تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
منبع: «چپ»، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: امره نالینجی
چهارشنبه، ۴ فوریه ۲۰۲۶
درباره اپستین، میرشایمر، لابی اسرائیل و شرافت دانشگاه

در مارس ۲۰۰۶، مدرسه کندی هاروارد مقالهای با عنوان «لابی اسرائیل و سیاست خارجی ایالات متحده» منتشر کرد که توسط دانشمندان سیاسی بانفوذ، جان میرشایمر و استیون والت، نوشته شده بود. این متن که پس از انتشار در نشریه «بررسی کتابهای لندن»[۱]، مبنای کتابی قرار گفت که سال بعد منتشر شد، تحلیلی مبسوط از نفوذ سازمانهای لابی طرفدار اسرائیل بر نظام سیاسی آمریکا و نقش سازمانهایی مانند «کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل» (آیپک) در شکلدهی به سیاست خاورمیانهای ایالات متحده ارائه میدهد.
مرشایمر و والت ائتلافی گشاد از اشخاص خیّر، اندیشکدهها، گروههای فشار و سازمانهای مسیحی صهیونیستی (انجیلی) را توصیف کردند؛ آنها نشان دادند در دورهای که ایالات متحده در عراق گرفتار بود، این ائتلاف سیاست خاورمیانهای ایالات متحده را در جهت مخالف منافع ملی هدایت کرد. والت و مرشایمر وضعیت را با این جملات خلاصه کردند:
«سایر گروههای ذینفع نیز در هدایت سیاست خارجی ایالات متحده در جهتهای دلخواه خود موفق بودهاند؛ اما، هیچ لابی تاکنون نتوانسته است سیاست خارجی را تا این حد از مسیر تعیین شده توسط منافع ملی منحرف نماید، و همزمان مردم آمریکا را متقاعد کند که منافع ایالات متحده و اسرائیل اساساً یکی است.»
حتی پیش از آنکه مدرسه کندی متن را به صورت آنلاین در دسترس قرار دهد، این پروژه سردبیران مجله «آتلانتیک» را که این مقاله را در اوایل دهه ۲۰۰۰ سفارش داده بودند، نگران کرده بود.[۲] میرشایمر در اوایل امسال در مصاحبهای با تاکر کارلسون فاش کرد که سردبیر آتلانتیک به آنها پیشنهاد پرداخت ۱۰ هزار دلار در ازای عدم انتشار مقاله را داده بود. میرشیمر بعدها از آن به عنوان «آسانترین ده هزار دلاری که در زندگی خود به دست میآوردیم»[۳] یاد کرد.
مقاله توسط دو چهره برجسته در رشته روابط بینالملل نوشته شده بود؛ والت از سال ۲۰۰۲ به عنوان رئیس دانشکده کندی هاروارد، یکی از معتبرترین سمتها در این حوزه، خدمت کرده بود؛ و مرشایمر در دانشگاه شیکاگو تدریس میکرد. با این حال، واکنش دانشگاهی به این متن، فوری، خشونتآمیز و به طور غیرمعمول عمومی بود. مجموعهای از مقالات روزنامهها نویسندگان را به یهودستیزی متهم کردند، در حالی که «اتحادیه ضد افترا» (Anti-Defamation League) وارد عمل شد و متن را «هذیان یهودستیزانه» نامید. فشار به حدی رسید که دانشکده کندی لوگوی خود را از بیانیه حذف کرد و تکذیببهای را اضافه نمود که میگفت این مؤسسه هیچ ارتباطی با این بحث ندارد.
گرچه در آن زمان ناشناخته بود، اما جفری اپستین بر روی مباحثی برای بیاعتبار کردن مرشایمر و والت کار میکرد، و از شبکه اجتماعی گسترده خود برای انتشار اتهام یهودستیزی علیه دو دانشگاهی استفاده میکرد.
در حالی که «بلومبرگ» برخی از ایمیلهای فاش شده از حساب «یاهو» اپستین را منتشر کرد، مکاتبات مربوط به کار والت و مرشایمر قبلاً منتشر نشده بود. «بلومبرگ»، در تأیید رمزنگاری خود از حافظه پنهان ایمیل، اعلام کرد که «بخش قابل توجهی از دادهها قویاً تأیید شده است؛ منابع پیوستهای کلیدی تأیید شدهاند؛ و هیچ مدرک قانعکنندهای دال بر جعل وجود ندارد»، حتی اگر نشانههایی مبنی بر حذف برخی از ایمیلها وجود داشته باشد.
