«ما از سوریه حمایت کردیم زیرا در موضعی خصمانه با اسرائیل بود، و به این دلیل که به تقویت تواناییهای مقاومت در سراسر خاک خود تا لبنان و فلسطین کمک کرد. با این حال، پس از سقوط نظام، تا زمانیکه نیروهای جدید تثبیت نشوند و مواضع روشنی اتخاذ نکنند، نمیتوانیم درباره آنها قضاوت کنیم. امیدواریم انتخاب نظام جدید و مردم سوریه همکاری بین مردم و دولتها در لبنان و سوریه، بر اساس برابری و تبادل تواناییها باشد. و اینکه همه احزاب در سوریه و همه اجزا در تشکیل دولت جدید و مشارکت در آن نقش داشته باشند، و همچنین امیدواریم که حزب حاکم جدید، اسرائیل را دشمن بداند و روابط با آن را عادی نسازد.»
قاسم در خصوص تاثیر مستقیم تغییر در سوریه بر توانمندیهای مقاومت گفت: «حزبالله در این مرحله مسیر تدارکات نظامی از طریق سوریه را از دست داده است، و با نظام جدید این مسیر میتواند به حالت عادی بازگردد، و ما میتوانیم به دنبال مسیرهای دیگری باشیم.»

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: الاخبار
نویسنده: هیثم الموسوی
دوشنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۲۴
قاسم شکل جدیدی از گفتمان سیاسی را ارائه میدهد
با فروکش صداهای جنگ بزرگ علیه لبنان، و اگرچه مقاومت همچنان در حالت آمادهباش برای مقابله با احتمال از سرگیری جنگ توسط دشمن به سر میبرد، به ویژه چون دشمن از نقض توافق آتشبس دست برنداشته است، به نظر میرسد حزبالله در چند سطح وارد مرحله جدیدی شده است. سخنرانی دیروز شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، یک جنبه از این مرحله را منعکس میکند، بدون اینکه این به معنای تغییر در ثابتها یا اهداف باشد.
مخاطبان، و همچنین همپیمانان و دشمنان مقاومت، که از نزدیک سخنان شیخ قاسم را دنبال میکنند، همزیستی با این تغییر را آغاز کردهاند، و به نظر میرسد که خود شیخ قاسم به مخاطبان، متحدان و دشمنان کمک میکند تا با فاز جدید سازگار شوند. بنابراین، سخنرانی روز شنبه نقطه آغاز جدیدی بود که یک جنبه از مکانیسم تفکر رهبری حزبالله را منعکس میکرد.
شاید برای برخی تعجبآور باشد که قاسم مستقیماً به مسائلی که حزب در این مرحله محوری میداند وارد شد. او مستقیم و به شیوهای متفکرانه به آنها پرداخت، و باب هیچگونه اطاله را نگشود، و شاید بسیار اهل عمل بود، و آنطور که بسیاری گمان میکنند فاقد عواطف نبود. اما این سخنرانی فرصتی بود برای مخاطبان حزب و دیگران تا بدانند اکنون تمرکز بر کجاست، هرچند که قاسم در سخنرانی شنبه خود قصد نداشت به همه پرسشهایی که امروز مطرح است، چه درباره سرنوشت نهایی توافق آتشبس، مکانیسم دقیق برای روند بازسازی، یا موضع پیرامون بسیاری از جزئیات مربوط به رویداد بزرگ سوریه، پاسخ دهد.
اولویتهای حزبالله: آتشبس، بازسازی، انتخاب رئیسجمهور، و آغاز اصلاحات بر اساس توافقنامه طائف
در مورد اول، شیخ قاسم به صراحت گفت که حزبالله توافق آتشبس را آنطور که هست درک میکند، به دور از هرگونه تفسیر مورد نظر دشمن یا حتا برخی از خودیها. او با قاطعیت گفت: «دشمن درخواست کننده توافق است، و وقتی آموس هوخشتاین آمد متنی را که واشنگتن در توافق با اسرائیل تهیه کرده بود با خود آورد.» وی توضیح داد که حزب نیز مانند دیگران در مورد توافقنامه ملاحظاتی داشت، و در نهایت یک فرمول قابلقبول برای حزب حاصل شد. قاسم در گفتن این روش و دقیق بود که توافق پس از آن صورت گرفت که دشمن به هدف خود یعنی از بین بردن مقاومت دست نیافت و این به دلیل «ایستادگی افسانهای رزمندگان مقاومت» و «ضربات شدیدی بود که دشمن، ارتش و شهرکنشینان، متحمل شدند».
قاسم از تعهد حزب به اجرای «توافقی که هدف آن توقف تجاوز است نه پایان دادن به مقاومت» خبر داد. این یک توافقنامه اجرایی است که بر قطعنامه ۱۷۰۱ مبتنی است، و منحصراً به جنوب رودخانه لیتانی مربوط میشود، و به موجب آن اسرائیل به مرز عقب مینشیند و ارتش لبنان به عنوان تنها مرجع حمل سلاح در این منطقه مستقر میشود و به وضوح تأکید میکند که «این توافقنامه هیچ ربطی به فضای داخلی لبنان ندارد. همه مسائل داخلی مربوط به مقاومت، کشور، ارتش و وجود سلاح به گفتگو و بحث نیاز دارد و این موضوعی است که به ما لبنانی ها مربوط میشود.»
