تارنگاشت عدالت- دورۀ سوم

۱۶ شهریور ۱۴۰۴
منبع: هدف، نشریه حزب کمونیست سوئد
نویسنده: جوزف برانت
۴ سپتامبر ۲۰۲۵

مردان قوی، دستمزدهای ضعیف

 

درباره لیگ‌های جهانی جدید و رهبران بزرگی که در چین مقابل دوربین دست‌های خود را تکان می‌دادند، صحبت‌های زیادی می‌شود. اما اتفاق تعیین‌کننده نه بر روی صفحه، بلکه خارج از صفحه نمایش- در خیابان‌ها، در کارخانه‌ها و در جداول بودجه- رخ می‌دهد. اندونزی یک نمونه بارز است. در آن‌جا، خشم زمانی منفجر شد که دولت خواست به اعضای پارلمان پاداش‌های ماهانه‌ای بدهد که بسیار بیش‌تر از حقوق یک کارگر عادی بود. خود «جرقه» نبود که معنی می‌‌داد، بلکه بشکه باروت زیر آن بود: بیکاری گسترده در میان جوانان، زمان گرانی، کاهش هزینه‌های اجتماعی و رهبری دولتی که از پایین فداکاری می‌خواهد در حالی که بالا بیش‌تر برای خودش بیل می‌زند.

رئیس‌جمهور پرابووو – میلیاردر، ژنرال و وارث نظم قدیمی سوهارتو – آنطور پاسخ داد که راست همیشه پاسخ می‌دهد: مدارس، مراقبت‌های بهداشتی و یارانه‌ها را کاهش دهید، اما ارتش و پلیس را گسترش دهید. صد گردان جدید در این‌جا، پول بیش‌تر برای پلیس در آن‌جا. این اولویت کلاسیک است: نان کم‌تر، باتوم بیش‌تر. وقتی پلیس در ارتباط با تظاهرات، یک موتورسوار جوان را زیر گرفت و کشت، صبر نیز لبریز شد. مطالبه نه تنها لغو پاداش‌ها، بلکه هم‌چنین مسئولیت‌پذیری از سوی مقامات بالای سلسله مراتب پلیس بود. دولت تا حدی عقب‌نشینی کرد – پاداش‌ها لغو شد، برخی از موقعیت‌های لوکس برای سیاستمداران حذف شد، وعده داده شد که برخی از اختیارات داده خواهد شد – اما در عین حال «شورشیان» با برچسب‌های تروریستی تهدید شدند، رسانه‌های اجتماعی موقتاً سرکوب شدند و به پلیس دستور داده شد که «حداکثر شدت عمل» را به کار گیرد. هویج برای طبقه بالا، چماق برای کارگران: این همان چیزی است که آن «دستور» در عمل به نظر می‌رسد.

بستر، مجموعه‌ای طولانی از تصمیمات است که حقوق‌بگیران را تحت فشار قرار می‌دهد. افزایش مالیات بر دارایی‌های افراد کوچک و شهریه‌هایی که درها را به روی فرزندان کارگران می‌بندد. علاوه بر این، صنعت صادراتی- به ویژه نساجی، جایی که صدها هزار نفر با دستمزد پایین زندگی می‌کنند، با دیوارهای تعرفه‌ای جدید از سوی ایالات متحده مواجه شده است – نتیجه، ورشکستگی، سقوط ارزش پول و حتی فشار بیش‌تر بر امور مالی خانوار است. برای سرمایه، این یک ترتیب عالی است: دولت هزینه‌های رفاه را پایین نگه می‌دارد، هزینه‌های مردم عادی را افزایش می‌دهد و از موقعیت مالکان با کلاه-خود و سپر دفاع می‌کند.

