تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ»(soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: آیدمیر گولر
۱ مارس ۲۰۲۵

سوسیالیسم واقعاً موجود و مدرنیته

 

من به نتایج عملی فراخوان دو روز پیش اوجالان نخواهم پرداخت. آیا پس از این، درگیری‌ها پایان خواهند یافت، مردم قندیل در کجا زندگی خواهند کرد، آیا یک عفو عمومی وجود خواهد داشت، آیا «حزب دمکرات ترکیه» (DEM) قانون اساسی احتمالی اردوغان را به مثابه دموکراسی پذیرا خواهد شد؛ همه این‌ها بحث‌های مهمی هستند. مهم‌ترین و ارزشمندترین بحث، پایان جنگی که، چه پایان یابد یا نه- ده‌ها سال به قیمت جان ده‌ها هزار نفر تمام شده است، زندگی اجتماعی و سیاست را به گروگان گرفته است، و بهای پایان یافتن آن…

این‌ها قابل بحث است، ما در مورد آن‌ها بحث خواهیم کرد… اما من مطمئن هستم که پیشینه فراخوان و تئوری که فراخوان بر اساس آن قرار دارد، بسیار کم‌تر مورد توجه قرار خواهد گرفت. من فکر کردم امروز به آن بپردازم.

به قول معروف، «دقیقه اول، گُل اول»، پاراگراف اول، گُل اول به سوسیالیسم واقعاً موجود!

متن با ظاهری علمی شروع می‌شود و به ما می‌گوید که گزینه مبارزه مسلحانه در یک بستر تاریخی مشخص ظهور کرده است. متن، البته، این بستر را تقریباً و به اختصار «بد» می‌بیند.

بدی‌ها فهرست شده‌اند: خشونت، جنگ جهانی، جنگ سرد، نفی واقعیت کردی، ممنوعیت آزادی‌ها و … سوسیالیسم واقعاً موجود!

آنچه ما سوسیالیسم واقعاً موجود می‌نامیم، تا آن‌جا که بتواند در «واقعیت» قرن بیستم باشد، سوسیالیسم است. سوسیالیسم واقعاً موجود بخشی از این واقعیت ددمنشانه، نظمی که جنگ ایجاد می‌کند نیست، بلکه ضد آن است. اگر با انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ شروع کنیم، سوسیالیسم واقعاً موجود جنگ امپریالیستی و قحطی که آفریده بود را به چالش کشید. انقلاب روسیه را از جنگ بیرون کشید و نقشه‌های غارتگران را برای تقسیم کل منطقه ما بین خود افشا و نقش بر آب کرد. باز هم این سوسیالیسم واقعاً موجود بود که به جنگ جهانی دوم پایان داد و نازیسم را، که بریتانیا و ایالات متحده امیدهای خود را برای پایان دادن به اتحاد شوروی به آن بسته بودند، از اروپا بیرون راند. در بروکسل، که اکنون تصور می‌شود قلب دموکراسی اروپایی است و پیوسته بر درهای آن کوبیده می‌شود، سابقاً برده‌های سیاه‌پوستی که از آفریقا آورده شده بودند در خیابان‌ها نمایش داده می‌شدند. در آن زمان بر روی درها در ایالات متحده نوشته شده بود «ورود سگ‌ها و سیاه‌پوستان ممنوع». سوسیالیسم واقعاً موجود به بیکاری پایان داد، توجه آن معطوف به کاهش ساعات کار بود، و آوردن آزادی زنان را از روی کاغذ به زندگی روزمره آغاز کرد. در سوسیالیسم واقعاً موجود، که با سرکوب آزادی‌ها شناخته می‌شد، کارگران هر هفته جدید را با جلساتی در کارخانه‌های خود، که در آن درباره جهان و کشورهای خود بحث می‌کردند، آغاز می‌نمودند. علی‌رغم واقعیت امپریالیستی قرن بیستم، «آنچه ما انجام دادیم» در آینده زیر هر عنوان، از آموزش گرفته تا ورزش، از برنامه‌ریزی اقتصادی تا پیشرفت‌های تکنولوژیکی و حتی تا مسأله ملی، به مثابه یک کتاب مرجع برای بشریت عمل خواهد کرد.

در گیر و دار واقعیت سرمایه‌داری – امپریالیستی می‌توان کار محدودی انجام داد. اما برای مثال، سیاست‌های صلح‌آمیز سوسیالیسم واقعاً موجود و جنبش صلح جهانی که آن را رهبری می‌کرد، توانست تا حدی تهاجم امپریالیستی را مهار کند.