اسناد ضبطشده نشان میدهند که در هفته اول آوریل ۲۰۰۶، اپستین چندین پیشنویس از یک مقاله تهاجمی با عنوان «در رد جدیدترین و قدیمیترین توطئه یهودی» را، که توسط آلن درشویتز، استاد حقوق دانشگاه هاروارد نوشته شده بود، دریافت کرد. درشویتز همچنین به عنوان وکیل مدافع اپستین در دادگاههای جنایی او خدمت کرده بود. درشویتز در این متن، مرشایمر و والت را به بازیافت و به گردش انداختن «مزخرفات بیارزش» جمعآوریشده از وبسایتهای نئونازی و اسلامگرا و نوشتن یک معادل مدرن از «پروتکلهای بزرگان صهیون» متهم کرد. اپستین به ایمیل درشویتز اینگونه پاسخ داد: «عالی… تبریک میگویم.»
چند ساعت بعد، اپستین از آدرس ایمیل درشویتز پیام دیگری دریافت کرد که توسط یکی از دستیاران او امضا شده بود. دستیار برای توزیع نسخههایی از متن حمله، درخواست کمک کرد و پرسید: «جفری، آیا قرار است این را برای آلن توزیع کنی؟ اگر لازم است من آن را در دفترش به کسی بدهم، لطفاً به من اطلاع بده.» اپستین با تأیید پاسخ داد: «بله، من پیش از این شروع کردهام.»
اپستین علیرغم اینکه هیچ سمت رسمی نداشت، چهرهای قدرتمند در هاروارد بود. او سالهایی را صرف ایجاد ارتباطات در دانشگاه کرد، بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۸ بیش از ۹ میلیون دلار اهدا کرد و خود را به عنوان یک «کارچاقکن» و حامی برای دانشگاهیان برجسته، از جمله درشویتز و لری سامرز، رئیس وقت هاروارد، نشان داد.
در آن زمان، اپستین به عنوان متولی و رئیس دفتر مالی خانوادهی لزلی وکسنر، میلیاردر غول مد، خدمت میکرد. این دفتر بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ تقریباً ۲۰ میلیون دلار به مدرسه کندی اهدا کرده بود. روزنامه «هاروارد گزت»، کمکهای بنیاد وکسنر را «تأمین هزینههای عملیاتی ضروری مدرسه» توصیف کرد.[۴] این بنیاد همچنین «برنامه بورسیه تحصیلی وکسنر اسرائیل» را تأمین مالی کرد که هر سال به ده نفر از مقامات دولتی اسرائیل امکان میداد یک برنامه تحصیلات تکمیلی یک ساله را در مدرسه کندی دنبال کنند.[۵]
این کارزار خرابکاری که در پشت صحنه انجام میشد، به طرز طعنهآمیزی تزهای اصلی گزارش والت و مرشایمر را تأیید کرد. به عبارت دیگر، گروهی از مردان ثروتمند و بانفوذ، منابع مالی و ارتباطات خود را برای سرکوب مقالهای بسیج کردند که نشان میداد مردان ثروتمند و بانفوذ دیگری از ثروت و ارتباطات خود علیه منافع ایالات متحده و به نفع منافع کشور اسرائیل استفاده میکنند.
پیامدهای این کارزار بدنامسازی، که توسط چهرههای برجسته رسانهای و دانشگاهی هماهنگ شده بود، برای مرشایمر و والت سنگین بود. «شورای امور جهانی شیکاگو» سخنرانی برنامهریزیشده آنها برای سال ۲۰۰۷ را تحت فشار هواداران اسرائیل لغو کرد.[۶] سایر مؤسساتی که قبلاً میزبان سخنرانهای آنها بودند، سیاست «الزام» به مشارکت یک سخنران مخالف نظرات مرشایمر و والت، و دلسوز اسرائیل را آغاز کردند. این موج واکنش شدید، طی سالها جایگاه آنها را در رسانههای جریان اصلی، دانشگاهها و اندیشکدهها محدود کرد و حضور آنها در ملاء عام را دشوار ساخت.
