فساد، نئولیبرالیسم و «سرمایهداری انگلی» همه حمایت مردمی از حزب بعث را تضعیف کردند، اما این اکنون یک جنگ بینالمللی است. مشکلات اقتصادی کنونی سوریه با رشد انفجاری بخشهای غیرمولد بخش خصوصی، یعنی «بورژوازی انگلی» که حمامی نسبت به آن هشدار داده بود، تشدید شده است. سوریه یک نقطه اساسی محور مقاومت در برابر سلطه ایالات متحده در خاورمیانه است، زیرا با حزبالله لبنان و با ایران پیوندهای نزدیکی دارد. چپ در بریتانیا، انتقاد آنها از دولت اسد هر چه باشد، باید توهم کمی راجع به این داشته باشد که چه کسانی از «انقلاب سوریه» سود میبرند.

تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم
۳۱ مرداد ۱۳۹۱
منبع: مورنینگ استار
۱۹ اوت ۲۰۱۲
نویسنده: کنی کویل
برگردان: ع. سهند
بذرهای توفان در سوریه
فساد، نئولیبرالیسم و «سرمایهداری انگلی» همه حمایت مردمی از حزب بعث را تضعیف کردند، اما این اکنون یک جنگ بینالمللی است.
نظام سیاسی و اقتصادی سوریه، برای دههها پس از آنکه حافظ الاسد در سال ۱۹۷۰ به قدرت رسید، به نظر میرسید ثبات و استقلال کشور را تضمین کرده است.
بینش بعثی از «ناسیونالسیم عرب» کشور را از چنگال غرب دور نگه داشت، موضع ضداسرائیلی آن سوریه را یک قدرت منطقهای و عرب نمود و بخش دولتی آن نیز به کشور امکان داد شرایط زندگی را بهبود بخشد و مدرنیزاسیون را دنبال کند.
اسد در اوایل دهه ۱۹۷۰، پیوندها با اتحاد شوروی را مستحکم نمود.
او در سال ۱۹۷۲ حزب کمونیست سوریه (SCP) را همراه با گروههای سوسیالیست عرب، ناصریست و ملیگرا به «جبهه ملی ترقیخواه» خود آورد.
از نقطه نظر اسد این نه فقط پایگاه رژیم را گسترش میداد، بلکه به مثابه ابزاری برای تبدیل منتقدین بالقوه به متحدین مطیع عمل میکرد.
حزب کمونیست سوریه گرچه سعی کرد از قانونی شدن خود برای اعمال فشار برای تغییر اجتماعی ژرفتر استفاده کند، اما قبول وضعیت قانونی بدین معنی نیز بود که مجبور بود در محدوده تعریف شده از طرف حزب بعث فعالیت نماید.
گرچه اسد روابط با غرب و دیگر دولتهای عرب را بهبود بخشید- به استثنای عراق، که تحت حکومت گرایش خصمانه و رقیب بعثیسم بود- اتحاد شوروی متحد اصلی و نزدیک نظامی و اقتصادی سوریه شد.
کارشناسان شوروی سوریه را به مثابه یکی از چندین کشور دارای «سمتگیری سوسیالیسی» و بعث سوریه را به مثابه بخشی از یک گرایش بینالمللی «دمکراتهای انقلابی» طبقهبندی میکردند.
هر دو اصطلاح تمایزات مهمی بین سوریه و چیزی که شورویها حکومتهای سوسیالیستی میدانستند قایل بود. با این وجود، تصور این بود که توسعه اجتماعی سوریه زمینه را برای توسعه سوسیالیستی آماده میکند.
تحولات متعاقب در سوریه و جاهای دیگر- در زمانهای گوناگون نویسندگان شوروی همچنین از مصر، الجزایر و عراق با اصطلاحات خوشبینانهای صحبت کرده بودند- نشان داد که این روند چه آسان قابل بازگشت بود. بعداً، همین کشورها سمتگیری سرمایهداری با رژیمهای ارتجاعی غیردمکراتیک را در پیش گرفتند.
معهذا، در سراسر دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به نظر میرسد زمینههایی برای خوشبینی وجود داشته باشد.
یک گزارش کنگره ایالات متحده خاطرنشان میکرد: «در دهه ۱۹۶۰، اصلاحات ارضی، ملی کردن صنایع کلیدی و دگرگونی اجتماعی اقتصاد بر سرعت و مقیاس توسعه اقتصادی تأثیر گذاشت. رشد اقتصاد، بر اساس تولید ناخالص داخلی، به قیمتهای بازار و بر پایه ثابت قیمتهای سال ۱۹۸۰، طی دهه ۱۹۷۰به طور متوسط ۹٫۷ درصد در سال بود.»
