صهيونيسم نژادپرستی و نسل‌کشی است. قتل عام‌های ديرياسين (١۹۴۸)، جبليه (١۹۵۳)، صبرا و شتيلا ‏‏(١۹۸۲)، و در ديگر مناطق تا ١۲ سال پيش- جنين و غزه- کاملاً مستند هستند، و اين باعث شرم ابدی ‏جامعه بين‌المللی است که تاکنون به حساب هيچ يک از عاملان آن جنايات جنگی رسيدگی نشده است. با ‏اين وصف، بدون هيچ‌گونه ترديدی به اثبات رسيده است که مردمی که خود قربانی نسل‌کشی بودند کاملاً ‏قادرند همان رفتار را با ديگران داشته باشند.‏

تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم

منبع: سايت حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا
نويسنده: گری هيکس
برگردان: ع. سهند
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

توضيح مترجم: مطلب زير، از سلسله بحث‌های پيش از کنگره حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا است، ‏‏‏‏‏که در اختيار خوانندگان گرامی قرار می‌گيرد. همان طور که برخی خوانندگان توجه کرده اند اين مقالات ‏‏آيينه‌ای است که در آن خط و عملکرد ناشران نشريه «نامه مردم» را هم می‌توان ديد.*‏

صهيونيسم شکلی از نژادپرستی است

در «سند بحث پيش از کنگره» پيرامون روابط بين‌المللی و سياست خارجی ايالات متحده، به راه‌حل دو ‏حکومت برای بن‌بست فلسطين- اسرائيل به عنوان «تنها راه‌حلی که مردم فلسطين را قادر می‌سازد به ‏اميدها و مبارزه خود برای حاکميت ملی تحقق بخشند، و مردم يهود اسرائيل را قادر می‌سازد که احساس ‏خود برای يک حکومت عمدتاً يهودی را حفظ کنند» اشاره شده است. [تأکيد از من است- گ. ه.]‏

اگر کسی در حزب ما به طور علنی يا به طور خصوصی به ديگر رفقا بگويد که «جدايی نژادی در کشور ما ‏تنها راه حفظ هويت مردم سياه‌پوست و تحقق اميدهای آن‌ها است، و جمعيت سفيدپوست را هم قادر ‏می‌سازد احساس خود برای يک حکومت عمدتاً سفيد را حفظ کند»، مشکل کاملاً روشن خواهد بود.‏

با اين وجود رسوخ ايدئولوژيک نژادپرستی از زير در و ديوار ما به شکل کُرنش کردن در مقابل صهيونيسم، ‏توجيه همه‌جانبه سياسی- تئوريک- ايدئولوژيک و سازمانی آن، که برای سرکوب تاريخی مرم فلسطين و ‏سرقت اراضی آن‌ها از حمايت امپرياليسم ايالات متحده و بريتانيا برخوردار است، به درون زندگی‌های ما ‏صورت گرفته است.‏

صهيونيسم بيش‌تر از ناسيوناليسم بورژوايی است؛ صهيونيسم يک شکل زهرآگين از نژادپرستی است. ‏صهيونيسم، از ابتدا- در اواخر دهه ١۸٠٠- موقعی که تئودور هرتزل يکی از ايدئولوگ‌های اصلی آن، «دولت ‏يهود» ‏Die Judenstaat‏ را نوشت، نژادپرستی بود. هرتزل در آن کتاب، که اساساً يک پيشنهاد جمع‌آوری ‏کمک مالی به استعمارگر انگليسی «سيسيل رودز» ‏Cecil Rhodes‏ است نوشت چون جمعيت يهودی اروپا ‏هرگز با غيريهوديان کنار نيامده، نمی‌آيد و نخواهد آمد، پس بايد به يهوديان سرزمينی داده شود تا جامعه‌ای ‏از افراد شبيه خود را ايجاد کنند. حتا آن موقع، نيروهای سياسی اطراف هرتزل و ديگران در فلسطين تاريخی  ‏سکنا گزيده، اراضی فلسطينی را از ترک‌ها که نسل‌ها قبل آن را از سکنه آن دزديده بودند، می‌خريدند. ‏تاريخ صهيونيسم از آن زمان يک افراطی‌گری بزرگ در غصب اراضی- عمدتاً از طرق نظامی- بوده، که به ‏آوارگی صاحبان اصلی آن- فلسطينی‌ها- انجاميده است.‏

