تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: Here It Comes
نویسنده: گراهام وبستر
۳۰ ژوئیه ۲۰۲۴
قوانین، مطمئناً، اما نه یک «نظم مبتنی بر قوانین»
غیرقابل تصور! الگوی رفتاری (meme) یک «نظم مبتنی بر قوانین» در پیوند نزدیک با روایتهای چین است
یک هفته پیش، در پی خوشبینی از اینکه کنارهگیری جو بایدن از کارزار انتخاباتی ایالات متحده میتواند دموکراتها را برای ارائه دیدگاههای جدید در مورد سیاست خارجی آزاد کند، یک پیشنهاد ساده ارائه کردم: صحبت درباره «نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین» را متوقف کنید. خوانندگان پس از یاداشت کوتاه من، نظرات و اشارات گوناگونی ارسال کردند، و من میخواهم در اینجا برخی نکات را مطرح کنم.
اولاً، در روابط بینالملل، و در سیاست ایالات متحده، البته برای قوانین جا وجود دارد.
من صرفاً میگویم، برای چگونگی بیان برداشت متفکران و تصمیمگیرندگان سیاست خارجی ایالات متحده از رقابت با چین، «قوانین» نباید این چنین محوریت داشته باشد.
تصادفاً، ساعاتی پیش از نگارش این سطور در اینجا، پل گیورتز، همکار سابق من، و مدیر «مرکز پل تسای چین در دانشکده حقوق ییل»، مقالهای را منتشر کرد که در آن آنچه را که برای «چین، ایالات متحده، و آینده یک نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین» مطرح است بررسی میکند. او، حداقل بخاطر بحث، این فرض را میپذیرد که لحظه کنونی ایالات متحده- چین در واقع «درگیری بر سر “نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین” است.»[۱]
همانطور که هفته گذشته مطرح کردم، من این ایده را رد میکنم که پویایی کنونی ایالات متحده-چین در کل رقابت درباره وضعیت امور مبتنی بر قوانین است، زیرا این ایده که دولت ایالات متحده از نظمی حمایت میکند که در آن قوانین بر رفتار دولت حاکم است آشکارا در تضاد با موارد بسیاری است که دولت ایالات متحده قوانینی را که میگوید باید بر رفتار دولتهای دیگر حاکم باشد، نقض میکند. یک نظم مبتنی بر قوانین؟ به گفته ایندیگو مونتویا، «تو به استفاده از این کلمه ادامه میدهی. من فکر نمیکنم معنی آن چیزی باشد که تو فکر میکنی.»

یکی از مؤلفههای اساسی «حاکمیت قانون» این است که قانون بر قدرتمندان اعمال میشود، و منتقدین منطقاً برخی از الگوهای حکمرانی استبدادی را به عنوان «حاکمیت قانون» تشخیص میدهند. «نظم مبتنی بر قوانین» مفهوم نرمتری است، اما اگر دولتهای قدرتمند ضمن حمایت از قوانین بتوانند قوانین را زیر پا بگذارند، این قدرت است که اساس نظم را تشکیل میدهد و نه قوانین. من میگویم سیاستمداران و استراتژیستها این مفهوم غلط را که قوانین حرف آخر را میزنند را کنار بگذارند.
روایت دولت بایدن درباره چالش از جانب چین عملاً بطور مصلحتی واژه «قوانین» را حذف میکند و میگوید این «نظم بینالمللی» است که چین به دنبال برهم زدن آن است:
چین تنها کشوری است که هم قصد تغییر نظم بینالمللی و هم قدرت اقتصادی، دیپلماتیک، نظامی و تکنولوژیکی برای انجام آن دارد. دیدگاه پکن ما را از ارزشهای جهانی که در ۷۵ سال گذشته پیشرفتهای زیادی در جهان داشتهاند دور میکند.»- بلینکن[۲]
من کلاً افراد را برای بحث درباره سیاست با استفاده از «مِم»ها سرزنش نمیکنم، حتی اگر این اصطلاحات را نادرست بدانم. و ما اگر بتوانیم «مبتنی بر قوانین» را از مقاله گیورتز کتار بگذاریم من با بسیاری از نکات آن موافقم. شاید موضوع اصلی آن این باشد که ایالات متحده در تلاشهای خود برای «بازنگری» نظم بینالمللی در بحبوحه شرایط جدید و اختلافات چین، باید واقعبین باشد. او تعدادی از اظهارات عمومی دولت چین در مورد ترجیحات آن برای هنجارها، قوانین و نهادهای بین المللی را بررسی میکند. اینها را نمیتوان نادیده گرفت زیرا در پشت برخی از این ابتکارات قدرت واقعی وجود دارد.
