تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: صدای سوسیالیستی، نشریه حزب کمونیست ایرلند
نویسنده: جیمی کورکوران
۴ آوریل ۲۰۲۵

حزب کمونیست چیست؟

 

چه چیز احزاب مارکسیست-لنینیست را از دیگر احزاب «چپ» متمایز می‌کند؟ تفاوت ما با انواع گوناگون احزاب سوسیال دموکرات، آنارشیست یا تروتسکیست چیست؟

یک تفاوت اصلی، شاید تفاوت اصلی، شناخت ما از روند تغییر تاریخی است. ما جامعه را از طریق منشور ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی، دو مفهوم متمایز اما نزدیک به هم در تئوری مارکسیستی، درک می‌کنیم. ماتریالیسم دیالکتیک روشی است که مارکسیست‌ها با آن واقعیت، طبیعت و اندیشه را درک می‌کنند، در حالی که ماتریالیسم تاریخی کاربرد ماتریالیسم دیالکتیک برای مطالعه جامعه بشری و تاریخ است. همانطور که اریک هابسبام مورخ مارکسیست می‌گوید: «مارکسیسم توضیح می‌دهد که جوامع چرا و چگونه خود را تغییر داده و دگرگون می‌سازند: به عبارت دیگر، فاکت‌های تکامل اجتماعی را توضیح می‌دهد.»[1]

از نظر مارکس، ابزاری که مردم با آن ضروریات زندگی را تولید می‌کنند، اساس جامعه است. ساختارهای اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک (روبنا) هر جامعه بر اساس بنیان اقتصادی آن (زیربنا) شکل می‌گیرد و روبنا نیز به نوبه خود بر زیربنا تأثیر می گذارد. ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی متدولوژی مطالعه جامعه، نگاه به زیربنای اقتصادی آن و طبقات متخاصم درون آن را ارائه می‌کند.

دیالکتیک به هم پیوستگی اشیاء، و این‌که چگونه همه چیز در حال تغییر پیاپی است، بوجود می‌آید، رشد می‌کند و می‌میرد را توضیح می‌دهد. این روند نه در نتیجه یک نیروی خارجی بلکه به دلیل تضادهای درونی اتفاق می‌افتد. در حال حاضر شکاف رو به رشدی در بلوک امپریالیستی «غربی» (ایالات متحده، کانادا، بریتانیا، اتحادیه اروپا، ژاپن و استرالیا) وجود دارد. علت این شکاف چیست؟ رسانه‌های سرمایه‌داری از ما می‌خواهند باور کنیم که اصلی‌ترین، و در واقع، تنها عامل تنش در بلوک، شخصیت دونالد ترامپ است. بدون شک، شخصیت ترامپ تاثیر دارد، اما برای جستجوی دلایل واقعی شخص باید عمیق‌تر تفحص کند. برای یافتن علت، شخص باید فراتر از شخصیت‌ها و به اقتصاد نگاه کند. ایالات متحده که هنوز قدرتمندترین اقتصاد جهان است، نسبت به جمهوری خلق چین و دیگر اقتصادها در «جنوب جهانی» تنزل یافته است. دیگر اعضای بلوک نیز در نزول نسبی و واقعی بوده‌اند. در میان طبقه حاکمه آمریکا پیرامون نحوه پاسخ به این تنزل اختلافاتی وجود دارد، که به تنش با دیگر اعضای بلوک که تابع ایالات متحده هستند، منجر می‌شود. رسانه‌های خصوصی و دولتی بورژوازی بر شخصیت‌ها تمرکز می‌کنند و عوامل اقتصادی زیربنایی را نادیده می‌گیرند. مارکسیسم ابزارهایی را به ما می‌دهد تا از این تحلیل‌های سطحی فراتر برویم و سیاست خود را در رابطه با تحولات واقعی در حال وقوع در اقتصاد تدوین کنیم.

لنین در حالی‌که به دنبال علل جنگ جهانی اول بود، فراتر از اهداف جنگی اعلام شده متخاصمان نگاه کرد و بجای آن به دنبال پاسخ‌ها در تحولات اقتصادی در قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود. او توضیح داد که چگونه سرمایه‌داری در قدرت‌های بزرگ به مرحله‌ای بالاتر رفته است، که او آن را امپریالیسم نامید، مرحله‌ای که در آن رقابت کاملاً به ضد خود- انحصار- تبدیل شد. چ.ن کل جهان در حوزه قدرت‌های امپریالیستی گوناگون قرار گرفت، رقابت برای بازارها و منابع به رقابت بین-‌امپریالیستی انجامید، و آن به جنگ منجر شد. امپریالیسم مترادف با جنگ است.

تحلیل لنین از امپریالیسم، با استفاده از متدولوژی مارکس، به انترناسیونال کمونیستی یک تئوری انقلاب و هم‌چنین یک شناخت از ظرفیت انقلابی مبارزه ضد-استعماری در مبارزه کلی برای سوسیالیسم داد.

برای شناخت درست جامعه و روندهای تغییر، شخص باید ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی را مطالعه کرد. شخص نمی‌تواند در این زمینه فقط یک مقاله یا یک رساله بخواند و باور کند که کل آن‌را می‌داند: نه، شخص باید بارها و بارها به مارکس و انگلس بازگردد. ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی یک تمرین آکادمیک نیست که صرفاً برای شناخت تغییرات اجتماعی طراحی شده باشد. این یک ایدئولوژی مبارزه است، یک ایدئولوژی جانبدار که پرولتاریا را در مبارزه آن علیه بورژوازی مسلح می‌کند. از واحد‌های دانشگاهی درباره «مارکسیسم» شناخت درستی از آن به دست نمی‌آید. دانشگاه‌ها بخشی از روبنا هستند که بورژوازی به وسیله آن جامعه را کنترل می‌کند. «مارکسیسم» دانشگاهی آن‌را به تقلیدی مضحک از خود تقلیل می‌دهد و ماهیت انقلابی آن‌را انکار می‌نماید و در بهترین حالت آن‌را به عنوان یک جریان انتقادی در جامعه‌شناسی بورژوایی می‌بیند. اگر می‌خواهید مارکسیسم را درک کنید، از یک کمونیست بپرسید!

[1]Hobsbawm. E, “On History” London 2005. P.196.

https://socialistvoice.ie/2025/04/what-is-the-communist-party/