تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

دوشنبه، ۱۷ آذر ۱۴۰۴
منبع: مورنینگ استار
نویسنده: نیک ماتیوز
دوشنبه،۱۰ نوامبر ۲۰۲۵

پانصد سال پس از جنگ دهقانان

 

یشگام: تمبری از توماس مونتزر، منتشر شده توسط جمهوری دموکراتیک آلمان در سال ۱۹۸۹

ایده‌‎آل‌های سوسیالیسم و مالکیت اشتراکی دارایی‌ها، منشأیی قدیمی‌تری از آنچه فکر می‌کنید دارند.

باد فرانکنهاوزن شهری با چشمه‌های آب معدنی در ایالت تورینگن آلمان، محل نگهداری یکی از شگفت‌انگیزترین آثار هنری سوسیالیستی است که تاکنون آفریده شده است.

یک پانورامای عظیم بر اساس کتاب ۱۸۵۰ فریدریش انگلس، «جنگ دهقانی در آلمان»، جنگی که به بخشی از اسطوره بنیادین سوسیالیسم آلمانی تبدیل شده است.

برای بزرگداشت چهارصد و پنجاهمین سالگرد نبرد فرانکن‌هاوس در سال ۱۹۷۵، حزب سوسیالیست متحد آلمان، وظیفه خلق یک نقاشی پانورامای عظیم- «انقلاب بورژوایی اولیه در آلمان» را- که با نام «پانورامای جنگ دهقانان» نیز شناخته می‌شود، به پروفسور ورنر توبکه، رئیس آکادمی هنرهای تجسمی لایپزیگ، محول نمود.

این اثر عظیم ورنر توبکه (۱۹۲۹-۲۰۰۴) گاهی اوقات به عنوان «کلیسای سیستین شمال» شناخته می‌شود. او شورش علیه قدرت‌های حاکم در جنوب منطقه آلمانی زبان اروپای مرکزی را، که جمهوری دموکراتیک آلمان آن را به عنوان پیش‌ساز برای جمهوری مردمی خود می‌دانست، به تصویر کشید.

توبکه که احتمالاً مهم‌ترین نقاش جمهوری دموکراتیک آلمان است، یک مبلغ سطحی نبود. آثار نمایشی استادانه او حتی پس از سقوط دیوار در سال ۱۹۸۹ نیز اهمیت زیباشناسی خود را حفظ کرد.

پانوراما که در سال ۱۹۸۷ تکمیل شد، رویدادهای تاریخی را با عناصر اسطوره‌ای و نمادین در هم می‌آمیزد و ترکیبی چندلایه خلق می‌کند. مرکز آن جنگ دهقانان است و در متن آن دگرگونی فکری، علمی، فناوری و فرهنگی رنسانس قرار دارد.

به واسطه کتاب جدید و درخشان مارتین امپسون («زمان برداشت محصول فرا رسیده است، انقلاب، رفرماسیون و جنگ دهقانان آلمانی»، بوکمارک‌ها ۲۰۲۵) اکنون می‌توانیم وقایع ۵۰۰ سال پیش را با نگاهی تازه دنبال کنیم. عنوان کتاب از «مانیفست پراگ» نوشته توماس مونتزر در سال ۱۵۲۱ گرفته شده است.

«تمام افراط و تفریط‌های رفتار رذیلانه باید آشکار می‌شد. ای وای، سیب‌های گندیده چقدر رسیده‌اند! ای وای، برگزیدگان چقدر گندیده‌اند! زمان برداشت محصول فرا رسیده است! به این دلیل است که او مرا برای برداشت محصولش استخدام کرد! من داس خود را تیز کرده‌ام، زیرا افکارم مشتاق حقیقت است و با لب‌ها، پوست، دست‌ها، موها، روح، جسم و زندگی‌ام، ناباوران را نفرین می‌کنم.»

زبان نشان می‌دهد که چگونه نارضایتی‌های واقعی در لفاظی‌های مذهبی پیچیده شده‌اند. امپسون توضیح می‌دهد که چگونه آلمان در اوایل دهه ۱۵۰۰ با اشکال جدید اقتصادی که باعث افزایش تنش می‌شد، تحت فشار عظیمی قرار داشت.

