دفاع از کشور را نمی‌توان به «کارشناسان» و تحلیل‌گران کوته‌بین سپرد. دفاع در زمان صلح ساخته می‌شود، نه در زمان جنگ. البته برای اقدامات خرابکارانه، سلاح‌ها باید به نحوی وارد کشور شوند. این‌جاست که امنیت مرزها وارد بازی می‌شود. این واقعیت که «موساد» یک پایگاه مخفی پهپاد در ایران تأسیس کرده بود، و این‌که مواد منفجره و مهمات مورد استفاده در اولین اقدامات خرابکارانه قبل از جنگ در داخل ایران قرار داده شده بودند، نشان می‌دهد که مسأله فقط مربوط به امنیت مرزی نیست. عوامل «موساد» چه کسانی هستند؟ آیا صنعت تسلیحاتی در دست بخش خصوصی می‌تواند امنیت کشور را تضمین کند؟ فسادی که دولت در کشور ایجاد کرده است، یک مشکل امنیتی چند بعدی است. دستگیری جاسوسانی که برای کشورهای خارجی کار می‌کنند به صورت جداگانه و اعلام آن‌ها به عنوان «خائن» کمکی به رفع مشکل نمی‌کند. مسأله این است که بستر آن را بفهمیم و آن را از بین ببریم.

تارنگاشت عدالت- دورۀ سوم

منبع: «چپ» (soL)، پایگاه خبری حزب کمویست ترکیه
نویسنده: ییگیت گونای
۲۵ ژوئن ۲۰۲۵

درس‌های جنگ ایران و اسرائیل – ۱: چگونه از ترکیه دفاع کنیم؟

 

 

جنگی که با اجازه ایالات متحده آغاز شد، توسط ایالات متحده پایان یافت.

«چپ» (soL)، در مجموعه مقالات «درس‌های جنگ ایران و اسرائیل»، به درس‌هایی که می‌توان از این جنگ آموخت، به‌ویژه درس‌هایی که به ترکیه مربوط می‌شود، می‌پردازد.

موضوع مقاله اول ما امنیت ترکیه است.

دفاع از کشور را نمی‌توان به «کارشناسان» سپرد
این پارانویا نیست. تغییر دستور کار نیست. این یک وسواس ملی‌گرایانه یا امنیتی هم نیست.

طرح این پرسش که «چگونه از ترکیه دفاع خواهد شد؟»، از جانب کسانی که به جنگ ایران و اسرائیل نگاه می‌کنند، کاملاً درست است. این کاملاً مشروع است.

و این مهم است. بسیار مهم است که به تحلیلگران کوته‌بینی که شب و روز در مورد «سیاست‌های امنیتی» صحبت می‌کنند، یا به کارشناسان نظامی که فکر می‌کنند جنگ چیزی بیش از یک تفنگ و کلاه نیست، واگذار شویم.

مسأله فقط در ارتباط با واقعیت احتمال گسترش جنگ به ترکیه نیست. فقط در باره چگونگی تأثیر استفاده از موشک‌ها، هواپیماها و سامانه‌های دفاع هوایی بر استراتژی و تاکتیک‌های جنگ نیست.

با نگاه عمیق‌تر به جنگ ایران و اسرائیل، در باره این‌که کشور ما چقدر بی‌دفاع شده و چگونه می‌توان از آن دفاع کرد، می‌توان درس‌های بی‌شماری آموخت.

بیایید با جزئیات شروع کنیم و به تصویر بزرگ‌تر برویم.

هزینه نادیده گرفته شده حمله ترکیه به سوریه
جنگ ایران و اسرائیل بار دیگر قدرت مخرب شبکه اطلاعاتی اسرائیل را نشان داد. کار طولانی مدت «موساد» و «اطلاعات نظامی اسرائیل» منجر به اقدامات خرابکارانه و ترور در ایران شد.

علاوه بر این، فاش شد که اسرائیل در داخل ایران یک پایگاه مخفی پهپاد ایجاد کرده بود.

یک فاکت شناخته شده بار دیگر خود را نشان داد: دفاع در زمان صلح ساخته می‌شود، نه در زمان جنگ.

آیا «موساد» می‌تواند برای سازماندهی اقدامات مشابه در ترکیه همدست پیدا کند؟ پاسخ مشخص است: می‌تواند پیدا کند، از قبل هم پیدا کرده است.

«میت» از اکتبر ۲۰۲۱ چهار عملیات علیه فعالیت «موساد» در ترکیه انجام داده است. ده‌ها نفر هنوز در بازداشت هستند.

