تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: اوگون اراتالی
۱۵ اکتبر ۲۰۲۳
توضیح عدالت: سلسله مقالات «روابط اسرائیل در منطقه»، که برگردان فارسی بخش سوم آن در زیر منتشر میشود، میتواند به شناخت خاستگاه طبقاتی، تعلقات قومی، و وابستگیهای منطقهای و بینالمللی نویسندگان و ناشران سیل اعلامیهها و شبهتحلیلها بر ضد مقاومت فلسطین و عملیات اخیر نیروهای مسلح فلسطین کمک کند.

اسرائیل، که از بدو تأسیس آن در جنگ بوده و پیوسته در مخاصمات در خاورمیانه درگیر بوده است، روابط جالبی با همسایگان خود در منطقه دارد. در این سلسله مقالات، ما به معرفی روابط خارجی اسرائیل که زیاد بچشم نمیآید، میپردازیم.
روابط اسرائیل در منطقه – بخش سوم: مصر از دشمن سرسخت به شریک استراتژیک
اگرچه مصر از اوایل دهه ۱۸۰۰ بر روی کاغذ قلمرو عثمانی بود، اما با برنامهریزی کانال سوئز و افتتاح آن در سال ۱۸۶۹، به کشوری تبدیل شد که قدرتهای امپریالیستی در آن مستقر شدند، و پس از جنگ در سال ۱۸۸۲ آشکارا توسط انگلیسیها اشغال شد.
این کشور که رسماً توسط پادشاهی اداره می شد، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم شاهد افزایش نارضایتی علیه سلطنت و واکنشهای علیه حکومت بریتانیا بود. با انقلاب مصر که در سال ۱۹۵۲ در برابر استعمار پیروز شد، ژنرال محمد نجیب رئیسجمهور شد و جنبش افسران آزاد به رهبری جمال عبدالناصر قدرت را در این کشور به دست گرفت.
در دورهای که اتحاد شوروی و بلوک شرق در سراسر جهان یک محور تأثیرگذار بودند، دولت ناصر اقدامات ملیسازی را انجام داد و اصلاحات ارضی و مصادره را آغاز کرد. شناخته شدهترین و قابل توجهترین آنها، البته، بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ است. زمانیکه این طرح که به قیمت خون صدها هزار کارگر مصری ساخته شده بود و کشورهای امپریالیستی آن را منبع مستقیم سود میدانستند، توسط ناصر ملی شد، نیروهای اسرائیلی-انگلیسی-فرانسوی به مصر حمله کردند. با این حال، به دلیل تهدید اتحاد شوروی به مداخله از جانب مصر و عدم حمایت دولت آمریکا از آنها، انگلیسیها مجبور به عقبنشینی شدند. اگرچه اسرائیل برخی از سرزمینهای مصر را در شبه جزیره سینا ضمیمه کرد، اما مالکیت مصر بر این کانال پذیرفته شد.
پس از این دوره، مصر همراه با سوریه در جنگهای شش روزه (۱۹۶۷) و یوم کیپور (۱۹۷۳) با اسرائیل جنگید، اما پیروز نشد. انور سادات معاون ناصر، که پس از مرگ ناصر در سال ۱۹۷۰ به قدرت رسید، پس از شکست نظامیاش، سازش با امپریالیسم را برگزید. با قراردادی که بین اسرائیل و مصر با میانجیگری آمریکا در سال ۱۹۷۹ امضا شد، اسرائیل برای نخستینبار توسط یک کشور عربی به رسمیت شناخته شد. اگرچه سادات با ترور شدن در سال ۱۹۸۱ تاوان نقش خود در این قرارداد را پرداخت، اما کشور در دام امپریالیسم افتاد.
