تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

چهارشنبه، ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
منبع: «902.gr»، پایگاه خبری حزب کمونیست یونان
نویسنده الیسئوس واگناس*
سه‌شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶

ایران: چرا «تمساح‌ها» بوی تعفن می‌دهند؟

 

ما کانال‌های تلویزیونی را می‌شناسیم که برای توجیه اقدامات دولت‌های ضد مردمی، گاهی صدای بسیج‌های کارگری و مردمی را خاموش می‌کنند، و گاهی مستقیماً به عقل سلیم میلیون‌ها نفر تماشاگر توهین می‌‌کنند. ما دقیقاً همین تاکتیک را در روزهای اخیر از رسانه‌های بورژوازی دیده‌ایم که به عنوان سخنگوی انتخاب‌ها و برنامه‌های بی‌رحمانه دولت، با هدف تضعیف وحدت کشاورزان و لکه‌دار کردن مبارزه عادلانه آن‌ها علیه بسیج‌های روستایی عمل ‌کردند.

با این حال، هرگز به ذهنمان خطور نمی‌کرد که روزی تصاویر تلویزیونی از حوادث ساحل تسالونیکی را به عنوان تصاویری از تظاهرات در ایران به خورد ما بدهند! این فراتر از تصور است! چنین است «میل شدید» برای کسب اطلاعات درباره رویدادهای ایران…

لازم نیست خیلی باهوش باشید تا بفهمید که همه این‌ها برای توجیه نقشه‌های جنگی قریب‌الوقوع «متحدین» دولت فعلی «مکراسی نو»، و هم‌چنین دولت‌های قبلی («سیریزا»، «پاسوک») است. ما درباره نقشه‌های ایالات متحده صحبت می‌کنیم که به همراه دولت اسرائیل، در حال برنامه‌ریزی یک مداخله امپریالیستی دیگر در ایران هستند، که ادامه مداخله در ونزوئلا و تهدیداتی است که پس از آن علیه کوبا، کلمبیا، مکزیک و گرینلند وجود دارد. ایالات متحده و اسرائیل در ایران نیز به دنبال تعیین تحولات سیاسی در ایران به نفع منافع ژئوپلیتیکی خود هستند.

«اشک تمساح» که نه تنها توسط ایالات متحده، بلکه توسط دولت یونان نیز ریخته می‌شود، چیزی بیش از یک ماسک مناسب برای ترویج طرح‌های مداخله‌جویانه امپریالیستی نیست. اگر روابط نزدیک آن‌ها با رهبران خودکامه عربستان سعودی و خلیج فارس، و هم‌چنین موضع آن‌ها در قبال سرکوب مردم فلسطین و نسل‌کشی آن‌ها در غزه توسط دولت جنایتکار اسرائیل در نظر گرفته شود، اعتبار آن‌ها فرو می‌ریزد.

همه ما می‌توانیم درک کنیم که هم اعلامیه‌های امروز درباره «دموکراسی» و هم اعلامیه‌های سال گذشته درباره برنامه هسته‌ای ایران ابداً به واقعیت ربطی ندازند.

اصل مطلب را باید در این واقعیت جستجو کرد که ایران به دلیل اهمیت ژئواستراتژیک و منابع انرژی‌اش، دائماً در تیررس آمریکا و اسرائیل است.

موقعیت جغرافیایی کلیدی آن در مسیرهای حمل‌و‌نقل بار و انرژی قرار دارد که حمل و نقل کوتاه‌تر و اقتصادی‌تر را تضمین می‌کند، مانند «دالان حمل و نقل بین‌المللی شمال-جنوب» که بندر بمبئی (هند) را به بندر عباس (ایران) متصل می‌کند و از طریق شبکه ریلی و جاده‌ای ایران به دریای خزر و از آنجا به آستاراخان (روسیه) می‌رسد. تخمین زده می‌شود که این مسیر زمان حمل‌و‌نقل بار از آسیا به اروپا را، در مقایسه با مسیر کانال سوئز، ۴۰٪ و هزینه‌ها را ۳۰٪ کاهش می‌دهد.

ایران هم‌چنین یک مرکز کلیدی در «جاده ابریشم»، یعنی در استراتژی انحصارات چینی برای اتصال چین به اروپا از طریق زمین است. در حال حاضر قطارهای باری وجود دارند که از چین شروع می‌شوند، از ترکمنستان و ایران عبور می‌کنند و در ترکیه و اروپا به پایان می‌رسند.

ایالات متحده، که به ویژه نگران نقش رو به رشد چین است، می‌داند که تا ۱۰ تا ۱۵ درصد از کل واردات نفت خود را از ایران تأمین می‌کند، در حالی که برنامه‌هایی برای انتقال گاز طبیعی از ایران به پاکستان و چین وجود دارد. چین سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی برای تضمین جریان بدون مانع انرژی از ایران انجام داده است.

البته جوانب بسیار بیش‌تری، مانند ارتباط ایران با عراق، هند، ترکیه، روسیه و غیره وجود دارد که نمی‌توانیم در این‌جا به آنها بپردازیم، اما شایان ذکر است که ایران ضلع شمالی تنگه هرمز را کنترل می‌کند، تنگه‌ای که تقریباً ۲۰ تا ۲۵ درصد از مصرف جهانی نفت و یک‌سوم گاز طبیعی مایع روزانه از آن عبور می‌کند.

و همه موارد فوق به تلاش بورژوازی اسرائیل، چه از طریق توافق‌نامه‌های ابراهیم و چه از طریق «شلاق» نظامی، برای تضعیف نقش طبقات بورژوازی رقیب در منطقه، مانند ایران، و تقویت بیش‌تر موقعیت آن مرتبط است.

آنچه این تحولات برجسته می‌کند، خطر درگیری بیش‌تر در جنگ و خونریزی بیش‌تر مردم برای منافع انحصارات است. به همین دلیل است که مردم ما نیز باید اقدامات خود را تقویت کنند، تهدیدها و مداخلات امپریالیستی علیه سایر مردم را محکوم کنند و از دولت حزب «دمکراسی نو» بخواهند که از برنامه‌های امپریالیستی دست بردارد و هر بخش از نیروهای مسلح را از مأموریت‌های یوروآتلانتیک در خارج از کشور، مانند سامانه «پاتریوت» که به عربستان سعودی ارسال شده و ناوچه‌ای که در دریای سرخ است، بازگرداند.

* الیسئوس واگناس عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان و رئیس بخش روابط بین‌الملل است.