تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
در «اخبار روز» جمعه ۲۳ آذر ۱۴۰۳، مطلبی با عنوان «اهمیت حیاتی درسگرفتن از آنچه بر سوریه گذشت»، از مسعود امیدی منتشرشده است. ترجمه زیر از تحلیل یکی از کادرهای برجسته حزب کمونیست ترکیه، درسهای واقعی تجربه سوریه را در برابر بدآموزیهای آقای امیدی، و کاربران همفکر او در ذیل مقاله مذکور، قرار میدهد.
https://akhbar-rooz.com/1403/09/23/3496/
***
منبع: «چپ» (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: سردال باغچه
۱۵ دسامبر ۲۰۲۴
سوریه افتاد، اما به دست چه کسانی؟
«هیئت تحریر شام» طی یک حمله، در عرض ۱۲-۱۰ روز، آخرین رژیم بعث را در خاورمیانه سرنگون کرد. سوریه آخرین نقطه بود، امروز هیچ عنصر سیاسی در خاورمیانه وجود ندارد که هم مرز با اسرائیل باشد و بتواند برای آن مزاحمت ایجاد کند. بدون تردید این یک پیروزی برای اسرائیل و امپریالیسم آمریکا در کوتاه مدت است. با این حال تاریخ با آونگی پُر تنش بین شکستها و پیروزیها حرکت میکند، و هنوز پایان نیافته است.
بعثیسم به عنوان یک ایدئولوژی ضد-امپریالیستی، ضد-سلطنتی و سکولار، یک ایدئولوژی مترقی بورژوایی و سازگار با شرایط خاورمیانه، متولد شد. اما، مانند هر ایدئولوژی بورژوازی، دارای دینامیسمهای پسرفت و زوال بود. در واقع، در عراق و سوریه، جایی که بعثیسم به قدرت رسید، و در سایر کشورهای عربی که در آنها نفوذ داشت، با جنبشهای سیاسی اسلامگرا، سلطنتطلب و امپریالیستی مقابله کرد، و چپ خود را نیز سرکوب کرد. کمونیستهای سوریه و عراق در دوران رژیمهای بعثی پیوسته سرکوب میشدند (و شورویها نیز به دلیل ملاحظات بینالمللی در این مورد سکوت اختیار میکردند). رژیمهای بعثی به مرور زمان رو به انحطاط نهادند، و بین ثروت سیاسی و انباشت اقتصادی پیوند برقرار کردند. اما در نهایت، بعثیسم، به مثابه یک ایدئولوژی رادیکال عربی، جوهرهای مترقی داشت.
سوریه آخرین ایستگاه بود. این نقشه ابتدا در عراق اجرا شد. اسناد اطلاعاتی مربوط به حمله عراق به کویت اکنون منتشر شده است. مراکز امپریالیستی آشکارا به عراق گفتند، «شما بروید و آن را بگیرید، ما صدایمان را بلند نخواهیم کرد». با این حال، روند تجزیه عراق با آن تهاجم آغاز شد. امپریالیستهایی که میگفتند صدای خود را بلند نخواهند کرد و همه رژیمهای مرتجع منطقه، از جمله ترکیه، به عراق سرازیر شدند. سپس تحریم دوران کلینتون آمد. عراق که حتا نمیتوانست به اساسیترین کالاهای مصرفی و دارو دسترسی پیدا کند و نمیتوانست نفت خود را در بازارهای بین المللی بفروشد، با تحریم طولانی مدت بیشتر تضعیف شد. عراق دیگر قدرت مقاومت در برابر اشغالی که در سال ۲۰۰۳ آغاز شد را نداشت.
ترکیه در تمام مراحل این ماجرا تسهیل کننده بود. ترکیه حتا با اینکه میدانست این از نظر پیامدهای درازمدت، بر خودش تأثیر بسیار بدی میگذارد شرکت کرد (معنی گرفتار شدن در طنابهای امپریالیسم همین است). در پایان عراق غارت شد. موزههایش غارت شد، نفتش غارت شد، حافظهاش غارت شد، مؤسساتش غارت شد و دیگر یک کشور نبود. فدراسیون بیثبات و خشنی که به طور رسمی بین عربهای شیعه و سنی و کردها ایجاد شد، به فدراسیونی سست تبدیل شده است که هر لحظه آماده فروپاشی است. اکنون، همه در عراق هستند، اما دولتی وجود ندارد. شیعیانی هستند، که به ایران مرتجع نزدیکند. سنیهایی هستند که جامعهای را در دامان انواع ایدئولوژیهای ارتجاعی ایجاد کردهاند، که در آن سازمانهایی مانند «داعش» و «القاعده» تخمیر میشوند. در آنجا کردهایی هستند که مدتهاست در کنار امپریالیسم آمریکا و اسرائیل بودهاند. همه و همه چیز در آنجا هست، اما عراق وجود ندارد.
