تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
منبع: دمکراسی مردم
نویسنده: ام. آ. بابی
یکشنبه، ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶
بریکس: آرزوها در میان تضادها

هجدهمین نشست سران بریکس در دهلی نو که در ۱۲ و ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار شد، یک بیانیه ۱۴۰ بندی صادر کرد؛ بیانیهای که به طور همزمان، هم بر آرزوهای جنوب جهانی پافشاری میکند و هم آینهای تمامنما از تضادهای درونی خود این گروه است. برای چپ، وظیفه نه هورا کشیدن و نه نادیده گرفتن است؛ بلکه خوانش انتقادی این سند است، تا مشخص شود در کجا به مبارزه علیه یکجانبهگرایی به رهبری آمریکا کمک میکند، در کجا ناکام میماند، و در کجا رفتار خود دولت هند به روح این بیانیه خیانت میکند.
نه یک همایش ضد-امپریالیستی
بریکس یک جبهه ضد-امپریالیستی نیست؛ بلکه همایشی است که چندجانبهگرایی را در برابر پروژه تکقطبی تحت حمایت آمریکا تقویت میکند. این مرزبندی اهمیت دارد. [این] گروهبندی کشورهایی با نظامهای اجتماعی کاملاً متفاوت را در خود جای داده است: اقتصاد دارای سمتگیری سوسیالیستی چین، سرمایهداری الیگارشیک روسیه، و دولت بورژوا-ملاک هند با محوریت بورژوازی بزرگ که اکنون توسط نیروهای شرکتی-فرقهایِ هندوتوا اداره میشود. البته زمانی که ما به دیگر کشورهای عضو نگاه کنیم، تنوع افزایش مییابد. بنابراین، این اعضا متحدانی در یک مبارزه مشترک ضد-سرمایهداری نیستند؛ بلکه همگی دولتهایی هستند که میکوشند در یک نظم بینالمللی غیردموکراتیک، دلار-محور و آمریکا-محور، فضایی را برای خود دستوپا کنند.
آن محدودیت، ذاتی است. این نشان میدهد چرا این بیانیه «اقدامات قهری یکجانبه» را محکوم میکند اما نامی از ایالات متحده نمیبرد. این توضیح میدهد چرا بیانیه از «حداکثر خویشتنداری» در غرب آسیا سخن میگوید، بدون اینکه اسرائیل را به عنوان متجاوز معرفی کند. سکوتهای این بیانیه تصادفی نیستند؛ بلکه بهای اجماع میان دولتهایی با اتحادها و منافع طبقاتیِ متفاوت است
وزن اقتصادیِ بدون نفوذ سیاسی
کشورهای عضو بریکس روی هم رفته بیش از نیمی از جمعیت جهان و تقریباً یکسوم تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهند. آنها وزن اقتصادی عظیمی دارند، اما در نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، از نفوذ سیاسی متناسب با این وزن برخوردار نیستند. این یک ناهنجاری است که بیانیه به دنبال برطرف کردن آن است.
بیانیه خواهان اصلاح در شورای امنیت سازمان ملل است؛ جایی که در میان اعضای گروه، فقط چین و روسیه عضو دائم آن هستند. بیانیه به دلیل اشاره به اینکه «تاکنون هیچ زنی به عنوان دبیرکل سازمان ملل انتخاب نشده است»، شایسته تقدیر است. این باید فوراً در انتخابات آتی دبیرکل که بهزودی برگزار میشود، مورد توجه قرار گیرد. و البته، زنی که به این سمت انتخاب میشود باید فردی باشد که نماینده و مدافع منافع جنوب جهانی باشد. این از آن جهت حائز اهمیت است که تا به امروز، فقط یک شهروند از آمریکای لاتین و حوزه کارائیب، و از آفریقا و آسیا نیز هر کدام فقط دو نفر این سِمَت را اشغال کردهاند.
بیانیه خواهان اصلاحات در صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی است تا وزن در حال تغییر اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه را بهتر منعکس کنند؛ از حق رأی و سهمیه بیشتر نمایندگی و روندهای شفافتر انتخاب-رهبری حمایت میکند. بیانیه از اصلاح سازمان تجارت جهانیپ شتیبانی نموده و بار دیگر بر حمایت خود از یک نظام تجاری چندجانبه، باز، قابل پیشبینی و مبتنی بر قوانین تأکید میورزد. بیانیه نگرانی شدید خود را نسبت به افزایش تعرفهها، موانع غیرتعرفهای و اقدامات حمایتی ابراز میدارد. بیانیه اقدامات قهری یکجانبه مغایر با قوانین بینالمللی را محکوم میکند، خاطرنشان میشود که اینگونه اقدامات به شکلی نامتناسب بر فقرا و آسیبپذیرها تأثیر میگذارند. بیانیه در مورد کوبا به دلیل تشدید محاصره یکجانبه ابراز نگرانی کیکند، بر ضرورت پایان دادن به آن تأکید مجدد میکند.
