تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

پنج‌شنبه، ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: ییگیت گونای
سه‌شنبه، ۳ مارس ۲۰۲۶

الگوی «دفاع موزاییکی» ایران: تصور «عدم کنترل» ممکن است عمداً توسط تهران رواج داده شود

 

از روز سوم جنگ، بحثی درباره تاکتیک‌های نظامی ایران، به‌ویژه در رسانه‌های غربی آغاز شد، که به «الگوی دفاع موزاییکی» اشاره دارد. به‌طور خلاصه، این الکو رویکردی را پیش‌بینی می‌کند که در آن جناح‌های محلی از پیش تعریف‌شده در ساختار نیروهای مسلح می‌توانند به ابتکار خود و مستقل از هماهنگی و فرماندهی مرکزی ملی، عملیات نظامی انجام دهند.

این الگو «موزاییک» نامیده می‌شود زیرا اگرچه قطعات وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، یک تصویر را تشکیل می‌دهند، اما وقتی یکی از قطعات را بردارید، شیش نمی‌شکند، موزاییک سالم باقی می‌ماند.

این توصیف ناگزیر به حالتی از «فقدان کنترل» اشاره دارد: در غیاب یک «اراده مرکزی» که مسئول مدیریت کارکردهایی، مانند تنظیم اهداف و اولویت‌های استراتژیک، هماهنگی استفاده از زور و مقیاس، مذاکره با دشمن و اشخاص ثالث و اجرای آتش‌بس باشد، شما باید بپذیرید که با نیرویی روبه‌رو هستید که تحت تأثیر پیام‌ها و پیامدهای اقدامات شما قرار نمی‌گیرد، «به میل خود» عمل می‌کند و بنابراین «بدون آن می‌توانید پشت میز مذاکره بنشینید».

آیا واقعاً اینطور است؟

به نظر می‌رسد که دولت تهران می‌خواهد این تصویر «موزاییکی» و برداشتی که از آن ایجاد می‌شود، گسترش یابد، هرچند که در تهران و در عمل اینطور نیست.

این توصیف تا حدودی دقیق است: نیروهای مسلح ایران و نیروهای وابسته به آن، اختیار دارند در مورد موضوعات مشخص، مستقل از تهران و در چارچوب آنچه که به نظر می‌رسد یک استراتژی دفاعی از پیش برنامه‌ریزی شده است، عمل کنند، و به آن عمل می‌کنند.

با این حال، اگرچه درگیری در روز چهارم شدت یافت، با نگاه به کل تصویر، می‌توان گفت که به جای یک وضعیت خارج از کنترل، یک تاکتیک تشدید بسیار کنترل‌شده دنبال می‌شود.

همانطور که دیروز در تحلیل خود نوشتیم، به نظر می‌رسد استراتژی ایران برای این جنگ کم‌تر درباره وارد کردن خسارات قابل توجه به اسرائیل است، که به نظر می‌رسد آستانه درد آن بسیار بالا است، و بیش‌تر درباره متقاعد کردن ایالات متحده به این است که به دلیل قرار گرفتن در نیمکره دیگر، منابع محدودی در منطقه دارد، و متقاعد کردن کشورهای میزبان ایالات متحده در منطقه به این است که هزینه جنگ علیه ایران از هرگونه دستاورد بالقوه بیش‌تر است.

در واقع، افزایش تدریجی اما محدود حملات به تأسیسات و زیرساخت‌های انرژی، بیش‌تر نشان‌دهنده‌ یک برنامه است تا فقدان کنترل. به همین ترتیب، افزایش تدریجی و مداوم اقدامات متقابل نیروهای نیابتی ایران در منطقه، به ویژه نیروهای مستقر در عراق، می‌تواند به یک استراتژی متمرکز مشابه مرتبط باشد. و وقتی صحبت از تمرکززدایی می‌شود، این نیروهای شبه‌نظامی هستند که به احتمال زیاد شدیدترین شکل «فقدان کنترل» را نشان می‌دهند و در را برای اقدامات غیرمنتظره و اغراق‌آمیز باز می‌کنند.

پس چرا تهران می‌خواهد چنین برداشتی ایجاد شود و «الکوی دفاع موزاییکی» در کانون توجه قرار گیرد؟

لازم به ذکر است که علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در اظهارات دیروز خود، این جنگ را «آزمون استقامت» توصیف کرد و تأکید نمود که ایران برای یک جنگ طولانی مدت آماده است.

پیام‌های مکرر از ایران مبنی بر این‌که «این یک جنگ بدون خطوط قرمز یا قوانین است» به وضوح این تصور را تقویت می‌کند که ایران «قدرتی غیرقابل پیش‌بینی است که نمی‌توان با آن مذاکره کرد»، هرچند به نظر می‌رسد ایران هنوز به شدت به خطوط قرمز و قوانین پایبند است.

همانطور که دیروز تأیید شد، با وجود این‌که ترامپ در همان روز اول از طریق ایتالیا پیشنهاد آتش‌بس ارسال کرد، و طبق اطلاعات فاش شده به مطبوعات غربی، پس از آن از طریق کانال‌های مختلف تلاش کرد با ایران تماس بگیرد، ایران پیشنهادهای آتش‌بس را رد می‌کند.

