تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۴ فروردین ۱۴۰۵
منبع: الاخبار
نویسنده: اسعد ابوخلیل
سهشنبه، ۲۴ مارس ۲۰۲۶
پیرامون دو نبرد جداییناپذیر در ایران و جنوب لبنان
دو نبرد وجود دارد: نبرد ایران علیه ائتلاف جهانی مخالف آن، و نبرد حزبالله علیه اسرائیل در جنوب. این دو نبرد به طور جداییناپذیری در پیوند با هم قرار دارند، و تصمیم به پرتاب موشک از لبنان ممکن است به دستور ایران گرفته شده باشد، به ویژه با توجه به وضعیت نامشخص جبهه ایران. با این حال، ایران به سرعت و با قدرت کنترل اوضاع را به دست گرفت و پرتاب موشک و پهپاد علیه کشورهای خلیج فارس، اسرائیل و هر سایت نظامی یا اطلاعاتی آمریکایی در محدوده برد آن را آغاز کرد.
ایران در ظرف چند روز، با قدرت و دامنه حملات خود، دشمنانش را غافلگیر کرد. کشورهای خلیج فارس که دههها میزبان پایگاههای نظامی و اطلاعاتی آمریکا برای دفاع از اسرائیل بودند، تظاهر به بیگناهی، بیاطلاعی و صلحطلبی میکردند (جای تردید است که مستبدان خلیج فارس فکر میکردند آمریکا برای محافظت از آنها آمده باشد، و رژیم قطر به فلج شدن سامانههای موشکی آمریکا در خاک خود هنگامی که اسرائیل تصمیم به بمباران دوحه گرفت، اعتراضی نکرد)
ایران مورد بیرحمانهترین و آتشینترین حملات از سوی ابرقدرت اصلی جهان و متحد محلی آن قرار گرفته است (نتانیاهو اخیراً اسرائیل را یک ابرقدرت اعلام کرد، ادعایی که مطبوعات عرب به آن نپرداختند). این بار، ایران از موجودیت نظام و، به نظر خود و برخی از مردمش، از عظمت ملت دفاع میکند. ناسیونالیسم ایرانی زمانی که حالت تدافعی دارد و در رویارویی با امپریالیسم است، (همانطور که ریچارد کاتم در کتاب خود «ناسیونالیسم در ایران» توضیح داده است) در قویترین حالت خود قرار دارد.
اگر نظام با خطر فروپاشی روبهرو شود، بر خلاف تاریخِ متأخر جمهوری اسلامی، بدون دست زدن به شکلی از رویارویی، سقوط نخواهد کرد. مورخان از خود خواهند پرسید که آیا اگر ایران سالها پیش به ترور [سردار] سلیمانی یا اسماعیل هنیه پاسخ قاطعی داده بود، میتوانست بازدارندگی ایجاد کند و مانع دشمنانش شود؟
رویکرد پراگماتیستی به حاشیه رانده شده است. سپاه پاسداران زمام امور را در دست دارد.
در لبنان، وضعیت شبیه نظامها نیست: ارتشها در سال ۱۹۶۷ جنگ را با شکست تحقیرآمیزی باختند، اما نظامها باقی ماندند.
حزبالله چارهای جز دستیابی به یک پیروزی قاطع ندارد، زیرا شکست به معنای پایان آن خواهد بود؛ با هیچ معضلی روبرو نیست: باید ابتکار عمل را در میدان بازی به دست گیرد، به ویژه از آنجایی که همه نیروهای لبنان علیه آن متحد شدهاند. و برای اولین بار از سال ۱۹۸۳، دولت از مسئولیت خود برای مقاومت یا مقابله با اسرائیل شانه خالی میکند، و حتی برای صلح با آن التماس میکند، همانطور که امین جمیل در مسیر منتهی به ۱۷ مه انجام داد.
