تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: شورش
نویسنده: کارلوس ارنستو سورینو والدز*
۵ مه ۲۰۲۵
حوثیها کیستند و چگونه به یک عامل ژئوپلیتیک در خاورمیانه تبدیل شدهاند؟
از عهد باستان، جغرافیدانان رومی شبهجزیره عربستان را به سه منطقه بزرگ تقسیم میکردند: عربستان سنگی (Arabia Petraea)، عربستان صحرایی (Arabia Deserta) و عربستان خوشبخت (Arabia Felix). عربستان پترایا منطقهای ناهموار در شمال شبهجزیره وسیع (بزرگترین شبهجزیره جهان) است که عمدتاً نیمهخشک و خشک است و از سوریه، اردن، فلسطین تاریخی و بخشی از سینا امتداد دارد. این منطقه سرشار از شن و ماسه و صورتبندیهای سنگی متعدد است. عربستان صحرا از شمال با عربستان سنگی هممرز است و از جنوب تا کوههای افسانهای حجاز – جایی که اسلام سرچشمه گرفت – و صحرای بزرگ ربع الخالی امتداد دارد که در سراسر پهنه وسیع آن عمدتاً از شن تشکیل شده است. از این رو لقب «صحرا» به آن داده شده است.
جمهوری یمن، در گوشه جنوب غربی شبهجزیره عربستان، به طور کامل همان چیزی است که ما امروزه با نام عربستان فلیکس میشناسیم. نام آن، که به خوشبختی اشاره دارد، به این واقعیت مربوط میشود که از بین سه منطقه شبهجزیره عربستان، این منطقه به دلیل تأثیرات موسمی و بخار آب از جنوب دریای سرخ، تنها منطقه با مرطوبترین آب و هوا و در نتیجه منابع آب بهتر است. استان صعده یمن دقیقاً در قسمت غربی-مرکزی مرز بین یمن و عربستان سعودی واقع شده است. جنبش سیاسی انصارالله در سال ۱۹۹۰ در آنجا ظهور کرد. این همزمان با یکپارچگی جمهوری یمن (شمال) و جمهوری دموکراتیک خلق یمن (جنوب) رخ داد.
تقسیم اولیه یمن به اوایل قرن بیستم برمیگردد و محصول شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول بود. بخش شمالی یمن در سال ۱۹۱۸ به پادشاهی یمن تبدیل شد، در حالی که انگلیسیها بخش (ژئو)استراتژیک جنوبی را اشغال کردند، جایی که یک جنگ طولانی آزادیبخش علیه حکومت انگلیس در جریان بود. یمن جنوبی در سال ۱۹۶۷ به استقلال خود دست یافت. اگرچه تقسیم دو کشور مدتها قبل از جنگ سرد رخ داده بود، اما در این دوره تاریخی، دو جمهوری در جبهههای مخالف یکدیگر قرار گرفتند. جمهوری یمن با غرب متحد بود، در حالی که جمهوری دموکراتیک خلق یمن روابط محکمی با اتحاد جماهیر شوروی سابق برقرار کرد.
علی عبدالله صالح، رئیسجمهور یمن شمالی که از سال ۱۹۷۸ تا زمان یکپارچگی مجدد در سال ۱۹۹۰ قدرت را در دست داشت، همچنان مسئول دولت جدید فاقی ماند، در حالی که علی سلیم البیده، از جنوب، به عنوان صدر جکومت خدمت میکرد. یمن یکپارچه به یک کشور متوسط با مساحت ۵۲۷،۹۶۸ کیلومتر مربع و جمعیتی به سرعت در حال رشد حدود ۳۴ میلیون نفر تبدیل شد.
