تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

سه‌شنبه، ۳۰ دی ۱۴۰۴
منبع: الاخبار
نویسنده: ابراهیم الامین
دوشنبه، ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶

پیرامون وقابع ایران و جنگ به تعویق افتاده

 

شش روز پس از آغاز اعتراضات بازار در پایتخت ایران، نهادهای بین‌المللی ارتباطات شدیدی از گروه‌های جدایی‌طلب کرد ایرانی دریافت کردند که درخواست حمایت داشتند، حمایتی که به رسانه و تبلیغات محدود نبود، بلکه برای نخستین‌بار شامل فهرستی از تدارکات اولیه، از جمله بیمارستان صحرایی و منابع بهداشتی و امدادی بود.

در همین حال، مناطق مرزی غربی ایران شاهد جنبشی متفاوت بودند، جنبشی که توجه نیروهای امنیتی ایران را به خود جلب کرد. ظرف چند روز، آن‌ها خود را با صحنه‌ای متفاوت از هر اعتراض قبلی روبه‌رو یافتند. در حالی که رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان مشغول گفتگو با نمایندگان بازار و چندین رهبر دانشجویی بود، و بسته‌ای از اقدامات را برای حمایت از آن‌ها در مواجهه با تورم اعلام می‌کرد، گزارش‌های امنیتی نقشه جدیدی از اعتراضات را آشکار کرد. با رسیدن مجروحان به مراکز درمانی، جامعه بازار متوجه شد که اوضاع از کنترل آن‌ها خارج شده است. آن‌ها به مقامات اطلاع دادند که خیابان‌ها را ترک می‌کنند و هیچ ارتباطی با این وقایع ندارند.

اما این با یک استراتژی جدید مبتنی بر کار در شب، تنش موجود را کاهش نداد. در حالی که شهرها در طول روز با هشیاری امنیتی شاهد ثبات بودند، ساعات عصر نیاز به فعالیت‌های امنیتی متفاوتی داشت، به طوری که صدها پلیس در نقاط اعلام شده و در ورودی کوچه‌ها و تقاطع‌های اصلی مستقر شدند و عناصر مخفی با پشتیبانی نیروهای ذخیره آماده مداخله، مستقر گردیدند.

در هر درگیری، پرسنل امنیتی کسانی را که به اموال حمله می‌کردند یا تیراندازی می‌کردند، تعقیب می‌کردند و عملیات شامل دستگیری افراد درگیر و انتقال آن‌ها از طریق کامیون‌ها و خودروهای از پیش مجهز شده بود.

این با تلاش‌های فنی برای ردیابی گروه‌هایی که تصاویر و ویدیوها را در پلتفرم‌های محلی و بین‌المللی منتشر می‌کردند، همراه بود. در نهایت، مقامات تشخیص دادند که راه‌حل بهینه، قطع تقریباً کامل اینترنت و ارتباطات تلفنی است، و تنها تعداد محدودی از افراد مجاز رسمی- چه روزنامه‌نگاران، سیاستمداران یا دیپلمات‌ها- قادر به برقراری ارتباط هستند. هر کس که فعالیتش روی صفحه نمایش‌ها ظاهر می‌شد، خارج از سیستم تلقی می‌شد.

درس‌های ژوئن گذشته کافی بود تا ایرانی‌ها را نسبت به نوع دیگری از فعالیت‌های امنیتی خارجی هوشیارتر کند. تحقیقات و بررسی‌های امنیتی انجام شده پس از جنگ ۱۲ روزه نشان داد که به ویژه اطلاعات اسرائیل، پایگاه‌های عملیاتی گسترده‌ای در داخل ایران، چه در شهرهای بزرگ و چه مهم‌تر از آن، در مناطق حاشیه‌ای دارد.

این واقعیت باعث شد مقامات هوشیاری خود را افزایش دهند، به خصوص از آن‌جایی که اعتراضات خشونت‌آمیز این بار از حومه شهرها، نه از قلب شهرها، سرچشمه می‌گرفت. حتی یک دیپلمات عرب ساکن تهران گزارش داد که به اعضای خانواده‌اش توصیه کرده بود از رستوران‌ها و کافه‌های شمال پایتخت دوری کنند، اما دید که اوضاع آنطور که پیش‌بینی می‌کرد، پیش نرفت.