لیبی امروز یک ساختار پر هرج و مرج است که بین قبایل و عناصر مختلف حکمرانی تقسیم شده است. امپریالیسم آمریکا آنجاست، امپریالیسم فرانسه آنجاست، ایتالیاییها آنجا هستند، آلمانیها آنجا هستند، امپریالیسم جوان روسیه آنجاست، ترکیه، مسلح به رویاهای نئوعثمانی «حزب عدالت و توسعه» آنجاست. همه آنجا هستند، اما لیبی وجود ندارد. باراک و هیلاری به صورت زنده شاهد نابودی لیبی بودند. اکنون آنها یکدیگر را به خاطر هرج و مرج به وجود آمده سرزنش میکنند.
از ایدئولوژی و حکومت مترقی بورقیبه در تونس چه باقی مانده است؟ هیچ. مصر با آخرین بزرگ عرب، جمال عبدالناصر، به حرکت بزرگی دست یافته بود. مورخان رادیکال مصری میگفتند که یک محمدعلی جدید از کاوالا آمده است. مصر اکنون کشوری است که تکان نخواهد خورد، گندابی است که اسلامگرایان تندرو در آن بیداد میکنند. یمن کاملاً بیثبات است و صرفاً هدفی است که هر لحظه امپریالیستها، اسرائیل و مرتجعین سعودی میتوانند به آن حمله کنند. غزه تقریباً توسط فاشیسم اسرائیل ویران شده است. کرانه باختری، با این سرعت، به طور کامل اشغال خواهد شد و فلسطینیهای آنجا نیز به سرنوشت غزه دچار خواهند شد. آنها آواره، دسته جمعی نابود و تبعید خواهند شد.
نام او محمد الجولانی نیست، این فقط نام مستعار او در جنگ بود. اکنون او در رسانههای طرفدار «حزب عدالت و توسعه» و رسانههای تصویری که توسط امارات مرتجع خلیج فارس تأمین مالی میشوند، به عنوان یک نوع «قهرمان آزادی» معرفی میشود. نام اصلی او احمد الشرع است. او از خانوادهای است که پس از وقوع یک قیام ارتجاعی در سوریه در گذشته به سرزمین عربستان گریخت. او احتمالاً در سرزمین عربستان شستشوی مغزی شده بود. او به سوریه بازگشت. او سپس رفت و به القاعده، که برجهای دوقلو را منفجر کرد و افراد زیادی را کشت، پیوست. القاعده یک سازمان جهادی است که با حمایت نظامی آمریکا و تأمین مالی عربستان ایجاد شده است.
یک نکته جانبی. خاستگاه همه این جهادگرایان اسلامگرا به دوره مبارزه علیه حضور نظامی شوروی در افغانستان برمیگردد. اجازه بدهید روشنتر بگوییم؛ امپریالیسم آمریکا به تنهایی ترور جهادی را بوجود آورد؛ و حتا پس از فروپاشی شوروی پیوند ارگانیک خود با آنرا نشکست. اسلاف کسانی که برجهای دوقلو را زدند افرادی بودند که توسط «سیا»، سرویس اطلاعاتی پاکستان و (به دلیل انشعاب معروف چین و شوروی) با تأمین مالی چین آموزش دیدند و علیه شوروی جنگیدند. خلاصه اینکه، امپریالیسم آمریکا خودش این هیولا را خلق کرد. حتا «برجهای دوقلو» و حملات وحشیانه به بیگناهان، رابطه امپریالیسم آمریکا با سازمانهای اسلامگرای رادیکال را مختل نکرد.
مراکز امپریالیستی مانند آمریکا و انگلیس «هیئت تحریر شام»، به رهبری احمد الشرع را تروریست اعلام کردند. ترکیه قرار نیست نظم را مختل کند،، بنابراین همین کار را کرد. در سال گذشته، شایع شده بود که «هیئت تحریر شام» حمایت قابل توجهی از آمریکا دریافت کرده است، و با اسرائیل مغازله میکند. علاوه بر این، «هیئت تحریر شام» به طور جدی در حال انباشت کردن تسلحیات بود. روسیه به دلیل اوکرائین فرسوده شده بود. حزبالله با حملات اسرائیل دست و پنجه نرم می کرد و ایران تحت فشار زیادی بود. ارتش سوریه خسته شده بود و بوروکراسی فروپاشیده بود. به طور خلاصه، آنچه از آن به عنوان معجزه یاد شد، آنچه را که مطبوعات «حزب عدالت و توسعه» انقلاب نامیدند، نقشهای بود که با کمکهای مستقیم امپریالیسم آمریکا و اسرائیل و کمکهای غیرمستقیم ترکیه تحقق یافت..