شما وقتی به این تصویر نگاه می‌کنید، نباید فکر کنید که «خب، این عالی است، میت آن‌را مدیریت می‌کند.» برعکس، تصویر این‌را می‌گوید: «موساد» به طور سیستماتیک در ترکیه در حال سازماندهی است، و حتی اگر بخشی از آن دستگیر شود، شبکه در حال گسترش است.

بنابراین، کاری که باید انجام شود این است که پیش از رسیدن به مرحله ضداطلاعات، با بررسی بخش‌هایی از جامعه که «موساد» از آن‌ها افراد را جذب می‌کند، اقدامات احتیاطی سیاسی و اجتماعی انجام شود.

عوامل «موساد» چه کسانی هستند؟
برخی از آن‌ها اتباع خارجی هستند. به ویژه افرادی که از یک خط اسلام سیاسی می‌آیند و در امتداد خطوط «القاعده» سازماندهی شده‌اند.

این تصادفی نیست. اسرائیل همیشه روابط نزدیکی با این سازمان‌ها در خاورمیانه داشته است. برخلاف تمام اظهارات تحلیلگران همه‌چیزدان ما، ظرف چند ماه مشخص شد که چگونه ظهور «هیئت تحریر الشام»، بازمانده‌ای از «القاعده»، در سوریه به نفع اسرائیل بوده است.

امروزه، اسرائیل با باندهایی در امتداد خطوط «داعش» علیه «حماس» در غزه همکاری می‌کند، و این گروه‌ها را که از نظر مالی و تسلیحاتی تأمین می‌کند، علیه مردم غزه می‌فرستد.

پس چرا این جهادگرایان در ترکیه هستند؟ زیرا «حزب عدالت و توسعه» از سال ۲۰۱۱ ابتدا مخفیانه و سپس آشکارا به سوریه حمله کرد، گروه‌های جهادی را با دست خود در آنجا تغذیه کرد، آن‌ها را به داخل کشور آورد و به شبه‌نظامیان بی‌شماری تابعیت اعطا کرد.

مرز دو طرفه است، اگر آن را از یک طرف باز کنید، از طرف دیگر باز می‌شود
از روز دوم جنگ ۱۲ روزه، دولت ایران اعلام کرد که تعداد زیادی محموله مواد منفجره و مهمات را که قرار بود از مرز وارد کشور شود، توقیف کرده است.

البته برای اقدامات خرابکارانه، سلاح‌ها باید به نحوی وارد کشور شوند. این‌جاست که امنیت مرزها وارد بازی می‌شود.

وضعیت مرزهای ترکیه چگونه است؟ وضعیت مرزها شبیه آبکش است. این به دلیل بی‌کفایتی دولت نیست، بلکه به دلیل ترجیحات دولت در طول سال‌ها است: جریان از مرزها، که سال‌ها برای حمایت از حمله به سوریه کاملاً آزاد شده بودند، نه تنها به سمت سوریه، بلکه به سمت ترکیه نیز بود.

مسأله محدود به مرز سوریه نیست. سال‌ها، سلاح‌هایی که از لیبی و بالکان برای تحویل به جهادگرایان آورده شده بودند، از طریق بنادر، گذرگاه‌های مرزی و فرودگاه‌های کشور قاچاق می‌شدند. پیش‌بینی این که این وضعیت در نهایت به منبعی برای انواع قاچاق، در درجه اول قاچاق انسان، طلا و مواد مخدر تبدیل شود، دشوار نبود. به عبارت دیگر، دولت نه تنها یک فروپاشی نهادی از جانب دولت، بلکه یک فروپاشی انسانی نیز ایجاد کرده است.

اگر به جای این‌که از مرز وارد شود، در داخل پیدا شود چه؟
این واقعیت که «موساد» یک پایگاه مخفی پهپاد در ایران تأسیس کرده بود، و این‌که مواد منفجره و مهمات مورد استفاده در اولین اقدامات خرابکارانه قبل از جنگ در داخل ایران قرار داده شده بودند، نشان می‌دهد که مسأله فقط مربوط به امنیت مرزی نیست.

بیایید به قبل از جنگ قبلی برگردیم… مشخص شد که شرکت‌های تولیدی و تجاری مستقر در اروپا در آماده‌سازی اقدام تروریستی جمعی اسرائیل با منفجر کردن پیجرها در لبنان مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

آیا چنین چیزی در ترکیه امکان‌پذیر است؟

بیایید به خبری که در ۱۷ ژوئن، پنجمین روز جنگ ایران و اسرائیل در «چپ» پوشش دادیم، بپردازیم. اداره پلیس «اسکی‌شهیر» برای بازرسی از شرکتی که مواد منفجره در این استان تولید می‌کند، به آنجا رفت.

