تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
یکشنبه، ۳۰ آذر ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: انگین سولاک اوغلو
دوشنبه، ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵
وضعیت روانی بیمارگونه قورباغه و ژئوپولیتیک
قورباغهها تقریباً در همه فرهنگها جایگاه مهمی دارند، حداقل تا زمانی که آفتکشها یا سموم قوی رواج پیدا کنند، زیرا آنها گونهای هستند که به تعداد بسیار بزرگ و نزدیک به ما زندگی میکنند. ما حتی اگر آنها را نبینیم، تقریباً مطمئناً صدای آنها را میشنویم.
در بسیاری از مکانها، از جمله در کشور ما، قورباغهها به عنوان نمادی از فراوانی دیده میشوند. این از این واقعیت ناشی میشود که آنها حیواناتی هستند که هم در آب و هم در خشکی زندگی میکنند و از ارتباط آنها با باران ناشی میشود. هر جا آب باشد، قورباغه هم هست؛ هر جا آب نباشد، هیچکدام از ما وجود نداریم.
یکی از رایجترین مباحث مربوط به قورباغهها، پدیدهای است که به عنوان اثر قورباغه شناخته میشود. به نوعی، این بازتابی از یک آزمایش وحشتناک و وحشیانه است – آزمایشی که در آن قورباغهها به آرامی در آب حرارت داده میشوند… نمیدانم که آیا این آزمایش برای هدف دیگری انجام شد و به این نتیجه شد، یا صرفاً برای آزمایش این گزاره انجام شد. به هر حال، بیایید ادامه دهیم. نکته من در مورد این نیست. این آزمایش اغلب هنگام بحث در مورد وضعیت فساد در ترکیه ذکر میشود.
موضوع قورباغه که من انتخاب کردهام به یک ژانر ادبی مبتنی بر شخصیتپردازی حیوانات مربوط است. ما در دوره کودکی در مدرسه این ژانر -افسانهها- را زیاد مطالعه میکردیم. نمیدانم که آیا او خالق این ژانر است یا نه، اما یکی از قدیمیترین استادان شناختهشده آن، ایزوپ است. او قصهگویی است که تصور میشود تقریباً ۲۵۰۰ سال پیش زندگی میکرد، در تراکیه متولد شده و در افیون/امیرداغ درگذشته است. در نگاه اول، داستانهای او که به طرز کودکانهای ساده به نظر میرسند، موجودات غیرانسانی را به عنوان شخصیتهای اصلی خود نشان میدهند. و در پایان هر داستان، همیشه یک درس، یک نکته اخلاقی وجود دارد.
یکی از این داستانها، داستان عقرب و قورباغه است. این داستان شامل عناصری از سادهلوحی، خیانت و پشیمانی است. این داستان اغلب در چارچوب اتحادها یا مشارکتهای سیاسی مطرح میشود که ما در ترکیه اغلب شاهد آن هستیم. با این حال، به نظر من، در این داستان، عقرب شخصیت اصلی است. قورباغه نقش فرعی دارد و میگوید: «خدا ما را ببخشد، ما فریب خوردیم.» بنابراین، داستان عقرب و قورباغه را نمیتوان مستقیماً به این مقاله که بر وضعیت روحی قورباغه تمرکز دارد، مرتبط کرد.
وقتی با این جمله شروع میکنیم که «اوضاع در سوریه پیچیده است»، میتوانیم یک دوره حداقل ۱۵ ساله را در نظر بگیریم. حتی وقتی به ۱۲ ماه گذشته نگاه میکنیم، تصویر همچنان پیچیده است.
پیش از هر چیز، در سوریه هیچ دولتی وجود ندارد. یک مشارکت به رهبری ایالات متحده، اسرائیل، انگلیس و ترکیه ۱۱ سال تلاش کرد دولت سوریه را نابود کنند و موفق شد. اکنون، هدف جدید این مشارکت، ایجاد یک ساختار برای جایگزینی ساختار قدیمی است. نابودی آن آسان نبود و ایجاد آن حتی دشوارتر به نظر میرسد. علاوه بر این، هیچ قدرت قابل توجهی در سطح ژئوپلیتیکی وجود ندارد که بتواند در برابر این ساختار بایستد. ما هیچ مدرکی نداریم که روسیه، چین یا بازیگرانی که تحت عنوان «جنوب جهانی» گرد هم آمدهاند، یک طرح جایگزین یا پیشگیرانه داشته باشند.