واکنش ایران تاکنون، که آمریکا و اسرائیل را غافلگیر کرده، افکار عمومی غرب را گیج کرده است. این واقعیت که مقامات برلین به مطبوعات آمریکایی گفتند: «به نظر می‌رسد طرح آمریکا در واقع ناشی از فقدان برنامه‌ریزی است، و پایتخت‌های اروپایی از این بابت بسیار نگرانند»، وضعیت موجود را خلاصه‌ می‌کند.

ایران که در ابتدا به دنبال دور زدن رادارها و سایر سیستم‌های نظارتی ایالات متحده بود، و سپس به تدریج زرادخانه‌های دفاع هوایی ایالات متحده و اسرائیل را با موشک‌ها و پهپادهای نسبتاً ارزان و نسل قدیمی‌تر خالی کرد، هنوز نسل جدید سلاح‌های خود را که قادر به وارد کردن خسارات سنگین هستند، به کار نگرفته است.

در تحلیل دیروز خود، گفتیم که استراتژی ایران، به جای گسترش جنگ به منطقه، با هدف ارسال یک پیام به طرفین، به ویژه کشورهای عربی خلیج فارس، برای تغییر محاسبات خود پس از پایان جنگ بوده است. به نظر می‌رسد ایران به بخشی از هدف خود دست یافته است. کشورهای عربی خلیج فارس با ارسال پیام‌هایی به ایالات متحده و از طریق کشورهای ثالث مانند روسیه به ایران، خواهان پایان جنگ هستند.

با این حال، ایران مصمم است که گزینه باقی ماندن چشم‌انداز منطقه‌ای پس از جنگ به همان شکل قبل از جنگ را نپذیرد. وقتی جنگ دوازده روزه پایان یافت، همه در منطقه متوجه شدند که آتش‌بس اساساً یک مکث موقت تا حمله بعدی است. رژیم تهران نمی‌خواهد دوباره همان دوره انتظار را طی کند. وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور، علی‌رغم سرکوب خشونت‌آمیز ناآرامی‌های اجتماعی اخیر، باید این پرسش‌ها را در درون رژیم ایران نیز ایجاد کند که آیا می‌توان روند آماده‌سازی مشابهی را به راحتی انجام داد یا نه.

تهران امیدوار است زمانی که آتش‌بس اعلام می‌شود، ایالات متحده و کشورهای منطقه‌ای که میزبان ایالات متحده هستند، متوجه شده باشند که تلاش برای بی‌ثبات کردن ایران، که در درجه اول توسط منافع اسرائیل هدایت می‌شود، و سیاست‌های خصمانه آن‌ها نمی‌تواند به همین شکل ادامه یابد.

از این منظر، قابل پیش‌بینی است که با فرسایش تدریجی قابلیت‌های دفاع هوایی ایالات متحده و اسرائیل، ایران تا زمانی که سلاح‌های پیشرفته خود را بکار نگیرد، آتش‌بس را نخواهد پذیرفت.

پیش‌بینی این‌که این سلاح‌های پیشرفته، عمدتاً موشک‌های بالستیک، کجا را هدف قرار خواهند داد، دشوار است، زیرا به نظر می‌رسد واشنگتن هنوز در مورد مسیر اقدامی که باید در این وضعیت جدید اتخاذ شود، شفافیت ندارد.

در حالی که ایران به کشورهای خلیج فارس هشدار می‌دهد «این برای شما پرهزینه خواهد بود»، همچنان از انجام اقداماتی که این کشورها را به جنگ علیه ایران وادار کند، اجتناب می‌کند. قابل پیش‌بینی است که رویکرد مشابهی در مورد موشک‌های بالستیک، به استثنای آن‌هایی که مستقیماً پایگاه‌ها و تأسیسات ایالات متحده را هدف قرار می‌دهند، ادامه یابد.

از سوی دیگر، پرتاب موشک ایران (به شیوه و کمیتی که به وضوح نشان دهنده قصد ارسال پیام به جای ایجاد خسارت است) به پایگاه انگلیس در قبرس (که نباید فراموش شود زیرا عضو اتحادیه اروپا است) نشان می‌دهد که با معرفی سلاح‌های پیشرفته‌تر، تهران ممکن است رویکردی جسورانه‌تر از آنچه قبلاً تصور می‌شد، در انتخاب اهداف خود اتخاذ کند.

البته ابعاد و عوامل زیادی وجود دارند که برخی از آن‌ها نظامی نیستند، و مسیر جنگ را تعیین می‌کنند. با این حال، اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم ایران یک بازیگر «بی‌پروا، درتنگنا و غیرقابل‌پیش‌بینی» است، که از هر سو حمله می‌کند.

https://haber.sol.org.tr/haber/iranin-mozaik-savunma-modeli-kontrolsuzluk-algisi-tahran-tarafindan-kasten-yayiliyor-olabilir