تخلف‌های بی‌شماری وجود داشت. علاوه بر این، این تخلفات سال‌ها وجود داشته‌اند. به طوری که طبق گزارش بازرسی که در سال ۲۰۲۲ نوشته شده است، دقیقاً ۱۰ ساختمان از این تأسیسات غیرقانونی بودند: «… مشخص شد که دو کافه‌تریا واقع در ضلع شرقی ساختمان اداری، یک ساختمان با اتاق‌های رختکن و هفت ساختمان دیگر واقع در غرب ساختمان اداری در نقشه سایت نبودند و این ساختمان‌ها مجوز یا پروانه ساخت نداشتند.»

ایمنی کارگران شاغل در این تأسیسات، امنیت ملی اصلی است، اما بیایید آن بخش را کنار بگذاریم. بیایید به تنها بخشی که این سیستم در مورد «امنیت» درک می‌کند، نگاهی بیندازیم.

کارخانه مواد منفجره در «اسکی‌شهر» متعلق به شرکت سولار، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تسلیحاتی هند بود. هند در طول دولت هندو-سیاسی مودی در هند، یکی از سرسخت‌ترین متحدان اسرائیل بوده است. جوانان هندوی رادیکال مذهبی در طول جنگ ۱۲ روزه در مقابل سفارت اسرائیل در هند صف کشیدند تا به ارتش اسرائیل بپیوندند و این موضوع به موضوع رسانه‌های جهان تبدیل شد.

آیا امکان ذخیره مقداری مواد منفجره از یک کارخانه مواد منفجره متعلق به سرمایه هندی در «اسکی‌شهر» برای استفاده در ترکیه در صورت نیاز، می‌تواند خارج از کنترل دولت ترکیه باشد؟

چند جعبه مواد منفجره چیزی نیست؟ دولت ترکیه حتی نمی‌تواند ۱۰ ساختمان غیرقانونی را کنترل و متوقف کند.

نظامی که برای خدمت به سرمایه و شرکت‌ها کار می‌کند، امنیت کشور را نیز به خطر می‌اندازد.

«موساد» چگونه رئیس پلیس ترکیه را سازماندهی کرد؟
بیایید به عملیات «میت» علیه فعالیت «موساد» در ترکیه برگردیم. همانطور که گفتیم، تنها بخشی از جاسوسان دستگیر شده اتباع خارجی بودند، و می‌توان فرض کرد که از آن‌ها علیه اعراب، به ویژه فلسطینی‌های ساکن ترکیه، استفاده شده است.

خب، بقیه چه کسانی بودند؟

با توجه به بیانیه‌های «میت»، آن‌ها «کارآگاه خصوصی» بودند. «میت» به طور مشخص جاسوسان را اینگونه توصیف کرد. زیرا این واقعیت که آن‌ها افسران سابق پلیس بودند، نشان می‌دهد که نیروهای انتظامی خود دولت نیز به چه چیزی تبدیل شده بودند.

برای مثال، حمزه تورهان آیبرک. یکی از هفت نفری که در عملیات چهارم علیه «موساد» در ۲ فوریه ۲۰۲۴ دستگیر شد. رئیس سابق پلیس، به عبارت دیگر، یک افسر عالی‌رتبه پلیس بود که سال‌ها برای دولت ترکیه کار می‌کرد.

طبق کیفرخواست، او متهم است که در کشورهای مختلفی مانند صربستان، امارات، آفریقای جنوبی و عراق فعال بوده و همکاری قابل توجهی با «موساد» داشته است.

طبق گزارش مراد آغیرل در تلویزیون اونلار در ۱۵ ژوئن، سومین روز جنگ ایران و اسرائیل، این رئیس سابق پلیس که برای «موساد» کار می‌کرد، خود را به عنوان مأمور «میت» نیز جا می‌زد و از شهروندان ترکیه کلاهبرداری می‌کرد.

بیایید یک بار دیگر تأکید کنیم: دستگیری جاسوسانی که برای کشورهای خارجی کار می‌کنند به صورت جداگانه و اعلام آن‌ها به عنوان «خائن» کمکی به رفع مشکل نمی‌کند. مسأله این است که بستر آن را بفهمیم و آن بستر را از بین ببریم.

در ارتباط با مورد مشخص، واضح است که بستر در این مورد، انحطاط اخلاقی افسران پلیس است که به انجام اقدامات خارج از قانون طبق دستور عادت کرده‌اند، و فارغ از اینکه چه جرمی مرتکب شوند، از پیگرد قانونی مصون هستند. برای افسر پلیسی که به طور غیرقانونی و به دستور یک شخص شروع به تعقیب فیزیکی مخالفان می‌کند، بسیار آسان‌تر است که وقتی از او خواسته می‌شود به دستور شخص دیگری و برای پول دیگران را تعقیب فیزیکی کند، بگوید «خب، این هم مثل بقیه است».

