تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: برای ضد-امپریالیسم
نویسنده: ویکتور یوری آندریف، عضو حزب کمونیست کارگران روسیه
۲۰ فوریه ۲۰۲۲

پیرامون ابتذال تئوری و عمل کمونیستی

فروپاشی حزب کمونیست اتحاد شوروی و آغاز یک مرحله جدید از جنبش کمونیستی در روسیه

 

و سراشیب چپ…
بنابراین ، همه چیز درباره تعصب راست روشن است. بیایید توجه خود را به «چپ‌» افراطی یا به طور دقیق‌تر به کسانی که خود را چنین می‌دانند، تغییر دهیم. بر خلاف «راست»، «چپ» در طراحی سازمانی چندان خوش شانس نبود. البته امروزه در روسیه انواع گروه‌های «ماوراء چپ» و «چپ‌گرا» وجود دارند، اما در میان آن‌ها مشکل بتوان یکی را یافت که بیش از چند ده نفر عضو داشته باشد. از سوی دیگر، «تعصب ماوراء چپ» اغلب در بین اعضای احزاب و گروه‌های گوناگون یک جهت‌گیری کمونیستی شکوفا می‌شود. «چپ‌های افراطی» در حزب کمونیست کارگران روسیه وجود داشتند و هنوز هم وجود دارند. برای «چپ‌های افراطی» ما، رد هرگونه اقدام مقامات بورژوایی امری عادی است. یک اصل بسیار ساده و راحت: ما به هر «بُرش»، «تراش» از سوی مقامات، پاسخ خواهیم داد. برخلاف «چپ افراطی»، من عمیقاً معتقدم که واکنش اپوزیسیون کمونیست به اقدامات مقامات باید دیالکتیکی باشد. آن‌چه که باید رد شود را باید، با پیشنهاد گزینه‌هایی برای عمل، کاملاً رد کرد. در مواردی باید بی‌طرف بود. و از چیزهایی بخشاً یا کاملاً باید حمایت کرد. به عنوان یک نمونه‌ از چنین سیاست دیالکتیکی، می‌توان اقدامات بلشویک‌هایی را که در جریان شورش کورنیلوف از کرنسکی حمایت کردند، به یاد آورد. این به هیچ‌وجه مانع از آن نشد که آن‌ها پس از مدتی همان کرنسکی را سرنگون کنند.

با عطف به امروز، اجازه بدهید به یکی از داغ‌ترین مشکلات زمان خود بپردازیم – عفونت ویروس کرونا و مبارزه با آن. مقامات روسی را نه به دلیل مبارزه با خود همه‌گیری، بلکه به دلیل ندانم‌کاری آ‌ن‌ها در این مبارزه باید مورد انتقاد قرار داد. اگر مقامات پس از تولید مقدار کافی واکسن «اسپوتنیک وی»، با مایه‌کوبی عمومی موافقت کرده بودند، جان ده‌ها هزار شهروند روسیه نجات پیدا می‌کرد.

انتخاب همه‌گیری کووید به عنوان یک مثال تصادفی نیست. در کنگره دوازدهم (بیست ‌و دوم) حزب که در ۲۵-۲۴ آوریل ۲۰۲۱ برگزار شد، برخی از رفقای سابق ما، از جمله از میان رهبران حزب، حزب را ترک کردند. آن‌ها سازمان خود را ایجاد کردند و نام آن را با حرف «ب» تزئین نمودند. ظاهراً، آن‌ها خود را تقریباً بلشویک، در هر صورت، در مقایسه با «حزب کمونیست کارگران روسیه» چپ‌روتر می‌دانند. (من در داخل پرانتز اشاره می‌کنم که شما می‌توانید خود را هر کس، حتا یک فضانورد بدانید. اما فقط برای متقاعد کردن دیگران در این مورد، خوب خواهد بود اگر به فضا پرواز کنید). بنابراین، این افراد «ماوراء- چپ» از «حزب کمونیست کارگران روسیه» مبارزه با مایه‌کوبی را به عنوان یکی از عرصه‌های فعالیت خود انتخاب کرده‌اند. علاوه بر این، با قضاوت بر اساس سطح انتشارات‌‎شان، آن‌ها به دنبال جذب بی‌مطالبه‌ترین افراد هستند.

در این‌جا به چند نمونه اشاره می‌شود. ویرایش شده توسط آ. ک. چرپانوف، دبیر سابق کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگران روسیه، روزنامه ترودووایا تیومن، شماره ۲ (۱۴۷۸) برای سال ۲۰۲۱. بازنشر مقاله‌ای از روبرتو پترلو، یک «پزشک» ایتالیایی. برخی از نقل قول‌های آن: «آن‌چه که آن‌ها قرار است تحت پوشش واکسن علیه کووید-۱۹ به ما تزریق کنند، خطرناک‌ترین واکسن از همه واکسن‌هاست! این یک جهنم واقعی است! هدف واکسیناسیون گسترده علیه کووید-۱۹، نابودی حداکثری بشریت و کاهش ۸۰ درصدی آن است. علاوه بر این: «… ما به ویروس کرونا مبتلا نیستیم، ما ناقلان سالم ویروس هستیم.»

