تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: الاخبار
شنبه، ۲۵ ژانویه ۲۰۲۵
دهها هزار مستعمره نشین از بازگشت امتناع میکنند… شمال دیگر آن چیزی نیست که بود

یک مستعمره نشین اسرائیلی در حال خروج از کریات شمنا، در مرز با لبنان
بازگشت مستعمره نشینان شمال در فلسطین اشغالی حتی دو ماه پس از پایان جنگ با لبنان کاری نه آسان، بلکه سخت و طولانی خواهد بود.
براساس نتایح تحقیقی که «مرکز اتحاد برای تحقیق و توسعه» انجام داده است، بازگشت این افراد مستلزم تلاش بسیار از سوی رهبری امنیتی و سیاسی اسرائیل برای بازگرداندن اعتماد مستعمره نشینان شمال و متقاعد کردن آنها به مزایای بازگشت، پس از جنگی است که شاهد یک روند آوارگی بیسابقه در تاریخ حکومت عبری بود.
این تحقیق جوانب گوناگونی از بحران آوارگی در شمال سرزمینهای اشغالی ناشی از جنگ با حزبالله را بررسی میکند، که مهمترین آن نیاز اسرائیل و جنبش صهیونیستی به مستعمره نشینان شمالی به مثابه «سرحدات دولت» و مدافعین حکومت است، و اینکه رابطه دولت با این مستعمره نشینان به دلایلی که در طول جنگ وجود داشت و به دلایل دیگری که پیش از آن وجود داشت، با کمبود اعتماد روبهرو شده است. در پایان، نویسندگان این تحقیق دیدگاه خود را برای یک راهحل (بعید)، که این مهاجران را به خانههایشان بازگرداند، ارائه میکنند.
بحران اعتماد بین مستعمره نشین و دولت
نویسندگان این تحقیق عدم اعتماد مستعمره نشینان الجلیل به حکومت اسرائیل، و احساس بیعدالتی آنها را هنگام مقایسه آنچه که دولت به آنها ارائه میدهد با آنچه که به شهرها و روستاهای دیگر در سرزمینهای اشغالی ارائه میشود برجسته مینمایند. این گزارش از آنچه که شمالیها به عنوان «احساس حقارت» خود به دلیل ضعف این خدمات توصیف مینمایند، صحبت میکند.
برای توضیح این پدیده، این تحقیق تفاوتهایی را در نحوه تعامل حکومت اسرائیل با بحران آوارگی در مستعمره نشینان جنوبی پس از عملیات «توفان الاقصی» با آنچه در شمال رخ داد، فهرست میکند. به عنوان مثال، پس از ۷ اکتبر، دولت به سرعت کمیتهای را برای بازسازی مستعمره نشینان غزه تشکیل داد، که نشان دهنده جدیت در برخورد با موضوع است، و برعکس چیزی است که برای مستعمره نشینان شمالی رخ داد، و برای آنها هیچ کمیتهای تشکیل نشد که حتی پس از آتشبس پیگیر امور آنها باشد.
در همین زمینه، با مهاجرت ساکنان شمال به جوامع مرکزی (که نویسندگان تحقیق معتقدند گامی تکان دهنده بود که اثرات بلندمدتی بر جامعه شمالی خواهد داشت)، آنها روند مقایسه خدمات آموزشی، حملونقل و مراقبتهای پزشکی و غیره ارائه شده به ساکنان این مناطق را با آنچه در شمال ارائه میشود آغاز کردند، تفاوت چنان فاحش است که پس از دیدن آن، وعدههای رسمی برای رفع آن برای متقاعد کردن آوارگان به بازگشت فایدهای نخواهد داشت. از جمله پیامدهای مهاجرت آنها به مرکز این است که برخی از آوارگان با علم به اینکه واقعیت آنها در شمال تغییر نخواهد کرد، اقامت و اسکان در این مناطق را انتخاب کرده و شمال را ترک میکنند. مستعمره نشینان شمالی تصمیم خود را با وعدههای تحقق نیافتهای که دولتهای متوالی طی سالها برای توسعه شمال دادهاند، توجیه میکنند.
شرایط مستعمره نشینان برای بازگشت به شمال
این تحقیق نشان میدهد که بیش از ۱۳ هزار مستعمره نشین شمالی هنوز در هتلها و دیگر اقامتگاههای دولتی بسر میبرند، در حالیکه حدود ۵۰ هزار نفر در جوامعی که به آن پناه بردهاند مستقر شدهاند و به دریافت کمک هزینه زندگی ادامه میدهند، که تعداد کل مهاجرانی که حتی دو ماه پس از پایان جنگ از بازگشت به شمال امتناع میکنند را به ۶۳۹۳۵ نفر میرساند.