سوسیالیسم واقعاً موجود ذره‌ای به انکار واقعیت کردی کمک نکرده است. اما اولین «حزب کارگران ترکیه» که پیرو سوسیالیسم واقعاً موجود بود، سند تاریخی بی‌همتای ترکیه را در سال ۱۹۷۰ ثبت کرد. در چهارمین کنگره بزرگی که در ۳۱-۲۹ اکتبر ۱۹۷۰ در آنکارا برگزار شد، پیرامون مسأله کردها تصمیم گرفته شد. این طبق استانداردهای این ستون طولانی خواهد بود، اما خسته کننده نیست. شاید باعث سرافکندگی برخی‌ها بشود…

«چهارمین کنگره بزرگ حزب کارگران ترکیه،

خلق کرد در شرق ترکیه زندگی می‌کند،

دولت‌های فاشیستی طبقات حاکم از ابتدا سیاست سرکوب، ترور و همگونی (آسیمیلاسیون] را، که گاه خصلت اقدامات سرکوب خونین به خود گرفته است، بر خلق کرد اعمال کرده‌اند،

یکی از دلایل اصلی توسعه نیافتگی منطقه‌ای که خلق کرد در آن زندگی می‌کند در مقایسه با سایر مناطق ترکیه، نتیجه سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی است که دولت‌های طبقه حاکم دنبال می‌کنند، و علاوه بر قانون رشد نابرابر سرمایه‌داری، این فاکت را نیز که خلق کرد در این منطقه زندگی می‌کند در نظر می‌گیرد،

بنابراین، تلقی «مسأله شرق» به مثابه یک مشکل توسعه منطقه‌ای چیزی جز بسط دیدگاه‌ها و نگرش‌های شوونیستی- ناسیونالیستی دولت‌های طبقه حاکم نیست،

برای حزب ما که دشمن سرسخت همه جنبش‌های ضد دمکراتیک، فاشیستی، سرکوبگر، شوونیستی- ناسیونالیستی است، این یک وظیفه عادی و ضروری است که از مبارزات خلق کرد برای استیفای حقوق شهروندی اساسی خود و تحقق همه مطالبات و آمال دموکراتیک دیگر آن حمایت کند،

در راستای ادغام مبارزات خلق کرد برای بیان و تحقق بخشیدن به مطالبات و آمال دموکراتیک رشد یابنده خود با مبارزه برای انقلاب سوسیالیستی به رهبری طبقه کارگر و سازمان پیشاهنگ آن، حزب ما، به مثابه یک موج انقلابی واحد، سوسیالیست‌های کرد و ترک باید شانه به شانه در درون حزب کار کنند،

نابودی ایدئولوژی بورژوایی شوونیستی نژادپرستانه-ناسیونالیستی که علیه مردم کرد در میان اعضای حزب، سوسیالیست‌ها و همه کارگران و سایر توده‌های زحمتکش اعمال می‌شود، علت اساسی و مستمر مبارزه و رشد ایدئولوژیک حزب است،

کنگره می‌پذیرد و اعلام می‌کند که حزب به مساله کرد از منظر الزامات مبارزه طبقه کارگر برای انقلاب سوسیالیستی می‌نگرد.»

سوسیالیسم واقعاً موجود بخشی از دنیای «شیطانی» که [در فراخوان اوجالات] توصیف شده و نهایتاً مبارزات مسلحانه را به وجود آورد نیست، بلکه افتخار تاریخ ماست. روح این سند، که می توانیم آن را جزئی از سوسیالیسم واقعاً موجود در ترکیه و در رابطه با مسأله کرد بدانیم، از روزی که نوشته شده معتبر بوده است.

ما از منظر الزامات مبارزه طبقه کارگر برای انقلاب سوسیالیستی به مسأله کرد نگاه می‌کنیم. هدف ما ادغام این مبارزه در یک موج انقلابی واحد است. یک جنبش مسلحانه ناسیونالیستی فقط می‌توانست به قیمت دور شدن از این اهداف پدید آید.

