تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: الاخبار
نویسنده: لقمان عبدالله
پنج‌شنبه، ۸ مه ۲۰۲۵

آمریکا رویارو با باتلاق یمن: عقب‌نشینی شر کم‌تر است

 

کاهش ترافیک فرودگاه بن گوریون در تل آویو به دلیل بمباران و تهدیدهای یمن (خبرگزاری فرانسه)

اعلام آتش‌بس بین ایالات متحده و یمن، اذعان آمریکا به شکست در دستیابی به اهداف اعلام‌شده‌ کارزار هوایی آمریکا را، که تضعیف قابلیت‌های جنبش انصارالله به مثابه تهدیدی برای امنیت دریای سرخ و امنیت اسرائیل بود، تأیید کرد. این اعلام هم‌چنین ادامه‌ تصمیم‌گیری‌های فی‌البداهه، بدون هماهنگی با متحدین انگلیسی و اسرائیلی را تأیید کرد، درست همانطور که هنگام اعلام حملات هوایی در اواسط ماه مارس، پس از برنامه‌ریزی عجولانه و بدون چشم‌انداز روشن، طبق آنچه در چت با اعضای ارشد دولت ایالات متحده در برنامه‌ «سیگنال» آمده است، رخ داد.

مقامات آمریکایی، به جز اصرار بر آنچه که از زمان شروع دور دوم حملات به عنوان «داستان موفقیت» برای رئیس‌جمهور دونالد ترامپ و دولت او، صرف نظر از واقعیت‌های میدانی، اعلام کرده‌اند، جزئیات کمی در مورد این تغییر ناگهانی ارائه داده‌اند.

با این حال، طرفی که بیش‌ترین تأثیر اعلام آمریکا را می‌بیند، اسرائیل است که مجبور خواهد شد مأموریتی را که واشنگتن در طول جنگ علیه نوار غزه برای آن انجام داده است، خود انجام دهد. بلافاصله پس از اعلام توافق، در تل‌آویو این نگرانی مطرح شد که در کارزار علیه یمن تنها خواهد ماند. هم‌چنین پرسش‌هایی در مورد این‌که چه کسی مسئول شکست سیاسی است که منجر به مطلع شدن اسرائیل از آتش‌بس از طریق تلویزیون شد، مطرح شد. در این زمینه، یک مقام اسرائیلی به «جروزالم پست» گفت: «ما کاملاً شوکه شدیم. اسرائیل پیش از این‌که ترامپ بیانیه خود را صادر کند، مطلع نشده بود»، در عین حال سوءظن‌هایی پیش آمد مبنی بر اینکه این ممکن است اولین – یا آخرین – موردی نباشد که دولت ترامپ اطلاعات را از اسرائیل پنهان کرده است.

۱- حصول اطمینان از این‌که، صرف نظر از این‌که حملات هوایی چقدر طول بکشد، هیچ امکانی برای نابودی توانمندی‌های نظامی تقویت‌شده یمن یا تأثیرگذاری بر تصمیم سیاسی یمن برای حمایت از نوار غزه وجود ندارد.

۲- رسیدن به نتایج قطعی در مورد ناتوانی در ایجاد یک ائتلاف عربی (مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی) که بتواند برای حمله زمینی به یمن مورد استفاده قرار گیرد، زیرا ایالات متحده از دولتی که با مدیریت درگیری‌ها بین طرف‌های مختلف، از دشمنان و دوستان باج می‌گرفت، به دولتی تبدیل شده است که به دلیل نیاز به کشورهایی که تصمیم گرفته‌اند مشارکت در جنگی که واشنگتن به نمایندگی از اسرائیل به راه انداخته است، به نفع آن‌ها نیست، باج می‌دهد.

۳- عدم آمادگی گروه‌های محلی که توسط عربستان سعودی و امارات متحده عربی تأمین مالی می‌شوند، برای گشودن جبهه‌های نظامی زمینی علیه نیروهای صنعا.

۴ – افزایش محبوبیت انصارالله به دلیل مشارکت آن در حمایت از غزه و تبدیل آن به یک نیروی الهام‌بخش، به ویژه پس از هدف قرار دادن دارایی‌های آمریکایی در دریای سرخ.

۵- موفقیت یمن در سرنگونی ۲۲ پهپاد MQ-۹ و سرنگونی سه جنگنده F-۱۸، علاوه بر ترس ارتش آمریکا از اصابت مستقیم به یک ناو هواپیمابر یا تجهیزات همراه آن، که طبق بیانیه‌های رسمی و اظهارات افسران، احتمال آن وجود دارد، در فرماندهی مرکزی ایالات متحده به عنوان یک ننگ ابدی برای نیروی دریایی ایالات متحده تلقی می‌شود.

۶- تلفات غیرنظامیان یمنی ناشی از بمباران‌های کورکورانه به منبعی برای درگیری‌های داخلی آمریکا تبدیل شده و توسط مخالفان ترامپ مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.

بنابراین، ترامپ خود را با گزینه‌های محدودی روبه‌رو دید که همه آن‌ها واشنگتن را تهدید به فرو رفتن در باتلاق یمن می‌کرد. گسترش جنگ به شمول نیروهای زمینی، برای تمایل به پایان دادن به جنگ‌ها در خاورمیانه نتیجه معکوس داشت و پرهزینه و نامطمئن بود، در حالی که ادامه همان سرعت شدید حملات هوایی بیهوده و پرهزینه بود. بر این اساس، به گفته «آتلانتیک»، ترامپ تصمیم گرفت بدون پایان دادن به درگیری، از آن خارج شود، با وجود این‌که از قبل می‌دانست یمن از وظیفه خود در حمایت از غزه دست برنخواهد داشت.

https://shorturl.at/R0QKH