پس از سادات در دوره حسنی مبارک، مصر همراه با اسرائیل به مهمترین متحد ایالات متحده در منطقه تبدیل شد. ارتش مصر که به طور متوسط سالانه ۱ میلیارد دلار کمک نظامی دریافت میکند، به نهادی مستقیماً وابسته به امپریالیسم تبدیل شد. اسرائیل به قدری از این تعهد مطمئن است که اظهارات مقامات اسرائیلی در جریان بهار عربی، زمانیکه مبارک سرنگون شد، نشان داد که آنها مطمئن بودند که تعهدات قرارداد بینالمللی بدون توجه به اینکه چه کسی به قدرت برسد، انجام خواهد شد.
امروز، پس از توافق ۱۹۷۹، مصر همچنان باید ورود نیروهای خود به شبهجزیره سینا و انجام عملیات نظامی در منطقه را به اسرائیل اطلاع بدهد. حتا رژیم السیسی که امروز در قدرت است این «وظیفه» را به طور کامل انجام میدهد.
دو کشور بلافاصله پس از امضای توافقنامه وارد سطح فوقالعادهای از همکاریهای اقتصادی شدند. مصر گاز طبیعی تولیدی خود را به اردن و اسرائیل میفروشد، و صدور گاز از طریق خطوط لوله حتا در بحرانیترین روزها بدون وقفه ادامه دارد. علاوه بر این، گاز میدان گاز طبیعی لویاتان در مدیترانه شرقی که توسط اسرائیل با مشارکت شرکت آمریکایی شورون در بیرون از ساحل استخراج میشود، پس از انتقال به خشکی از طریق خطوط لوله به شبکه تحویل داده میشود. این گاز پس از انتقال به بنادر مصر به اروپا صادر میشود.
جدای از این، گسترش روابط اقتصادی دو کشور مستقیماً مورد حمایت امپریالیسم است. ایالات متحده آمریکا، که با ایجاد «منطقه صنعتی واجدشرایط» (Qualified Industrial Zone)* معافیت گمرگی محصولات مصری تولیدشده برای صدور به آمریکا را تضمن کرده است، شرط مشارکت حداقل ۱۰٫۵ درصدی اسرائیل را در نظر گرفته است.
گرچه اکثریت قریب به اتفاق جامعه مصر امروز اسرائیل را بمثابه دشمن تعریف میکنند، دولتهای مصر در همکاری عمیق اقتصادی-نظامی با اسرائیل هستند. به راحتی میتوان دید که این شکل از روابط که در پشت صحنه توافقات و مذاکرات انجام میشود، از حد معمول فراتر رفته و وارد مرحله اتحاد شده است. علاوه بر این، دولتهای مصر اکنون میتوانند مجری و اعمالکننده سیاستهای تحمیلی امپریالیسم در مورد درگیریهای منطقه، بهویژه فلسطین و اردن باشند. یادآور میشویم که «توافق ابراهیم» که در سال ۲۰۲۰ در دوره دونالد ترامپ به امضا رسید و مشاوران مصری به عنوان متقاعدکننده به آن عمل میکردند، کشورهای عربی (مراکش، بحرین، امارات متحده عربی، سودان) را، بدون گرفتن هیچ امتیازی، به عادیسازی روابط خود با اسرائیل مجبور نمود.
———————
* توضیح عدالت:
«در سال ۱۹۹۶، کنگره ایالات متحده ابتکار منطقه صنعتی واجد شرایط (Qualified Industrial Zone) را برای حمایت از روند صلح در خاورمیانه تأسیس کرد. این ابتکار به مصر و اردن اجازه میدهد محصولات را بدون عوارض گمرکی به ایالات متحده صادر کنند به این شرط که این محصولات حاوی مواد اولیه اسرائیل باشند. این قانون به رئیسجمهور اجازه میدهد لغو عوارض کالاهای تولید شده در کرانه باختری، نوار غزه و مناطق صنعتی واجد شرایط در اردن و مصر را اعلام کند…» (سایت اداره تجارت بینالمللی ایالات متحده آمریکا):
