تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: شبکه همبستگی (SolidNet)
۶ مه ۲۰۲۵

بخش روابط بین‌الملل کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان

حزب کمونیست یونان، پیرامون «همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم» در مسکو

 

در ۲۳ آوریل ۲۰۲۵، «همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم»، که توسط حزب کمونیست فدراسیون روسیه، و طبق گفته آن، با حمایت دولت و ریاست جمهوری روسیه سازماندهی شده بود در مسکو برگزار گردید.

طبق بیانیه‌های آن، ۴۵۰ نماینده از ۹۱ کشور، به نمایندگی از ۱۶۴ سازمان، در این رویداد شرکت کردند. البته، تاکنون برگزارکنندگان فهرست سازمان‌های شرکت‌کننده را منتشر نکرده‌اند. در فهرست اولیه‌ای که به دست ما رسید، یونان توسط هیئتی از شاخه یونانی به اصطلاح «پلاتفرم جهانی ضد-امپریالیستی» (!) متشکل از ۲… اهل کره جنوبی (!) و هم‌چنین یک زن یونانی، به نمایندگی از شاخه یونانی «جبهه بین‌المللی ضد امپریالیستی» که آن هم نامرئی است، نمایندگی می‌شد. حزب کمونیست یونان، به دلایل مشخصی که در ادامه توضیح خواهیم داد، نه در این رویداد شرکت کرد و نه آنطور که به دورغ تبلیغ شد پیامی فرستاد. اما، همانطور که معلوم شد، شایعات مضحک با حضور یونان به پایان نرسید. مشخص است که ترکیه، در میان دیگران، ظاهراً توسط حزب ملی‌گرای «وطن» (که قبلاً منشأ مائوئیستی داشت)، و اکنون از موضع به اصطلاح «ضد-امپریالیستی» آشکارا از رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور فعلی ترکیه، حمایت می‌کند و شایعاتی وجود دارد که آن را مستقیماً به ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه مرتبط می‌سازد، نمایندگی می‌شد.

با توجه به نکات بالا، باید در این‌جا به این موضوع خاتمه دهیم و خواننده را بیش از این خسته نکنیم. اما، ما نمی‌توانیم این واقعیت را انکار کنیم که احزاب کمونیست و کارگری شرکت‌کننده در «نشست‌های بین‌المللی احزاب کمونیست و کارگری» (IMCWP) نیز در این «همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم» شرکت داشته‌اند. علاوه بر این، ما در گذشته اشاره کرده‌ایم که در «نشست‌های بین‌المللی احزاب کمونیست و کارگری»، که حزب کمونیست یونان نیز در آن شرکت می‌کند، مبارزه شدیدی پیرامون بسیاری از مسائل مهم سیاسی و ایدئولوژیک در جریان است. به همین دلیل است، که ما فکر می‌کنیم مهم است که به موضوع دومین «همایش بین‌المللی ضد فاشیسم» دقیق‌تر بپردازیم.

در مسیری که مشکل‌ساز بودن آن به اثبات رسیده است
نخستین «همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم» دو سال پیش در مینسک برگزار کردید و در آن زمان نیز مانند اکنون، «مبارزه ضد-فاشیستی» موضوع اصلی بود. این موضوع نه تنها از عنوان همایش، بلکه از اظهارات گنادی زیوگانوف، رئیس حزب کمونیست فدراسیون روسیه، نیز مشهود است که خاطرنشان کرد: هدف دومین «همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم»، متحد کردن همه احزاب «چپ»، نیروهای «مترقی» و «میهن‌پرست» جهان علیه خطر فاشیسم و در دفاع از به اصطلاح «جهان روسیه» است، که یکی از «دکترین‌های» اصلی سیاست خارجی کنونی روسیه برای توجیه اقدامات مداخله‌جویانه آن در خارج از کشور بشمار می‌آید.

بنابراین، در عمل می‌بینیم که به نام نیات مثبت، در مبارزه با فاشیسم، به بن‌بست اثبات‌شدۀ تشکیل «جبهه‌های ضد-فاشیستی» در اتحاد با قدرت‌ها و دولت‌های بورژوایی، که آشکارا در سلب مالکیت از خلق‌ها و تقسیم دوباره جهان، با ابزارهای سیاسی و نظامی، شرکت می‌کنند، اولویت داده می‌شود. سیاست اتحادهایی که استراتژی احزاب کمونیست برای تغییر انقلابی جامعه را متلاشی می‌کند و علاوه بر این، مسئولیت‌های نیروهای بورژوایی را که در عمل از سرمایه‌داری حمایت می‌کنند و از طریق چنین «جبهه‌هایی»، خود را «مترقی»، «میهن‌پرست» و «ضدفاشیست» معرفی می‌کنند، لاپوشانی می‌نماید.