اینها مواضع مغتنمی هستند. اما آنها در چارچوب اصلاح، نه فراتر رفتن از نهادهای سرمایهداری جهانی، باقی میمانند. بیانیه، جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره، شروط تعدیل ساختاری صندوق بینالمللی پول یا معماری بدهی که کشورهای جنوب جهان را در بردگی دائمی نگه میدارد، به چالش نمیکشد. ترتیبات ذخیره مشروط بریکس و ابتکار ضمانتهای چندجانبه بریکس گامهایی به سوی تابآوری مالی بشمار میآیند، اما گامهای کوچکی هستند. «بورس غلات» پیشنهادی بریکس و شبکه «اگرین» (AGRIN)، امنیت غذایی را بدون مواجهه با انحصارات تجاری-کشاورزی شرکتی که بر سیستمهای غذایی جهانی تسلط دارند، مورد توجه قرار میدهند.
چالشهای پیش روی کشورهای جنوب جهانی
فقر، مراقبتهای بهداشتی، بیکاری، بدهی و هوش مصنوعی، همگی چالشهای پیش روی کشورهای جنوب جهانی هستند. کشورهای عضو بریکس نیز، به جز شاید چین که صدها میلیون نفر را از فقر بیرون آورده و ظرفیت فناوری بومی را توسعه داده است، با این چالشها روبهرو هستند. بیانیه این چالشها را به رسمیت میشناسد: به دستور کار ۲۰۳۰ (اهداف توسعه پایدار) متعهد میشود، نابرابری را به عنوان علت اصلی اکثر چالشها میشناسد و به پیشنهاداتی برای تشکیل یک هیئت بینالمللی در مورد نابرابری توجه میکند. بیانیه به مدیریت هوش مصنوعی، زیرساختهای عمومی دیجیتال، همکاریهای بهداشتی، سل، امنیت غذایی و آمادگی در برابر بلایا میپردازد.
اما شناخت مسأله راهحل نیست. این چالشها فقط زمانی برطرف میشوند که در برابر امپریالیسم آمریکا و تجاوزگریهای آن ایستادگی شود و از پذیرش قواعد نظم جهانی که برای استخراج مازادِ اقتصادی از پیرامون و تمرکز آن در مرکز طراحی شده است، خودداری گردد. خواستِ بیانیه برای دسترسی بیشتر جنوب جهانی به منابع هوش مصنوعی و همکاریهای بینالمللی، تا زمانی که رژیم مالکیت فکریِ زیربناییِ آن – که تحت کنترل شرکتهای آمریکایی است – دستنخورده باقی بماند، بیمعناست. حمایت آن از پوشش همگانی سلامت، اگر قیمتگذاری انحصاری شرکتهای بزرگ داروسازی به چالش کشیده نشود، پوچ است. مفاد مربوط به امنیت غذایی آن نیز، تا زمانی که یارانههای کشاورزی در ایالات متحده و اتحادیه اروپا به تغییر شکل و اختلال در بازارهای جهانی ادامه دهند، ناکافی خواهد بود.
تغییرات اقلیمی: کشورهای توسعهیافته باید بپردازند
تغییرات اقلیمی نگرانی عمدهای برای کشورهای عضو بریکس است. آخرین فاجعه طبیعی که در نپال مشاهده شد و اثرات «ال نینو» در کشور ما، بارانهای نامتعارف و سیلهای شدید از یک سو و خشکسالی از سوی دیگر، منعکسکننده تأثیر تغییرات اقلیمی بر کشور ما هستند. با توجه به چنین پیشینهای، مایه دلگرمی است که بیانیه خواستار سیستمهای قویتر کاهش خطر بلایا شده و اذعان میکند که اقتصادهای در حال توسعه با چالشهای مالی جدی مرتبط با آبوهوا، از جمله شکافهای بزرگ در بودجه برای انطباق، روبهور هستند. اما در اینجا نیز، بیانیه از ذکر نام مقصران خودداری میکند.
بحران اقلیمی یک مسئولیت مشترک نیست؛ بلکه محصول دو قرن انتشار لجامگسیخته کربن توسط کشورهای توسعهیافته است. اصل «مسئولیتهای مشترک اما متمایز» که در کنوانسیون چهارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیمی گنجانده شده است، باید رعایت شود. کشورهای توسعهیافته، نه جنوب جهانی، باید این مسئولیت را به دوش بکشند. آنها به کشورهایی که استعمار و استثمار کردهاند، یک «بدهی اقلیمی» دارند، و باید آن را از طریق انتقال فناوری، تأمین مالی ترجیحی و کاهش واقعی انتشار آلایندهها در کشورهای خود پرداخت کنند. کشورهای عضو بریکس باید به جای اکتفا به تأمین مالی برای انطباق، خواهان پرداخت غرامت برای خسارات اقلیمی شوند.
هند: شریکِ کوچک امپریالیسم آمریکا
آشکارترین تضاد در نشست دهلی نو، رفتار دولت هند است. دولت مرکزی به رهبری حزب «بیجیپی» یک سیاست خارجی را، که با ایالات متحده سازش میکند و به عنوان شریکِ کوچک آن عمل مینماید، در پیش گرفته است. این رویکرد با روحِ چندقطبیگرایی در تضاد است.