این تنش‌ها در مسیحیت در رفرماسیون مذهبی زمانی آغاز شد که مارتین لوتر در سال ۱۵۱۷ خواستار اصلاح مذهبی شد.

قیام توده‌ای که ما آن را جنگ دهقانان می‌نامیم، نسبت به آلمان مدرن، منطقه بسیار وسیع‌تری را در بر می‌گرفت. با قیام‌هایی که در فرانسه، سوئیس و اتریش رخ داد، این طیف وسیع‌تری از جمعیت را نسبت به دهقانان، از جمله صنعتگران ماهر، درگیر کرد، و دیدن صرف آن به عنوان یک جنگ، همانطور که امپسون اشاره می‌کند، تا حدودی گمراه‌کننده است.

یک چیز که در آن تردیدی نیست، نهایت وحشیگری‌ای است که اربابان فئودال برای سرکوب این شورش به کار بردند.

پس از قیام‌های اولیه در جنوب آلمان، جنگ به سرعت گسترش یافت و به تورینگن رسید، جایی که فرانکنهاوزن در بهار ۱۵۲۵ به مرکز شورش تبدیل شد. تحت رهبری توماس مونتزر، هزاران دهقان و صنعتگر در آن‌جا تجمع نمودند. علی‌رغم موفقیت‌های اولیه، آن‌ها در ۱۵ مه ۱۵۲۵، در یک نبرد سرنوشت‌ساز، قاطعانه بدست ارتش سلطنتی شکست خوردند. حدود ۶۰۰۰ شورشی جان خود را از دست دادند، و بسیاری دیگر اعدام یا به طرز وحشیانه‌ای مجازات شدند. مونتزر دستگیر، و شکنجه شد، و در ملاء عام سر او را بریدند

مردم گاهی فکر می‌کنند که ایده‌های سوسیالیستی مربوط به دوران اخیر است. ایده «omnia sunt communia» («همه چیز باید مشترک باشد») نخستین‌بار در یک بستر رادیکال در جریان جنگ دهقانان، به ویژه با مونتزر، مطرح شد. انگلس استدلال می‌کند که او نخستین کسی بود که «مفاهیم کمونیستی» را مطرح کرد و نخستین کسی بود که آن‌ها را با «صراحت قطعی» تدوین نمود. او «مطالبات و دکترین‌های» تنها گروهی را که یک «حزب انقلابی» تشکیل دادند، مطرح کرد!

دومین چهره مهم، اگرچه ما اطلاعات بسیار کم‌تری درباره او داریم، احتمالاً میشل گایسمایر بود. انگلس او را «تنها رئیس دهقانی که از هرگونه استعداد نظامی برخوردار بود» توصیف می‌کند.

قرائت رادیکال انجیل توسط گروه‌هایی مانند آناباپتیست‌ها برای دفاع از ایده‌های مالکیت اشتراکی، به نوعی مقدمه‌ای برای ایده‌های مدرن کمونیسم است. با این حال، همانطور که انگلس اشاره می‌کند، شکست دهقانان در به دست گرفتن قدرت به این دلیل بود که رهبری شورش مجبور شد قدرت را زمانی به دست بگیرد که «جنبش هنوز برای تسلط طبقه‌ای که او نمایندگی می‌کند و برای اقداماتی که این تسلط به دنبال دارد، بالغ نشده بود.»

انگلس به انقلاب ۱۵۲۵ اشاره می‌کرد، اما می‌توانست به همان راحتی به انقلاب زمان خودش، یعنی انقلاب ۱۸۴۸، اشاره داشته باشد؛ زمانی که بورژوازی بار دیگر در از بین بردن نظم اشرافی-فئودالی شکست خورد.

همانطور که امپسون اشاره می‌کند، «پس از جنگ دهقانان آلمانی» یک زندگی طولانی و عجیب – نه فقط در هنر برجسته، وجود دارد. مورخ آلمانی، پیتر بلیکل، استدلال می‌کند که این یک انقلاب «مردم عادی»، «دهقانان، معدن‌کاران، شهروندان محروم از حقوق سیاسی در سیاسی شهرهای امپراتوری» بود.

امروز، ۵۰۰ سال بعد، محرومان خواستار تغییرند و وظیفه تکمیل آن انقلاب هنوز در برابر ماست!

https://morningstaronline.co.uk/article/500-years-peasants-war