تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۳ مهر ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
پنجشنبه، ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶
فصل شرمآور اروپا: در گریلند، تحقیر و سرکشی، به یک تسلیم خفتبار ختم شد

دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده، مته فردریکسن نخستوزیر دانمارک و ینس-فردریک نیلسن نخستوزیر گرینلند، در ۲۲ سپتامبر در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، یک توافقنامه امنیتی سهجانبه امضا کردند.
به مدت دو سال، ایالات متحده در دوره دولت ترامپ، دانمارک و اتحادیه اروپا را تحت فشار و ارعاب قرار داد تا گرینلند را به این کشور واگذار کنند.
سرانجام، توافقنامه جدیدی به امضا رسید. مطبوعات دانمارک و اروپا، و همچنین رسانههای جریان اصلیِ مخالف ترامپ در آمریکا، این تحول را اینگونه توصیف کردند: «این توافق در اصل همان توافق سال ۱۹۵۱ است؛ تنها تفاوت این است که کامِ ترامپ را با اندکی عسل شیرین کردهاند.»
اما، حزب کمونیست دانمارک در همان روز اعلام توافق، استدلال کرد که متن مذکور نه تنها اراده و امنیت مردم گرینلند را تامین نخواهد کرد، بلکه این جزیره را به میدان نبردی در خط مقدم درگیری میان قدرتهای بزرگ تبدیل خواهد کرد. وبسایت خبری «soL» نیز در اولین گزارش خود [از این رویداد]، تیتر زد: «دیپلماسی ‘باجخواهی’ ترامپ نتیجه داد»
به این ترتیب، زمانی که متن توافقنامه منتشر شد، حقیقت آشکار گشت.
قلدری کارساز شد و پادشاهی دانمارک به شکلی شرمآور، بخش عمدهای از حقوق حاکمیتی خود بر جزیره تحت سلطهاش را به ایالات متحده واگذار کرد.
ناتو از میدان خارج شد، ایالات متحده حق حاکمیت نامحدود به دست آورد
پس از تأسیس ناتو و اوج جنگ سرد، در سال ۱۹۵۱ بین ایالات متحده و پادشاهی دانمارک توافقنامهای به امضا رسید که به موجب آن، به ایالات متحده اجازه تأسیس پایگاه و برخی اختیارات دیگر در گرینلندِ، قلمرو دانمارک، داده شد.
آن توافقنامه بر پایه اضول ناتو استوار بود. مدت اعتبار آن، «تا زمانی که ناتو وجود دارد» تعریف شده بود. اختیار اعطا شده به ایالات متحده برای تأسیس پایگاه نیز تا زمانی قابل استفاده بود که «در چارچوب برنامههای ناتو و با تأیید دولتهای دانمارک و گرینلند» باشد.
توافقنامه جدید، ناتو را از میدان خارج کرد و ایالات متحده را به حاکم مطلق و بدون محدودیت تبدیل نمود.

جزیره که تنها ۵۵ هزار نفر جمعیت دارد و بخش اعظم آن از یخچالهای طبیعی تشکیل شده است، به دلیل موقعیت مکانی آن که از طریق قطب شمال، قاره آسیا را به قاره آمریکا متصل میکند، از مدتها پیش مورد طمع ایالات متحده بود تا آن را تحت تصرف خود درآورد.
مدت اعتبار این توافقنامه به این صورت فرمولبندی شده است که «تاریخ پایان ندارد. اما، این توافقنامه فقط در صورتی میتواند پایان یابد که طرفین به طور مشترک تصمیم به تغییر آن بگیرند. در نتیجه، تا زمانی که ایالات متحده نخواهد، این توافقنامه لغو نخواهد شد.
افزون بر این، پادشاهی دانمارک که سالها سرنوشت مردم گرینلند را در دست داشت، با افزودن یک بند به توافقنامه، کنترل بر آن را تحکیم بخشید؛ بندی که مقرر میدارد این توافق حتی در صورت دستیابی احتمالی گرینلند به استقلال، همچنان معتبر باقی خواهد ماند.
ایالات متحده به دلخواه خود پایگاه خواهد ساخت، گرینلند اجازه نزدیک شدن نخواهد داشت
ایالات متحده تا به امروز یک پایگاه نظامی در گرینلند داشت. این توافقنامه تعداد پایگاهها را به سه افزایش داد، اما مهمتر از آن، به ایالات متحده اجازه داد در صورت تمایل، با یک توجیه کاملاً خودسرانه مانند «در صورت اقتضای منافع قاره آمریکا»، پایگاههای جدیدی احداث کند.
ایالات متحده هر زمان که بخواهد میتواند در این جزیره پایگاه بسازد. پادشاهی دانمارک فقط در رابطه با «جزئیات مربوط به ایجاد پایگاه» حق اظهار نظر خواهد داشت
اما بر اساس این توافقنامه، حتی طرحهای ساختوساز غیرنظامی که قرار است در نزدیکی پایگاههای ایالات متحده انجام شوند، مشروط به کسب مجوز از این کشور خواهند بود. این بدان معناست که دولت گرینلند حتی برای نصب یک تیر برق، لولهکشی آب یا ساختن پیادهرو در حوالی پایگاههای آمریکایی، باید از آمریکاییها اجازه بگیرد.
واگذاری حق حاکمیت فقط به این موارد محدود نمیشود.
در توافقنامه قدیمی، ایالات متحده اجازه تحرکات نظامی و اعزام نیرو را داشت، اما موظف بود از قوانین جاری در گرینلند تبعیت کند. در توافقنامه جدید، این شرط نیز برداشته شده است. ایالات متحده اکنون میتواند بر اساس میل خود، به هر نقطهای که بخواهد نیرو اعزام کند و سرباز یا تجهیزات جنگی مستقر نماید.
افزون بر این، گرینلند که در حال حاضر مستعمره دانمارک محسوب میشود، در حوزه سیاست خارجی نیز به ایالات متحده وابسته شده است. هرگونه تلاش برای برقراری رابطه با گرینلند، از جمله سرمایهگذاری کشورهای غیرعضو در ناتو یا اتحادیه اروپا در این جزیره، به گونهای تنظیم شده است که اگر ایالات متحده ادعا کند این اقدامات «باعث افزایش نفوذ آن کشورها میشود»، میتواند آنها را وتو کند.
تحقیر و سرکشی اروپا به شرمساری ختم شد
از زمان مطرح شدن موضوع گرینلند توسط ترامپ، پیامهایی که از سوی اروپا صادر میشد، از یک سو دولت ترامپ را به سخره میگرفت و از سوی دیگر لحنی حاکی از سرکشی و حفظ ظاهر با وقار داشت.
در ژانویه، زمانی که مذاکرات تشدید شد، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه کشورهای مختلف اروپایی، در درجه اول فرانسه، نیروهایی را اعزام می کنند که گویی برای مقاومت مسلحانه در برابر ایالات متحده، ادعایی را حتی خود دانمارک اعلام کرده است.
نتیجه، پس از این همه سرپیچی، این بود که اروپا که خجولانه بر سر میز مذاکره با ایالات متحده خمیده بود، تسلیم باجگیری شد.
ایالات متحده در سالهای اخیر خود را برای یک جنگ جهانی احتمالی آماده کرده است، و میکوشد با توسل به سیاست «چماق» (و نه «هویج»)، اروپا را به مشارکت در این تدارکات جنگی وادارد.
ماجرای گرینلند موجب شد که اروپا با این رویکرد آمریکا همسو شود.