آوارگان فهرست بلندی از شرایط را برای بازگشت خود تعیین کردهاند، و دستیابی به آنها برای حکومت اسرائیل آسان نیست، زیرا حرف آن آسانتر از اجرای آن است. مهمترین این شرایط عبارتند از:
در بُعد امنیتی: نیاز به ایجاد یک منطقه حائل در جنوب لبنان و ایجاد نقاط استراتژیک در آنجا به منظور بازگشت امن، و آغاز عملیات نظامی نامتقارن در صورت نقض توافق آتشبس از سوی لبنان، علاوه بر بستن شکافهای امنیتی و ایجاد یک بسترحفاظتی جدید از پناهگاههای پیشرفته.
در سطح اجتماعی-اقتصادی: مستعمره نشینان خواستار یک طرح جامع توسعه با اولویت برای کشاورزی و صنعت، عدم تعویق غرامت و ارائه کمکهای مالی فوری به آسیبدیدگان، علاوه بر حمایت و توسعه بخش بهداشت و درمان و تزریق مجدد بودجه برای اداره مراکز «ایستادگی» در شمال هستند. آنها همچنین خواستار ابتکاراتی برای ایجاد مراکز و چارچوبهای اشتغال برای جوانان، افزایش حجم سرمایهگذاریها و در نهایت تهیه یک برنامه جمعیتی برای الجلیل هستند.

بررسی ساختمانی در کریات شمنا، پس از اصابت موشک حزبالله
تاثیر بلند-مدت بر شمال
این تحقیق نشان میدهد که شمال در طول جنگ دچار تغییرات ساختاری جامعی شد که پیامدهای گستردهای خواهد داشت که نشاندهنده چالشهای استراتژیک است، به ویژه: تغییر تدریجی هویت شمال از یک خط دفاعی استراتژیک در عمق و یک سنگر روحیه مستعمره نشین صهیونیست، به یک منطقه تفریحی و یک مقصد سرگرمی موقت برای خانوادهها.
به همین ترتیب، شمال ممکن است با توجه به کمکهای بلاعوض و بودجههای هنگفتی که به ساکنان آن وعده داده شده، و به دلیل ضرورت حضور ارتش در شمال در چارچوب دفاع هوشیارانه، به یک بار اقتصادی اضافی بر دوش بودجه کشور تبدیل شود.
در این بستر، اگر ساکنان با بازگشت به مرزهای مجاور لبنان موافقت نکنند، این ممکن است به تضعیف خط مرزی در برابر حزبالله و ایجاد شکافهای امنیتی جغرافیایی و فضاهای خالی منجر شود.
این تحقیق نتیجه میگیرد که بازگرداندن مستعمره نشینان شمالی برای امنیت ملی و خارجی اسرائیل حیاتی است و از اهمیت بالایی برخوردار است. خالی ماندن شمال در بلند-مدت بدون تردید عواقب جدی در پی خواهد داشت که از تضعیف مرزهای شمالی در صورت وقوع هر جنگی در آینده شروع میشود و تا تأثیر اقتصادی از دست دادن عنصر جوان ادامه مییابد. در عین حال، این تحقیق نشان میدهد که ساکنان شمال در طول جنگ به بیش از یک دلیل، از جمله تغییر اولویتهای ارزشهای صهیونیستی حساسترشده و درک کمتری نشان میدهند. امنیت فردی مهمتر از منافع عالی ملی شده است. به نظر میرسد حکومت اسرائیل هنوز پاسخ روشنی برای این معضل نداشته باشد.
