تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: «چپ» (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: ارکان نالچچی
۲۲ فوریه ۲۰۲۵
جهان دروغها و صداقت امپریالیسم
با به قدرت رسیدن ترامپ، «عصر آشوب» که در مقالات قبلی به آن پرداختیم، مانند یک توفان وزیدن گرفته است. ترامپ هیچ شرمندگی از دوره پیش ندارد، او و تیم او به گونهای عمل کردهاند که کلیه مکانیسمهای دولت ایالات متحده را در اختیار گرفتهاند. آنها نقشهای را که در ذهن خود داشتند با سرعت زیادی به اجرا گذاشتهاند.
از یک سو، در جهان امپریالیسم حتا یک کلمه دروغ وجودندارد، و از سوی دیگر، آنها بسیار صادقاند! بیایید در این مقاله، به دروغهای آنها و اینکه صداقت آنها از کجا میآید، نگاهی بیاندازیم:
آیا یک جهان چندقطبی در حال ظهور است؟
عبارت «جهان چندقطبی» هم در نشستهای بینالمللی و هم از سوی کسانی که در این زمینه مطلب مینویسند پیوسته مطرح میشود.
در قرن گذشته، جهان واقعاً قطبی شده بود. کارگرانی که شش هزار سال استثمار شده بودند، با انقلاب اکتبر قدرت را به دست گرفتند، دولت خود را تأسیس کردند و توانستند انقلاب خود را برای مدت نسبتاً طولانی حفظ کنند.
آن زمان بود که جهان قطبیشده ظهور کرد، و به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، تقابل اساسی بین دو طبقه، و به عبارتی، بین دو جهانبینی شکل گرفت. سرمایه، که هدفش استثمار همه مردم جهان بود، و طبقات کارگر، که میخواستند یک جامعه برابر و آزاد ایجاد کنند، واقعاً دو قطب بودند.
آیا ما امروز میتوانیم درباره یک چنین تضاد شدیدی بین دولتها صحبت کنیم؟ البته نه، آنچه آنها چندقطبی مینامند چیزی بیش از بازتاب رقابت امپریالیستی و تقسیم دوباره جهان نیست.
ما فروپاشی نظامهای اتحادی را میبینیم که در قرن گذشته شکل گرفت. تغییر شکل در اتحادهای امپریالیستی نشانگر قطبی شدن نیست.
ایالات متحده و انگلیس مخفیانه از تقویت نظامی آلمان نازی حمایت کردند و حمله آن به اتحاد شوروی را تحریک کردند. اما، زمانیکه نازیها توسط ارتش سرخ شکست خوردند و شروع به عقبنشینی کردند، ایالات متحده و انگلیس به یونان، ایتالیا و فرانسه، حلقههای ضعیف سرمایهداری، حمله کردند تا طبقه کارگر را متوقف کنند.
پس از جنگ، یک مکانیسم ضد-کمونیستی پوشیده با تقلب در سراسر اروپا ایجاد شد. ناتو محصول این دوره بود. تبلیغات دروغ، استخدام، خرابکاری، قتل، مأموریتهای جدید برای نازیها، احیای انحصارات حامی نازیها، همه چیز وجود داشت. حمایت سرمایه برای زنده نگه داشتن این مکانیسم از ایالات متحده آمد.
این مکانیسم هولناک با بهاصطلاح ارزشهای غربی مانند «دموکراسی، کثرتگرایی، حقوق بشر، اجازه ندادن دوباره به نازیسم» پوشیده شده بود، و یک ریاکاری فوقالعاده تا امروز ادامه دارد.
به جز استقلال نسبی فرانسه از ایالات متحده با تولید تسلیحات هستهای در دهه ۱۹۶۰، اروپا در طول جنگ سرد مانند یک مکانیسم خرده-امپریالیستی وابسته به امپریالیسم ایالات متحده عمل کرد.
اتحادیه اروپا نیز به عنوان یک مرکز وابسته به ایالات متحده تأسیس شد، آنها حلقههای ضعیفی مانند یونان، پرتغال، ایتالیا را به خط کردند، و پس از سال ۱۹۹۰، اتحادیه اروپا به عنوان یک واحد عملیاتی در تسخیر سرمایه کشورهای سوسیالیستی سابق کار کرد.
در دوره بایدن، آنها برای آخرین بار تحت رهبری ایالات متحده آمریکا گرد هم آمدند و در لشکرکشی به اواکرین شرکت کردند. احتمالاً در پشت درهای بسته، ثروت اوکراین به سرمایه آلمان و فرانسه وعده داده شده بود. در طی این روند، هیچ مهماتی در انبارهای اسلحه آنها باقی نمانده است و آنها حال حرکت را ندارند.
و در کنفرانس امنیتی مونیخ، ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده اعلام کرد که این دوره به پایان رسیده است. ونس آنچنان رهبران اتحادیه اروپا را سرزنش کرد که نفهمیدند چه بر سرشان آمده است.
در روسیه دولت طبقه کارگر در قدرت نیست که آنها را کاملاً با روسیه دشمن کند. ایالات متحده هیچیک از دستاوردهای خود را با این گله امپریالیستی انگلی تقسیم نخواهد کرد. ونس در آلمان به آنها هشدار داد که حزب نئونازی به احتمال قوی در انتخاباتی که فردا برگزار میشود با رأی بالا وارد دولت خواهد شد. او به طعنه، ریاکاری آنها را به رخشان کشید.