مشکلات با همسایه شمالی
از زمانهای قدیم، درگیری بین صحرای عربستان و عربستان خوشبخت غیرمعمول نبود. بادیهنشینان کوچنشین که در صحرای وسیع ساکن بودند، اغلب به سکونتگاههای عربستان خوشبخت، جایی که زمینهای حاصلخیز و آب موجود، رفاه را فراهم میکرد، حمله و آنها را غارت میکردند. با این حال، در سال ۱۹۹۱، خصومتها بین دو منطقه عربی ابعاد جدیدی به خود گرفت. پادشاهی عربستان سعودی به شدت علیه جمهوری تازه یکپارچه یمن واکنش نشان داد. یمنیها پس از حمله عراق به کویت، قاطعانه از شرکت در نیروی ائتلاف (غربی) در جنگ خلیج فارس علیه عراق خودداری کردند. بیش از ۸۰۰۰۰۰ شهروند یمنی، که بسیاری از آنها کارگران مهمان بودند، به زور از عربستان سعودی و سایر پادشاهیهای خلیج فارس اخراج شدند و این بحران بزرگی را در یمن، فقیرترین کشور عربی، ایجاد کرد. وضعیت کلی بسیار پیچیده شد و جای خود را به درگیریهای داخلی داد که به یک جنگ داخلی تلخ منجر شد که در آن افراد قبیلهای نقش بسیار مهمی ایفا کردند. در این بستر بود که قبیله الحوثی ظهور کرد، رشد کرد و به سرعت جایگاه خود را با دو هدف اساسی- مبارزه برای امنیت خود و علیه عناصر فاسد دولت یمن- تثبیت نمود. قبیله حوثی – همانطور که اغلب توسط رسانههای غربی نامیده میشوند – عمدتاً از مسلمانان زیدی تشکیل شده است که اقلیتی در درون دومین شاخه اصلی اسلام، یعنی شیعه، هستند. تخمین زده میشود که ۳۵٪ از جمعیت یمن زیدی است
از سوی دیگر، ذکر این نکته مهم است که در اسلام سنی (شاخه اصلی دیگر اسلام)، جنبشهای وهابی و سلفی وجود دارند که هم زیدیه و هم شیعه را به طور کلی مرتد میدانند، و به آنها برچسب مرتد میزنند. در سراسر شبه جزیره عربستان، زیدیه یمن اقلیتی است که مورد آزار و اذیت و تبعیض گسترده قرار گرفته است.
تأسیس انصارالله با ظهور اسلام سیاسی به مثابه چشماندازی که در آن ناسیونالیسم عربی و سکولاریسم سیاسی غالب بود، موازنه قدرت را در داخل کشور تغییر داد. تأسیس و رهبری انصارالله به دست برادران حسین و عبدالملک الحوتی رخ داد. از آن زمان، حوثیها ابتدا به عنوان یک حزب سیاسی و سپس به عنوان یک شاخه مسلح، و با الهام از شبهنظامیان شیعه حزبالله لبنان، که با آنها و همچنین با جمهوری اسلامی ایران روابط نزدیکی داشته است، رشد نمودند و قدرتمندتر شدند.
حسین ملک در سال ۲۰۰۴ در جریان اعتراضات گسترده علیه دولت علی عبدالله صالح، حاکم دیرینه یمن، ترور شد. موج سرکوب دولتی صدها نفر را کشت. برادرش عبدالله جانشین او شد و از آن زمان به بعد، انصارالله از نظر سیاسی رادیکال شد و دشمنان خود را «امپریالیسم غربی»، صهیونیسم و تمام جنبشهای سلفی مانند داعش و القاعده که عربستان سعودی عمداً شروع به نفوذ به یمن کرد، اعلام کرد. در چارچوب قیامهای بهار عربی، انصارالله از شرایط به نفع خود استفاده کرد و به همراه سایر گروهها، انقلاب یمن را در سال ۲۰۱۱ اعلام کرد. در سال ۲۰۱۴، آنها موفق شدند گروههای سلفی تحت حمایت مالی عربستان سعودی را از شمال یمن بیرون کنند. سال بعد، آنها صنعا، پایتخت یمن، را تصرف کردند، پارلمان را منحل کردند و به نیروی غالب در بیشتر مناطق یمن تبدیل شدند.
از سال ۲۰۱۵، یک درگیری آشکار و اعلام نشده با عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که انصارالله را به دلیل عزم سیاسی قوی و نزدیکی به جمهوری اسلامی ایران، یک تهدید ژئوپلیتیکی داخلی میدانستند، آغاز شد.

