تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم
۷ مهر ۱۳۸۹
منبع: گرانما، ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۰
تأملات رفیق فیدل کاسترو: چیزی که آنها میخواهند نفت ونزوئلاست

دیروز، در باره چیزی که اگر ونزوئلایی بودم انجام میدادم، نوشتم. توضیح دادم که انسانهای فقیرند که بیشترین لطمه را از فجایع طبیعی میبینند و دلایل آن را گفتم. سپس اضافه کردم: «… هر جا که امپریالیسم حکمرانی میکند و اولیگارشی فرصتطلب بیشترین سهم از کالاها و خدمات ملی را دریافت میکند، تودهها چیزی برای از دست دادن یا به دست آوردن ندارند. امپراتوری کمترین علاقهای به انتخابات ندارد … در ایالات متحده، حتا در انتخابات ریاست جمهوری، کمتر از ۵۰ درصد واجدین شرایط رأی میدهند.»
امروز اضافه میکنم که، حتا موقعی که آنها برای کل مجلس نمایندگان، بخشی از سنا یا دیگر مناصب مهم رأی میدهند، حضور رأیدهندگان در ایالات متحده بیشتر نیست. پرسیدم، پس چرا آنها منابع عظیم رسانهای خود را به کار میگیرند تا سعی کنند دولت انقلابی بولیواری ونزوئلا را در دریایی از دروغ و افترا غرق کنند؟ آنچه آنها واقعاً میخواهند نفت ونزوئلاست.
همه ما طی این انتخابات، گروهی حرامزاده را دیدهایم که، همدست با مزدوران در روزنامهها، رسانههای رادیو و تلویزیون محلی، تا آنجا رفتهاند که برای محو آزادی مطبوعات در ونزوئلا تلاش نمایند.
دشمن به بخشی از هدف خود رسید: مانع شدن از اینکه دولت بولیواری اکثریت دوسوم را در پارلمان به دست آورد.
شاید امپراتوری تصور کند که به پیروزی بزرگی دست یافته است. من کاملاً خلاف آن را باور دارم: نتایج انتخابات ۲۶ سپتامبر یک پیروزی برای انقلاب بولیواری و رهبر آن هوگو چاوز فریاس را نشان میدهد.
در این انتخابات پارلمانی، مشارکت رأیدهندگان به میزان بیسابقه ۶۶٫۴۵ درصد رسید. امپراتوری، با منابع عظیم خود، قادر نشد جلو «حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا» را، که ۹۵ کرسی از ۱۶۵ کرسی را به دست آورد- با ۶ کرسی که هنوز اعلام نشده است- بگیرد. مهمترین نتیجه، افزایش تعداد جوانان، زنان و دیگر رزمندگان آزمودهای است که انتخاب شدند.
امروز، انقلاب بولیواری قوه مجریه، یک اکثریت بزرگ در پارلمان و حزبی را دارد که قادر به بسیج میلیونها رزمنده به سود سوسیالیسم است.
ایالات متحده فقط از حمایت احزاب پراکندهای در ونزوئلا برخوردار است، که به علت ترسشان از انقلاب و حرص و آز مادیشان متحدند. این بار آنها نمیتوانند در ونزوئلا به یک کودتای نظامی متوسل شوند، کاری که با آلنده در شیلی و در دیگر کشورهای آمریکای ما کردند.
نیروهای مسلح کشور برادر، هم بخشی از انقلابند و هم آن را ارتقاء میدهند. آنها طبق روحیه نمونه ناجی [بولیوار] آموزش دیده اند، و صفوف آنها بود که رهبران کنونی آغازگر این روند را پرورش داد.
چنین اتحادی از نیروها شکستناپذیر است؛ واقعیتی که با نیم قرن تجربه بسیار روشنتر میشود.
فیدل کاسترو روز
۲۷ سپتامبر ۲۰۱۰
۳٫۲۴ بامداد