هیچیک از اینها به این معنی نیست که قوانین، حتی اگر اساس نظم را تشکیل ندهند، نقشی ندارند. قوانین یا هنجارهای رفتاری که در واقع اکثر اوقات رعایت میشوند و توسط حامیان قدرتمند اعمال میشوند کارکرد بسیاری از چیزهای روزمره را تضمن میکنند، و برخی از این قوانین و هنجارها بینالمللی هستند که بوسیله مؤسسات قرن بیستم تدوین شده و مورد موافقت قرار گرفتهاند. هوانوردی جهانی، ایمنی دریانوردی، پروتکل های اینترنتی… حتی کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها – که به دلیل عدم تصویب آن رسماً ایالات متحده را محدود نمیکند، و چین علناً پس از حکم دادگاه داوری علیه آن، آنرا نقض کرده است. نشان دهنده یک اجماع گسترده پیرامون چگونگی حل و فصل بده-بستانها از طریق قوانین مورد توافق است.
هر آینده خوب برای ایالات متحده، چین و دیگران شامل این مجموعه قوانین و قوانین مشابه دیگر خواهد بود. موثرترین آینده ممکن برای اقدام اقلیمی که من میتوانم به آن فکر کنم شامل توافقنامهها و قوانین بینالمللی است. پیشرفتهای اخیر، احتمالی و بالقوه در یادگیری ماشینی، دولتها را در سراسر جهان به دنبال هنجارها یا قوانین برای جلوگیری از انواع پیامدهای بد قرار داده است. اما این قواعد بالقوه آینده به وجود یک قدرت در پشت خود، احتمالاً قدرت ایالات متحده و چین در میان دیگران، نیاز دارند و آن قدرت صرفاً بر اساس نظم موجود نخواهد بود.
ثانیاً، شواهدی وجود دارد که مِم «نظم مبتنی بر قوانین» اساساً بخشی از روایت چین است و بر تجزیه و تحلیل هشیارانه و متدولوژیک سیاست بینالملل مبتنی نیست.
من همیشه با «نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین» در چارچوب روابط ایالات متحده- چین برخورد کردهام، اما این نباید کسی را متعجب کند، زیرا من هر روز درباره روابط ایالات متحده- چین میخوانم. همانطور که دانشمندان علوم سیاسی آدام بروئر و آلستر ایین جانستون مینویسند، معلوم میشود، «مِم [نظم مبتنی بر قوانین] تقریباً به طور منحصر به فردی با تحلیلها درباره چین گره خورده است، برخلاف مترادفهای «نظام مبتنی بر قوانین»، مانند «نظم بینالمللی لیبرال»، یا «نظم لیبرال» که کمتر در مورد چین بکار برده میشوند.»[۳]
بروئر و جانستون (جانستون در دبیرستان یکی از معلمهای من بود) در مقالهای در سال ۲۰۱۹، به ردیابی منشأ متوسل شدن به یک نظم مبتنی بر قوانین اقدام نمودند. آنها به ادبیات آکادمیک پیرامون گفتمانسازی مراجعه کردند، جایی که مِمها (مانند «نظم مبتنی بر قوانین») به مثابه اجزای سازنده نقش بازی میکنند. چند چیز در خوانش من از آن مقاله برجسته است:
همانطور که من بر اساس جستجوها در پایگاههای اطلاعاتی فکر میکردم، آنها دریافتند که گفتمان ایالات متحده مِم «نظم مبتنی بر قوانین» را پس از ظهور استفاده از آن در محافل استرالیایی اقتباس کرده است. آنها در جستحوی خود به ملاقات بین کوین راد وزیر امور خارجه وقت استرالیا و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده در سال ۲۰۱۰ رسیدند، که پس از آن دولت ایالات متحده بارها از این اصطلاح استفاده کرد. راههایی که تجربیات استرالیاییها با چین و گفتمانهای مربوط به آن بر گفتمان و سیاست ایالات متحده تأثیر گذاشته است، به طور گسترده مورد بحث قرار گرفتهاند، اما درباره آنها تحقیق نشده است. برایم جالب است که این مِم که من آنرا به شدت با خودنماییهای دولت ایالات متحده مرتبط میدانم، از استرالیا وارد شده بود.