بارزترین نماد پایان این دوره این واقعیت بود که کریستوف هوسگن، رئیس «کنفرانس امنیتی مونیخ»، که تمام زندگی خود را وقف دفاع از امپریالیسم جمعی غرب کرده است، در سخنرانی پایانی خود نتوانست جلوی اشک خود را بگیرد. گویی در مراسم تشییع جنازه دورانی که از سال ۱۹۴۵به طول انجامیده بود سخنرانی میکرد. این دیپلمات، که یک بازمانده دوران گذشته است، با بیان اینکه مأموریت «کنفرانس امنیتی مونیخ» دموکراسی و گفتگوی بینالمللی است، از زلنسکی دفاع کرد.

کریستف هوسگن، دیپلمات ارشد امپریالیسم آلمان و رئیس «کنفرانس امنیتی مونیخ»، در سخنرانی پایانی خود نتوانست جلوی اشک خود را بگیرد.
آیا زلنسکی جنگ اوکراین-روسیه را آغاز کرد؟
ترامپ روز گذشته گفت: «زلنسکی، یک کمدین، آمریکا را متقاعد کرد که ۳۵۰ میلیارد دلار برای جنگی که هرگز پیروز نخواهد شد، خرج کند.»
این یک دروغ بزرگ است.
جذب اوکراین توسط امپریالیسم غربی از سال ۱۹۹۰ پیوسته در دستور کار بوده است. سوروسیستها، جاسوسها، دیپلماتها و آدمکشان اجیر شده برای انجام این سعی کردند. این روند به ویژه پس از سال ۲۰۰۱، زمانیکه روسیه خود به یک قدرت سرمایهداری تبدیل شد، و حاضر نشد حیاط خلوت امپریالیسم غربی باشد، شتاب گرفت. پس از وقایع میدان ۲۰۱۴ که توسط امپریالیسم غربی تحریک شد، ایالات متحده و دیگر کشورهای امپریالیستی غربی تسلط یافتند.
دولت بایدن این جنگ را به راه انداخت تا روسیه را، که با چین متحد است، از جنگیدن ناتوان کند. آنها میدانستند که تلاش اوکراین برای پیوستن به ناتو دلیلی برای جنگ خواهد بود. زلنسکی توسط عوامل امپریالیسم غرب به عنوان بازیگر این دوره به مثابه یک عروسک خیمهشب بازی انتخاب شد. او نه یک میهنپرست بود و نه یک ناسونالیست اوکراینی.
دلیلی که آنها اکنون سعی میکنند موقعیت خود را حفظ کنند، احتمالاً این است که آنها یک باند مافیایی تسکیل دادهاند، که از جنگی که به قیمت جان صدها هزار اوکراینی تمام شده است، بطور هولناکی سود میبرند.
تیم ترامپ این نقشه را، که در به زانو درآوردن روسیه شکست خورده است، به شدت تغییر میدهد، و در حال انجام یک مانور بزرگ برای آوردن روسیه به سمت خود است.
آیا در این فضا برای ترکیه فرصتی وجود دارد؟
نویسندگان بسیاری پیوسته اینرا می گویند: «اکنون، اتحادیه اروپا در وضعیت تضعیفشده آن، به ترکیه با عملکرد ارتش و تسلیحات آن نیاز دارد دارد؛ ترکیه میتواند به اتحادیه اروپا دعوت شود یا قطبها دیگر میتوانند برای آن جا باز کنند.»
در این ستون، ما از این اصل پیروی میکنیم که هرگز به طبقه سرمایه ترکیه و «حزب عدالت و توسعه» توصیه نکنیم و نگوییم «بهتر است به آنجا بروید».
با این وجود، در این محیط که رقابت امپریالیستی در حال داغ شدن است، تسلیح سریع ترکیه و اشتهای آن برای کشورهای خارجی به ما میگوید که ناگزیر دچار مشکل خواهد شد.
بیایید صادق باشیم
صدوهفتاد سال پیش، مارکس در مانیفست کمونیست نوشت:
«بورژوازی، هر جا که به قدرت رسید، کلیه مناسبات فئودالی، پدرشاهی و احساساتی را بر هم زد. پیوندهای رنگارنگ فئودالی را که انسان را به “مخدومین طبیعی” خویش وابسته میساخت، بیرحمانه از هم گسست و بین آدمیان پیوند دیگری، جز پیوند نفع صرف و “نقدینه” بیعاطفه باقی نگذاشت. هیجان مقدس جذبه مذهبی و جوش و خروش شوالیه مآبانه و شیوه احساساتی تنگنظرانه را در آبهای یخزده حسابگریهای خودپرستانه خویش غرق ساخت.»
پس از این همه سال، امپریالیسم در حال بازگشت به خویشتن خویش است، و گفتمان ناصادقانهای را که سوسیالیسم قرن گذشته بر آن تحمیل کرده بود، حداقل در ایالات متحده، کنار میگذارد.
ترامپ می گوید: «ما ۵۰۰ میلیارد دلار برای جنگ اوکراین هزینه کردیم، شما بدهی خود را با همین مقدار فلزات کمیاب پرداخت خواهید کرد.» او آلمان، لهستان و… را کنار میگذارد، و به اوکراین به مثابه یک مستعمره حمله میکند.
غزه، پاناما، گرینلند، نیاز به گفتن ندارند.
این صداقت برای درک چیستی امپریالیسم خوب است.
حال که شما اینقدر صادق هستید، بگذارید ما هم صادق باشیم.
«طبقه سرمایه، ابزار تولید، بانکها، سلاحها و هوش مصنوعی خود را به شکلی که از آن استفاده میکنید زمین بگذارید، و گورتان را از تاریخ بشر گم کنید.»
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/erhan-nalcaci/emperyalizmin-yalan-dunyasi-ve-durustlugu-396304