– من در حالی که این سطور را روی صفحه کلید کامپیوتر تایپ می‌کنم، در خانه، در یک آپارتمان گرم و دنج، واکسینه شده نشسته‌ام. همسرم در آشپزخانه مشغول است. گربه روی زانویش خرخر می‌کند. معلوم می‌شود که در جهنم موعود خیلی هم بد نیست! :o) در مورد «حاملان سالم ویروس»، بیمارستان‌های کووید پر از آن‌هاست. طبیعتاً، به جز آن دسته از افراد بدشانسی که به علت این بیماری جان باختند. تا ژانویه ۲۰۲۲، حدود ۳۳۰ هزار نفر از آن‌ها در روسیه هستند. برای مقایسه، تلفات جبران‌ناپذیر اتحاد جماهیر شوروی در جنگ افغانستان بیست برابر کم‌تر- ۱۵۰۳۱ نفر- است.

با این حال، از همان ۸ مارس ۲۰۲۱، «چپ‌‌های افراطی» اصل وجود اپیدمی کووید-۱۹ را انکار کردند: «… هیچ اپیدمی خطرناکی وجود نداشته و ندارد، و حتی خود وجود «ویروس کرونای جدید» نیز تردیدهای معقولی را برمی‌انگیزد…» (بیانیه کمیته مرکزی «حزب کمونیست کارگران روسیه (ب)-حزب کمونیست اتحاد شوروی» «درباره بیانیه‌های۵۰ و ۷۰ حزب کمونیست و کارگری جهان پیرامون وضعیت ویروس کرونا»، که از جمله توسط کمیته مرکزی «حزب کمونیست کارگران شوروی (م)- حزب کمونیست اتحاد شوروی» امضا شده است»)…

اما در ۱۴ نوامبر ۲۰۲۱، «چپ افراطی» «وجود یک «کروناویروس جدید» را به رسمیت شناخت و جهان را با یک شاهکار ادبی جدید خوشحال کرد. این شاهکار «قطع‌نامه پلنوم کمیته مرکزی «حزب کمونیست کارگران روسیه (ب)- حزب کمونیست  اتحاد شوروی» «RKRP(b)-CPSU»، «جنگ سیاره‌ای اعلام نشده علیه توده‌های پرولتاریای کره زمین»» نام دارد.* و این قطع‌نامه، به عنوان مثال، شامل چنین افشاگری‌هایی است:

«… از ویروس کووید-۱۹ به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد وحشت و ترس جهانی از طریق رسانه‌ها استفاده می‌شود. از دولت‌های ملی به عنوان یک ابزار برای سیستمی استفاده می‌شود که ورود مداوم هرگونه عنصر آسیب‌زای بیولوژیکی به هر فرد (به عنوان مثال، معرفی به اصطلاح “واکسن‌ها” هر ۶ ماه یک‌بار) و کنترل بر ترزیق اجباری این عناصر به هر فرد (کدهای QR)، و در نهایت، عنصر ضربه زننده واقعی – به اصطلاح “واکسن” را تضمین می‌کند. سیستم‌های حمل و نقل و کنترل جاافتاده، امکان در نظر گرفتن نتایج تأثیر عنصر آسیب‌زا، رفع کاستی‌های آن و ارائه ضربه جدید در ۶ ماه آینده را فراهم می‌کنند. سپس این چرخه تکرار می‌شود…»

اهداف این جنگ طبقاتی عبارتند از:

۱. حفظ ثروتمندترین نمایندگان طبقه بورژوازی و ثروتمندتر شدن بیش‌تر آن‌ها.

۲. شناسایی و نابودی مخالفان سیاسی – “واکسینه نشده”، مخالف واکسیناسیون و اقدامات محدودکننده. ابتدا، خود-بازداشتی (خود-انزوایی)، سپس اعمال محدودیت‌ها بر اساس عدم وجود کد QR، سپس تخلیه کسانی که به ویژه در بیمارستان‌های کووید (اردوگاه‌ها) سخت‌گیر هستند و نابودی.

۳. نابودی “پیوندی”های زائد یا غیرضروری توسط جنگ بیولوژیکی.

۴. تبدیل بقیه “پیوندی”ها (که اجازه زندگی دارند) به ربات‌های زیستی.»

