زمانیکه دشمنان آمریکا مرتکب جنایت میشوند، آن جنایت است. زمانیکه ایالات متحده مرتکب جنایت میشود، چیزی اتفاق نیفتاده است. خودداری ما از پذیرش هزینه انسانی که خشونت ما بر کسانی وارد کرده که میخواهیم بر آنها مسلط شویم، آنها را به زانو درآوریم و یا اشغال نماییم، چشمان ما را هم بر روی واقعیات جنگ و هم بر روی بدسگالی امپریالیسم آمریکا میبندد. برتراند راسل فیلسوف فقید نوشت: «در ماهیت امپریالیسم است که شهروندان قدرت امپریالیستی همیشه از جمله آخرین کسانی باشند که پيرامون شرایط در مستعمرات بدانند یا به آن اهمیت بدهند.»

تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم
منبع: ائتلاف جنگ را متوقف کنید
نویسنده: س. ژ. وریمان
۶ اوت ۲۰۱۵
از هیروشیما تا عراق، آمریکا رهبر دولتهای تروريست در جهان است و به آن افتخار میکند
زمانیکه دشمنان آمریکا مرتکب جنایت میشوند، آن جنایت است. زمانیکه ایالات متحده مرتکب جنایت میشود، چیزی اتفاق نیفتاده است!
به گفته پنتاگون، حملات هوایی به سرکردگی ایالات متحده علیه «دولت اسلامی در عراق و شام» فقط دو غیرنطامی را کشته است: هر دوی آنها کودک- «احتمالاً در سوریه».
گروه غیرانتفاعی «جنگهای هوایی» که حملات هوایی ائئلاف را در خاورمیانه دنبال میکند طی یک گزارش جدید به طور مستند مرگ ۵۹۱ غیرنطامی را در نتیجه بیش از ۵۰ مورد از ۵٫۶۰۰ حمله هوایی ثبت کرده است.
زمانیکه آرتور پونسونبی، سیاستمدار معروف انگلیسی در سال ۱۹۲۸ گفت «وقتی اعلام جنگ میشود، نخستین قربانی حقیقت است»- هرگز مشخص نکرد «حقیقت» تحریف شده چه میتواند باشد. با این وصف، شخص اگر همه جنگهایی را که ایالات متحده در آنها درگیر بوده است بررسی کند، ممکن است نتیجه بگیرد که قربانی تعداد کشته شدگان غیرنظامی است.
دولت ایالات متحده و هوراکشان رسانهای همیشه قابل اعتماد آن، به ندرت، اگر نگوییم هرگز، درباره تلفات غیرنظامی بحث و مناظره نمیکنند با بر آن انگشت نمیگذارند. چنین کاری به معنی پذیرش گناهانمان خواهد بود. پذیرش گناهانمان به معنی پذیرش این خواهد بود که ایالات متحده مانند کسانی که وانمود میکند تهدید واقعی به شمار میآیند، ددمنش و غیرمتمدن است.
نوآم چامسکی در مصاحبهای که در «جاهطلبیهای امپریالیستی: گفتوگوهایی در جهان پس از ۱۱ سپتامبر» مندرج است، میگوید: «زمانیکه دشمنان مرتکب جنابت میشوند، آن جنایت است. در واقع، ما میتوانیم با مصونبت کامل درباره آنها غلو نماییم و دروغ بگوییم. زمانیکه ما مرتکب جنایت میشویم، آن اتفاق نیافتاده است.»
اکنون حتا اگر تلفات غیرنظامی به دست ایالات متحده را زیر عنوان بسیار ظاهرپسند «خسارت جانبی» قرار دهید، حداقل باید آنها را درست گزارش نمایید. اما ایالات متحده تاریخی از گزارش تلفات غیرنظامی دارد که در بهترین حالت کمتر از ارقام واقعی و در بدترین حالت به طور حساب شده پنهانکننده است.
نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ گزارشی را در باره نوارهای مکالمات ضبظ شده بین ريیسجمهور نیکسون و هنری کيسينجر وزیر امور خارجه منتشر کرد. در یک مورد، کيسینجر میگوید او میخواهد قتلعام «می لای» را که در آن تفنگداران ایالات متحده بیش از ۵۰۰ غیرنظامی را کشتند، «زیر فرش» بروبد.