صهيونيسم نژادپرستی و نسل‌کشی است. قتل عام‌های ديرياسين (١۹۴۸)، جبليه (١۹۵۳)، صبرا و شتيلا ‏‏(١۹۸۲)، و در ديگر مناطق تا ١۲ سال پيش- جنين و غزه- کاملاً مستند هستند، و اين باعث شرم ابدی ‏جامعه بين‌المللی است که تاکنون به حساب هيچ يک از عاملان آن جنايات جنگی رسيدگی نشده است. با ‏اين وصف، بدون هيچ‌گونه ترديدی به اثبات رسيده است که مردمی که خود قربانی نسل‌کشی بودند کاملاً ‏قادرند همان رفتار را با ديگران داشته باشند.‏

صهيونيستم نه تنها يک نوع زهرآگين از ناسيوناليسم بورژوايی است- شبيه آپارتيد آفريقای جنوبی- نه تنها ‏يک انحراف ضدطبقه کارگر در خاورميانه است، بلکه يک سد در راه ايجاد اتحاد طبقه کارگر در کشور ماست. ‏داستان‌ها‌ی جاری که اغلب در باره خصومت‌های سياه‌پوستان و يهوديان می‌شنويم به تاريخ زوال ‏پيوندهای مستحکم تاريخی ميان کارگران سياه‌پوست و کارگران يهودی برمی‌گردند- به مبارزه‌ای که در دهه ‏‏١۹۶٠، در بحبوحه نبرد برای حقوق مدنی- قدرت سياه- رهايی سياه در جريان بود و نياز به يک رهبری سياه ‏به جای آنچه که عمدتاً  رهبری يهودی «انجمن ملی برای پيشرفت مردم رنگين‌پوست» ‏NAACP، «کنگره ‏برابری نژادی» ‏CORE، «ليگ شهری» ‏Urban League، و ديگز سازمان‌ها بود، وجود داشت. علاوه براين، ‏افزايش تعداد سياه‌پوستانی بود که حاضر نبودند در قبال ادامه کمک‌های مالی و مادی و حمايت‌های ديگر از ‏جامعه سياه‌پوستان، چک سفيد حمايت از اسرائيل را بدهند. در واقع، سياه‌پوستان زيادی چشم باز کردند و ‏در کنار آرمان عادلانه مردم فلسطين قرار گرفتند، و در نتيجه آن، به خاطر حمايت و دفاع از يک خلق سامی ‏لقب «ضدسامی» را کسب کردند!‏

صهيونيسم يک سد راه بر سر ايجاد وحدت طبقه کارگر در کشور ماست. در دهه ١۹۷٠، يک کارگر کشاورز ‏يمنی در کاليفرنيا در جريان يک نبرد سخت بين کارگران کشاورز و صاحبان مزارع و متحدين آن‌ها در اتحاديه ‏‏«برادری بين‌المللی تيمسترها» ‏International Brotherhood of Teamsters‏ به قتل رسيد. موقعی که ‏کارگران کشاورز يمنی در مراسم تشيع جنازه او تصاويری از ناصر رييس‌جمهور مصر را در دست داشتند، ‏دمکرات‌های راستگرای محلی، هواداران اسرائيل، از طريق جورج مينی ‏George Meany‏ [رهبر ‏AFL-CIO‏ از ‏‏١۹۵۵ تا ١۹۷۹-مترجم] سزار چاوز ‏Cesar Chavez‏ [بنيانگذار و رهبر «کارگران کشاورز متحد آمريکا»‏United ‎Farm Workers of America‏] را تهديد کردند، که اگر او به طور علنی و بدون ابهام از اسرائيل حمايت نکند، ‏AFL-CIO‏ حمايت خود از «کارگران کشاورز متحد» را قطع خواهد کرد. اتحاديه کارگران کشاورز تسليم شد، و ‏دو دهه سازماندهی در مزارع شکست خورد و نابود شد.‏

