تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: دمکراسی مردم
۲۴ آوريل ۲۰۱۱
نويسنده: ام. ک. پندهی
برگردان: ع. سهند
کسانی که کتاب سوکومال سِن، به نام «طبقه کارگر هند: تاريخ ظهور و جنبش ۲۰۰۰-۱۸۳۰» را مطالعه کرده اند، يقيناً خواندن اين کتاب را، که نتيجه تلاش پُر جد و جهد برای شرح دادن منشاء و رشد جنبش سنديکايی جهانی است، دوست خواهند داشت. کتاب در آستانه شانزدهمين کنگره فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری که از ۶ تا ۱۰ آوريل ۲۰۱۱ در آتن برگزار شد، انتشار يافت. جورج ماوريکوس، دبيرکل فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری در مقدمه خود بر کتاب بههنگام گفته است: «صفحات بعد تلاشی است برای نشان دادن نقاط کليدی اين مسير، به شيوهای ساده، سرراست و هدفمند. شما با سنديکاها در بسياری از کشورهای سراسر جهان آشنا میشويد. هدف اين کتاب تهييج و تجهيز نسل جديد طبقه کارگر برای کارآمدی بيشتر در پيکارشان است.» طبيعتاً، سنديکاليستها نه تنها در هند، بلکه در سراسر جهان با علاقه زياد اين کتاب را مطالعه خواهند کرد.
افزوده ارزشمندی به ادبيات طبقه کارگر
بررسی کتاب «جنبش جهانی طبقه کارگر»؛ نوشته سوکومال سن، کلکته، آژانس ملی کتاب، ۵۱۱ صفحه، قيمت: ۷۰۰ روپيه
کسانی که کتاب سوکومال سِن، به نام «طبقه کارگر هند: تاريخ ظهور و جنبش ۲۰۰۰-۱۸۳۰» را مطالعه کرده اند، يقيناً خواندن اين کتاب را، که نتيجه تلاش پُر جد و جهد برای شرح دادن منشاء و رشد جنبش سنديکايی جهانی است، دوست خواهند داشت. کتاب در آستانه شانزدهمين کنگره فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری که از ۶ تا ۱۰ آوريل ۲۰۱۱ در آتن برگزار شد، انتشار يافت.
جورج ماوريکوس، دبيرکل فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری در مقدمه خود بر کتاب بههنگام گفته است: «صفحات بعد تلاشی است برای نشان دادن نقاط کليدی اين مسير، به شيوهای ساده، سرراست و هدفمند. شما با سنديکاها در بسياری از کشورهای سراسر جهان آشنا میشويد. هدف اين کتاب تهييج و تجهيز نسل جديد طبقه کارگر برای کارآمدی بيشتر در پيکارشان است.» طبيعتاً، سنديکاليستها نه تنها در هند، بلکه در سراسر جهان با علاقه زياد اين کتاب را مطالعه خواهند کرد.
رشد جنبش طبقه کارگر
نويسنده مطالعه تحليلی خود را با رديابی منشاء طبقه کارگر مدرن آغاز میکند. انقلاب صنعتی، که در اواسط قرن هيجدهم در انگلستان شروع شد، زمينه را برای زايش يک جامعه سرمايهداری به وجود آورد. استفاده از ماشينآلات در توليد به مقياس بزرگ، اشخاصی را لازم داشت که کاملاً از کشاورزی جدا شده باشند و به جز نيروی کارشان- که مجبور بودند آن را به طبقه سرمايهداری نوظهوری بفروشند که در صنايع نساجی، زغال سنگ، آهن و راهآهن فعال بود- هيچ منبع معيشتی ديگری نداشتند.
همانطور که سن يادآور میشود، شرايط آزاردهندۀ کارگران در اين فعاليتهای صنعتی کارگران را به اين فکر انداخت که ماشين دشمن اصلی آنهاست و مقاومت در برابر استثمار با نابود کردن خود ماشين شروع شد. تا سال ۱۷۵۲، اتحاديههای کارگری آهسته آهسته ظهور کرده بودند، اما قوانين ضدتجمع نيز برای سرکوب جنبش سنديکايی رو به رشد وضع میشد. مؤلف يادآور میشود که جنبش چارتيستی در اواسط قرن نوزدهم يک تلاش پيشگام برای تشکيل يک تجمع وسيع ملی طبقه کارگر بود.