اما، شیخ قاسم با وجود اینکه مسئولیت این توافق را برعهده طرفهای حامی آن قرار داد، یک هشدار ضمنی به دشمن داد و گفت: «ما در این مدت برای کمک به اجرای توافق، و برای اینکه مقاومت مانعی در برابر آن نباشد، و به جهان نشان دهیم که دشمن ناقض توافق است، در برابر صدها تخلف اسرائیل صبور بودهایم.» وی افزود: «حزبالله طرفهای ذینفع را مسئوول میداند، دولت نگران جلوگیری از نقضهای اسرائیل است و کمیته نظارت بر توافق نیز نگران جلوگیری از نقضها است. ما آنچه را که اتفاق میافتد دنبال میکنیم و بر اساس ارزیابی و منافع خود عمل میکنیم.»
شیخ قاسم همچنین برای جلوگیری از هرگونه تفسیر و ابهام به صراحت اعلام کرد که «مقاومت ادامه خواهد داشت زیرا دشمنان حدی نمیشناسند، بلکه سعی در تغییر اعتقادات و سرقت منابع دارند. مقابله با دشمن تنها با حرف و شکوائیه انجام نمیشود، بلکه آنچه لازم است تأمین نیروی مناسب است»، او توضیح داد «این مقاومت با ضربه فنی کردن دشمن خود پیروز نمیشود، بلکه با امتیاز پیروز میشود. مقاومت میتواند ده سال ادامه داشته باشد، و ممکن است تا ۵۰ سال ادامه یابد. گاهی میبرد و گاهی میبازد و این در کار مقاومت طبیعی است. آنچه مهم است تداوم و ماندگاری آن در میدان است، هر قدر هم که تواناییهای آن محدود باشد.»
شیخ قاسم با تمرکز مجدد بر جایگاه آرمان فلسطین در آینده مقاومت، گفت: «ما گفتهایم و تکرار میکنیم که فلسطین نقطه کانونی در این منطقه است، زیرا دشمن از تجاوزات خود به فلسطین به عنوان نقطه کانونی برای اشغال کل منطقه استفاده میکند، و برای ما بهتر است هر کدام با توجه به امکانات و شرایط خود، با هم با دشمن مقابله کنیم، و این بهتر از آن است که منتظر بمانیم اسرائیل ما را یکی یکی ببلعد.»
و در مورد موضوع اخیر، قاسم تأکید کرد که حزبالله «قوی است و از زخمهایش بهبود مییابد، و هرکس به پایان حزبالله امید بسته بود ناامید شد، و هرکس برای افزایش قدرت سیاسی خود بر دیگران به اسرائیل تکیه کرد، در قرائت و انتخابهای خود شکست خورد، و هرکس که حزبالله را به مثابه یک نیروی مؤثر و تأثیرگذار در زندگی سیاسی میبیند، استقبال و همکاری ما را به نفع نهضت یک لبنان، از نظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قوی و باثبات خواهد دید.»
قاسم در اشاره مستقیم به اوضاع داخلی، اولویتهای حزبالله را در مرحله بعد، از جمله «اجرای توافقنامه جنوب رودخانه لیتانی، بازسازی با کمک کشورها و سازمانهای دوست، انتخاب رئیسجمهور برای جمهوری در ۹ ژانویه برای راه اندازی دولت، مشارکت در یک برنامه اصلاحی و نجات برای یک کشور مبتنی بر شهروندی و برابری تحت حاکمیت قانون و توافقنامه طائف، و درگیر شدن در یک گفتگوی مثبت پیرامون مسائل مشکلساز» تکرار کرد.
اما در ارتباط با وضعیت در سوریه، روشن بود که قاسم عمداً از هرگونه بحث در مورد حقیقت آنچه در آخرین روزهای قبل از سقوط نظام بشار اسد رخ داد اجتناب کرد، و موضع را چنین خلاصه کرد: «ما از سوریه حمایت کردیم زیرا در موضعی خصمانه با اسرائیل بود، و به این دلیل که به تقویت تواناییهای مقاومت در سراسر خاک خود تا لبنان و فلسطین کمک کرد. با این حال، پس از سقوط نظام، تا زمانیکه نیروهای جدید تثبیت نشوند و مواضع روشنی اتخاذ نکنند، نمیتوانیم درباره آنها قضاوت کنیم» و امید حزب را ابراز کرد که «انتخاب نظام جدید و مردم سوریه همکاری بین مردم و دولتها در لبنان و سوریه، بر اساس برابری و تبادل تواناییها باشد. و اینکه همه احزاب در سوریه و همه اجزا در تشکیل دولت جدید و مشارکت در آن نقش داشته باشند، و همچنین امیدواریم که حزب حاکم جدید، اسرائیل را دشمن بداند و روابط با آن را عادی نسازد.»
قاسم در خصوص تاثیر مستقیم تغییر در سوریه بر توانمندیهای مقاومت گفت: «حزبالله در این مرحله مسیر تدارکات نظامی از طریق سوریه را از دست داده است، و با نظام جدید این مسیر میتواند به حالت عادی بازگردد، و ما میتوانیم به دنبال مسیرهای دیگری باشیم.»
(الاخبار)