هند از طریق توافقنامههای نظامی و تجاری مانند «کوآد» و «آکوس» برای مهار چین، مشارکت استراتژیک خود را با ایالات متحده ژرف کرده است. حتی علیرغم اینکه بیانیه خواستار خودگردانی فلسطینیها در مرزهای ۱۹۶۷ با پایتختی اورشلیم شرقی است، رابطه استراتژیک خود را با اسرائیل حفظ میکند. هند در مورد تجاوز ایالات متحده علیه ایران، ونزوئلا و کوبا سکوت کرده است. هند از محکوم کردن قطعی خشونت نسلکشانه اسرائیل در غزه خودداری کرده است.
این رفتارِ کشوری نیست که به چندجانبهگرایی متعهد باشد. این رفتار کشوری است که میخواهد بدون پرداخت هزینههای مقابله با سلطهجویی آمریکا، از مزایای عضویت در بریکس بهرهمند شود. دولت «بیجیپی» به رهبری مودی، میخواهد بر سر میز جنوب جهانی بنشیند و همزمان به ساز آمریکا برقصد.
دولت باید در سیاست خارجی خود تجدیدنظر کند، در همبستگی کامل در کنار فلسطین، ایران، کوبا، ونزوئلا و دیگر کشورهای هدفِ ایالات متحده بایستد. دولت باید بیاموزد با واقعیت – هم خارجی و هم داخلی- روبهرو شود. بر اساس پژوهشی که توسط «مرکز عربی تحقیقات و مطالعات سیاسی» در ۱۵ کشور غرب آسیا انجام شده است، ۴۴ درصد از شرکتکنندگان، اسرائیل و ۲۱ درصد، ایالات متحده را به عنوان دولتی معرفی کردهاند که بیشترین تهدید را برای امنیت اعراب ایجاد میکند. ایران با فاصلهای زیاد و با تنها ۶ درصد در رتبه سوم قرار گرفت. این روند جدیدی نیست: اسرائیل همواره به عنوان اصلیترین تهدید و ایالات متحده همواره در رتبه دوم قرار داشته است. نزدیک به اتفاق آرا، یعنی ۸۴ درصد از پاسخدهندگان موافق بودند که سیاستهای اسرائیل امنیت و ثبات منطقه عربی را تهدید میکند، در حالی که ۷۷ درصد همین نظر را درباره سیاستهای ایالات متحده داشتند. هنگامی که از آنها درباره دیدگاه کلیشان نسبت به آمریکا سوال شد، ۵۶ درصد احساسات منفی ابراز کردند که این میزان بالاتر از آمار یک دهه گذشته است. این وضعیت فقط محدود به افکار عمومی جهان عرب نیست؛ نظرسنجی بهار ۲۰۲۶ «مرکز تحقیقاتی پیو» درباره نگرشهای جهانی که ۳۶ کشور را پوشش داد، نشان داد که اکثریت قاطع مردم در بیشتر کشورها، دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند. دولت هند باید چشمان خود را به روی این واقعیت باز کند و از ایالات متحده و اسرائیل فاصله بگیرد.
واقعیت دیگر، داخلی است. دولت پیش از برگزاری نشست سعی کرد، با پوشاندن زاغهها و دور کردن بیخانمانها از مراکز شهر، فقر را پنهان کند. فقر، تورم، بیکاری و بیخانمانی را نمیتوان با پنهانکاری، دستکاری در آمار اقتصادی یا هیاهوهای تبلیغاتی نادیده گرفت و به فراموشی سپرد.
راه پیش رو
بیانیه دهلی نو گلایههای جنوب جهانی را منعکس میکند. بیانیه تحریمهای یکجانبه را به چالش میکشد. بیانیه از حقوق فلسطینیها حمایت میکند، و خواستار اصلاحات ساختاری در نهادهای بینالمللی است. اما بیانیهها مردم را آزاد نمیکنند، مبارزات مردم را آزاد میکنند.
چپ باید شکاف میان شعار و واقعیت را بر ملا کند، دولتها را پاسخگو نگه دارد، و جنبشهایی بنا نهد که بتواند تغییر واقعی تحمیل نماید. بریکس یک همایش ضد-امپریالیستی نیست. وظیفه رها کردن آن نیست، بلکه متحول ساختن آن و سوق دادن آن فراتر از مرزهای چندجانبهگرایی است.
مردم فلسطین، ایران، کوبا و ونزوئلا به چیزی فراتر از بیانیهها نیاز دارند. آنها نیازمند اقدام عملی هستند. و این اقدام از سوی طبقه کارگرِ متشکل، دهقانان، جوانان و همه کسانی صورت خواهد گرفت که از پذیرش جهانی که توسط امپریالیسم آمریکا ساماندهی شده است، سر باز میزنند. مبارزه ادامه دارد.
https://peoplesdemocracy.in/2026/0920_pd/brics-aspirations-amidst-contradictions