به رغم عملکرد درخشان دهه ۱۹۷۰، از اوایل تا اواسط دهه ۱۹۸۰ علایم خطر ظاهر شد.
موازی با بخش دولتی شکل خاصی از توسعه سرمایهداری رشد کرد که از قراردادهای پُردرآمد دولتی و انباشت پول از طریق رشوه و بازار سیاه تغذیه میکرد.
این سرمایهداری خویشاوندی، که مارکسیستها به آن «بورژوازی بوروکراتیک» یا «بورژوازی انگلی» میگویند، از ارتباطات شخصی و پارتیبازی سیاسی برای جمعآوری ثروت استفاده میکرد.
کمونیستهای آفریقای جنوبی که تحولات مشابهی را در کشور خود شاهد بوده اند، به طرز جالبی این اقشار اقتصادی را به عنوان «پولآفرینها» (Tenderpreneurs) [بر وزن «کارآفرینها» (Entrepreneurs)] توصیف کردهاند.
خالد حمامی، عضو هیأت سیاسی حزب کمونیست سوریه در ژوئن ۱۹۸۴ در «ورلد مارکسیست ریویو» [به فارسی «مسایل بینالملل: مجلۀ تئوریک و اطلاعاتی» از انتشارات حزب تودۀ ایران] نوشت که در کشور او «بورژوازی انگلی در حال رشد است و فساد رواج گسترده دارد. محافل حاکمه نسبت به تمام ابتکارات یا فعالیتهای مستقل از طرف تودهها مظنون و ترسناک برخورد میکنند.»
این از زاویه متفاوتی در مصاحبه اخیر جهاد یازقی (Jihad Yazigi) سردببر مجله تجاری «گزارش سوریه» تأیید شده است. او گفته است که در گذشته پیشرفت بخش عمومی مشروعیت عظیمی برای دولت سوریه در میان مردم عادی به وجود آورد، اما «سرخوردگی آنها از آن دوره در پی سه دهه خصوصیسازی، آزادسازی بازرگانی، نادیده گرفتن کشاورزی و مناطق روستایی، و در اولویت قرار دادن بخش خدمات از طرف دولت بوده است.»
یازقی اشاره میکند که تلاش بشار الاسد برای باز کردن اقتصاد نیز تأثیر منفی داشته است، زیرا موافقتنامههای تجارت آزاد و کاهش تعرفهها موجب سرازیر شدن سیل کالاهای خارجی و تضعیف تولیدکنندگان داخلی شده است.
دهقانان در مناطق روستایی به ویژه با خشکسالی و قطع یارانه های دولتی روبهرو شدند که «در عرض کمتر از یک دهه، سهم کشاورزی در تولید ناخالص داخلی را از حدود ۲۵ درصد به ۱۹ درصد کاهش داد.»
مشکلات اقتصادی کنونی سوریه با رشد انفجاری بخشهای غیرمولد بخش خصوصی، یعنی «بورژوازی انگلی» که حمامی نسبت به آن هشدار داده بود، تشدید شده است.
قدری جمیل، اقتصاددان مارکسیست تخمین میزند که فساد بین ۲۰ تا ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی سوریه است، که از طریق معاملات دولتی و استثمار منابع دولتی مانند فروش کالاهای یارانه ای در بازار آزاد تولید میشود.
خانواده و دوستان نزدیک بشار الاسد بدون تردید از بهرهمندشدگان هستند.
رامی مخلوف، ثروتمندترین مرد کشور پسرخاله اسد است که داراییهای او شامل مستغلات و عامل (اوپراتور) تلفن همراه عمده کشور میشود. اینها تمام بخشهای بازرگانی هستند که عمدتاً بر تأیید و مجوز دولت قرار دارند.
افزایش بیکاری- به ویژه در میان جوانان- افزایش فقر و ظهور فخرفروشانه یک طبقه سرمایهدار مرتبط با نظام سیاسی، در کنار تقاضاها برای آزادی سیاسی بیشتر، علل کلیدی داخلی ناآرامی سوریه بوده اند.
معهذا، تلاشهای گذشته حزب بعث و کشور در راه خود-اصلاحی سیاسی و تجدید حیات اقتصادی به نظر میرسد بیثمر بوده اند و رهبری اسد تنها پس از انفجار تظاهرات گسترده در سال ۲۰۱۱ با رخوت پاسخ داده است.
با تغییر مبارزه از اعتراض مدنی به مبارزه نظامی، شکایات و تقاضاهای مشروع اعتراضات اولیه و پیشنهادهای دیر خود اسد برای اصلاحات در حاشیه قرار گرفته اند.
