفظ و تقویت توان رقابتی صادرات، کاهش نرخ مبادله پول ملی در رابطه با ارزهای کشورهایی است که صادرات به آنها ارسال میشود. تا همین اواخر، واشنگتن مرتباً شریک تجاری اصلی خود، چین را متهم میکرد که به طور مصنوعی نرخ مبادله یوان را در رابطه با دلار پایین میآورد. [و برای خنثی کردن اثرات این] حتی به طور موقت عوارض اضافی و به اصطلاح جبرانی برای کالاهای چینی وضع کرد.
اما ترامپ اکنون آشکارا اعلام میکند که آمریکا برای افزایش توان رقابت بینالمللی خود به یک نرخ پایینتر دلار نیاز دارد. و در این مسیر، ترامپ تاکنون به موفقیتهای مشخصی دست یافته است. برخی به درستی کلمه «موفقیت» را در گیومه قرار میدهند، که بی دلیل نیست، و معتقدند که ترامپ با بازی برای کاهش ارزش دلار، میتواند باعث سقوط بیرویه دلار آمریکا و از دست دادن جایگاه دلار به عنوان یک ارز جهانی شود. و این برای آمریکا، تقریباً «پایان جهان» خواهد بود.
پس از آنکه ترامپ در ۲ آوریل اعمال تعرفههای وارداتی را اعلام کرد، فروش جهانی دلار آمریکا آغاز شد. دلار سقوط کرد. میزان سقوط آن در برابر ارزهای مختلف یکسان نبود. من دادههای مربوط به شاخص دلار بلومبرگ (BBDXY) را که توسط آژانس محاسبه میشود، ذکر خواهم کرد که در یک روز (۲-۳ آوریل) ۲.۱ درصد کاهش یافت. این شدیدترین کاهش روزانه شاخص از زمان راه اندازی آن در سال ۲۰۰۵ بود.
به نظر میرسد ترامپ در حال بازی بسیار خطرناکی است. خطرناک برای همه، به ویژه برای خود آمریکا.
https://www.fondsk.ru/news/2025/04/04/plan-trampa-zamenit-import-tovarov-importom-kapitala.html