سازمان ملل در سال ١۹۷۵، صهيونيسم را به عنوان «شکلی از نژادپرستی» تعريف کرد. در اويل دهه ‏‏١۹۹٠، [پس از فروپاشی اتحاد شوروی] تحت فشار ايالات متحده، اين پس گرفته شد. اما پس گرفتن آن، نه آن موقع و نه اکنون چيزی از ‏حقيقت کم نکرد و کم نمی‌کند.**‏

امروزه، در سال ۲٠۱٠، نقش حزب کمونيست بايد فعاليت برای انداختن صهيونيسم در زباله‌دانی تاريخ از ‏راه‌های زير باشد:‏
‏● سازماندهی تمام نيروهايی در کشور ما که برای پايان دادن به تمام کمک‌های مالی دولتی و ديگر منابع غيرانسانی به اسرائيل، به ايالات متحده فشار وارد خواهند کرد.‏
‏● منع صدور مجوز ورود به کشور ما برای تمام رهبری صهيونيست اسرائيل.‏
‏● منع داد و ستد و تجارت بين دو کشور، تا موقعی که حکومت اسرائيل نشان دادن حسن نيت نسبت به ‏حق بازگشت مردم فلسطين را به خانه‌هايشان و ديگر اشکال پرداخت غرامت به خاطر ضررها و مصايبی که ‏آن‌ها از سال ١۹۴۸ متحمل شده اند، شروع کند.‏

تأکيد مجدد و نتيجه‌گيری: صهيونيسم شکلی از نژادپرستی است، و نژادپرستی در حزب کمونيست ما ‏جايی ندارد.***

http://cpusa.org/convention-discussion-zionism-is-a-form-of-racism/

‏* هم‌چنين نگاه کنيد به «حزب را نجات دهيد»:‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/4214‎‏/
‏«بازگشت ويروس قديمی اپورتونيسم راست»:‏ ‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/4319‎‏/
‏«پيرامون دمکراسی حزبی»‏:
http://www.edalat.org/sys/content/view/4414‎‏/
‏«دنباله‌روی به بهانه مبارزه با راست افراطی!»
http://www.edalat.org/sys/content/view/4422‎‏/‏
‏«مبارزه برای سوسياليسم ما را احاطه کرده»:‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/4461‎‏/‏
‏«آن‌ها را از ميوه‌هايشان خواهيد شناخت»‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/4507‎‏/‏

‏** برای ترجمه فارسی قطع‌نامه مجمع عمومی سازمان ملل نگاه کنيد به «صهيونيسم شکلی از ‏نژادپرستی و تبعيض نژادی است»‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/3212/5/

*** مبارزه آشتی‌ناپذير عليه صهيونيسم بخشی از فرهنگ سياسی مردم ما، و بخشی از هويت توده‌ای ‏ماست. «طرح پيشنهادی حزب تودۀ ايران در باره اصول سياست خارجی جمهوری اسلامی ايران» مورخ ‏آبان‌ماه ١٣۵٨«اصل پشتيبانی از حقوق خلق‌هايی که عليه استعمار، استعمار نوين، امپرياليسم، ‏صهيونيسم، فاشيسم و تبعيض نژادی به مبارزه برخاسته اند» را در بر‌می‌گيرد.‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/2053/47/
متأسفانه در سال‌های اخير با رسوخ «ليبوريسم» حزب کارگر انگلستان در حزب ما، کرنش در مقابل ‏امپرياليسم و صهيونيسم به بخشی از فرهنگ سياسی ناشران «نامه مردم» مبدل شده است.‏