به حای آن، خطوط نبرد واقعی پیرامون موضوعات حاد مهم منطقهای کشیده شده اند. سوریه یک نقطه اساسی محور مقاومت در برابر سلطه ایالات متحده در خاورمیانه است، زیرا با حزبالله لبنان و با ایران پیوندهای نزدیکی دارد.
این به معنی نادیده گرفتن تاریخ سیاست خارجی سوریه نیست. حافظ الاسد در سال ۱۹۷۶ در جنگ داخلی لبنان در سمت نیروهای راستگرای مارونی علیه فلسطینیها و چپ لبنان مداخله نمود.
سوریه تا سال ۲۰۰۵ به اشغال شمال لبنان ادامه داد. مداخله «برادر بزرگ» سوریه در لبنان رنجش عظیم ماندگاری را به وجود آورد.
در نخستین جنگ خلیج در ۱۹۹۰-۹۱، سوریه از ایالات متحده علیه همسایه خود عراق حمایت کرد. در آن دوره، جیمز بیکر وزیر امور خارجه ایالات متحده یک مسافر منظم به دمشق بود.
به رغم این، سوریه کلاً یک خط مستقل را در امور بینالمللی دنبال کرده است.
اکنون ایالات متحده فرصتی میبیند تا این را تغییر بدهد و سوریۀ بعد از اسد را به یک حکومت دستنشانده تبدیل کند.
استراتژی ایالات متحده در لحظه از مداخله مستقیم فاصله دارد، اما به جای آن از نیروهای نیابتی استفاده میکند.
دیوید ایگناتیوس، نویسنده دارای ارتباطات خوب «واشنگتنپست» در ۱۹ ژوئه نوشت: «سیا چندین هفته است که با اپوزیسیون سوریه طبق یک فرمان غیرمهلک که به ایالات متحده اجازه میدهد گروهها را ارزیابی کند و با فرماندهی و کنترل به آنها کمک نماید، همکاری میکند. شماری از افسران اطلاعاتی اسرائیل نیز در مرز سوریه فعالیت میکنند، گرچه آنها کمتر علنی میشوند.»
معلوم نیست برای «سیا»، با توجه به گزارشهای معتبر درباره دخالت مستقیم آژانس در مسلح کردن میلیشاهای برگزیدهای از شورشیان «ارتش آزاد سوریه»، چه فرمانی مهلک و چه فرمانی غیرمهلک است. به علاوه مظنونهای همیشگی- ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا- ائتلاف بینالمللی ضدصدام از همبسترهای در ظاهر غیرمحتملی تشکیل میشود.
عربستان سعودی، که در حال حضار شاهد اعتراضات تازه در میان جمعیت شیعه خود است، دوست دارد یک رژیم جدید دوست ریاض را در دمشق ببیند، و نتیجتاً ایران را از یک متحد کلیدی محروم کند.
دولت اسلامگرای ترکیه با سعی و کوشش از رهبری اخوانالسملمین حمایت کرد و از حامیان عمده لجستیک برای فرماندهی «ارتش آزاد سوریه» است. به علاوه، میخواهد جنبشهای ملی کردهای سوریه را، که از اقلیت کرد خود در ترکبه حمایت میکنند، خنثا سازد.
اسرائیل به اشغال سوریه و لبنان و اراضی فلسطینی ادامه میدهد. اسرائیل بلندیهای جولان را بعد از جنگ ۱۹۶۷ گرفت و این منطقه اکنون محل پیشرفتهترین تکنولوژی جاسوسی اسرائیل است. دمشق در فاصلهای کمتر از ۶۰ کیلومتر قرار دارد.
در مصاحبهای که در ۱۷ ژوئیه در «میامی هرالد» منتشر شد، یک افسر اطلاعایت ارشد اسرائیل مستقر در نزدیکی مرز اسرائیل با سوریه اذعان نمود که اسرائیل جزییات حیاتی از نبرد جمعآوری میکند. به نقل از این مقام گزارش شد: «ما تا حد نام فرماندهان گردان، میدانیم در سوریه چه میگذرد. ما این اطلاعات را با شرکای مربوط در میان میگذاریم.»
شخص میتواند حدس بزند این «شرکا» چه کسانی هستند، اما میتوان با اطمینان گفت که این اطلاعات نظامی حساس، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، به میلیشاهای شورشی داده میشوند تا آنها بتوانند حملات خود را هماهنگ نمایند.
چپ در بریتانیا، انتقاد آنها از دولت اسد هر چه باشد، باید توهم کمی راجع به این داشته باشد که چه کسانی از «انقلاب سوریه» سود میبرند.
http://www.morningstaronline.co.uk/news/content/view/full/122853