فسادی که دولت «حزب عدالت و توسعه» در کشور ایجاد کرده است، یک مشکل امنیتی چند بعدی است.

اما هر چه باشد، صنعت تسلیحاتی ما رو به رشد است، درست؟
بیایید به تصویر بزرگ‌تر نگاه کنیم. می‌توان گفت که این‌ها جزئیات است، هر چه باشد، «حزب عدالت و توسعه» در حال ایجاد یک «ترکیه قوی» است، ببینید صنعت تسلیحاتی ما چقدر توسعه یافته است، ما به همه اسلحه می‌فروشیم.

این‌که آیا استراتژی صنعت تسلیحات در ترکیه با در نظر گرفتن دفاع از کشور یا تجارت و جنگ تعیین می‌شود، خود یک پرسش جدی است. بیایید این پرسش را کنار بگذاریم.

آیا صنعت تسلیحاتی در دست بخش خصوصی می‌تواند امنیت ترکیه را تضمین کند؟

در ۱۵ ژوئن، سومین روز جنگ ایران و اسرائیل، سلجوق بایراکتار، رئیس شرکت بایکار، به عنوان بخشی از یک همکاری استراتژیک در نمایشگاه هوانوردی پاریس، پایتخت فرانسه، یک قرارداد سرمایه‌گذاری مشترک با شرکت ایتالیایی لئوناردو امضا کرد.

لئوناردو کیست؟ یکی از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان تسلیحات اسرائیل.

به خوبی شناخته شده است که چگونه انحصارات تسلیحاتی در ایالات متحده برای دهه‌ها بر سیاست خارجی ایالات متحده تأثیر گذاشته‌اند. اما چگونه یک شرکت ترکیه‌ای در همکاری با تأمین‌کنندگان اسرائیلی می‌تواند بر سیاست خارجی ترکیه تأثیر بگذارد؟

من فکر نمی‌کنم کسی بگوید: «به هر حال، این فقط یک شرکت معمولی نیست، این داماد رجب طیب اردوغان کبیر است.» یا،آن‌‌ها نباید این را بگویند، زیرا بایکار در حال شکایت و گرفتن غرامت برای تمام گزارش‌های خبری است که اطلاعاتی را مبنی بر این‎که سلجوق بایراکتار داماد اردوغان است منتشر می‌کنند. «چپ» (soL) نیز از این موضوع رنج می‌برد، و اعتراضات آن در دادگاه قانون اساسی است. بنابراین، لازم است که وارد دفاع از «داماد» نشویم.

اما، بیاید فرض کنیم که دامادی وجود ندارد… هیچ مشارکتی با تأمین‌کنندگان اسرائیلی یا حتی با هیچ شرکت خارجی وجود ندارد… چگونه می‌توان صنعت اسلحه‌سازی را به بخش خصوصی واگذار کرد؟ در نهایت، منافع شرکت همیشه در سودورزی است. این هدف وجودی، تعریف آن در قانون و منطق فلسفی آن است. پیش‌بینی این که منافع یک شرکت، یک رئیس و منافع کشور با هم مطابقت نخواهند داشت، آسان است.

آیا ناتو به هر حال از ما محافظت می‌کند؟
آنچه که بسیاری از مردم سال‌ها به عنوان تضمینی برای امنیت ترکیه در نظر گرفته‌اند، عضویت در ناتو است. با این حال، ناتو بزرگ‌ترین خلأ امنیتی ترکیه است.

به لطف ناتو، پایگاه راداری کورِجیک دائماً در خدمت اسرائیل است.

هدف قرار دادن پایگاه آمریکایی در قطر توسط ایران در روز یازدهم جنگ، بار دیگر حقیقتی را نشان داد: پایگاه‌های خارجی در کشور ما این امکان را بوجود می‌آورد که کشور ما حتی در جنگی که در آن درگیر نیست، هدف قرار گیرد.

کسانی که می‌گویند «این پایگاه‌ها فقط با اجازه ترکیه قابل استفاده هستند» باید یک بار دیگر جنگ ایران و اسرائیل را بررسی کنند. ترامپ حتی هنگام ورود به جنگ از کنگره هم اجازه نگرفت، او خودش تصمیم گرفت. این فکر پوچ است که کسانی که هنگام ورود به جنگ با یک کشور دیگر از کنگره اجازه نمی‌گیرند، هنگام بلندشدن از پایگاه اینجرلیک از ترکیه اجازه بگیرند.

