تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ»(soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: اورهان گوکدمیر
۲۳ نوامبر ۲۰۲۴

ترک کیست؟ ترکیه کجاست؟

 

اجازه بدهید با پرسش نخست آغاز کنیم، ترک کیست؟ ترک یک موجود اساطیری است. اما فرانسوی‌ها، آلمانی‌ها و کردها هم همینطورند. ملت‌ها چیزی جز اساطیر نیستند. به این فاکت که به تابو مبدل شده‌اند توجه نکنید، کشف ملت‌های اروپایی، این‌جا و آن‌جا تاریخی سیصد ساله دارد. «ترکیسم» ما عمر کوتاه‌تری دارد، در پایان قرن نوزدهم کشف شد. پیش از آن، «ترک» صرفاً واژه‌ای بود که در امپراتوری عثمانی به عنوان توهین بکار برده می‌شد. در تاریخ پچوی و نشیری از ترک‌ها به عنوان مادون‌ترین طبقه جامعه، در کنار کردها و کولی‌ها یاد شده است.

پس ترکیه کجاست؟ ما در منابع بیزانسی برای نخستین‌بار به نام جغرافیایی «ترکیا» یا ترکیه برمی‌خوریم. ترکان چادرنشین در اعماق بیزانس [امپراتوری روم شرقی] پیشروی می‌کردند، از مهاجرت آن‌ها نمی‌شد جلوگیری کرد، این یک نام تحمیلی بود. در قرن ششم، آسیای مرکزی ترکیه بود؛ در قرن نهم و دهم، منطقه بین ولگا و اروپای مرکزی ترکیه بود. شرق آن کشورِ خزر، و غرب آن کشورِ مجار نامیده می‌شد. در قرن سیزدهم، کولمن، ترک برده نامیده می‌شد و مصر و سوریه به دلیل حکوکت‌شان ترکیه نامیده می‌‌شدند. این یک نام چادرنشینی است، درست مانند منبع آن. آناتولی از قرن دوازدهم به بعد با عشایر چادرنشین آشنا شد و مناطقی که در آن زندگی می‌کردند به عنوان ترکیه پذیرفته شد. این یک بستر روشن، قطعی، اما ناثابت دارد. ترکیه تمام مناطقی بود که ترک‌ها در آن زندگی می‌کردند.

با این حال، آن‌ها منشأ دو تشکیلات مهم در منطقه ما شدند. ترک‌ها پایه اساسی تأسیس امپراتوری عثمانی هستند. اما بعدها عثمانی‌ها به بنیانگذاران خود پشت کردند و دشمن آن‌ها شدند. سپس، ترک‌ها در منطقه‌ای که ما اکنون ایران می‌نامیم، پایه نظامی و اجتماعی دولت صفویه را تشکیل دادند. «رفتن به سوی شاه» گرایش اساسی شد، ترک‌های آناتولی با کاروان‌هایی به سمت ایران حرکت کردند. ایران برای مدتی طولانی بیش‌تر از امپراتوری عثمانی ترکیه بود. بازگشت ترکیه به آناتولی با «حزب اتحاد و ترقی» و جمهوری بود.

***

تاریخ عثمانی در این میان تاریخ خصومت با ترکان است. عبارت «اتراک، بی‌ادراک» (ترک‌های نفهم) از ملا سعدالدین افندی (۱۵۹۹-۱۵۳۷)، یکی از شیخ‌الاسلام‌های قرن شانزدهم به ارث رسیده است. اثر او به نام «تاج التواریخ» پر از توهین به ترک‌ها و ترکمن‌ها است. نفرت او از ترک‌ها غیرقابل توصیف است. ترک‌هایی که او از آن‌ها متنفر است، ترکمن‌های چادرنشینی هستند که به شاه گرایش دارند.
پیش و پس عبارت «ترک نفهم» ملا سعدالدین نیز مهم است

«پلید تاجی بر سر خود نهاد
ترک‌های بی‌ادراک را مرید کرد.»

«Başına tac aldı çıkdı ol pelid
«İtdi bî-idrak Etrak’i mürid.

بطو خلاصه، او می‌گوید: «آن مرد پلید، با تاجی بر سر ظاهرشد و ترک‌های بی‌‌ادراک را مرید خود کرد.» مرد پلید تاج بر سر، شاه اسماعیل، شیخ صفوی است. ترک‌های بی‌ادراک همان ترکمن‌های آناتولی، قزلباش‌ها هستند که می‌خواهند به شاه اسماعیل بپیوندند.

