تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
کورکوت بوراتاو
۲۹ مارس ۲۰۲۴

پویایی و رکود در اقتصاد چین (۲)

 

سعی ما بر این است که اقتصاد چین را در معضل‌های دیالکتیکی آن توصیف کنیم.

از یک سو پویایی استثنایی که کشور را به «تنها ابرقدرت در صنعت» تبدیل کرده است… از سوی دیگر رکودی که شرکت‌های ساختمانی ورشکسته، بحران مسکن و روند کم مصرف را شامل می‌شود…

ما نگاهی به برنامه اقتصادی ۲۰۲۴ ارائه شده توسط نخست‌وزیر به کنگره ملی خلق که در ابتدای ماه مارس برگزار شد، انداختیم. ما نشان دادیم که این سند در مورد سیاست‌های کلان اقتصادی سکوت اختیار کرده و منجر به ناامیدی شده است (۱۵ مارس ۲۰۲۴)

https://tinyurl.com/yzwxry9h

 

بگذارید این بررسی را با نظرات از چین و از محافل اقتصادی که چین را از نزدیک دنبال می‌کنند، بسط دهیم.

رد مدیریت تقاضای کلان اقتصادی، و هدف انقلاب صنعتی چهارم
یک اقتصاددان آمریکایی (دیوید پ. گلدمن) که چین را از نزدیک دنبال می‌کند، معضلی را که در بالا به آن اشاره کردم، با عبارات زیر خلاصه می‌کند:

«نظرات درباره اقتصاد چین دو قطبی شده است: بر اساس محافل غیرچینی که نماینده اقتصاد سنتی هستند، کاهش تورم و بی ثباتی در بازار مسکن ادامه دارد. اقتصاد چین در بسیاری از جنبه‌ها نشانه‌هایی از تضعیف را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، پکن علاقه‌ای به مدیریت تقاضای کلان اقتصادی به سبک غربی ندارد؛ چین بر سیاست صنعتی تمرکز دارد.» (آسیا تایمز، ۲۳ مارس ۲۰۲۴)

سیاست صنعتی، که مفهوم اساسی است، یک شکل جدید از رویکرد برنامه‌ریزی سنتی است. دیوید گلدمن قبلاً نتایج خود را با عبارات چشمگیری توضیح داد: «نسل بعدی چینی‌ها حتی ورشکستگی شرکت غول پیکر ساخت و ساز «Evergrande»را به خاطر نخواهد آورد… چینی که آن‌ها به آن عادت کرده‌اند متفاوت است: انبارهای خودکار، بنادر هوشمندی که توسط شبکه «5G» مدیریت می‌شوند، معادنی که از راه دور کنترل می‌شوند، ربات‌های خود-برنامه ریز. این شامل کارخانه‌هایی که ربات‌ها کنترل مدیریت می‌کنند و تاکسی‌های بدون راننده می‌شود. در چین امروز، همه اینها در مقیاس وسیع و به عنوان انقلاب صنعتی چهارم اتفاق می‌افتد» («چین به سوی انقلاب صنعتی چهارم حرکت می‌کند»، آسیا تایمز، ۸ اکتبر ۲۰۲۱).

اقتصاددان دیگری که هدف استراتژیک چین را «انقلاب صنعتی چهارم» بیان می کند، ییفو لن است که مدتی به عنوان معاون ارشد رئیس بانک جهانی به عنوان نماینده چین خدمت می‌کرد.* من نظرات او را در زیر نقل می‌کنم:

«انقلاب صنعتی چهارم آغاز شده است و سالگرد ۲۰۴۹ (منظور صدمین سالگرد تٔسیس جمهوری خلق چین است) نقطه عطفی خواهد بود که در آن شاخه‌های جدید صنعت به منصه ظهور خواهند رسید. چین چگونه می‌تواند برای دستیابی به این اهداف، بر موانع آمریکا غلبه کند؟ با رهبری انقلاب صنعتی جدید…» ییفو لین با استفاده از شاخص‌های کمی، توضیح می‌دهد که چین فرصت‌ها و مزیت‌هایی دارد که آن را قادر می‌سازد به این هدف دست یابد («چین باید انقلاب صنعتی جدید را رهبری کند»، آسیا تایمز، ۱۱ اکتبر ۲۰۲۱).