در سالهای اخیر، در نتیجه وفور رسانههای مستقل و کانالهای «یوتیوب»، مرشایمر که در آنها به عنوان مفسر ظاهر میشود، مخاطبان جدیدی پیدا کرده است.
در همان هفتهای که اپستین و درشویتز برای نابودی شغل دانشگاهی والت و مرشایمر همکاری میکردند، اپستین، رهبر حلقه فحشای کودکآزار، در حال بحث با وکیل خود درباره استراتژیهایی برای نابودی اساسی زن جوانی بود که او را به سوءاستفاده جنسی متهم کرده بود. آن پرونده از آن زمان توجه بینالمللی قابل توجهی را به خود جلب کرده است. اگرچه این موضوع مستقل از واکنشهای شدید علیه والت و مرشایمر است، اما با نگاه به گذشته، جالب توجه است که مردانی که در پشت صحنه علیه مقاله مرشایمر و والت فعالیت میکردند، همزمان کارزاری را برای بیاعتبار کردن کودکی به راه انداخته بودند، که مردی را که بعداً به شهرت جهانی دست یافت، متهم کرده بود.
در سال ۲۰۰۵، پس از آنکه یک دختر ۱۶ ساله و خانواده او تجاوز جنسی را که دو سال پیش از آن در عمارت اپستین در خیابان «ال بریلو» رخ داده بود، گزارش دادند. اپستین مورد توجه پلیس «پالم بیچ» قرار گرفت. در طول سال بعد، تحقیقات دهها قربانی را شناسایی کرد و پرونده اپستین به بری کریشر، دادستان ایالتی ارجاع شد.
پنج روز پس از آنکه درشویتز پاسخ خود به گزارش کاری لابی اسرائیل را منتشر کرد، در ۱۰ آوریل ۲۰۰۶، اپستین اطلاعاتی را که توسط یک کارآگاه خصوصی به دست آمده بود، برای درشویتز، که وکیل او نیز بود، فرستاد تا با دادستان ایالتی در میان بگذارد و شهادت شاکی علیه او را تضعیف کند. نامه اپستین، شاکی زیر سن قانونی خود را به مصرف مواد مخدر، سرقت و سایر فعالیتهای جنسی متهم میکرد. او ادعا کرد که اطلاعات کثیفی که به دست آورده بود، شخصیت و اعتبار دختر را تضعیف میکند. او همچنین به پیشینه اعضای خانواده دختر حمله کرد.
اپستین، سرمایهدار مالی و دلال قدرت، همچنین از اینکه هنوز به خاطر اقداماتش تحت نظارت قانونی است، ابراز ناخشنودی کرد. او به دادستان نوشت: «امیدوارم تعجب من از روند فعلی وقایع را، پس از اینکه حدود دو ماه پیش به من توصیه کردید که «سخت نگیر» – و من به آن عمل کردم – و سپس به من اطلاع دادید که به این نتیجه رسیدهاید که پرونده «مختومه» خواهد شد، درک کنید.» اپستین از کریشر برای یک «جلسه رو در رو و جامع» فرصت درخواست کرد تا بتواند «شواهد تبرئهکننده» را پیش از تشکیل یک هیئت منصفه عالی ارائه دهد.
اپستین سرانجام در سال ۲۰۰۸ در یک توافق بسیار بحثبرانگیز، که به او و همدستان ناشناسش مصونیت قضایی میداد و به او اجازه میداد از پیگرد قانونی فدرال فرار کند، به جرم خود اعتراف کرد. او فقط ۱۳ ماه را در زندان شهرستان «پالم بیچ» گذراند و شش روز در هفته ۱۲ ساعت مرخصی خارج از زندان داشت.
به نظر نمیرسد رابطه شخصی اپستین با لری سامرز به دلیل محکومیت و حبس او به جرم سوءاستفاده جنسی از کودکان مختل شده باشد. افشاگریهای اخیر کمیته نظارت مجلس نمایندگان نشان میدهد که اپستین و سامرز تا زمان مرگ اپستین در سال ۲۰۱۹ با هم در ارتباط بودهاند، از جمله پیامهایی از سال قبل که در آن سامرز از اپستین، کسی که سامرز او را مربی خود توصیف میکرد، مشاوره رومانتیک گرفته است.