«هیئت تحریر شام» یک سازمان تروریستی اعلام شده است، اما نه مراکز امپریالیستی و نه ترکیه تردیدی برای ملاقات با آن ندارند. امپریالیسم مجموعهای انعطافپذیر از سیاستها، اصول و مواردی از این دست است. اکنون، سازمانهای رسانهای امپریالیستی غربی با یکدیگر رقابت میکنند تا ثابت کنند که احمد الشرع از شر گذشتهاش در القاعده خلاص شده است. مطبوعات «حزب عدالت و توسعه» در ترکیه حتیابه این موضوع اشاره نمیکنند. الشرع حتا اخیراً در ادلب به یک نمایشگاه کتاب رفت. مطبوعات اسرائیل نیز عکسهایی از این منتشر کردند، معلوم شد که الشرع در واقع یک مرد بسیار مدرن است، و اینکه او کتاب هم میخواند.
اسرائیل اکنون طولانیترین دوره هلهلویا [«ستوده باد یهوه»-عدالت]، ماه عسل خود را تجربه میکند. گفته شده است که چیزی در اطراف آن باقی نمانده است که بتواند در حالت طبیعی خود در برابر آن مقاومت کند. روابط تاریخی بین ترکیه و اسرائیل؟ ترکیه از زمان تأسیس اسرائیل همواره سیاستی را اجرا کرده است که برای باز نگه داشتن مسیرهای اسرائیل طراحی شده است. به این گزافکاری توجه نکنید، اسرائیل زمانی رشد کرد که ترکیه همراه با امپریالیسم آمریکا، رژیمهای رادیکال عرب در منطقه را تضعیف کردند.
اکنون کسانی که میخواهند در مسجد اموی نماز بخوانند زیر سایه سلاحهای اسرائیلی نماز میخوانند. اسرائیل وقت تلف نکرد. بلندیهای جولان را که از سال ۱۹۶۷اشغال کرده بود، رسماً در سال ۱۹۸۱ بخود ضمیمه کرد؛ و اکنون به سرعت آنها را مسلح میکند. اسرائیل یک زرادخانه در کوه هرمون ایجاد کرده است. ارتش اسرائیل تا نزدیکی دمشق پیشروی کرده است؛ پایگاههای نظامی و سلاحهای باقی مانده رژیم را با حملات هوایی منهدم کرده است. اسرائیل به این ترتیب سوریه به مثابه یک تهدید را کاملاً از بین برده است. با این سرعت، به نظر میرسد که اسرائیل قطعه زمین بزرگتری را از سوریه بگیرد. یک دالان به سمت شمال، به سمت اقلیم کردستان، ترکیه را همسایه اسرائیل خواهد کرد. آیا مطبوعات «حزب عدالت و توسعه» هنوز از انقلاب صحبت میکنند؟
علاوه بر این، وزارت خارجه، و وزارت دفاع آمریکا و مقامات اسرائیلی مدام به ترکیه هشدار میدهند که به «حزب اتحاد دمکراتیک» و «نیروهای دمکراتیک سوریه» کار نداشته باشد و در قلمرو آنها مداخله نکند. علاوه بر این، این بار، یک منطقه کردی، نه تنها تحت حمایت مستقیم امپریالیسم آمریکا، بلکه همچنین اسرائیل، در مرز پدید آمده است. ترکیه روی طناب امپریالیسم راه میرود، و چارهای ندارد.
سوریه؟ اکنون مانند عراق و لیبی کان لم یکن شده است. سوریه اکنون یک تصویر تکه تکه را ارائه میدهد. اختلافات قومی، فرقهای و مذهبی باعث درگیریهای خشونت آمیزتر خواهند شد. آنها سعی کردند بعث را از بین ببرند، آنها دومین عراق تکه تکه شده را ایجاد کردند. «داعش» در این محیط تخمیر و ایجاد شد. بیشتر از آن، در سوریه ظهور خواهد کرد. آنها جهادگران را از سراسر جهان در سوریه جمع کردند. سرزمین سوریه به پایگاه جهادگرایی جهانی تبدیل شد.