آخرین اسناد منتشر شده توسط حزب کمونیست چین از یک دگرگونی بر اساس «نیروهای مولده کیفبتاً جدید» به جای «انقلاب صنعتی» صحبت می‌کند ( گلوبال تایمز، ۱۱ مارس ۲۰۲۴).

نظر مشابهی از «طرف مقابل» توسط جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی ایالات متحده، در مارس ۲۰۲۳، با مقایسه سیاست‌های اقتصادی دنبال شده در چین مطرح شد. سالیوان برتری‌هایی را که چین به لطف سیاست‌های صنعتی دولتی به دست آورده است برجسته نمود؛ او توصیه کرد بایدن در این راستا به سمت یک برنامه سرمایه‌گذاری حرکت کند.

یک واکنش از لیبرال‌های چینی: یائو یانگ
«عروسی بدون دعوا» وجود ندارد. یک چشم انداز برنامه‌ریزی که شامل دگرگونی‌های انقلابی در نیروهای مولده باشد، واکنش لیبرال‌های چینی را برانگیخت. ما نمی‌توانیم پیامدهای آن در درون صفوف حزب کمونیست چین را رصد کنیم. مقاله «دوران جدید در چین: بازگشت به اقتصاد برنامه‌ای» آن‌ها را نمایندگی می‌کند. («Sinocism»،  بیست و هفتم فوریه ۲۰۲۴).

او در مقاله «دوران جدید در چین» به سال‌های دبیرکلی شی جین‌پینگ در جمهوری خلق چین اشاره می‌کند. هدف مشترک این دوره «اصلاح مشکلات انباشت شده در کشور پس از چهل سال آزادسازی» بود. به گفته یائو، این مشکلات به پنج دسته تقسیم می‌شوند: «فساد، تکه تکه شدن قدرت، تسخیر دولت، نابرابری درآمدها و آزادسازی بیش از حد در برخی بخش‌ها.»

مقابله با آن‌ها به مشکلات جدیدی منجر شده است: «مبارزه با فساد، مقامات را به احتراز از ریسک و سکون سوق داده است. واکنش‌ها به آزادسازی بیش از حد بر بازارهای سهام و املاک و مستغلات و به طور کلی بر خصوصی تأثیر منفی گذاشته است.»

عبارت «تکه تکه کردن قدرت و تسخیر دولت» به جنگ قدرت بین حزب کمونیست چین و محافل سرمایه اشاره دارد. اجازه بدهید جملاتی را نقل کنیم که منعکس کننده نگرش نویسنده است: «چپ‌های قدیمی از فشارهای اقتصادی اخیر پکن و اولویت رفاه مشترک برای اهداف سیاسی خود استفاده می‌کنند. از این راه، مارکسیسم در چین یک احیای نسبی را تجربه می‌کند. به همین دلیل، سرمایه و محافل ثروتمند گرایش به ترک کشور دارند.»

موضع طبقاتی یائو روشن است. یک اخطار در پایان مقاله نیز توجه من را جلب کرد: «سیاست کووید-صفر اعتماد مردم چین به حزب کمونیست چین را تضعیف کرد. جبران آن زمان زیادی طول خواهد کشید.» آیا نویسنده از این تحول خشنود است؟ در تحلیل نهایی، من فکر می‌کنم او ترجیح می‌دهد که حزب کمونیست چین با سرمایه سازش کند.

یو یونگ‌دینگ: چین باید به مازاد حساب جاری پایان دهد
پویایی اقتصادی که اقتصاد چین را به تنها ابرقدرت جهان در تولید صنعتی تبدیل کرد، در تجارت خارجی و تراز حساب جاری نیز منعکس شد. در روابط اقتصادی بین‌المللی، چین پیشتاز کشورهایی است که دارای مازاد حساب جاری نجومی هستند. به این ترتیب، چین محکوم به روابط وابستگی ناشی از کسری‌های خارجی مزمن نیست.