بیایید به یاد آوریم که برشت نوشت: «با فاشیسم فقط می‌توان به مثابه سرمایه‌داری، به مثابه عریان‌ترین، بی‌شرمانه‌ترین، سرکوبگرانه‌ترین و خائنانه‌ترین شکل سرمایه‌داری مبارزه کرد. پس اکنون چگونه یک مخالف فاشیسم می‌تواند حقیقت را در مورد فاشیسم بگوید در حالی که نمی‌خواهد چیزی درباره سرمایه‌داری که باعث آن شده است بگوید؟»

دیدگاه یک-جانبه
فراخوان، که سند نهایی «همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم» بود، مسئولیت‌های ایالات متحده آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا را که از نیروهای فاشیستی برای پیشبرد برنامه‌هایشان در اوکراین و کشورهای بالتیک حمایت می‌کنند، برجسته می‌نماید.

اما، این نکته صحیح، زمانی که مسئولیت‌های بورژوازی روسیه در توسعه ایده‌های فاشیستی را نادیده می‌گیرد، ناقص و یک‌جانبه باقی می‌ماند. در متن فراخوان چیزی در مورد این واقعیت وجود نخواهد داشت که:

در روسیه، به طور معمول به کودکان مدرسه‌ای سم کمونیسم-ستیزی، به عنوان مثال، از سولژنیتسینِ ضد شورویِ معروف که همدستان روس‌ها با نازی‌ها را توجیه می‌کرد، و از تحسین‌کنندگان فرانکو بود و از پینوشه حمایت می‌کرد، «خورانده می‌شود»..

رسانه‌های عمومی و خصوصی روسیه مملو از کمونیسم-ستیزی است و پیروزی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بر آلمان فاشیستی به عنوان دستاوردی ارائه می‌شود که بدون، و گاهی اوقات علی‌رغم، عمل حزب بلشویک رخ داد.

رهبری روسیه علناً آثار ایوان ایلین، ایدئولوگ فاشیسم روسی، را برای جوانان تبلیغ می‌کند، در حالی که مدرسه‌ای به افتخار او در یک دانشگاه دولتی مرکزی در مسکو به ریاست فیلسوف ناسیونالیست و فاشیست، آل. دوگین، افتتاح شده است.

یکی از دستاویزهای اصلی دولت روسیه در آغاز جنگ، اصلاح انحرافات سیاست لنین و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در مورد اوکراین و دستیابی به «کمونیسم‌زدایی» واقعی بود، و از این طریق مهمات بیش‌تری برای ضد کمونیست‌ها در همه جا فراهم می‌کرد.

احیای ایده‌های فاشیستی در اوکراین، که یک اتفاق ناگهانی نبود، بلکه سال‌ها با پرورش دیدگاه‌های گوبلز در مورد «نسل‌کشی» ادامه یافت، از «حمایت مادی» بورژوازی روسیه برخوردار بود، زیرا در دوره ۱۹۹۱-۲۰۱۳ (یعنی دوره‌ای که ایده‌های فاشیستی در آنجا ریشه دواندند) بودجه اوکراین به لطف وام‌های ترجیحی روسیه و قیمت‌های ویژه برای انرژی روسیه، حدود ۲۵۰ میلیارد دلار سود برد.

بازیافت «فاشیسم صادراتی»
برعکس، در اسناد «همایش بین‌المللی ضد فاشیسم» تلاشی برای احیای آنچه که ما آن را تفسیرهای نادرست از کمینترن می‌دانیم، که دولت‌های بورژوایی را به «فاشیست» و «دموکراتیک» تقسیم می‌کند، و هم‌چنین تعریف مشکل‌ساز فاشیسم که توسط گ. دیمیتروف در هفتمین کنگره کمینترن به عنوان «(…) یک دیکتاتوری تروریستی آشکار از ارتجاعی‌ترین، شوونیست‌ترین و امپریالیستی‌ترین عناصر سرمایه مالی» ارائه شد، یافت می‌شود. بر این اساس، دیدگاه‌های نادرست در مورد «صدور» فاشیسم به کشورهای دیگر توسط کشورهای فاشیست یا متمایل به فاشیسم دوباره مطرح می‌شوند و در عمل، حمایت از قدرت‌های بورژوایی و حتی کشورهای سرمایه‌داری که شعار ضدفاشیسم سر می‌دهند، ترویج می‌شود.

حزب کمونیست یونان ارزیابی کرده است که: «کنگره هفتم “قدرت” سرمایه مالی را کاملاً منافع سرمایه صنعتی جدا کرد. به این ترتیب، کشورهای سرمایه‌داری را نیز کاملاً به کشورهای فاشیستی و دموکراتیک تقسیم کرد. به مثابه یک پیامد این تفکیک، اتحاد جنبش کارگری و کمونیستی با بخشی از قدرت‌ها و کشورهای بورژوایی ایدئولوژی شد و آمادگی طبقاتی در برابر طبقه مقابل تضعیف گردید.»

امروزه، وقتی برخی افراد به طور گزینشی به آن تعریف از فاشیسم اشاره می‌کنند، این واقعیت را نادیده می‌گیرند که انترناسیونال کمونیستی، پیش از این تعریف از فاشیسم، تعریف دیگری را در برنامه خود (۱۹۲۸) ارائه داده بود که در آن، از جمله موارد دیگر، خاطرنشان کرده بود که «تحت شرایط تاریخی مشخص، مسیر تجاوز بورژوازی، امپریالیسم و ارتجاع به شکل فاشیسم درمی‌آید»، در عین حال ویژگی‌های فاشیسم به تفصیل در قطع‌نامه وضعیت بین‌المللی در ششمین کنگره انترناسیونال کمونیستی (۱۹۲۸) ارائه شده است.