“Ey Kadimî Türke hiç olma yakın
Sözleri olur ise dürr ü semin
Zinhar olma Türke yakın
Kes başın, kanın dök, çekme gam
Oktul-üt Türke velevkâne ebâk”

شاعر در این‌جا می‌گوید: «ترک را حتی اگر پدرت باشد بکش». نویسنده این «شعر» که در سال ۱۴۹۹ سروده شده است، حافظ حمدی چلبی، یک دوشیرمه با نام مستعار «قدیمی» است. نفرت او عمیق است. ترک‌ها وحشی‌اند، «خرهای سوار بر خر.»

مصطفی علی از گلیبولو، شخصیت قرن شانزدهم، در اثر خود به نام «موائد النفایس» می‌گوید: «مردم شلخته‌ای که نام‌های آناتولی، کارامان، رملی را بر خود نهاده‌اند، البته مردمی روستایی‌اند، آن‌ها مردمی از جهات مختلف زشت هستند، و در میان‌شان افراد زیبا و ملیح کم است.» او یکی از نویسندگان تنفر نسبت به ترکان در زمان یاووز سلیم [سلطان سلیم اول] است. مورخ عثمانی قرن هفدهم، منشی‌باشی احمد دده، در اثر خود «صحائف‌الاخبار»، ترک‌ها و کولی‌ها را با هم تحقیر می‌کند.

“Türk’ün dilberidir gayetli inat
Şehir dili bilmez lisanı kubat
Kelamında eder Türklüğün ispat
Hayvan gibi gözün diker samana!”

این یک شعر از آشیق نوری از توکات در قرن نوزدهم است. او ترک‌ها را به حیواناتی که چشم‌شان به کاه است تشبیه می‌کند.

بنابراین، هدف عبارت «ترک‌های بی‌ادراک» یک ترک انتزاعی نیست، بلکه ترکمن‌ها است. عثمانی‌ها آن‌ها را از خود نمی‌دانند، آن‌ها را دشمن می‌دانند. زیرا عثمانی‌ها حکومت مسلمانان و مسیحیان اسکان‌یافته علیه چادرنشین‌ها هستند. آن‌ها روابط خود را با قبایل چادرنشین قطع کرده‌اند. ارتش آن‌ها کاسموپولیتن (جهان‌وطنی) است؛ متشکل از دوشیرمه [کودکان مسیحی از بالکان که با زور از خانوده‌های خود جدا می‌شدند-عدالت]، مزدوران و دهقانان مسیحی روملی [رم‌ایلی به معنی سرزمین‌ روم-عدالت] است. بیزانس از عثمانی‌ها در برابر چادرنشین‌ها حمایت می‌کرد. آناتولی رم است، مناطق خارج از کنترل بیزانس که چادرنشین‌ها در آن زندگی می‌کنند ترکیه است. ترک‌های چادرنشین دولت‌هایی ایجاد کردند، اما به دولت‌های ترک تبدیل نشدند. عثمانی‌ها هم ترک نیستند. آن‌ها در ابتدا مسلمان نبودند، در هنگام نیاز توانستند چنین ظاهر شوند، اما هرگز ترک نبودند. مثلاً یاووز سلیم [سلطان سلیم اول-عدالت] فقط به دلیل سنی بودن‌شان به کردها تکیه می‌کرد اما از ترس صفویان همیشه از ترک‌ها متنفر بود.

اسکان یافته‌ها در وهله اول مسلمان، و سپس سکنه محل اسکان خود هستند. اسکان‌یافته از جادرنشین نفرت دارد، و چادرنشین از اسکان‌یافته. چادرنشین اسکان‌یافته‌های کم تحرک و تنبل را تحقیر می‌کند. اسکان‌یافته‌ها چادرنشین‌ها را دشمن اسلام و تمدن می‌دانند. نفرت عثمانی‌ها از ترک‌ها تا جنگ جهانی اول ادامه داشت، طبیعتاً، مردم اسکان‌یافته در آناتولی خود را مسلمان می‌دانستند و ترک نامیدن خود را توهین تلقی می‌کردند. هنگامی که شوکت سوریا آیدمیر، که در سال ۱۹۱۵، بیش از ۳۰۰ سال پس از ملا سعدالدین افندی، در جبهه شرقی مشغول به خدمت بود، از سربازان هنگ خود پرسید: «آیا شما ترک هستید؟» پاسخی که دریافت کرد این بود: «به قزلباش‌ها می‌گویند ترک، ما مسلمان هستیم». به عبارت دیگر، حتی در این تاریخی مؤخرتر، ترک به معنای قزلباش است . ترک‌ها چادرنشین بودند، آن‌ها برای اسکان‌یافته‌ها در شهرها و روستاییان مستقر یک تهدید بودند. آن‌ها در مقابل اسلامی‌سازی نیز مقاومتی شکست‌ناپذیر داشتند. به این دلیل، ایجاد «آگاهی ملی» درباره «تُرکیّت» دشوار و دیر بود.