مقامات ایرانی منتظر نماندند تا کسی وضعیت را تشخیص دهد؛ بزرگ‌ترین زنگ خطر این بار از کرمانشاه به صدا درآمد، جایی که مشخص شد طرحی در حال اجرا است. این طرح شامل راه‌اندازی موج گسترده‌ای از اعتراضات بود که همزمان با افزایش فعالیت گروه‌هایی بود که طبق یک دستور کار خاص فعالیت می‌کردند. شواهد نشان داد که هدف قرار دادن پرسنل امنیتی و پلیس و آتش زدن آمبولانس‌ها و کامیون‌های آتش‌نشانی، نه با هدف تحریک درگیری مستقیم با مقامات، بلکه با هدف ایجاد هرج و مرج گسترده و هموار کردن راه برای گام خطرناک‌تر: به دست گرفتن کنترل مراکز اداری مدنی و امنیتی استان، صورت گرفته است.

بعداً مشخص شد که آنچه رخ داده بود، صرفاً بخشی از یک نقشه گسترده‌تر بود که دونالد ترامپ مجبور شد رئوس آن را هنگام فراخواندن معترضان به ادامه جنبش و تصرف ساختمان‌های دولتی فاش کند. وقتی او از «حمایت در راه است» صحبت می‌کرد، منظورش صرفاً راه‌اندازی یک کارزار بمباران علیه رژیم نبود، بلکه مدیریت یک عملیات نظامی جامع، چه زمینی و چه هوایی، با هدف قرار دادن مراکز قدرت مقامات به طور خاص در آن استان بود. این کنترل شورشیان بر استان را تسهیل می‌کرد و توانایی دولت را برای عملکرد فلج می‌نمود. این شامل اعمال محاصره هوایی برای جلوگیری از رسیدن هرگونه تدارکات به نیروهای رسمی در کرمانشاه می‌شد.

به گفته منابع متعدد، مقامات ایرانی برای مقابله با این وضعیت با استفاده از روش‌های مختلف تصمیم فوری گرفتند. در تهران، گفتگو با بازار و رهبران اپوزیسیون تشدید شد، و آن‌ها به سرعت هرگونه ارتباط با پروژه خارجی را قبل از اعلام کنارکشیدن خود انکار کردند. این همزمان با اظهارات و هشدارهای چهره‌های اصلاح‌طلب اپوزیسیون درباره یک تله‌ با هدف ایجاد هرج‌و‌مرج در ایران بود. در همین حال، مقامات تصمیم گرفتند با گروه‌های شورشی در شهرها و استان‌ها قاطعانه و با قدرت برخورد کنند.

روشن بود که نقاط حساس تنش شدید، به ویژه در کرمانشاه و سایر مناطق مرزی، مهار شده بودند، و تصمیم گرفته شد که با این وضعیت به عنوان یک شورش نظامی به رهبری کشورهای متخاصم برخورد شود. با افزایش تلفات در میان پلیس و نیروهای امنیتی، مقامات سرکوب شدیدی را آغاز کردند که توانایی شهروندان عادی برای حضور در خیابان‌ها را محدود می‌کرد. این گروه‌های سازمان‌یافته را مجبور کرد تا قبل از این‌که صدای خود را بلند کنند، استراتژی‌های خود را تنظیم نمایند، و خواستار حمایت فوری خارجی شوند. این باعث صدور بیانیه توسط رئیس‌جمهور ایالات متحده شد، در حالی که اسرائیلی‌ها بر فعال کردن برنامه‌های اضافی برای ایجاد سردرگمی بیش‌تر در مراکز تصمیم‌گیری تمرکز کردند. این همزمان با تشدید فعالیت‌های امنیتی با هدف مهار تقویت نظامی ایران، به ویژه در زمینه‌های موشکی و هوایی بود.

خیلی زود مشخص شد که مهم‌ترین نقشه، گسترش دایره شورش نظامی در کرمانشاه و رساندن کمک‌های نظامی از آمریکا و اسرائیل است تا گروه‌های جدایی‌طلب، در حالی که تمام ایران در آتش اعتراضات می‌سوخت، بتوانند کنترل مراکز اداری کشوری و لشکری را به دست بگیرند.

با گذشت زمان، مشخص شد که فعالیت سازمان‌یافته گسترده بوده و شبکه‌ای وسیع در مناطق مختلف ایران وجود داشت، و از بودجه قابل توجهی برای تحریک ناآرامی‌ها استفاده شده است. برخی از نوجوانان مبالغ کمی، بین ۳ تا ۵ دلار، برای سوزاندن تصاویر رهبر معظم انقلاب، خامنه‌ای، دریافت کردند، در حالی که مردان مسن‌تر مبالغ مشابهی برای واژگون کردن و آتش‌زدن سطل‌های زباله دریافت کردند. مقامات هم‌چنین مشارکت زنان در فعالیت‌های خشونت‌آمیز، از جمله تیراندازی ناگهانی به معترضان قبل از ناپدید شدن در کوچه‌ها، را مشاهده کردند، در حالی که گروه‌های دیگر کوکتل مولوتوف تهیه کرده و آن‌ها را به سمت وسایل نقلیه و مغازه‌ها پرتاب می‌کردند. مقامات بعداً مقادیر زیادی سلاح، از جمله تپانچه و تفنگ شکاری، کشف کردند که برای هدف قرار دادن نیروهای امنیتی در خیابان‌ها استفاده شده بود.

