تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
دوشنبه، ۱۴ مهر ۱۴۰۴
منبع: در دفاع از کمونیسم
نویسنده: نیکوس موتاس
پنجشنبه، ۲ اکتبر ۲۰۲۵
زمانی که فلسطین به آنها نیاز دارد چین و روسیه کجا هستند؟

در سراسر چپ، جریانهایی – از احزاب کمونیست گرفته تا نیروهای ترقیخواه گستردهتر – وجود دارند که چین و روسیه را به عنوان وزنه تعادل «ضد-امپریالیستی» در برابر هژمونی ایالات متحده بالا میبرند. در چارچوب ایدئولوژیک به اصطلاح چندقطبی، این کشورها به عنوان بلوک قدرت جایگزین، که امپریالیسم را مهار کرده و به ملتهای مظلوم فضای تنفس میدهند، ترسیم میشوند.
اما، فلسطین این افسانه را برملا میکند. در حالی که غزه در آتش میسوزد، مسکو و پکن ضمن صدور بیانیههایی، تجارت، دیپلماسی و سرمایهگذاری با دولت نتانیاهو را حفظ میکنند. اعمال آنها نه رهایی، بلکه همدستی را آشکار مینمایند.
دیپلماتهای پکن به زبان عدالت سخن میگویند. آنها خواستار آتشبس هستند، مجازات دستهجمعی را محکوم میکنند، و از تشکیل دولت فلسطین حمایت میکنند. با این حال، چین همچنان شریک تجاری اصلی اسرائیل – یکی از بزرگترین شرکای تجاری آن در آسیا – است. شرکتهای چینی در بنادر اسرائیل (حیفا)، در زیرساختها و صنایع پیشرفته سرمایهگذاری میکنند. حتی در طول حمله نسلکشی اسرائیل به غزه، پکن روابط را قطع نکرده، تحریمها را اعمال نکرده یا به رسمیت شناختن اسرائیل را پس نگرفته است. حداکثر، برخی از شرکتهای کشتیرانی به دلایل تجاری، نه از روی همبستگی، خدمات خود را به بنادر اسرائیل به طور موقت به حالت تعلیق درآوردهاند. خود دولت چین هیچ کاری برای مجازات اقتصادی دولت اسرائیل انجام نداده است.
مسکو نیز سخنان تندی ایراد میکند. وزارت امور خارجه روسیه جنایات جنگی اسرائیل را محکوم میکند، و خواستار ایجاد دالانهای بشردوستانه میشود. اما در حالی که روسیه میتواند اروپا را یک شبه از گاز خود محروم کند، هیچ گام مشخصی برای منزوی کردن اسرائیل برنداشته است. روابط دیپلماتیک همچنان پابرجاست. تجارت ادامه دارد. نه تحریمی، نه اخراجی، نه قطع رابطهای. روسیه به دنبال «توازن» برای حفظ نفوذ در خاورمیانه است و ترجیح میدهد در حالی که بمبها فرو میریزند، ژست میانجیگری بگیرد. این ضد-امپریالیسم نیست – بلکه فرصتطلبی محض است.
هر دو دولت از حق وتوی خود در سازمان ملل استفاده میکنند، و خود را به عنوان وزنه تعادل در برابر واشنگتن معرفی میکنند. با این حال، وتوها و سخنرانیها ماشین جنگی اسرائیل را از کار نمیاندازند. آنها مانع ارسال سلاح نمیشوند. آنها دارو به غزه نمیآورند. آنها در بهترین حالت نمادین – در بدترین حالت، پوششی برای همکاری مداوم هستند. ضد-امپریالیسم در قطعنامههای توخالی بیان نمیشود، بلکه در شکستن شریانهای حیاتی مادی استعمار: اسلحه، سرمایه، تجارت و فناوری بیان میشود.
چین و روسیه ضد-امپریالیست نیستند. آنها قدرتهای سرمایهداری هستند که منافع خود را دارند، بازارها را ایجاد میکنند و به دنبال نفوذ هستند. تردید آنها در مقابله با اسرائیل، اولویت واقعی آنها را آشکار میکند: ادغام در سرمایه جهانی، نه همبستگی با ستمدیدگان. آنها از فلسطین به عنوان یک کارت دیپلماتیک علیه واشنگتن سوءاستفاده میکنند، اما حاضر نیستند سرمایهگذاری یا تجارت خود را برای جان فلسطینیها به خطر بیندازند.
ما باید واضح صحبت کنیم: برای سنجش نقش یک کشور در مبارزه با امپریالیسم، باید به اعمال آن نگاه کنیم. آیا چین اسرائیل را تحریم کرده است؟ خیر. آیا روسیه روابط خود را قطع کرده است؟ خیر. هر دو همچنان درگیر روابط تجاری و سیاسی با دولت اسرائیل هستند. «بیطرفی» آنها به منزله همدستی است.
طبقه کارگر جهانی نمیتواند برای آزادسازی فلسطین به قدرتهای سرمایهداری – شرق یا غرب – تکیه کند. تنها جنبشهای تودهای، اقدامات کارگری و همبستگی انترناسیونالیستی میتوانند هزینههایی را که پکن و مسکو از تحمیل آنها خودداری میکنند، تحمیل نمایند. بنادر باید از ورود محمولههای اسرائیلی خودداری کنند. اتحادیهها باید قراردادهای خود را با شرکتهای وابسته به اشغالگران فسخ نمایند. جنبشها باید در جایی که دولتها حاضر به این کار نیستند، آنها را مجبور کنند.
ضد-امپریالیسم به معنای عمل است، نه لفاظی. رهبران چین و روسیه مسیر سودورزی را انتخاب کردهاند.
https://www.idcommunism.com/2025/10/where-is-china-and-russia-when-palestine-needs-them.html