در همین حال، حملات به مرشایمر و والت، حتی پس از انتشار مقالات تحقیقاتی آنها در یک کتاب در سال ۲۰۰۷، ادامه یافت. جفری گلدبرگ، در مقالهای در روزنامه «نیو ریپابلیک»، آنها را به یهودستیزی متهم کرد، دیدگاه آنها را به دیدگاه اسامه بن لادن تشبیه کرد، و هشدار داد که منطق آنها یک «ایده باستانی را که توسط ایدئولوگهای یهودستیز* تبلیغ میشد، احیا میکند؛ ایده را که یهودیان در سایه عمل میکنند و رهبران جنتایل (غیر یهودی) را بازیچه قرار میدهند.»[۷] گلدبرگ، که برای توصیف این دانشگاهیان به پدر کافلین، یهودستیز بدنام مجری رادیو در دهه ۱۹۳۰، اشاره کرده بود، کتاب آنها را «پایدارترین حمله به حقوق سیاسی یهودیان آمریکایی از زمان پدر کافلین**» اعلام کرد.
این حملات تأثیر بازدارندهای بر دانشگاهها داشت که سالها ادامه یافت و به هدف خود رسید؛ به طوری که با وجود اهمیت این موضوع برای سیاست خارجی ایالات متحده، بحث پیرامون نفوذ گروههای فشار طرفدار اسرائیل همچنان تابو باقی ماند. در سال ۲۰۱۶، تقریباً یک دهه پس از آنکه نشریه «آتلانتیک» تحت فشار افکار عمومی از انتشار مقاله والت و مرشایمر صرف نظر کرد، گلدبرگ به عنوان سردبیر این نشریه منصوب شد.
* این یک متن جعلی و یهودستیزانه است که توسط پلیس مخفی روسیه تزاری در اوایل قرن بیستم ساخته شده و ادعا میکند که یهودیان در حال توطئه برای تصرف جهان هستند. استفاده درشویتز از این ، راهبردی برای معادلسازی مستقیم مرشایمر و والت با افراطیترین شکل نفرتپراکنی است.
** چارلز کافلین (۱۸۹۱-۱۹۷۹) یک کشیش کاتولیک راست افراطی، یهودستیز و فاشیست بود که از طریق موعظههای رادیویی خود در دهه ۱۹۳۰ در ایالات متحده به میلیونها نفر دسترسی پیدا کرد. او به خاطر نفرتپراکنی علیه یهودیان شناخته شده است. ذکر نام او به طور مشخص به تلاش نویسندگان لابی برای معرفی میرشایمر به عنوان یک تهدید در سطح یک «طرفدار نازی» است.
پینویسها:
[۱]- لابی اسرائیل، جان میرشایمر و استفن والت، بررسی کتابهای لندن، شماره ۶، ۲۳ مارس ۲۰۰۶ ، جلد ۲۸
https://www.lrb.co.uk/the-paper/v28/n06/john-mearsheimer/the-israel-lobby
[۲]- حنجال بر سر «لابی اسرائیل»، فیلیپ ویس، نیشن، ۲۷ آوریل ۲۰۰۶
https://www.thenation.com/article/archive/ferment-over-israel-lobby/
[۳]– نسلکشی فلسطینیها و چگونه غرب فریب خورد (متن)، جان میرشایمر، سینگجو پست، ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵
[۴]– هدیه برای حمایت از تحقیق، آموزش و توسعه مرکز رهبری عمومی مدرسه کندی هاروارد، هاروارد گزت، ۱ ژوئن ۲۰۰۶
https://news.harvard.edu/gazette/story/2006/06/wexners-pledge-additional-6-3-million-to-center/
[۵]- همانجا.
[۶]- نشست لغو شده با جان جی. میرشایمر و استیون ام. والت، کمیته برای آرادی آکادمیک، ۴ سپتامبر ۲۰۰۷
[۷]- مظنون همیشگی، جفری گلدبرگ، نیو ریپابلیک، ۸ اکتبر ۲۰۰۷
https://newrepublic.com/article/63500/the-usual-suspect
https://haber.sol.org.tr/haber/epstein-mearsheimer-israil-lobisi-ve-akademinin-namusu-uzerine-406008