در حالیکه کارزار هوایی علیه ویتنام شمالی و ویتکنگ ویتنام جنوبی همچنان با شکست مواجه میشد، نیکسون با عصبانیت استیصال خود را بیان کرد. نیکسون گفت: «آنها نه تنها خلاقیت نشان نمیدهند، بلکه فقط این چیزها را، جنگلها را، بمباران میکنند. آنها باید به آنجا بروند و منظورم این است که واقعاً به آنجا بروند. از آنها میخواهم همه چیز را بمباران کنند. از آنها میخواهم از هواپیماهای بزرگ، از هواپیماهای کوچک، از هر چیز که در آنجا به آنها کمک خواهد کرد، استفاده کنند و بگذارید به آنها کمی شوک بدهیم.»
کيسینجر فوراً دستور را به پنتاگون ابلاغ کرد: «یک کارزار بمباران گسترده در کامبوج. هر چیز که پرواز میکند بر روی هر چیز که حرکت میکند.»
چامسکی میگوید این «آشکارترین دعوت در اسناد تاریخی به آن چیزی است که وقتی دیگران دستور انجام آنرا میدهند، ما آنرا نسلکشی مینامیم.»
بیش از بازی با ارقام
خوب ایالات متحده در ویتنام و کامبوج چه تعداد غیرنظامی کشت؟ این بستگی به این دارد که از چه کسی میپرسید. اگر از دولت ایالات متحده بپرسید، «اسناد رسمی» میگویند حدود ۲ میلیون نفر. اما اگر از سازمانهای غیردولتی که تلفات غیرنظامی را دنبال میکنند بپرسید تعداد حدود ۴ میلیون نفر است.
گرچه تفاوت بزرگی بین ۲ و ۴ میلیون وجود دارد، تفاوت حتا بزرگتری بین ۴ میلیون تلفات غیرنظامی و رقمی وجود دارد که آمریکاییهای عادی فکر میکنند در نتیجه اقدامات نظامی ایالات متحده در ویتنام کشته شدند. نویسندگان «جنگ خلیج: بررسی رسانهها، افکار عمومی و دانش عمومی» یک نظرسنجی انجام دادند که در آن از آمریکاییها پرسیده شد تعداد ویتنامیهای کشته شده در جنگ را تخمین بزنند. پاسخ به طور متوسط ۱۰۰ هزار نفر بود، که فقط ۵ درصد تخمین رسمی ایالات متحده و ۲٫۵ درصد تخمینهای معتبرتر است.
البته، هیچیک از ارقام رسمی و معتبر بالا شامل حدود نیم میلیون نفری نمیشود که به علت در معرض استفاده از سلاحهای شیمیایی بودن، طی دهههای پس از جنگ به طرز دردناک و آهستهای جان باختند.
از نظر زمانی نزدیکتر به ما، داستان تجاوز و اشغال عراق در سالهای ۲۰۱۰-۲۰۰۳ داستانی است که در آن مقامات دولت بوش تعداد تلفات عراقی را دستکاری میکنند. در سال ۲۰۰۵ در یک کنفرانس مطبوعاتی از ريیسجمهور بوش درباره تعداد کشتهشدکان عراقی پرسیده شد. او به شیوه گیج و تحقیرکننده خود گفت که فقط «۳۰ هزار شهروند عراقی» تاکنون در درگیری کشته شده اند.
اما «لنست»، ژورنال پزشکی بسیار معتبر بریتانیا در نوامبر ۲۰۰۴ تحقیقی را منتشر کرد که نتیجه میگرفت تا آن زمان بیش از ۱۰۰ هزار عراقی در نتیجه «اقدامات خشونتبار» کشته شده اند. در سال ۲۰۰۶، دو بررسی از خانوادههای عراقی-که دقیقترین شیوه محاسبه تلفات است- تعداد کشتهشدگان عراق را بین ۴۰۰ هزار و ۶۵۰ هزار نفر قرار داد و هجو بودن «۳۰ هزار» نفر بوش را نشان داد.
جان تیرمن، نویسنده کتاب «مرگ دیگران: سرنوشت غیرنظامیان در جنگهای آمریکا» میگوید: «این بیتوجهی به مرگ غیرنظامیان در جنگهای آمریکا منحصر به عراق نیست. شاهد چندانی وجود ندارد که افکار عمومی آمریکا توجه چندانی به مردم ملتهایی نشان دهند که هدف مداخلات نظامی ما قرار گرفته اند.»