کسانی که تُرکیّت را به معنای کنونی آن کشف کردند، دو روشنفکر مجارستانی یهودی‌الاصل بودند. ما «تُرکیّت» مدرن را مدیون آرمینیوس وامبری (Arminius Vambery) و لئون کاهون (Leon Cahun) هستیم. ما از آن‌ها آموختیم که ترک هستیم، اما قبول نکردیم. از سوی دیگر، کمالیست‌ها معتقد بودند که ما برای ملت بودن باید ترک هم باشیم. آن‌ها به اطراف آناتولی سفر کردند و در روستاها به دنبال ترک‌ها گشتند، اما فقط مسلمانان را یافتند. جمهوری ترکیه که از این استیصال ظهور نمود، اولین حکومت ملی ترکی است که نام ملت را یدک می‌کشد.

***

«من، یک انسان،
من، شاعر و کمونیست ترک، ناظم حکمت،
من از سر تا به پا ایمانم
من از سر تا به پا مبارزه، آرزو و امیدم…»

طبیعتاً، نام ترک و ترکیه با جمهوری مشروعیت یافت. این حکمتی است که در پس اعلان غرورآمیز «من یک ترک هستم» شاعر کمونیست ناظم حکمت قرار دارد. او کمونیست است، اما عاشق وطن و ملت است. روستایی، یک روستایی ترک است، ملت، ملت ترک است. او در شعری که پس از آن‌که جان فاستر دالس، وزیر امور خارجه آمریکا گفت: «ارزان‌ترین سرباز ناتو سرباز ترکیه است، فقط ۲۳ سنت برای ما هزینه دارد» سرود:
«آن، ملت فقیر دلاور، سخت‌کوش من است،
ملت بزرگ ترک مانند هر ملتی…».

تصادفی نیست که او حماسه بی‌نظیر انقلاب ترکیه را نوشت. به این دلیل است که ریشه‌های آن در آناتولی و شاخه‌های آن در ابدیت جهانی است.

***

مصطفی کمال برنامه‌ای غرب‌گرایانه را دنبال می کرد که بازمانده دوران روشنگری بود، بنابراین باید ادعا می‌کرد که هیتی‌ها ترک بودند. گرچه او ادعا می کرد که هیتی‌ها ترک بودند، در واقع می‌خواست بگوید که ترک‌ها اصالتا هیتی هستند. زیرا زمانی‌که جمهوری ترکیه تاسیس می‌شد، اروپا با لحنی نژادپرستانه بر ریشه‌های هیتی خود تاکید می کرد. کمالیست‌ها فکر می‌کردند که این واقعیت که زبان‌های آناتولی (لیدی، کاری، لیکیایی، لوویی، هیتی) منشأ هندو-هیتی دارند، کار آن‌ها را آسان‌تر خواهد کرد. این خاستگاه جنبش «آناتولی‌ایسم» است که جواد شاکر [کاباآچلی»] آن‌را رهبری می‌کرد. آناتولی‌‌گراها می‌خواستند بگویند ما وارث این میراث هستیم. اما زبان ترکی کاملاً خارج از زبان‌های باستانی آناتولی بود. واضح بود که این اتفاق نخواهد افتاد. جنبش کمالیستی جهت ایدئولوژی اروپایی را حس کرد و سعی کرد با یک رویکرد ترک-محور از طریق «تز تاریخ ترک» با نژادپرستی اروپایی مقابله کند.

مبارزه عمیق است. در جنگ استقلال، دشمن بلافصل پادشاهی یونان بود، و آن پادشاهی در نتیجه حمایت اروپا از آن تأسیس شد. به عبارت دیگر، در درون جنگ استقلال، جنگی نیز برای بازتعریف مرزهای اروپا درگرفت. کمالیسم در چنین شرایط نامساعدی مجبور بود یک ملت را اختراع کند، کمالیسم سعی کرد از امت یک ملت تولید کند؛ ما اکنون می‌دانیم که نتیجه بسیار مشکل‌ساز بود.

البته، بعد از همه این‌ها و علی‌رغم همه این‌ها، ترک یک موجود اساطیری است. اما فرانسوی‌ها، آلمانی‌ها و کردها هم همینطورند. ملت‌ها چیزی جز اساطیر نیستند. شاعران بزرگ، هنرمندان، نویسندگان و تصویرگران بزرگی که آن را مجسم می‌کنند، از نوع ناظم هستند. ما می‌توانیم آن را به صورت زیر خلاصه کنیم؛ «جایی که ناظم هست، ترک هم هست!»

https://haber.sol.org.tr/yazar/turk-kim-turkiye-nere-396307