خلاصه این‌که: آن‌چه در جاکارتا و دهلی می‌بینیم دو پروژه متفاوت نیستند، بلکه یک الگوی واحد با دو رنگ می‌باشند. از دولت برای تضمین سودآوری سرمایه، کند کردن مطالبات کارگران و تقسیم ما بر اساس خطوط مذهبی و ملی استفاده می‌شود. با این وجود، اعتراضات در اندونزی نشان می‌دهد که چیزی در حال ترک برداشتن است. وقتی جوانان و افراد کم‌درآمد متحد می‌شوند و به سمت بالا نگاه می‌کنند – به سمت پاداش‌ها، ویلاها و حقوق‌های وزارتی – اعتماد به نفس صاحبان قدرت متزلزل می‌شود. از اینرو با ترکیبی از امتیازات کوچک و سرکوب شدیدتر، قدرت امیدوار است جنبش را بدون دست زدن به هسته مالکیت خفه کند.

این برای ما چه معنایی دارد؟ نخست: این داستان را باور نکنید که «رهبران قوی» اگر به آن‌ها آزادی عمل داده شود، رفاه را برقرار خواهند کرد. از آزادی عمل همیشه برای یک چیز استفاده می‌شود: گرفتن بیش‌تر از کسانی که کار می‌کنند و دادن بیش‌تر به کسانی که مالک هستند، و در هم شکستن هرگونه مقاومت جمعی.

دوم: این داستان را باور نکنیم که همه چیز، علاوه بر کاهش دستمزدها، کاهش مدارس و خصوصی‌سازی‌ها، با تغییر پرچم حل خواهد شد. نه فشار غربی و نه ژست‌های شرقی سبد غذایی را پر نمی‌کند. فقط قدرت طبقاتی سازمان‌یافته این را انجام می‌دهد.

سوم: همبستگی ما باید مادی باشد. کارگران نساجی اندونزی به توییت‌های همدردی نیاز ندارند، آن‌ها به هماهنگی سندیکایی، مسدود نمودن صادرات اسلحه و تجهیزات که علیه آن‌ها استفاده می‌شود، و حمایت در زمانی که اعتصابات و اعتراضات با خشونت پلیس مواجه می‌شود، نیاز دارند. همین امر در مورد کارگران کشاورزی و صنعتی هند که در معرض خطر له شدن بین جنگ‌های تعرفه‌ای و مقررات‌زدایی هستند نیز صدق می‌کند: آن‌ها به ارتباطات بین‌المللی نیاز دارند، نه سخنرانی‌های تشریفاتی.

چهارم: نظامی که ما تحت آن زندگی می‌کنیم، چه «اصلاحات طرفدار بازار»، «زایش ملی نوین » یا «مسئولیت برای امور مالی دولت» نامیده شود، اساساً یک ماشین باز-توزیع از نیروی کار به سرمایه، از خدمات بهداشتی و درمانی به خط بودجه «امنیت»، از مدارس مردم به مزایای طبقه بالا است. وقتی این ماشین درست کار نمی‌کند، مانند اندونزی، دو مسیر پدیدار می‌شود: اجبار بیش‌تر از بالا یا سازماندهی بیش‌تر از پایین. وظیفه ما این است که در این‌جا نیز،هر روز، دومی را انتخاب کنیم. این به معنای دفاع از دستمزدهای واقعی در برابر کاهش‌های «موقت»، مراقبت‌های بهداشتی در برابر «پس‌اندازهای یکباره»، مدارس در برابر «بهبود کارایی» است – و این مبارزات را با این مطالبه پیوند دهیم که صاحبان دارایی نیز باید هزینه‌ها را بپردازند.

این چیزی است که اعتراضات آخر هفته اندونزی را به درسی برای پاییز تبدیل می‌کند: وقتی کسانی که از قِبَل کار مردم زندگی می‌کنند، مردم را «احمق‌ترین‌های دنیا» می‌نامند، این نشانه‌ می‌دهد که تغییر در راه است. کسانی که در آن بالا هستند دقیقاً به این دلیل از ما می‌ترسند. بیایید، نه با اعتماد به مرد قدرتمند بعدی، بلکه با اعتماد به یکدیگر – طبقه در برابر طبقه، نه مردم در برابر مردم، نگرانی‌های آن‌ها را موجه کنیم.

https://riktpunkt.nu/2025/09/starka-man-svaga-loner/