هدف این سرمایهگذاری مشترک، متحد کردن جهادگرایان «هیئت تحریر الشام» مستقر در دمشق و «نیروهای دموکراتیک سوریه»، که ستون فقرات اصلی آنها «پ.ک.ک» است، تحت یک دولت واحد است. ساختن یک ساختار در حال حاضر کار دشواری است، اما همانطور که همه میدانند، اگر هیچ ساختمانی باقی نمانده باشد، ساختن یک ساختار به یک پروژه آرمانشهریتر تبدیل میشود. روشن است که این کار نخواهد گرد
«هیئت تحریر الشام» یک سازمان فرقهگرا و جهادی سنی است. حداقل بخشی از جمعیت سنی در سوریه پذیرای الگوی حکومت مذهبی که «هیئت تحریر الشام» سعی در تحمیل آن دارد، نیست. موفقیت فعالیتهای ـتبلیغی» آن تا به امروز محدود بوده است. در سوریه گروههای مذهبی مختلفی وجود دارند: علویها، دروزیها، تعداد کمی از شیعیان و جوامع مسیحی ارمنی و عرب. همچنین میتوانیم جامعه کردها را اضافه کنیم که اگرچه سنی است، هویت قومی خود را بر وابستگی مذهبی خود اولویت میدهد. بنابراین، مشروعیت ایجاد یک حکومت مذهبی فرقهگرای سنی در سوریه به اندازه کافی قوی نیست.
با نگاه به «نیروهای دموکراتیک سوریه»، ما بخش قابل توجهی از کردها را به همراه قبایل عرب سنی میبینیم که تصمیم گرفتهاند در این جنبش شرکت کنند. اینکه دلیل اصلی این انتخاب، حمایت ایالات متحده است یا تمایل به فاصله گرفتن از ساختارهای اسلامگرا مانند «هیئت تحریر الشام» تا حدودی مشخص نیست. حدس من این است که مورد دوم کمی محتملتر است، زیرا اگر حمایت ایالات متحده تنها دلیل معتبر بود، باید از لحظهای که «هیئت تحریر الشام» در ایالات متحده پذیرفته شد، شاهد شکاف و تجزیه جدی در درون «نیروهای دموکراتیک سوریه» میبودیم. مشکل «نیروهای دموکراتیک سوریه» این است که جای خود را نمیداند. با نگاه به جغرافیای انسانی سوریه، واقعیت این است که سازمانی که عنصر اصلی آن کرد است، تا آنجا میتواند پیش برود، که جزئی از دولت، و نه عنصر اصلی آن باشد. مذاکره در این روند ذاتی است، اما درگیر کردن «جروزالم پست» فقط به مردم کرد آسیب میرساند.
از جایی که ما ایستادهایم، ممکن است بپرسیم: «وقتی هر دو در خدمت ایالات متحده هستند چرا نمیتوانند با هم آشتی کنند؟» اگرچه این پرسش از دور قابل قبول ااست، اما در عمل به همان اندازه دقیق به نظر نمیرسد. بین این دو سازمان، یعنی «هیئت تحریر الشام» و «نیروهای دموکراتیک سوریه»، ناسازگاریهای ساختاری و ایدئولوژیک وجود دارد.
پیش از هر چیز، «هیئت تحریر الشام» یک گروه کاملاً بدلی است. این گروه از عناصری تشکیل شده است که از نظر اهداف و روشها با هم اختلاف دارند. در واقع، تنها چیزی که آنها بر سر آن توافق دارند تکفیر (کافر خواندن دیگران) است. به عبارت دیگر، هدف اصلی آنها مسلمانانی است که کاملاً شبیه آنها نیستند یا نمیتوانند آنها را شبیه خود کنند. با انعطافپذیرتر شدن رهبری ارشد در این مورد به دلیل سیاست واقعگرایانه، نارضایتی در میان ردههای پایینتر افزایش مییابد. علاوه بر این، کادرهای آن از چچن، افغانستان و چین هیچ علاقهای به ایجاد یک نظام پایدار در سوریه ندارند. تضمین جهادگرایی در یک کشور واحد، که سالها پیش توسط الجولانی هنگام توافق با ایالات متحده داده شد، آنها را ملزم نمیکند. اکنون، وقتی در هر فرصتی به این موجودات گفته میشود که تحت رهبری «نیروهای دمکرایک سوریه» متحد شوند، و کشتار «کفار» را متوقف کنند، آنها ناامیدی جدی را تجربه میکنند. به هر حال، ما در مورد کادرهایی صحبت میکنیم که محصول «داعش» و «القاعده» هستند. حمله به سربازان آمریکایی در سوریه در روز گذشته نیز ایده مشخصی در باره درستی آنچه تاکنون نوشته و بحث کردهایم، ارائه میدهد.