سن، پس از بررسی رشد ايدههای رفرميستی و تخيلی در جنبش طبقه کارگر، سهم کارل مارکس و فردريش انگلس را در دادن يک ايدئولوژی علمی به جنبش طبقه کارگر در مانيفست کمونيست و بعداً در تشکيل انجمن بينالمللی کارگران، معروف به انترناسيونال اول (۱۸۷۶-۱۸۶۴) بررسی میکند.
مؤلف پس از بررسی رشد جنبش سنديکايی در اوايل قرن بيستم، ايدههای رفرميستی طرح شده به وسيله رهبری از نظر طبقاتی سازشکار و شيوهای را که لنين با عزمی استوار با اين ايدههای رفرميستی و انحرافی در جنبش طبقه کارگر مبارزه کرد، برجسته میکند.
با پيروزی انقلاب سوسياليستی در روسيه، جنبش طبقه کارگر چشمانداز نوينی يافت. سن به تفصيل نقشی را که انترناسيونال سنديکايی سرخ (RILU) بين دو جنگ جهانی ايفاء نمود، بررسی میکند. او همچنين نقشی را که انترناسيونال دوم در خدمتگذاری به طبقه سرمايهدار بازی کرد و شيوهای را که رهبری آن از طريق فدراسيون بينالمللی اتحاديههای کارگری (IFTU) در مقابل قدرتهای فاشيستی تسليم شد، توضيح میدهد.
سن اعتصاب ۹ روزۀ ۵ ميليون کارگر انگلستان در ماه مه ۱۹۲۶ را به طور موجز توضيح میدهد و همچنين نشان میدهد چگونه رهبری حزب کارگر و کنگرۀ اتحاديههای کارگری (TUC) به کارگرانی که برای حقوق مشروع خود مبارزه میکردند، خيانت نمودند. مؤلف اظهارات استالين در باره اين اعتصاب را نقل میکند؛ او گفت: «همانطور که تاريخ نشان داده است، يک اعتصاب عمومی که به يک مبارزۀ سياسی مبدل نشود، ناگزير بايد شکست بخورد.» او همچنين توضيح میدهد چگونه رهبری سنديکايی رفرميست در حمايت از طبقه کارگر طی رکود بزرگ سرمايهداری جهانی (۱۹۳۳-۱۹۲۹) قصور نمود.
به علاوه، سوکومال سن به طور شفاف رشد جنبشهای سنديکايی و سياسی در کشورهای سابقاً مستعمره آسيا، آفريقا و آمريکای لاتين را در فاصله دو جنگ جهانی شرح میدهد. جنبشهای سنديکايی و جنبشهای آزادیبخش ملی در اين کشورها در همکاری نزديک با هم حرکت کردند. مؤلف همچنين رشد و توسعه ايدئولوژی سوسياليستی ذر جنبش طبقه کارگر را به طور مؤثری بررسی میکند. تحولات در هند، طبيعتاً از تأکيد ويژۀ مؤلف برخوردارند.
همچنين، سن جنبش سنديکايی طی جنگ دوم جهانی را بررسی میکند. در آغاز، نيروهای فاشيستی در اروپای غربی پيروز و نيروهای متحدين مجبور به عقبنشينی از آنجا شدند. اما موقعی که هيتلر در ژوئن ۱۹۴۱ به اتحاد شوروی حمله کرد، وضعيت تغيير کرد. از طرف ديگر، ژاپن به پرل هاربر حمله برد و ايالات متحده آن وقت وارد جنگ شد. کنگره اتجاديههای کارگری بريتانيا، در دسامبر ۱۹۴۱، با تشکيل يک «کميته سنديکايی انگليس- شوروی» موافقت نمود، گرچه AFL-CIO از ايالات متحده با آن مخالفت نمود.