نقشه شماره ۱ – قلمرو انصارالله در یمن
ائتلافی از پادشاهیهای خلیج فارس، به همراه ایالات متحده و انگلیس، در چندین مورد یمن را به بهانه حمایت از دولت برکنار شده توسط انصارالله، بمباران کردهاند. شبهنظامیان حوثی در چندین اقدام، قدرت نظامی خود را در جنگ نامتقارن نشان دادهاند، و توانستهاند ضربات سنگینی به اهداف زیرساختی عربستان و امارات وارد کنند و پدافند هوایی پیشرفته آنها را دور بزنند. از زمان برقراری مجدد روابط دیپلماتیک بین ایران و عربستان سعودی، با میانجیگری جمهوری خلق چین، درگیریها با سعودیها کاهش یافته است. امروزه تخمین زده میشود که ارتش انصارالله بین ۱۲۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰ جنگجو داشته باشد. موقعیت ژئواستراتژیک یمن در جنوب غربی شبه جزیره عربستان، به آن کنترل ژئوپلیتیک بالقوه قابل توجهی بر تنگه حیاتی باب المندب در جنوب دریای سرخ میدهد که معمولاً ۱۲ تا ۱۴ درصد از تجارت جهانی از آن عبور میکند
در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۳، بحران دریای سرخ زمانی آغاز شد که جنبش انصارالله رسماً در حمایت از شبهنظامیان حماس در غزه و به طور کلی مردم فلسطین، علیه اسرائیل اعلام جنگ کرد. از آن زمان، شبهنظامیان یمنی بیوقفه به اهداف دریایی اسرائیل، انگلیس و ایالات متحده، چه نظامی و چه غیرنظامی، و همچنین اهدافی در جنوب اسرائیل حمله کردهاند. در نتیجه، اسرائیل را به لغو عملیات در تنها و جنوبیترین اسکله خود در دریای سرخ کرده است مجبور کردهاند؛ منظور ما بندر استراتژیک ایلات است که در سال ۱۹۵۷ دقیقاً برای جلوگیری از عبور ترافیک دریایی شدید و رو به رشد از شرق از کانال سوئز که از نظر تاریخی آشفته و ناپایدار است و توسط مصر کنترل میشود، ساخته شد. حملات شبهنظامیان یمنی همچنین باعث شده است که صدها کشتی در مسیر خود به مقاصد مختلف در اروپا، از مسیر دریای سرخ منحرف شوند. این تغییر مسیر گسترده، پیامدهای قابل توجهی بر زنجیرههای تأمین جهانی بین شرق و غرب داشته است که از زمان همهگیری کووید-۱۹ به طور کامل تثبیت نشدهاند. علاوه بر این، حملات هدفمند انصارالله به اهداف دریایی در دریای سرخ نه تنها باعث ناامنی قابل توجه شده، بلکه خسارات قابل توجهی به ترافیک دریایی نیز وارد کرده است، زیرا بسیاری از بزرگترین شرکتهای کشتیرانی جهان تصمیم گرفتهاند بسیاری از کشتیهای خود را تغییر مسیر داده و به مسیر قدیمی به اروپا بازگردند و از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا عبور کنند و در نتیجه هزینههای حمل و نقل را به میزان قابل توجهی افزایش دهند.