تحلیل رسانهای آنها نشان میدهد که یک پیوند قوی بین زبان «نظم مبتنی بر قوانینی» و بحث درباره چین وجود دارد. از سال ۲۰۱۷-۲۰۱۱، به طور مداوم بیش از ۵۰% از موارد «نظم مبتنی بر قوانین» در جستجوهای آنها (در Factiva ) همراه با ذکر چین و نه روسیه بود. تنها در سال ۲۰۱۷ نسبت موارد ذکر شده در کنار روسیه و نه چین از ۱۰ درصد افزایش یافت. (اگر این زبان به طور ارگانیک بر اساس قوانین بینالمللی مانند حاکمیت ارضی استوار بود، انتظار داشتم روسیه پس از حمله به اوکرائین در سال ۲۰۱۴ در رتبه بالاتری قرار گیرد.)

برگرفته از: بروئر و جانستون، ۲۰۱۹
میدان شلوغی از محافل برای باز کردن ایده یک «نظم مبتنی بر قوانین» و بازتاب آن وجود دارد. آنها میگویند «بازی منصفانه عنصری در استثناگرایی آمریکایی است. … نیوت گینگریچ «حاکمیت قانون» و مؤلفه آن «تکریم اصول بازی منصفانه و عدالت» را به عنوان محوری برای استثناگرایی آمریکایی معرفی کرده است. بنابراین، برای برخی، به چالش کشیدن «نظم مبتی بر قوانین» به معنای به چالش کشیدن خصیصه بازی منصفانه استثناگرایی آمریکایی است. در واقع، در همان دورانی که «نظم مبتنی بر قوانین» «نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین» به یک ترجبعبند رایج تبدیل شد، صحبت درباره «یک میدان بازی برابر» در اقتصاد نیز رایج بود. بروئر و جانستون درباره خرده روایتهای دیگر، پیرامون قانونشکنی، حقهبازی چینی و غیره صحبت میکنند. و آنها استدلال میکنند که این خردهروایتها و میمها «به ایجاد و تقویت یک روایت اصلی درباره رویزیونیسم چین کمک میکنند». در مقاله به موارد بیشتری اشاره میشود.
تلاش مقاله برای قرار دادن مِم «مبتنی بر قوانین» در ساختاری از روایتها با استفاده از مشاهدات تجربی نسبتاً ساده، به تأکید بر این واقعیت کمک میکند که زبان سیاسی و دیپلماتیک در مورد امور بینالملل به ندرت کنکریت، مشخص یا کاملاً واقعی است. زبان سیاسی و دیپلماتیک درباره خطوط داستانی است، درباره اینکه چه داستانهایی به طور رسمی حقایق اساسی هستند، و حدود بحثی که اجازه میدهد فرد را جدی گرفت. یادآوری این مهم است که این روایتها بر اساس داستانهایی قرار دارند که افراد درباره خود، کشور خود و دیگران دارند و در برخی از آزمایشگاههای علمی که قوانین تاریخ را کشف میکنند ساخته نشدهاند.»
————————————————————–
۱-«چین، ایالات متحده و آینده نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین»، پل گویرتز، ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۴
۲- گرچه بلینکن در اینجا و در برخی از اسناد استراتژیک مرکزی دولت اصطلاح «مبتنی بر قوانین» را بیان نمیکند، اما وبسایت وزارتخانه او دهها مورد استفاده از این واژه را، که بسیاری از آنها در زمینههای چندجانبهای که در آنها چین یک تمرکز کلیدی است، مانند کوآد، نشان میدهد، به عنوان مثال به این جستجو در گوگل نگاه کنید:
https://www.google.com/search?q=%22rules-based+international+order%22+site:state.gov
۳- «الگوهای رفتاری، روایتها و معضل امنیتی در حال ظهور ایالات متحده و چین»، بروئر و جانستون، ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۹
https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/09557571.2019.1622083
https://herecomes.transpacifica.net/p/rules-sure-but-not-a-rules-based