«نیروهای دمکراتیگ سوریه» ساختاری است که توسط «پ.ک.ک» ایجاد شده است. هر قدر که «پ.ک.ک» سعی کند به دلایل سیاست واقعگرایانه از این موضوع فاصله بگیرد، جوهره بنیانگذاری آن خود را به عنوان یک ساختار چپگرا – نگوییم سکولار – تعریف کرده است. «نیروهای دموکراتیک سوریه» رهبران زن و واحدهای رزمی زن دارند. ممکن است بگویید: «مادام که آنها در خدمت امپریالیسم و اساساً نیروهای ارتجاعی هستند، این چه اهمیتی دارد؟» جنبش ملی، جهتی که رهبر نشان داده است، ضرورتهای سیاسی و غیره، همه سالم و خوب هستند، اما برای آن زنان آسان نخواهد بود که ایده «چکمههایتان را درآورید، دمپایی بپوشید و در خانه بمانید» را بپذیرند. این فقط یک مثال نمادین است.
بیایید این را طولانی نکنیم. بنابراین، یکی از دلایلی که چرا امضاهای جمعآوریشده در ۱۰ مارس، در حالی که قتلعام علویان در جریان بود، هرگز اجرا نشد، باید در اینجا جستجو شود.
بُعد دیگر شامل بازیگران خارجی- اسرائیل و ترکیه- میشود. علیرغم اینکه این دو رژیم در یک اتحاد قرار دارند ، اما اتحاد آنها پر از نقاط اصطکاک است. هر دو این پیام را به ایالات متحده میفرستند که «به من اعتماد کن، نگران باقی نباش.» با این حال، ایالات متحده میخواهد همچنان از هر دو بازیگر به عنوان نهادهای مکمل در یک ترتیب تقسیم نقش رقابتی استفاده کند. در این مرحله، هشدار نتانیاهو مبنی بر «دست کشیدن از اردوغان» و هشدار اردوغان مبنی بر «مهار شدید بیبی» تأثیر محدودی دارد، اما واشنگتن به دنبال فرمولی است که هر دو را در نظر بگیرد.
اکنون، در این موازنه حساس، دو بازیگر محلی در سوریه باید به موارد زیر توجه داشته باشند: «هیئت تحریر الشام» باید همانطور که یونانیها دوست دارند بگویند، «شرابش» را رقیق کند و بپذیرد که «نیروهای دموکراتیک سوریه» با ساختار متفاوت خود به بخشی از دولت تبدیل شوند؛ و «نیروهای دموکراتیک سوریه» باید از اتخاذ یک موضع کاملاً مخالف ترکیه با تکیه صرف بر اسرائیل و از طریق آن، بر حمایت فزاینده ایالات متحده در معادله سوریه، خودداری کنند.
در شرایط سوریه، واقعاً مهم نیست که چه کسی به گاو نر و چه کسی به قورباغه تشبیه شود. مسأله، بها دادن بیش از حد به خود و پذیرفتن نقشهایی است که شخص از عهده آنها بر نمیآید. البته همه این را میدانند، اما بیایید به آنها یادآوری کنیم: در نهایت، قورباغهای که از گاو نر تقلید میکند، منفجر میشود.
البته همه این را میدانند، اما یادآوری میکنیم: در نهایت، قورباغهای که از گاو نر تقلید میکند، منفجر میشود.
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/engin-solakoglu/kurbaganin-maraz-ruh-durumu-ve-jeopolitik-404314