حتی از موضع «ضد واکسیناسیون»، این قطع‌نامه ممکن است پرسش‌های بسیاری را پیش بیاورد. به عنوان مثال، چگونه می‌توان افراد سالم اما واکسینه نشده را به بیمارستان‌های کووید فرستاد؟ چرا همزمان «مخالفان سیاسی» واکسینه نشده و «و افراد اضافی یا غیرضروری» واکسینه شده را نابود کنیم، در حالی که دومی مواد آماده‌ای برای به دست آوردن «بیوربات» هستند؟ در نهایت، آیا دوستان و آشنایان واکسینه شده علیه کووید تاکنون به «بیوربات» تبدیل شده‌اند یا هنوز نه؟

در مورد این اثر ادبی، مرکز مطبوعات کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگران روسیه مجبور شد بار دیگر تأکید کند که سازمانی که خود را «حزب کمونیست کارگران روسیه (بلشویک)» می‌نامد، هیچ ارتباطی با حزب ما ندارد و از جنبش جهانی کمونیستی به خاطر این‌که اعضای این گروه با ما در یک سازمان بوده‌اند و حتی در آن سمت‌های رهبری داشته‌اند، عذرخواهی کند. («درباره ایده‌های جنون‌آمیز یک توطئه جهانی»، «کار روسیه»، شماره ۰۱ (۵۸۴)). در همان بیانیه مرکز مطبوعات، اشاره شده است که هدف اصلی چنین قطع‌نامه‌هایی که توسط «حزب کمونیست کارگران روسیه (ب)» تصویب شده است، جلب توجه به هر قیمتی است. از این رو، طبق قوانین «مطبوعات زرد» – هر چه خبر هیجان‌انگیزتر باشد، بهتر است. حتی حداقل احتمال هم لازم نیست. و چه چیزی می‌تواند هیجان‌انگیزتر از یک توطئه جهانی و یک «جنگ سیاره‌ای» باشد؟ بله، ورود مریخی‌ها به زمین در این بستر کمرنگ خواهد شد.

صدور چنین قطع‌نامه‌هایی برای مرتدین ضروری است، زیرا، ظاهراً، آن‌ها مسیری را برای دوباره پُر کردن صفوف خود از تاریک‌اندیش‌ترین و عقب‌مانده‌ترین بخش آپوزیسیون روسیه در پیش گرفته‌اند. در میان این مخاطبان – تبلیغات ضد واکسیناسیون، داستان‌هایی درباره توطئه‌های جهانی و سایر توطئه‌ها – همیشه موفقیت بزرگی دارند. و اگر چیزی درباره دسیسه‌های «یهودی-ماسونی» به آن اضافه کنید، آنگاه پیرزن‌های والامقام دست مرتدین را می‌بوسند. افراد زیادی با دیدگاه‌های عقب‌مانده و صرفاً «از سرنوشت آزرده خاطر» در اطراف وجود دارند. و آن‌ها زیر پرچم مبارزه با «توطئه جهانی کووید» با کمال میل قیام خواهند کرد. کسی اعلامیه‌ای درباره «توطئه» می‌چسباند، و کسی که به ویژه تأثیرپذیر است، همانطور که می‌بینید، یک آپارتمان به چرپانوف می‌دهد. در برخی از انتخابات محلی نیز می‌توان برنده شد. تاریک‌اندیشان اگر به نمایندگان «حزب کمونیست کارگران روسیه (بلشویک)» رأی ندهند، به چه کسی باید رأی بدهند؟ اما یک مشکل وجود دارد. شما نمی‌توانید با چنین مخاطبانی سوسیالیسم بسازید… بله، در طول دوره خیزش انقلابی، افراد مختلفی از «حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه (ب)» پیروی می‌کردند. اما حزب هرگز اجازه نداده است که «دم سگ را تکان دهد»! و با گذشت زمان، به هر طریقی، آن‌ها از شر همسفران تصادفی خلاص شدند.

نمایندگان «حزب کمونیست کارگران روسیه (بلشویک)»  که هیچ وجه اشتراکی با بلشویک‌ها ندارند، از بسیاری جهات یادآور «چپ‌های افراطی» مدرن اروپایی هستند که یکی از ویژگی‌های بارز آن‌ها آمادگی برای انعقاد انواع اتحادهای سیاسی غیراصولی با نیروهای «راست» افراطی است. به عنوان مثال، می‌توانیم از «جبهه عرضی» نام ببریم، جایی که «چپ‌های افراطی» به همراه «راست‌های افراطی» علیه واکسیناسیون مبارزه می‌کنند. در عین حال، آن‌ها از این واقعیت که افزایش تعداد شهروندان واکسینه نشده ناگزیر منجر به افزایش موارد ابتلا، بدتر شدن وضعیت اپیدمیولوژیک و در نهایت طولانی شدن اقدامات قرنطینه می‌شود، خجالت نمی‌کشند.