تیرمن بیتفاوتی ایالات متحده به تلفات غیرنظامی را به چیزی شبیه میداند که روانشناسان «تئوری جهان عادلانه» مینامند. طبق این تئوری «انسانها طبیعتاً فرض میکنند که جهان باید منظم و منطقی باشد. زمانیکه “جهان عادلانه” مختل میشود، ما به این گرایش پیدا میکنیم حادثه را به مثابه یک انحراف» توضیح دهیم، و زمانیکه جنگها برای ایالات متحده بد پیش میروند، آمریکاییها «قربانیان را نادیده گرفته یا حتا مقصر میدانند.»
بیتفاوتی ایالات متحده
بیتفاوتی آمریکا به تلفات غیرنظامی همچنین در نژادپرستی از طریق چیزی ریشه دارد که ریچارد استاتکین مورخ فرهنگی آنرا «افسانه سر حد» مینامد، تحت تأثیر این، آمریکا همیشه سعی دارد یک «دشمن وحشی» را به زانو درآورد و این افسانه است که راهی را آمریکاییها در آن خود و جهان پیرامون خود را میبینند تعیین میکند. استوتکین میگويد: «دشمن وحشی بدون محدودیت میکشد و ترور میکند… تا نژاد متمدن را نابود کند یا بیرون براند و نژاد متمدن میآموزد مانند آنها عمل کند. نتیجتاً، دایرهای از قتلعام و انتقام شروع میشود که دو طرف را به سمت یک جنگ نابودکننده سوق میدهد.»
بیتفاوتی به «وحشیهای» خارجی و مصایب آنها حتا در نظام آموزش عمومی ایالات متحده مدون شده است. سوزان فوجیتا، استادیار تاریخ مدرن ایالات متحده، یک بررسی از کتب درسی تاریخ «منتشر شده در ایالات متحده در فاصله سالهای ۱۹۴۹ و ۲۰۱۰» انجام داد.
از ۵۸ کتاب درسی که به بمب اتمی اشاره کردند، فقط ۴۲ کتاب به تعداد کشتهشدکان غیرنظامی در هیروشیما، و فقط ۱۸ کتاب به تلفات غیرنظامی در ناگازاکی اشاره کردند. برای هیروشیما، در ۳۵ کتاب درسی ارقام کمتر از تخمینهای رسمی سازمان ملل متحد بود. برای ناگازاکی، تقریباً همه ارقامی کمتر از تخمینهای رسمی سازمان ملل متحد ذکر کردند.
خوب، تخمینهای سازمان ملل متحد چیست؟ برای هیروشیما، ۱۴۰ هزار کشته غیرنظامی. برای ناگازاکی ۷۰ هزار کشته غیرنظامی. اکنون این را با تخمینهای رسمی ایالات متحده، انجام شده توسط «بررسی استراتژیک ایالات متحده از بمباران» مقایسه کنید که تعداد غیرنظامیان کشته شده را به ترتیب ۷۰ هزار و ۳۵ هزار نفر ذکر میکند.
خودداری ما از پذیرش هزینه انسانی که خشونت ما بر کسانی وارد کرده که میخواهیم بر آنها مسلط شویم، آنها را به زانو درآوریم و یا اشغال نماییم، چشمان ما را هم بر روی واقعیات جنگ و هم بر روی بدسگالی امپریالیسم آمریکا میبندد. برتراند راسل فیلسوف فقید نوشت: «در ماهیت امپریالیسم است که شهروندان قدرت امپریالیستی همیشه از جملۀ آخرین کسانی باشند که پيرامون شرایط در مستعمرات بدانند یا به آن اهمیت بدهند.»
چامسکی میگوید اينکه ما آخرین کسانی هستیم که مطلع می شویم، به این علت است که «کارزار تبلیغاتی گسترده ما را از دانستن باز میدارد» و اینکه «زمانی که شما درباره جنايات خودتان سکوت میکنید، این هم تبلیغات است.»
بفرمایید. دفعه دیگر که با آمریکاییها صحبت میکنید نظرسنجی خود را انجام دهید. بپرسید چه تعداد غیرنظامی در ویتنام، هیروشیما، ناگازاکی، عراق، سوریه، پاناما، کوبا، نیکاراگوئه، کره و جاهای دیگر کشته شدند. شرط میبندم آنها ندانند یا اهمیت ندهند. و به این دلیل است که همانطور که چامسکی در سال ۲۰۱۴ نوشت: آمریکا «رهبر دولتهای تروريستی است و به آن افتخار میکند.»