این نیز نادیده گرفته می‌شود که تعریف مشهور دیمیتروف در سال ۱۹۳۵ تحت شرایط تاریخی متفاوتی ارائه شد، زمانی که قدرت‌های امپریالیستی در حال برنامه‌ریزی برای ناپدید کردن تنها دولت سوسیالیستی جهان بودند، در حالی که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، به نوبه خود، در پی ایجاد شکاف بین قدرت‌های امپریالیستی و بهره‌برداری از تضادهای آن‌ها بود. بنابراین، این تعریف از شرایط تاریخی که «موجب» پیدایش آن شد، بسیار دور است و می‌کوشد آن را به صورت مکانیکی و غیرعلمی به شرایط امروز منتقل کند، جایی که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی وجود ندارد و وضعیتی که در روسیه و چین ایجاد شده است به هیچ وجه با اصول سوسیالیسم همخوان نیست. چین یک ابرقدرت سرمایه‌داری است که برای برتری در نظام امپریالیستی جهانی با ایالات متحده آمریکا رقابت می‌کند.

کمونیست‌ها همه نوع دستاویزهای امپریالیستی را افشا می‌کنند
در نهایت، نمی‌توانیم اظهار نظر نکنیم که این«همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم» مشخص در حالی رخ داده است که جنگ امپریالیستی در اوکراین و در مسکو، پایتخت یک کشور سرمایه‌داری، در جریان است؛ کشوری که رهبری آن آشکارا در جنگ درگیر است و با توسل به ضدفاشیسم، علل واقعی جنگ را از مردم پنهان می‌کند، عللی که در چگونگی تقسیم زمین‌های حاصلخیز، خاک‌های کمیاب، انرژی، خطوط لوله، بنادر، مناطق انحصاری اقتصادی دریای سیاه، سهم‌ها بازار و غیره نهفته است.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، که این روزها سرگرم خوش‌وبش و تقسیم اوکراین با به اصطلاح «فاشیست‌های» دولت ایالات متحده است، به گرمی از برگزاری این همایش استقبال کرد و با این کار، همسویی سازمان‌دهندگان «همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم»در پشت اهداف امپریایلستی بورژوازی روسیه نشان داد، و هرگونه شک و تردید نهایی را که ممکن است در مورد اهداف واقعی «همایش بین‌المللی ضد-فاشیسم» به نام مبارزه ضد فاشیستی وجود داشته باشد، برطرف نمود.

فراموش نکنیم که اگر در طرف اوکراینی، گردان آزوف نئونازی، که رهبران اتحادیه اروپا آن را کم و بیش مدافع آزادی و دموکراسی معرفی می‌کنند وجود دارد، در طرف روسیه، از جمله، گروه‌های نئونازی مانند «گروه روسیچ» و «لژیون امپراتوری روسیه» نیز وجود دارند که خود را مدافعان ارزش‌های «جهان روسیه» معرفی می‌کنند.

با نزدیک شدن به نهم ماه مه، زمانی که هشتادمین سالگرد شکست نازیسم توسط اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، ارتش سرخ و جنبش‌های مقاومت مسلحانه را گرامی خواهیم داشت، کمونیست‌ها از حقیقت تاریخی، هم در برابر قدرت‌های بورژوازی که آن را سرکوب یا بازنویسی می‌کنند، و هم در برابر کسانی که آن را تحریف می‌نمایند یا به دنبال تحریف آن هستند، دفاع خواهند کرد.

ما از ضرورت هویت مستقل سازمانی، سیاسی و ایدئولوژیک جنبش کمونیستی دفاع خواهیم کرد، کوشش‌ها برای جذب آن در پروژه‌های امپریالیستی این یا آن طرف درگیری درون امپریالیستی را دفع خواهیم کرد. چه این با دستاویز ضد-فاشیسم، که مورد علاقه رهبری روسیه است، و چه با دستاویز «آزادی» و «دموکراسی»، که مورد علاقه طرف یوروآتلانتیک است، انجام شود.

راه نجات مردم در اتحاد ضد-سرمایه‌داری نهفته است، اتحادی که علیه سیاست‌های ضدمردمی مبارزه خواهد کرد و به بربریت سرمایه‌داری، جنگ‌ها، بحران‌ها، اتحادهای امپریالیستی و استثمار، فقر، بیکاری، ستم پایان خواهد داد، مبارزات و فداکاری‌های نسل‌های گذشته را تأیید خواهد کرد، راه را باز خواهد کرد و رویاها و نیازهای معاصر مردم را با قدرت کارگری – مردمی، سوسیالیسم – کمونیسم برآورده خواهد ساخت!

http://solidnet.org/article/CP-of-Greece-On-the-International-Anti-Fascist-Forum-in-Moscow/