با این حال، خطری که ناتو ایجاد می‌کند صرفاً به این اولین چیزهایی که به ذهن خطور می‌کند محدود نمی‌شود. مشکل بزرگ واقعی این است که کل نظام امنیتی ترکیه، از جمله نیروهای مسلح ترکیه، توسط ناتو ایجاد شده است.

قبل از اینکه بگوییم «خب، ما هم عضو ناتو هستیم»، لازم است به پیام‌هایی که مارک روته، دبیرکل ناتو، در ۲۴ ژوئن، یعنی در پایان جنگ ایران و اسرائیل، برای ترامپ فرستاد، نگاهی بیندازیم. روته در پیام خود، که آنقدر چاپلوسانه است که خواندنش شرم‌آور است، او با بیان این‌که آن‌ها همه اعضا را متقاعد کردند که هزینه‌های نظامی خود را در اجلاس لاهه به ۵ درصد از بودجه افزایش دهند، از ترامپ تمجید می‌کند و می‌گوید «به لطف شما، اروپا مبلغ هنگفتی پرداخت خواهد کرد.

چگونه می‌توان توضیح داد که منافع ناتو منافع اعضای آن نیست؟

نکته داغ: «صلح در خانه، صلح در جهان»
البته، همه این چیزهایی که گفتیم مربوط به امنیت ترکیه است. با این حال، آنچه واقعاً امنیت ترکیه را تعیین می‌کند، سیاست خارجی این کشور است.

و برخلاف آنچه مخالف لاابالی اغلب می‌گویند، سیاست خارجی و سیاست داخلی هرگز از هم جدا نیستند.

در ۲۰ ژوئن، هشتمین روز جنگ ایران و اسرائیل، مقاله‌ای از آیدین اونال، نویسنده سابق سخنرانی‌های اردوغان، در روزنامه «ینی شفق» منتشر شد…

اونال، در بررسی درس‌هایی که از جنگ باید آموخت، نوشت:

«همین ترس، به دوره منتهی به زمان به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه شکل داد. اصل اساسی سیاست خارجی، «صلح در خانه، صلح در جهان»، در واقع مشروعیت بخشیدن به ترس و تبدیل آن به یک سیاست بود. همه ما می‌دانیم که این سیاست ترس، ترکیه را به پرداخت چه بهایی واداشته است.»

بی‌دلیل نبود که ما در مستند «سه‌شنبه مدوسا» مصرانه بر تاریخ حساب پس دادن با رویکرد «صلح در خانه، صلح در جهان» تأکید کردیم. تغییر رژیم در ترکیه با این تغییر رادیکال در سیاست خارجی در هم تنیده شده بود.

به همین دلیل است که کسانی که سعی می‌کنند سیاست خارجی امروز را از سیاست داخلی جدا کنند، در حالی که روی سنگفرش‌های مسیرهای منتهی به فروپاشی جمهوری ترکیه راه می‌روند، حتی زمینی را که روی آن قدم می‌گذارند، تشخیص نمی‌دهند.

جهادی‌هایی که برای سوریه سازماندهی شده بودند و اکنون در ترکیه برای «موساد» کار می‌کنند، این واقعیت که مرزها به یک آبکش تبدیل شده‌اند، این واقعیت که شرکت‌های خارجی که در ساختمان‌های غیرقانونی در وسط آناتولی مواد منفجره تولید می‌کنند، به هیچ وجه مورد بررسی قرار نمی‌گیرند، این واقعیت که افسران سابق پلیس که بی‌قانونی عادت کرده خود در سازمان را در خدمت به «موساد» قرار می‌دهند، این واقعیت که همکاری بایکار با لئوناردو و این واقعیت که کشور نیازمند ناتو تلقی می‌شود، همگی به اعلام جنگ علیه رویکرد «صلح در خانه، صلح در جهان» مربوط می‌شوند.

اعلام جنگ علیه رویکرد «صلح در خانه، صلح در جهان» به نیازهای طبقه سرمایه‌دار در ترکیه مربوط می‌شود.

به این دلیل است که رژیم در ترکیه تغییر کرد.

اگر قرار باشد از جنگ ایران و اسرائیل درسی در مورد چگونگی دفاع از ترکیه گرفته شود، باید به این نکته توجه کرد.

نظم موجود در ترکیه بزرگ‌ترین آسیب‌پذیری امنیتی ترکیه است.

https://haber.sol.org.tr/haber/iran-israil-savasi-dersleri-1-turkiye-nasil-savunulur-399296