تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

دوشنبه، ۲۹ دی ۱۴۰۴
منبع: الاخبار
نویسنده: یحیی دبوق
دوشنبه، ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶

پس از شکست «انقلاب رنگی»: واشنگتن از مطیع کردن تهران دست برنمی‌دارد

 

ایران با موفقیت آزمون نهایی را به پایان رساند و «شجاعت» خود را در تصمیم‌گیری نشان داد (خبرگزاری فرانسه)

ایالات متحده پس از شکست شرط‌بندی‌ خود بر روی اعتراضات در ایران، به نظر آماده می‌رسد تا برنامه‌ها و استراتژی‌های موجود پیش از شروع تظاهرات را، البته با اصلاحات و رویکردی تهاجمی‌تر و آسیب‌رسان‌تر. دوباره فعال کند؛ این برنامه‌ها اکنون در واقع شامل گزینه‌های افراطی – مانند مداخله نظامی و حملات هدفمند – با هدف تشدید فشار بر نظام، تشویق مخالفان و آماده شدن برای تشدید تنش بر اساس چگونگی روند رویارویی است

درگیری غرب و منطقه در اعتراضات، که به مثابه داشتن یک «ماهیت انقلابی» توصیف می‌شد، حتی تا آن‌جا پیش رفت که سعی کردند چهره‌‌ای مانند رضا پهلوی، پسر شاه مخلوع، را به عنوان رئیس‌جمهور انتقالی بالقوه پس از برکناری نظام از طریق ابزارهای داخلی مطرح کنند. در حالی که برخی از محافل غربی جنبش اخیر را فرصتی تاریخی برای ایجاد تغییرات اساسی می‌دانستند، مقامات آمریکایی و غربی حمایت صریح خود را از معترضان ابراز کردند، که این به نوبه خود «خوشبینی» نسبت به این‌که نظام ممکن است تحت فشار فزاینده مردمی متزلزل یا حتی سرنگون شود را تقویت کرد.

چون این امیدهای بزرگ بر پایه فرضیاتی کاملاً متفاوت از گذشته بنا شده بود، ایالات متحده این بار سعی کرد از طریق تشدید لفاظی‌ها و با پشتیبانی پیام‌های بازدارنده، محیط داخلی را برای گسترش اعتراضات ایجاد کند. از یک سو، هشدارهای صریحی به نظام درباره استفاده از زور علیه تظاهرکنندگان صادر کرد، و به احتمال مداخله نظامی در صورت ادامه «سرکوب» اشاره نمود. این قماری بود که نوعی «مصونیت» به معترضان می‌داد و آن‌ها را به ادامه کار تشویق می‌کرد، به این امید که به دلیل فشار خیابانی و تهدیدات خارجی، در ساختار نظام ریزش‌هایی ایجاد شود. از سوی دیگر، تهدید مداخله صرفاً یک عامل بازدارنده نبود، بلکه بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر با هدف تغییر موازنه قدرت در صحنه بود. در این چارچوب، تهدیدهایی که بارها توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مطرح شد، ترکیبی از «اعتماد بیش از حد» به احتمال موفقیت حرکت داخلی ایران و تحقق خواست سرنگونی نظام، و «حافظه کوتاه» بسیار ضعیف پیرامون تمام تلاش‌هایی است که جمهوری اسلامی در گذشته با آن مواجه شده و از آن‌ها پیروز بیرون آمده است.

«منطقی به نظر نمی‌رسد که باور کنیم ایالات متحده و اسرائیل از موضع خصمانه خود نسبت به نظام ایران عقب‌نشینی خواهند کرد.»

در هر صورت، و علی‌رغم این واقعیت که تهدیدها و چالش‌ها هم‌چنان باقی خواهند ماند و حتی ممکن است تشدید شوند، ایران با موفقیت از آخرین آزمون عبور کرده است، و با «شجاعت» در تصمیم‌گیری خود همزمان نشان داده است که مداخله خارجی مبتنی بر گزینه‌های سنتی ممکن است کاملاً بی‌نتیجه باشد. با این حال، غیرمنطقی به نظر می‌رسد که باور کنیم ایالات متحده و اسرائیل از موضع خصمانه خود نسبت به نظام ایران عقب‌نشینی خواهند کرد. این خصومت تحت تأثیر احساسات عمومی موقت قرار نمی‌گیرد و منافع استراتژیک محرک آن بدون تغییر باقی می‌ماند. بنابراین، احتمال دارد که واشنگتن به استفاده از تمام گزینه‌های جایگزین موجود برای افزایش فشار بر نظام ادامه دهد.

بر اساس ارزیابی‌های رایج – چه قبل و چه بعد از اعتراضات – هدف ایالات متحده در این کارزار فشار، سرنگونی رژیم ایران یا محافظت از معترضان نیست، بلکه وادار کردن ایران به تغییر سیاست‌هایش است. این مستلزم تنگ‌تر کردن حلقه محاصره ایران برای وادار کردن آن به دادن امتیازات ملموس است، به ویژه از آن‌جا که توسل به نیروی نظامی برای تغییر رژیم مملو از خطرات، زمان‌بر، پیچیده و بسیار نامطمئن است. در همین راستا، استیو ویتکوف، فرستاده ویژه رئیس جمهور ایالات متحده، چند روز پیش آنچه را که از ایران برای «بازگشت آن به جامعه بین‌المللی» لازم است، تشریح کرد.

ویتکوف در سخنرانی خود در کنفرانس سالانه شورای اسرائیلی-آمریکایی (IAC) در فلوریدا، تأیید کرد که کشورش مسیر دیپلماتیک را به گزینه نظامی در برخورد با ایران ترجیح می‌دهد و خاطرنشان کرد که واشنگتن به دستور رئیس جمهور با تهران در تماس مستقیم بوده است. ویتکوف از چهار خواسته اصلی صحبت کرد که ایالات متحده آن‌ها را پیش‌شرط هرگونه توافق دیپلماتیک می‌داند: توقف برنامه غنی‌سازی هسته‌ای، محدود کردن توسعه موشک‌های بالستیک، کنار گذاشتن ذخایر انباشته غنی‌سازی هسته‌ای و توقف حمایت از شبه‌نظامیان و نیروهای نیابتی منطقه‌ای. ویتکوف این خواسته‌ها را که رژیم ایران آن‌ها را خیانت به هویت خود می‌داند، به بحران‌های داخلی ایران (رکود اقتصادی، کمبود آب و تورم) مرتبط دانست و اظهار داشت که این وضعیت ممکن است رژیم را مجبور به پذیرش مذاکرات کند. مهم‌تر از همه، او هشدار داد که «گزینه بد است»، که به طور ضمنی به پیامدهای نظامی یا تشدید تنش‌های امنیتی اشاره داشت.

در نتیجه، به نظر می‌رسد روشن است که واشنگتن در برابر تهران عقب‌ نمی‌نشیند، بلکه با تهدید نظامی و امنیتی آشکار، آن را تحت فشار قرار می‌دهد، که به عنوان ابزار اصلی در دیپلماسی مذاکره از موضع قدرت یا آن‌چه اسرائیل «مذاکره زیر شمشیر» می‌نامد، در نظر گرفته شده است. اکنون پرسشی که همچنان باقی است این است که آیا ایالات متحده در صورت بی‌نتیجه ماندن سیاست تهدیدهای آن، آماده است از زور استفاده کند، به ویژه این‌که عقب‌نشینی می‌تواند اعتبار آن را تضعیف کند، حتی اگر این دولت در عقب‌نشینی بدون توجه به واکنش‌ها مهارت داشته باشد.

https://shorturl.at/xnyth