در حالی که ایران از جهان منزوی شده بود، نبرد دیگری علیه پروژه اینترنت آزاد آغاز شد. جزئیات فنی کامل این عملیات هنوز مشخص نیست، اما گزارش‌هایی از مشکلاتی که طرف‌های خارجی در معرفی مقادیر زیادی از فناوری‌های لازم برای دسترسی به اینترنت آزاد با آن مواجه هستند، وجود دارد. برخی هم‌چنین به استفاده مقامات از تکنیک‌های ویژه برای پارازیت انداختن بر روی پخش ماهواره‌ای اشاره می‌کنند، که باعث شد رهبران شورشی صدای خود را بلندتر کنند، زیرا معتقدند که مداخله نظامی سریع آمریکا موقعیت مقامات را تضعیف خواهد کرد و راه را برای تشدید بیش‌تر اوضاع هموار می‌کند.

نکته قابل توجه، همانطور که بعداً فاش شد، این بود که اطلاعات اسرائیل که در داخل ایران فعالیت می‌کرد، یا از اتاق‌های عملیات در منطقه کردستان عراق، به طرف آمریکایی اطلاع داده بود که مقامات ایرانی به سرعت در حال حرکت به سمت حل‌و‌فصل درگیری با گروه‌های مسلح هستند و اعتراضات به تدریج رو به کاهش است، تا این‌که اعلام شد اعراضات در بیش‌تر مناطق متوقف شده است.

درباره دلایلی که باعث شد رئیس‌جمهور آمریکا تصمیم به عدم حمله به ایران بگیرد، صحبت‌های زیادی شده است. با این حال، بحث‌ها و شواهد جدی وجود دارد که نشان می‌دهد ایالات متحده هرگز واقعاً برای یک عملیات نظامی گسترده علیه ایران آماده نبود و تنها برنامه، انجام حملات محلی بود که به نفع گروه‌های شورشی تمام می‌شد و باعث سردرگمی مقامات ایرانی می‌شد. در حالی که اسرائیلی‌ها با احتیاط می‌گویند که به دولت ترامپ در مورد لزوم اطمینان از پایداری هرگونه عملیات نظامی هشدار داده بودند و آمادگی دفاعی آن‌ها در اوج خود نبود، لزوماً اینطور نیست. تحولات داخلی در ایران هرگونه عملیات نظامی تهاجمی را بی‌اثر کرده است و در مورد پاسخ ایران به هرگونه حمله نظامی، عدم اطمینان زیادی وجود دارد.

این موجب نگرانی قابل‌توجهی در میان خود کشورهای عربی، از عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی گرفته تا ترکیه، شد و آن‌ها را بر آن داشت تا مستقیماً در سطوح مختلف با آمریکایی‌ها وارد گفت‌وگو شوند و هشدار دهند که این رویارویی ممکن است از کنترل خارج شود و آتشی با ابعاد غیرقابل کنترل را شعله‌ور سازد. زماین‌که تصمیم بی‌سابقه مطرح شد – یعنی این‌که ترکیه، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی اجازه استفاده از پایگاه‌ها، سرزمین‌ها یا حریم هوایی خود را در هرگونه حمله آمریکا علیه ایران نخواهند داد – این تصمیم، حتی اگر از نظر سیاسی برای ترامپ الزام‌آور نباشد، بیانگر واقعی موضع آن‌ها بود.

این کشورها متوجه شدند که در تیررس پاسخ مستقیم ایران قرار خواهند گرفت و صرف وجود بحث جدی در این مورد، دولت آمریکا را مجبور کرد تا به دنبال گزینه‌هایی باشد که در خدمت هرگونه عملیات نظامی احتمالی باشد، به ویژه از آنجا که آنچه پیشنهاد می‌شد، طبق ارزیابی خود اسرائیل، یک عملیات جامع با هدف سرنگونی کامل رژیم ایران بود، که به معنای نیاز به قدرت آتش طولانی مدت، پایدار و پوشش گسترده منطقه‌ای است… شرایطی که تا همین اواخر فراهم نبود.

https://shorturl.at/ESyyZ