ما با تحول جالبتری روبهرو هستیم. جولانی یا الشرع، بیانیهای داد و گفت که با کسی مشکلی ندارد و به کسی حمله نخواهد کرد. وی گفت بزرگترین دشمنان ما ایران و حزبالله هستند. مطبوعات اسرائیل این را به خوبی درک کردند، یعنی، «ما هرگز به اسرائیل حمله نخواهیم کرد». ما در تاریخ درگیریهای اسرائیل و اعراب با پدیده بیسابقه روبهرو هستیم؛ یک رژیم عربی طرفدار اسرائیل در حال ظهور است.
روشن است که این پرده غمانگیزی است. بعث در سوریه متولد شد و در سوریه مرد. میشل افلق عرب مسیحی و صلاحالدین البیطار عرب سنی، پایههای جنبش را در زمانی که در دهه ۱۹۲۰ در دانشگاه سوربن دانشجو بودند، بنا نهادند. آنها ابتدا کمونیست بودند، سپس به سمت یک ناسیونالیسم رادیکال عرب رفتند که با سوسیالیسم شسته شده بود. افلق در سال ۱۹۵۰ درباره حزب بعث چنین گفت: «ما نماینده آزادی، سوسیالیسم و اتحاد هستیم. این به نفع ملت عرب است.» امروز در سوریه آزادی، سوسیالیسم و اتحاد در دست اعراب نیست. ایدئولوژی بورژوایی بعثی تا حدودی در این امر مقصر است. یک دلیل ساده وجود دارد؛ مردم خاورمیانه یا سفرهای برپا میکنند که در آن همه به اندازه نیازشان دریافت میکنند، یا غذای سفرههای دیگران خواهند شد. بعثیها اینرا نتوانستند ببینند و نخواهند دید.
اکنون، برای ما در این وضعیت اخیر، درسهایی برای آموختن وجود دارد:
۱- تئوری کلاسیک مارکسیستی امپریالیسم، علیرغم تمام ضعفهای نظری آن، بار دیگر با سربلندی از قضاوت تاریخ بیرون آمد. کسانی که به آن اعتقاد ندارند باید به نقشههای کنونی لیبی و سوریه نگاه کنند. بار دیگر، لنین درست میگفت، کائوتسکی اشتباه میکرد.
۲- فروپاشی سوسیالیسم شوروی هزینه بسیار زیادی برای تمام بشریت داشت. خائنانی که باعث آن شدند نباید فراموش شوند.
۳- اسرائیل یک پاسگاه فاشیستی است. پاسگاهها باید محیط اطراف خود را باز و ایمن نگه دارند. امپریالیسم این درس را خوب آموخته است.
۴- افول ایدئولوژی بعثی/ناصری در جهان عرب و خاورمیانه خلایی ایجاد کرده است که در آن انواع واپسگرایی میتوانند تاخت و تاز کنند. روندی که بهار عربی نامیده شد در واقع زمستان عربی است. جالب اینکه، ما به این شناخت رسیدهایم که سرنوشت ایدئولوژیهای مترقی بورژوایی نیز به سوسیالیسم گره خورده است. در محیطی که قدرت سوسیالیسم رو به افول است، آنها نیز به سرعت دچار انحطاط گردیده و ناپدید میشوند.
۵- دورهای که ما درآن به سر میبریم دوره سایکس-پیکو دوم است. این دوره، با تجاوزگری، وحشیگری، وقاحت و گستاخی آراسته است.
۶– هر اقدامی که ترکیه را همدست سناریوهای امپریالیستی بنماید، هم به تمامیت اجتماعی و هم به امنیت آن آسیب میرساند.
پایان داستان، این بار امپریالیسم پیروز است، مردم خاورمیانه شکست خوردند. ما در یک دوره تاریکی هستیم، دورههای تاریکی پیش از این در تاریخ وجود داشتهاند. اگر تاریکی هست، نور هم هست. ما زمین میخوریم، ما بلند میشویم. ما پایین میرویم، ما بالا میآییم؛ مادامی که امید داریم. آونگ تاریخ اکنون به سمت آنها در حرکت است. اما چیزی که انسانها را به باشکوهترین موجودات در جهانی که میشناسیم تبدیل میکند این است که وقتی میگویید آنها زمین خوردهاند، سر پا میایستند، وقتی میگویید سقوط کردهاند، با سرهای برافراشته سر پا میایستند، وقتی میگویید پوسیدهاند دوباره متولد میشوند. زمانی که شما امید را از دست دادهاید آنها میتوانند یک حرکت امیدوار کننده را بیافرینند.
https://haber.sol.org.tr/yazar/suriye-dustu-ama-kime-dustu-396785
