تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: هدف، نشریه حزب کمونیست سوئد
نویسنده: پانوس اسپیلیوتیس
۱۸ فوریه ۲۰۲۵
زلنسکی، یک دلقک تراژیک

آگاممنون، فرمانده یونانی در طول جنگ با تروا، با کشتن آهوی مقدس الهه آرتمیس، خشم او را برانگیخت و در نتیجه ناوگان یونانی نتوانست از اولیس در سرزمین اصلی یونان به سمت تروا حرکت کند. آگاممنون به توصیه کالخاس غیبگو، دخترش ایفیگنیا (ایفی ژنی) را به بهانه ازدواج با آشیل به اردوگاه آورد، اما در واقع قصد داشت او را برای آرتمیس قربانی کند و از الهه خشمگین دلجویی نماید
اما این چه ربطی به زلنسکی دارد؟ ما به آنجا میرسیم…
او از حامیان «انقلاب» نارنجی بود که معلوم شد یک کودتای غربی است. او به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد، او از جمله،وعده صلح و پایان دادن به درگیریها با جمعیت روسی زبان کشور را داد. بجای آن، او یکی از دوستداران نوستالژیک هیتلر شد که بدترین دشمنان جمعیت روسی زبان اوکراین بودند. او بود که گردان آزوف نئونازی را در ارتش منظم ادغام کرد و به آنها قدرت و مشروعیت بخشید. این همان گردانی بود که حملات مرگباری را علیه روماها، اتحادیههای کارگری، چپها، همجنسگرایان و مهمتر از همه روسیزبانان انجام داد. هزاران نفر در اثر اقدامات آن به قتل رسیده و «ناپدید» شده بودند.
زلنسکی به یک چهره مرکزی در یک طرح بسیار خطرناک تبدیل شد: تا به عنوان سختترین چالش آمریکا و ناتو در برابر رقیب آنها پوتین عمل کند. بورژوازی اوکراین و سرمایهداران غربی – به ویژه بخشی که به زلنسکی کمک کرد تا در انتخابات پیروز شود – میخواستند اوکراین را به یک پایگاه عظیم ناتو تبدیل کنند و او متقاعد شد که هرچه به غرب و دولت ایالات متحده نزدیکتر شود، منافع شخصی، سیاسی و اقتصادی او بیشتر خواهد بود. اما روسیه با این رویداد مخالفت کرد و به اوکراین حمله کرد.
این هزاران کشته و زخمی برجای گذاشت، مردم را در معرض خطر قرار داد و آنها را مجبور به فرار کرد. اوکراین اراضی و منابع زیادی را از دست داد، بخش بزرگی از زیرساختهای کشور ویران شد. اقتصاد و توسعه کشور ویران شده است و صدها هزار نفر تحت اشغال یک قدرت خارجی قرار گرفتهاند. اما خود رئیسجمهور به کشورهای مختلف سفر کرد، با صورت نتراشیده و خوش مشرب، با لباس نظامی در نشستها، پارلمانها و کنفرانسها شرکت کرد، و این او را به یک قهرمان، نماینده یک جنگ عادلانه تبدیل کرد. او ریاست خود را حفظ کرد و احزاب و اتحادیههای سیاسی را ممنوع کرد، مخالفان سیاسی خود را زندانی کرد و انتخابات را به تعویق انداخت، شاید به این دلیل که نظرسنجیها نشان میداد که او انتخابات را میبازد، دست میدهد و به گونهای به تور میرفت که گویی یک ستاره سینما است. در این میان، هموطنان او به خاطر تصمیم-دلقک کوچک تراژیک- هم جان و هم مال را فدا کردند..
غرب از او برای به راه انداختن جنگی که پوتین را سرنگون کند، حمایت کرد. این طبق برنامه پیش نرفت. تبلیغات غرب هرکس را که خواستار پایان دادن به این دیوانگی بود پوتینی نامید. اما حالا چه؟
اکنون سمت درست تاریخ به جای دیگری ختم شده است. کلانتر جدید در غرب میخواهد جبهه اوکراین را ببندد تا جبهه جدیدی را به سمت چین باز کند. و اینجاست که ایفیگنیا وارد میشود، زیرا زلنسکی، فرزند محبوب غرب، اکنون مانند او در قربانگاه توافقات و منافع جدید قربانی میشود. اما اوکراین نیز قربانی میشود. به لطف آمریکا سرزمینهایی به روسیه واگذار میشوند، وعدههای عضویت در ناتو در برف نوشته و آب میشوند، آینده اوکراین مستقیماً با پوتین بدون نمایندگان اوکراین یا اروپا مورد بحث قرار میگیرد. قدرتهای بزرگ اروپا بخود می لرزند. هیچکس نمیداند که آنها بدون آمریکاییها چگونه با خطر پوتین مقابله خواهند کرد.
البته، چیزی که آنها بحث و بررسی کنند به نفع مردم نخواهد بود. هزینههای نظامی جدید به شدت به زندگی ما ضربه خواهد زد. جوانان ما اگر برای دفاع از زلنسکی فرستاده شوند در خطر خواهند بود. حتی نخستوزیر شوخ طبع خودمان هم به آن اشاره کرد.
ترامپ میگوید روسها سرسخت هستند. آنها ناپلئون و آلمان نازی را شکست دادند. البته، استالین زمانیکه نازیها اساساً همه اروپا را اشغال کرده بودند و در راه بریتانیا بودند، برای سیاستمداران بورژوازیی یک قهرمان بود. سپس، وقتی احساس امنیت کردند، از شباهت جنایات نازیسم و جنایات کمونیستها صحبت کردند.
در هر صورت، حتی اگر آمریکا نقش زلنسکی را کم اهمیت جلوه دهد، او حاضر است ثروت، گاز، نفت، فلزات، بله، همه چیز کشور را به ترامپ بسپارد تا خود را از پوتین و خشم مردم نجات دهد. در اساطیر یونانی، الهه در آخرین لحظه به ایفیگنیا رحم کرد، او را از قربانگاه گرفت و یک آهو به جای او گذاشت. اما اگر زلنسکی به دست مردم بیفتد، من مطمئن نیستم که الهه آرتمیس به او رحم کند.