یو یونگدینگ، یکی از اعضای آکادمی علوم اجتماعی چین، بر این نظر است که موقعیت چین در جریان تولید و تجارت، در روابط ایالات متحده و چین منعکس نمی‌شود. دلار در خط مقدم قدرت هژمونیک آمریکا قرار دارد، که کسری حساب جاری بسیار بالایی در برابر چین (و کل جهان خارج) دارد. مزیتی که در ارتباط با چین نیز وجود دارد.

بر اساس این یافته‌ها، یو پیشنهاد می‌کند که چین «مسیر خود» را در روابط اقتصادی بین‌المللی تغییر دهد (تایمز آسیا، ۲۴ مه ۲۰۲۲).

به عنوان مثال، موقعیت سرمایه‌گذاری ‌المللی چین از یک مازاد خالص ۲ تریلیون دلاری برخوردار است؛ اما بازده خالص این ترازنامه منفی است. دلیل اصلی وزن نسبی اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا با یازده پایین در دارایی‌های خارجی چین است. به خصوص در مقایسه با بازده سرمایه‌گذاری های ایالات متحده و غرب در چین.

به این دلیل، یو از حذف اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده در دارایی‌های خارجی چین در وهله اول حمایت می‌کند. اولویت می‌تواند سرمایه‌گذاری در بخش‌های استراتژیک معدنی و انرژی، به عنوان مثال در آسیای مرکزی و جغرافیای عربی، باشد. این به یک معنا، «اولویت‌های امپریالیستی سنتی» را به جای رفتار «رانتی انگلی که با بهره أوراق بهادار زندگی می‌کند» پیشنهاد می‌کند.

به گفته یو یونگدینگ، چین باید سیاست تبدیل مازاد حساب جاری خود به یک هدف استراتژیک را متوقف کند. در اصل، چین باید بر سیاست های مالی و پولی انبساطی تمرکز نماید؛ نباید نگران افزایش واردات باشد؛ مشوق‌های ویژه برای صادرات باید پایان یابد. چین باید به جای خرید أوراق بهادار خزانه‌داری ایالات متحده، به واردات کالاها (غذا، انرژی) اولیویت بدهد.

در برخی دوره‌ها، چین ممکن است ریسک ذوب شدن ذخایر ارزی خود را بپذیرد و کسری تجارت خارجی را هدف قرار دهد. نرخ شناور ارز را بکار گیرد؛ با این حال، کنترل حرکت سرمایه باید حفظ شود. از سرمایه‌گذاری‌ در خارج باید حمایت شود. از سرقت ثروت توسط بورژوازی باید جلوگیری شود.

باید از برتری نسبی چین (که در »ابتکار کمربند و جاده» آشکار شد) در سرمایه گذاری‌های زیرساختی استفاده شود. با این حال، یو علیه تله بدهی (ریسک «عدم پرداخت مطالبات» توسط بدهکاران) هشدار می‌دهد. در روابط ژئواستراتژیک امروز، چین باید از تبدیل شدن به کشوری با وام‌دهندگان بیش از حد اجتناب کند.

این پیشنهادات یو یونگ‌دینگ چایگاه چین را در روابط اقتصادی بین‌الملل تا حدی در مقایسه با ایالات متحده تغییر می‌دهد. هدف آن نزدیک کردن نسبی ارز ملی (RMB) به دلار آمریکا است

آیا پویایی ادغام شده با تنوع در پایه تولید (موقعیت ابرقدرت در صنعت) این هدف را واقع‌بینانه می‌کند؟ زمانی که این مزیت با قدرت کشورهای بریکس در تولید و تجارت انرژی و مواد خام ترکیب شود، آیا «امپریالیسم دلار» سپری خواهد شد؟ نقش صدور سرمایه تا چه می‌تواند باشد؟

لازم است رصد و بررسی دقیق موضوع ادامه یابد

https://haber.sol.org.tr/yazar/cin-ekonomisinde-dinamizm-ve-durgunlasma-ii-392417