با اين وصف، نبرد شکوهمند ارتش سرخ بود که فاشيسم را ريشهکن ساخت و کشورهای اروپای شرقی را آزاد کرد، و در آن کشورها دولتهای دمکراتيک تودهای تشکيل شد. اين سناريوی جهانی را به نحو چشمگيری تغيير داد، و به سود وحدت در جنبش سنديکايی جهانی عمل کرد.
موضوع وحدت در جنبش
در ۶ فوريه ۱۹۴۵ کنفرانسی در لندن برگزار شد که نتوانست در اين مورد تصميمی بگيرد و تصميم گرفته شد که کنفرانس ديگری در پاريس برگزار شود. مؤلف توضيح میدهد چگونه فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری در کنفرانس پاريس در ۸ اکتبر ۱۹۴۵، با سِر والتر سيترين (Sir Walter Citrine) از انگلستان به عنوان رييس و لوئی سيلانت (Louis Saillant) از فرانسه به عنوان دبيرکل آن، تأسيس شد. دفاتر آن در پاريس مستقر شد. اين وسيعترين وحدتی بود که تا آن زمان در جنبش سنديکايی جهانی بنا شده بود.
اما، اين وحدت عمر کوتاهی داشت. مؤلف توضيح میدهد چگونه طرح مارشال که امپرياليستهای ايالات متحده پيشنهاد کرده بودند در صدد بود کنترل اقتصاد اروپايی را به دست بگيرد و چگونه، کشورهای غربی در اجلاسی در لندن در ۹ مارس ۱۹۴۸ تصميم گرفتند طرح مارشال را قبول کنند. فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری در فوريه ۱۹۴۹ دچار انشعاب شد و کنفدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری آزاد (ICFTU) در نشستی در لندن در پايان سال ۱۹۴۹ تأسيس گرديد.
در دورۀ جنگ سرد، ICFTU از سياستهای تجاوزگرانه امپرياليسم ايالات متحده پشتيبانی نمود، در حالیکه WFTU از سياست ضدامپرياليستی، صلح پايدار و ترقی اجتماعی پشتيبانی میکرد. کتاب به تفصيل پانزده کنگرۀ WFTU و فعاليتهای تخريبی ICFTU را بررسی میکند.
کتاب توضيح میدهد چگونه انقلاب در چين در سال ۱۹۴۹، مبارزۀ آزادیبخش مردم ويتنام عليه امپرياليسم ايالات متحده و پيروزی انقلاب کره به تقويت جنبش انقلابی جهانی کمک کرد. موفقيت انقلاب کوبا جنبش طبقه کارگر در سطح جهان را بيشتر تقويت نمود. فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری در نتيجه مبارزات پايداری که جنبش طبقه کارگر انقلابی در تمام گوشههای دنيا پيش میبرد، نيرومندتر شد.
سوکمال سن خاطرنشان میکند که پس از درگذشت استالين، اتحاد شوروی به تدريج از سياستهای ضدامپرياليستی و مبارزۀ طبقاتی دور شد. اين بر سياستهای فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری نيز تأثير گذاشت. کتاب اشاره میکند، «اما متأسفانه، در دورۀ بعد از استالين، فرسايش تدريجی ايدئولوژی مبارزه طبقاتی حاد طبقه کارگر و سرمايهداران و دولتهای آنها مشهود بود و روابط دولت با دولت بر مبارزه طبقاتی ارجحيت يافت. طی سالهای آخر دورۀ بعد از استالين پديده بسيار حاد شد.» سن، به عنوان مثال به مورد هند اشاره میکند که فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری از اعلام همبستگی با اعتصاب قهرمانانه راهآهن در سال ۱۹۷۴ امتناع نمود و چگونه برخورد ميانهای راجع به موضوع تراژدی گاز بوپال نشان داد.
