تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: سایت حزب کمونیست کارگران روسیه
۲۶ مه ۲۰۲۵

تحریریه: امروزه، بسیاری از احزاب به آنچه «حزب کمونیست کارگران روسیه» (RCWP) بیش از ۱۵ سال است با نگرانی می‌گوید، توجه دارند. حزب کار اتریش نیز به ماهیت سرمایه‌داری شکل‌بندی اجتماعی-اقتصادی چین اشاره می‌کند. اما رفقا، از دیدگاه ما، این روند را به طور کامل افشا نمی‌کنند، محتوای سیاسی این روند و تفاوت آن با «نپ» لنین را نشان نمی‌دهند. نکته اصلی که باید به آن توجه شود، فاصله گرفتن از مواضع لنین است – ورود سرمایه به اقتصاد سوسیالیستی ممکن و گاهی ضروری است، اما این یک مبارزه مرگ و زندگی، «که بر که پیروز خواهد شد» است. بلشویک‌ها تحت «نپ» اعتراف کردند که در حال عقب‌نشینی و مبارزه هستند. عناصر سرمایه‌داری به حزب، دولت راه نیافتند، و نه تنها از حق انتخاب شدن، بلکه از حق رأی نیز محروم شدند. و حزب کمونیست چین در منشور و برنامه خود گنجانده است که کارآفرینان نیز پایگاه اجتماعی آن هستند! این، البته، ناقوس مرگ برای یک حزب مارکسیستی، به مثابه حزب جمهوری خلق است.

ما با کمال تاسف می‌گوییم که حزب کمونیست چین رویای گورباچف – سرمایه‌داری زیر پرچم سرخ – را به واقعیت تبدیل می‌کند. به نظر ما، سرانجامِ این برای زحمتکشان و جنبش کمونیستی جهانی غم‌انگیز خواهد بود.

***

حزب کار اتریش: پیرامون جمهوری خلق چین و حزب کمونیست چین

 

قطع‌نامه پایانی کنفرانس حزبی حزب کار اتریش: «درباره موضع حزب کار اتریش پیرامون جمهوری خلق چین و حزب کمونیست چین»، وین، ۱۶ نوامبر ۲۰۲۴

در نتیجه کنفرانس حزبی ۱۶ نوامبر ۲۰۲۴، حزب کار اتریش نکات زیر را بیان می‌کند.

در جمهوری خلق چین، بخش بزرگی از ابزار تولید متعلق به دولت است، و زمین تقریباً به طور کامل به دولت تعلق دارد. با این وصف، میزان قابل‌توجهی سرمایه خصوصی نیز وجود دارد که سهم آن پیوسته در حال افزایش است. هر دو بخش از یک بازار کار، که در آن نیروی کار در راستای استثمار آن، تولید ارزش اضافی و کسب سود خریده می‌شود، استفاده می‌کنند – این به ویژه در تولید، فناوری اطلاعاتی و املاک و مستغلات صدق می‌کند. یک بازار سرمایه وجود دارد که در آن سهام، شرکت‌ها و وام‌ها معامله می‌شوند. تعدادی از بانک‌های مهم چینی حداقل تا حدی خصوصی شده‌اند. این‌ها نتایج «سیاست اصلاحات و گشایش» از پایان دهه ۱۹۷۰، با اقتصاد بازار، خصوصی‌سازی و آزادسازی است. اقتصاد چین امروز بر روابط تولید سرمایه‌داری، مالکیت سرمایه‌داری دولتی و خصوصی و کار مزدی سرمایه‌داری مبتنی است.

بر این اساس، ساختار طبقاتی چین گواه بر یک شکل‌بندی اجتماعی سرمایه‌داری است: علاوه بر کارگران و دهقانان، یک بورژوازی و سرمایه بزرگ، در واقع یک سرمایه انحصاری واقعی، ظهور کرده است. فقط در ایالات متحده آمریکا می‌توانید میلیاردرها و میلیونرهای بیش‌تری نسبت به چین پیدا کنید. شکاف بین ثروتمندان و فقرا بسیار زیاد است و مطابق با شرایط انباشت سرمایه‌داری هم‌چنان در حال افزایش است. در سطح بین‌المللی نیز، سرمایه انحصاری و مالی چین مدت‌هاست، که چه در زمینه جابجایی و تجارت کالا و سرمایه، چه در زمینه منابع و مسیرهای حمل‌و‌نقل ، به یک بازیگر جهانی تبدیل شده است؛ از این نظر، چین به طور فزاینده‌ای موقعیت هژمونیک امپریالیستی ایالات متحده را به چالش می‌کشد. نفوذ سیاسی و اقتصادی بین‌المللی آن در حال افزایش است، تعدادی از کشورها در جنبه‌های حیاتی به چین وابسته‌اند و تحت فشار قرار می‌گیرند، در حالی که هم‌زمان کوشش‌هایی برای ایجاد ساختارهای اتحاد امپریالیستی انجام می‌شود.

بنابراین، مواضع حزب کار اتریش را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

● در جمهوری خلق چین روابط تولید سرمایه‌داری حاکم است. قدرت اقتصادی در دست سرمایه بزرگ است و طبقه کارگر استثمار می‌شود.

● جمهوری خلق چین سمت‌گیری سوسیالیستی را دنبال نمی‌کند. «سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی» سوسیالیسم نیست.

● حزب کمونیست چین دیگر در اصل یک حزب کمونیست نیست. توسعه سرمایه‌داری را مدیریت می‌کند و پیش می‌برد و یک ابزار سیاسی (دولتی) سرمایه است.

https://shorturl.at/3odLS