بر اساس متن اوجالان، زمانی‌که سوسیالیسم واقعاً موجود به دلیل مشکلات درونی آن فرو می‌پاشد، «تأثیر سنگین» آن ناپدید می‌شود، جنبش مسلحانه کرد معنای خود را از دست داده است، تکرار بی‌پایان خود را آغاز کرده است. عمر خود را کرده است… درست مانند سوسیالیسم واقعاً موجود.…

البته، من می‌دانم که معنی ابتکار «یکی بده و سه تا بگیر» تورگوت اوزال چیست. این بیش‌تر به جلب لطف ایالات متحده مربوط می‌شود تا ساختن دموکراسی . اما دهه ۱۹۹۰ در واقع دهه‌ای است که «حزب‌الکُنترا» «عجز» خود را به کشور نشان داد. من در مورد اعضای سابق «حزب‌الله ترکیه» صحبت می‌کنم که با قرار گرفتن در جیب «حزب عدالت و توسعه» به مجلس راه یافتند، و در متن به طور ضمنی معماران دموکراسی معرفی می‌شوند. دهه ۱۹۹۰ زمانی بود که ارتجاع‌گرایی با قتل عام سیواس به قدرت رسید. آیا کسانی که در تعطیلات نوروز در سال ۱۹۹۲ در شرناق قتل‌عام شدند شاهد توسعه آزادی بیان بودند؟ کم نبودند مفسرانی که دهه‌ای را که با تحویل اوجالان به ترکیه در سال ۱۹۹۹- طی عملیاتی که بدون تردید مورد تایید ایالات متحده بود و به احتمال زیاد با کمک اسرائیل انجام شد- پایان یافت «جمهوری ضد چریکی» نامیدند.

کسانی که از «حزب عدالت و توسعه» و «حزب حرکت ملی» [جانشین «گرگ‌ها خاکستری»] « انتظار دموکراسی توسعه یافته دارند، ممکن است در تمجید از دهه ۱۹۹۰ ثابت قدم باشند. و همانطور که تاریخ نشان داده است، هیچ مصالحه دموکراتیکی از ارتجاع‌گرایی وجود نخواهد داشت.

درک کنونی اوجالان و باحچلی از تاریخ در اشاره به دوران قبل از دوران دموکراسی، مشترک است، دورانی که هنوز مفهوم شهروند وجود نداشت. بر اساس فراخوان، اتحاد خوش ترک‌ها و کردها که بیش از هزار سال به طول انجامید با ۲۰۰ سال مدرنیته سرمایه‌داری در هم شکسته شد.

شاید به خاطر داشته باشید که باحچلی در حالی‌که وارد سال ۲۰۲۵ می‌شد آن دوره زمانی را «خواب» نامید. برای بیدار شدن از خواب، ترک‌ها ‌و کردها باید دوباره متحد شوند.

این دویست سال نفرین شده، روند مدرنیزاسیون است. بله، در این روند سعی شد مدرنیته سرمایه‌داری ساخته شود. بدیل فئودالیسم است. فئودالیسم نظامی است که در آن بزرگ مالکی اساس است و کارگران را دارایی ارباب، که موجودی الهی است می‌داند. مدرنیته نیروهای مولده پیشرفته را، به عنوان مثال، طبقه کارگر و کارخانه‌ها را بوجود می‌آورد. مدرنیته بازار ملی را جایگزین خودمختاری فئودالی می‌کند. این ایده که این روند یک پسرفت است، ارتجاع‌گرایی رادیکال است.

در دویست سال مورد لعن قرار گرفته، مبارزه برای استقلال علیه امپریالیسم وجود دارد. آیا این نبرد باید انکار شود تا ترک‌ها و کردها دوباره با هم برادر شوند؟ در این دویست سال، جمهوری وجود دارد. آیا پیشنهاد می‌شود برای برادری از شهروندی صرف‌نظر شود؟

این‌ها پرسش‌های عبثی نیستند. ترکیه در سال‌های «حزب عدالت و توسعه» دیوانه‌ای را که گفت «یونانی‌ها باید در جنگ پیروز می‌شدند»، و هم‌چنین فرقه‌هایی که خواهان سلطان و خلیفه بودند، بخود دیده است . در دوره‌ای که عاشقان عبدالحمید و وحدت‌الدین حکومت را به دست گرفتند، زمانی‌که از اتحاد داوطلبانه قبلی ترک و کرد یاد می‌شود، متبادر شدن نابودی پیشرفت دویست ساله سرزمین ما به ذهن، اجتناب ناپذیر است. در روزهایی که اعلام می‌شود عقربه تاریخ به عقب برمی‌گردد، اجازه ندهید هیچ‌کس سعی کند یاد بدهد که این پیشرفت نقاط ضعف بسیاری نیز دارد. اگر کسی جرات کند [این را بگوید]، ما مایلیم تصمیم سال ۱۹۷۰ را که در بالا نقل شد به او یادآوری کنیم…

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/aydemir-guler/reel-sosyalizme-ve-moderniteye-dair-396465