قطب‌بندی نیروهای سیاسی و طبقاتی را شما چگونه می‌بینید؟ ما معتقدیم از لحاظ طبقاتی در جامعه ما سه گرایش عمده وجود دارد: گرایش پرولتاریایی، گرایش بورژوایی و گرایش اقشار بينابينی. ما همیشه این سه گرایش را در تحول، تغییر و چند چهرگی آن‌ها مورد بحث قرار می‌دهیم. ما چنین فکر می‌کنیم که مثلاً فلان گرایش؛ به طور عمده گرایش پرولتاریایی است. فلان گرایش، به طور عمده خرده بورژوایی و بینابینی است و به قشرهای پایینی خرده بورژوازی که بیش‌تر انقلابی و کم‌تر سازشکارند، تعلق دارد. یا از آن قشرهای بالایی خرده بورژوازی است که بیش‌تر سازشکارند و کم‌تر انقلابی. و یا گرایش بورژوایی است که از جنبش توده‌ای می‌ترسد، علاقمند است که مبارزه ضدامپریالیستی را در چارچوب منافع سودجویانه خود محصور کند و نگاه دارد. این گرایش در صحنه سیاست داخلی به یک شکل انعکاس پیدا نمی‌کند. یک روز ممکن است طرفدار دمکراسی باشد، یک روز طرفدار انحصارگری و روز دیگر طرفدار شیوه‌های فاشیستی. اما این گرایش همیشه در درون خود همان گرایش بورژوایی است. یعنی تنها در شرایط گوناگون اجتماعی، تغییر می‌کند.

تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم*

 

سه گرایش عمدۀ سیاسی و طبقاتی جامعه ایران
حزب تودۀ ایران و سیاست «اتحاد و مبارزه»

نورالدین کیانوری
۱۴ فروردين ۱۳۵۹
گزینش و تایپ: ع. سهند

 

پرسش: لطفاً در مورد گرایش‌های عمده‌ای که در جامعه ما وجود دارد، توضیح دهید. قطب‌بندی نیروهای سیاسی و طبقاتی را شما چگونه می‌بینید؟

رفقا! این پرسش بسیار خوبی است. اما باید بگویم که در این زمینه، پرسش‌های دیگری می‌شود، که اغلب نشان‌دهندۀ سطحی‌نگری و ساده‌انگاری پرسندگان آن‌هاست. مثلاً سؤال می‌شود آیا فلان کس که فلان مسأله را این طور جواب داده یا اصلا جواب نداده و سکوت کرده است خصلت و دید خرده بورژوایی ندارد؟ این پرسش‌ها را نمی‌توان به این شکل پاسخ داد. مسأله را این طور ساده و مختصر نکنیم که هر عمل روز آن افراد را دلیل بر خصلت و دید پرولتاریایی، خرده بورژوایی، بورژوایی و غیره بدانیم. هرگز  نباید با مسايل چنین برخورد کرد. ما معتقدیم از لحاظ طبقاتی در جامعه ما سه گرایش عمده وجود دارد: گرایش پرولتاریایی، گرایش بورژوایی و گرایش اقشار بینابینی. این اقشار بینابینی، بین پرولتاریا و بورژوازی قرار دارند و ما معمولاً آن‌ها را اقشار گوناگون خرده بورژوازی می‌نامیم که دهقانان و زحمتکشان شهر و تعداد زیادی از روشنفکران، پیشه‌وران و کارمندان گوناگون دستگاه دولتی جزو آن‌ها هستند. این اقشار، همگون نیستند.