رفیق استالین در مورد عبارت‌پردازان «چپ افراطی» خوب گفت: «عبارات آن‌ها چپ‌گرایانه است، اما در واقع به دشمنان طبقه کارگر کمک می‌کنند. اگر به چپ بروید، به راست خواهید رسید.» (کلیات آثار، جلد ۸، صفحه ۷۷).

درمان بیماری
بنابراین، در کنگره دوازدهم حزب کمونیست کارگران روسیه، جدایی صورت گرفت. اقلیت، پس از ترک کنگره، سازمان خود را تشکیل داد. در میان اکثریت باقی مانده در حزب، کسانی هستند که از این بابت پشیمانند و معتقدند که «در کنگره شکاف رخ داده است»، «چرپانوف مجبور به ترک حزب شده است»، «لازم است به دنبال راه‌هایی برای بازگرداندن وحدت با رفقایمان باشیم» و غیره. برخی دیگر، برعکس، از آنچه اتفاق افتاده ابراز رضایت عمیق می‌کنند.

برای من دشوار است که با هر دو موافق باشم. البته، لازم است تلاش کنیم تا اطمینان حاصل شود که همه اعضای حزب کمونیست کارگران روسیه دارای یک جهان‌بینی علمی هستند. اما، آیا باید مرزبندی سازمانی را بهترین راه برای دستیابی به این هدف دانست؟ چند انشعاب، خروج گروه‌های سازمان‌یافته و سازمان‌نیافته با اندازه‌های مختلف در تاریخ حزب کمونیست کارگران روسیه!

حزب [کمونیست کارگران روسیه] در سال ۱۹۹۳، پس از تشکیل حزب کمونیست [فدراسیون روسیه]، بیش‌ترین ضررها را متحمل شد. سپس گروه ام. وی. پوپوف و هواداران وی. آی. آنپیلوف از آن جدا شدند. البته می‌توان همه این باخت‌های انسانی را به عنوان «پاکسازی» حزب در نظر گرفت. اما آیا قطع عضو با جراحی همیشه بهترین راه برای درمان بیماری است؟ البته، اگر با یک تاریک‌اندیش لجوج روبرو باشیم که متعصبانه به «دیوهای DNA»، «ربات‌های زیستی» و «اردوگاه کار اجباری دیجیتال» اعتقاد دارد و هیچ استدلالی را که عمداً با دیدگاه‌هایش در تضاد باشد، درک نمی‌کند، خلاص شدن از شر چنین «کمونیستی» نعمت بزرگی است. گرچه در این مورد، به نظر من، اخراج افراطی‌ترین گزینه است. آیا صحبت کردن با یک شخص و توصیه به او برای رفتن به حزب دیگری که در آن افراد همفکر اطرافش باشند و بسیار راحت‌تر از حزب کمونیست کارگران روسیه باشد، آسان‌تر نیست؟ خوشبختانه، امروزه در روسیه احزاب زیادی از انواع گوناگون وجود دارند.

درست این است که در این مورد، دو نکته در نظر گرفته شود: ۱) هواداران چرپانوف و تورولو برای مدت طولانی بی‌شرمانه علیه حزب و رهبری آن دسیسه کردند (به ویژه، آن‌ها بودند که قاطعانه خواستار اخراج اصولی‌ترین و شایسته‌ترین رفقا از حزب شدند)، تاریخ آن‌ را مورد افترا قرار دادند، آن‌را به شدت به خیانت به منافع طبقه کارگر متهم کردند؛ ۲) هیچ‌کس آن‌ها را در کنگره اخراج نکرد، آن‌ها با گستاخی کنگره را ترک کردند و حزب خود را تشکیل دادند، که هم‌چنان به طور فعال و تهاجمی علیه حزب کمونیست کاگران روسیه مبارزه می‌کند.

و اگر با فردی کاملاً واجد شرایط روبه‌رو هستیم که صرفاً در موردی گیج است، چیزی را نمی‌فهمد، در مواردی اطلاعات کمی دارد؟ آیا باید برای خلاص شدن از شر او عجله کنم؟ بله، شاید او فاقد جهان‌بینی است، پس شاید بهتر باشد به او در شکل‌گیری این جهان‌بینی کمک کنیم؟ من مطمئنم که با کار ایدئولوژیک به درستی سازمان‌یافته در حزب، تلفات کم‌تری وجود خواهد داشت.

ادامه دارد

https://peloantimperialismo.wordpress.com/2022/02/21/on-the-vulgarization-of-communist-theory-and-practice/

———————————–

* توصیح عدالت: در آن سال‌ها، نویسنده مطلب زیر یکی از مبلغین سرسخت و جزم‌اندیش اینگونه افکار بود:

https://shorturl.at/0kuSH