با وجود حضور نظامی دریایی قوی ایالات متحده و انگلیس در دریای سرخ، آنها به وضوح در جلوگیری از اقدامات بیپروای یمنیها علیه اسرائیل و نزدیکترین متحدین آن شکست خوردهاند. برعکس، شبهنظامیان انصارالله حتی در موارد متعدد به کشتیهای جنگی حمله کردهاند و به چندین ناو هواپیمابر آمریکایی که برای تضمین حمل و نقل آزاد از طریق دریای سرخ به منطقه اعزام شده بودند،کاری که مطمئناً در انجام مؤثر آن شکست خوردهاند، خسارات جدی وارد کردهاند.. همه اینها در حالی رخ میدهد که هم انگلیس و هم ایالات متحده دهها شهر یمن را بمباران کردهاند، اما به نظر میرسد همه چیز نشان میدهد که آنها نتوانستهاند به طور قابل توجهی تواناییهای نظامی انصارالله را مختل کنند. آنها در تونلها و غارهای زیرزمینی توده سنگی پیچیده در مناطقی که کنترل میکنند، سنگر گرفتهاند. ناتوانی در ایجاد خسارات قابل توجه از طریق بمبارانهای انگلیسی-آمریکایی، اخیراً باعث شده است که رئیسجمهور ترامپ اعلام کند که آنها در حال بررسی حمله زمینی و اشغال یمن هستند. با توجه به اینکه یمنیها در این صورت درگیری را به یک جنگ چریکی تبدیل خواهند کرد، چنین اقدامی بسیار نامطمئن به نظر میرسد. اقدامات نظامی از این نوع، که ایالات متحده و متحدانش از زمان جنگ ویتنام در آن درگیر بودهاند، به دلیل تلفات بالای اجتنابناپذیر جان انسانها و به این دلیل که نوعی از درگیری هستند که در آن برتری نظامی به راحتی خنثی میشود، مدیریت آنها فوقالعاده دشوار بوده است.
بسیار گویا است که پیش از تشدید بحران دریای سرخ، اداره کانال سوئز اعلام کرده بود که دقیقاً در سال ۲۰۲۳، بالاترین میزان عبور کشتی از کانال با ۲۶۴۳۴ کشتی به ثبت رسیده است. ترافیک شدید در این مسیر پرترافیک، در همان سال ۲۰۲۳، مبلغ هنگفت ۱۰.۳ میلیارد دلار را برای خزانه مصر به ارمغان آورد. با این حال، عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، در یک سخنرانی عمومی اخیر، اطمینان داد که کشورش در سال ۲۰۲۴ به دلیل وقفه در ترافیک دریایی در کانال سوئز به دلیل اقدامات انصارالله، ماهانه تقریباً ۸۰۰ میلیون دلار ضرر کرده است. او همچنین اعلام کرد که در طول سه ماهه اول سال ۲۰۲۵، ۱۶۶ کشتی این مسیر را از سر گرفتهاند و این نشان دهنده نشانههایی از بهبود تدریجی است. بنابراین، میبینیم که اقدامات انصارالله نه تنها بر کشتیهای دشمن و کشتیرانی اسرائیل تأثیر گذاشته، بلکه به طور قابل توجهی بر مصر نیز تأثیر گذاشته است.
در زمان انتشار این مقاله، ما از یک خبر جدید مطلع شدیم. رسانههای غیرغربی و بدیل، بیانیهای را گزارش میدهند که ادعا میکند ناو هواپیمابر «یواساس هری اس. ترومن» به دلیل حملات شبهنظامیان انصارالله به این کشتی نمادین، از رده خارج شده است. اگرچه این اطلاعات توسط منابع غربی تأیید نشده است، اما میدانیم که این سومین ناو هواپیمابر – از زمان آغاز جنگ اسرائیل و فلسطین – است که پس از «یواساس دوایت دی. آیزنهاور» و «یواساس تئودور روزولت»، در صحنه جنگ به خدمت گرفته شده است. این امر سوءظنهای شدیدی را ایجاد میکند که خسارات گزارش شده از حملات حوثیها به ترومن، ممکن است واقعاً منجر به از رده خارج شدن این کشتی شده باشد. در هر صورت، روزهایی که صرفاً حضور یکی از این کشتیهای با ابهت در سواحل کشوری که با ایالات متحده دشمنی دارد، دلیلی برای ارعاب و وحشت زیاد به دلیل احساس ناتوانی چنین برتری نظامی بود، به نظر میرسید که به گذشته تعلق دارد.

نقشه ۲ – موقعیت بندر ایلات در جنوب اسرائیل
* کارلوس ارنستو سورینو والدز، استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه پورتوریکو