مؤلف سپس يادآور میشود چگونه سرنگونی نظام سوسياليستی در اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی و کشورهای اروپای شرقی به نحو قابلملاحظهای فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری را تضعيف نمود. در جريان به اصطلاح انقلاب فرهنگی، سنديکاهای چين، WFTU را ترک کردند. بعداً سنديکاهای ايتاليايی و فرانسوی نيز از WFTU خارج شدند. فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری در اين فاز وضعيت بسيار وخيمی داشت و فعاليتهای آن کاهش چشمگيری يافت.
احيای ماهيت پيکارگر
مؤلف در ادامه توضيح میدهد چگونه پانزدهمين کنگره فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری که در دسامبر ۲۰۰۵ در هاوانا برگزار شد، ماهيت ضدامپرياليستی آن را احياء کرد و اصل مبارزه طبقاتی را به مثابه رويکرد اساسی WFTU پذيرفت. اکنون مقر فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری از پراگ به آتن منتقل شده است و سازمان گامهای مشخصی برای احيای فعاليتهای خود برداشته است. انترناسيونال سنديکايی (TUI) فعال شده و نشست شورای رياست به طور منظم برگزار میشود.
کتاب توضيح میدهد چگونه فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری شروع به ايفای نقش رهبری در مبارزه عليه جهانیسازی امپرياليستی کرد. علیرغم محدوديت منابع، WFTU امروزه با اعتماد و عزم راسخ به جلو حرکت میکند.
کنفدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری آزاد (ICFTU) و کنگره جهانی کار (WCL) ادغام شدند و کنفدراسيون جهانی اتحاديه کارگری (ITUC) را تأسيس کردند اما در سياست سازمان تغييری حاصل نشده است.
سوکومال سن در پايان بر نياز به يک چشمانداز سوسياليستی برای جنبش طبقه کارگر تأکيد میکند. او به روشنی اشاره میکند که نظام سرمايهداری به علت بحران اقتصادی جهانی شديد محکوم به سقوط است. سرمايهداری جهانی، از طريق دستورهای بانک جهانی- صندوق بينالمللی پول تهاجم شديدی را عليه استاندارهای زندگی طبقه کارگر به راه انداخته است. اما سن اطمينان دارد که طبقه کارگر جهان وارد عمل خواهد شد و نقش رهبری را به عنوان گورکن سرمايهداری ايفاء خواهد نمود.
بنابراين، آنچه که او ضمن تلاش برای ايجاد وحدت طبقه کارگر بر آن تأکيد میکند ضرورت مبارزۀ مشترک عليه سياستهای از نظر طبقاتی سازشکارانه بخشی از رهبری سنديکايی است. تنها با ايفای يک نقش رهبری و بسيج کنندۀ تمام تودههای زحمتکش در هر کشور است که طبقه کارگر قادر خواهد بود در جهت يک دگرگونی اجتماعی بنيادين، برای پايان دادن به استثمار انسان به دست انسان و ملت به دست ملت، حرکت نمايد.
مؤلف مطالب بسياری پيرامون تحولات تاريخی در جنبش سنديکايی جهان گردآورده است. از اهميت کتاب برای کادر سنديکايی سراسر جهان در شناخت از نقش تاريخیشان در دورۀ کنونی هر چه گفته شود کم است.
به طور خلاصه، کتاب «جنبش جهانی طبقه کارگر» افزودۀ مغتنمی به ادبيات دربارۀ جنبش جهانی سنديکايی است.
http://pd.cpim.org/2011/0424_pd/04242011_20.html
توضيح مترجم: «سوکومال سن» يکی از رهبران برجسته سنديکايی هند است. او دبيرکل «انترناسيونال سنديکايی کارکنان دولتی»، وابسته به فدراسيون جهانی اتحاديههای کارگری و دبيرکل «فدراسيون سراسری کارکنان دولتی ايالتی هند» است. رفيق سوکومال سن عضو کميته مرکزی حزب کمونيست هند (مارکسيست) است و از ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۴ نماينده پارلمان هند بود.
پیوند کوتاه: https://tinyurl.com/f9vwj63d