در این اقشار بینابینی، یک سلسله خصوصیات مشترک وجود دارد. بسیاری از کارگران ما نیز اکنون دارای خصوصیات همین قشرهای بینابینی هستند. چرا؟ زیرا اکثر آن‌ها تا دیروز جزو اقشار بینابینی بوده اند؛ دو یا سه سال است که آمده اند و کارگر شده اند. سه سال پیش، یا دهقان بودند یا پیشه‌ور و یا در خانواده‌های دهقان بزرگ می‌شدند. پس، آن خصوصیات را هنوز دارند. البته، باز هم هنوز نباید مسأله را آنقدر ساده بکنیم که اگر فلانی امروز این حرف را زد، زود نتیجه بگیریم که بینابینی است. یا اگر فردا گفت که آمریکا ملعون است، بگوییم حتما پرولتاریایی است. هرگز نباید چنین استدلال کرد. بحث بر سر اینست که ما معتقدیم یک گرایش پرولتاریایی وجود دارد. این گرایش عبارت است از گرایشی که به جهان‌بینی طبقه کارگر متکی است، مدافع هدف‌های این طبقه است و برای پیروزی آن مبارزه می‌کند. گرایش عمده‌ای که در جامعه ما وجود دارد، گرایش قشرهای بینابینی، گرایش قشرهای ده‌ها میلیونی جامعه ماست. تمام دهقانان بی‌زمین، و یا کم‌زمین که اکثریت سنگین دهقانان ایران را تشکیل می‌دهند، خرده بورژوازی شهر و حتا خرده‌فروش‌ها، دستفروش‌ها و غیره، همه جزو این قشرها هستند. این اقشار، به طور کلی دارای خصوصیتی دوگانه اند. یعنی از یکسو زحمتکش اند و خوی مبارزه‌جویی دارند، و از سوی دیگر به سبب داشتن مالکیت‌های کوچک خاصیت انقلابی‌شان ترمز می‌شود. به تناسب این‌که میزان مالکیت آن‌ها و آگاهی سیاسی‌شان چقدر باشد، و در چه مرحله‌ای از مبارزه انقلابی قرار گیرند، سازشکارتر یا انقلابی‌تر می‌شوند. این هم تفاوت می‌کند، و این تفاوت از امروز به فردا نیست. مجموعه عوامل عینی انقلاب است که تعيین کننده این گرایش‌ها است: گرایش به پیش، یا گرایش به پس. انقلابی‌گری بسیار شدید، یا محافظه‌کاری و وحشت‌زدگی و از میدان به در رفتن و غیره.

به این ترتیب، ما همیشه این سه گرایش را در تحول، تغییر و چند چهرگی آن‌ها مورد بحث قرار می‌دهیم. ما چنین فکر می‌کنیم که مثلاً فلان گرایش؛ به طور عمده گرایش پرولتاریایی است. فلان گرایش، به طور عمده خرده بورژوایی و بینابینی است و به قشرهای پایینی خرده بورژوازی که بیش‌تر انقلابی و کم‌تر سازشکارند، تعلق دارد. یا از آنِ قشرهای بالایی خرده بورژوازی است که بیش‌تر سازشکارند و کم‌تر انقلابی. و یا گرایش بورژوایی است که از جنبش توده‌ای می‌ترسد، علاقمند است که مبارزه ضدامپریالیستی را در چارچوب منافع سودجویانه خود محصور کند و نگاه دارد. این گرایش در صحنه سیاست داخلی به یک شکل انعکاس پیدا نمی‌کند. يک روز ممکن است طرفدار دمکراسی باشد، یک روز طرفدار انحصارگری و روز دیگر طرفدار شیوه‌های فاشیستی. اما این گرایش همیشه در درون خود همان گرایش بورژوایی است. یعنی تنها در شرایط گوناگون اجتماعی، تغییر می‌کند.

———————————–

* به نظر می‌رسد که بایگانی دورۀ دوم «تارنگاشت عدالت»، دربر گیرنده چندین هزار  اسناد تاریخی جنبش،  گزارش‌های خبری، تفسیر مسائل مهم ایران و جهان  (در یکی از احساس‌ترین ادوار تاریخ معاصر ایران) و گنجینه‌ای از ترجمه‌های علمی-تئوریک که بخش عمده آن‌ها حاصل بیش از هجده سال کار و زحمت ما است، از دسترس عموم  خارج شده است.

https://old.edalat.org/