تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: الاخبار
پنجشنبه، ۱۱ ژانویه ۲۰۲۴
نویسنده: غاده حداد
برگردان فارسی: جمعه ۲۲ دیماه ۱۴۰۲
روشنفکری در میان سیاستمداران… و سیاستمداری در میان روشنفکران
روشنفکری در میان سیاستمداران و سیاستمداری در میان روشنفکران. کریم مروه، معاون دبیرکل سابق حزب کمونیست لبنان که دیروز در سن ۹۴سالگی دار فانی را وداع گفت، چنین شناخته میشد. او تاریخی طولانی از مبارزه و روشنفکری داشت، که از عراق آغاز شد، و در کشورهای گوناگون در سراسر جهان ادامه یافت، و سرانجام در آپارتمان ساده او در مار الیاس در بیروت به پایان رسید. کریم مروه در شهر جنوبی حاریص به دنیا آمد. پدر او شیخ احمد مروه روحانی بود، او در کودکی جنبه مذهبی را از پدرش آموخت، و در هشت سالگی قرآن را در مکتب خانه روستا تکمیل کرد. در اواخر سال ۱۹۴۷، پدرش او را برای ادامه تحصیلات متوسطه زیر نظر فرزند خود شهید حسین مروه به بغداد فرستاد. او در آنجا با تعداد زیادی از روشنفکران عراقی آشنا شد، که در صف مقدم آنها شاعر بزرگ محمد مهدی جواهری قرار داشت.
حسین مروه الهامبخش نسل خود بود. کریم پس از برداشتن عمامه خود به افکار مارکسیستی روی آورد و از آن پیروی کرد، به ویژه پس از شرکت در قیام عراق در سال ۱۹۴۸ علیه معاهده انگلیس- عراق که مقرر میداشت ارتش انگلیس در هر جنگ و درگیری با ایران اجازه ورود به عراق را داشته باشد، و عراق را ملزم میساخت همه امکانات را برای این ارتش فراهم کند، و در زمین، هوا و دریا به آن کمک کند؛ و او یکی از کمونیستهای عراقی شد.
وی در دوران جوانی به ناسیونالیسم عربی روی آورد، به ویژه پس از مطالعه مجلات «الهلال»، «الرساله»، «الکاتب المصری» و «الطارق»، و پس از غرق شدن در نوشتههای جبران خلیل جبران، ميخائيل نعيمه، امين الريحانی، طه حسين، توفيق الحكيم، جرجی زيدان، عباس محمود العقاد، و دیگر نویسندگان عرب.
او، برخلاف آنچه که در آن زمان رایج بود، خود را به عنوان یک ناسیونالیست عرب طبقه بندی نکرد، و این او را به کمونیستها، به ویژه در میان معلمان و دوستانش نزدیک کرد. او ناسیونالیسم خود را بر اساس میهنپرستی لبنانی و احساسات ناسیونالیستی عربی خود بنا نهاد. فلسطین در ذهن او بود، و این با نزدیکی روستای او به شمال فلسطین و رابطه نزدیکی که مردم روستاهای جنوب لبنان را با خانوادهها و شهرهای فلسطینی پیوند میداد، آغاز شد.
در پی جنگ اعراب در فلسطین برای جلوگیری از تقسیم فلسطین، و شکستی که ارتشهای عربی متحمل شدند، او در اعتراض به شکست و از دست دادن فلسطین، علاوه بر شیفتگی او با اتحاد شوروی و دستاوردهای آن در جنگ جهانی دوم و شکست نازیسم در آلمان و فاشیسم در ایتالیا، به سوسیالیسم روی آورد.
او به لبنان بازگشت و در سال ۱۹۵۲ در رشته ادبیات وارد دانشگاه لبنان شد، و یک سال در آنجا ماند. او پیش از پیوستن به حزب کمونیست، به عنوان یک کمونیست به نایب رئیسی انجمن دانشجویی انتخاب شد. در سال ۱۹۵۳، با تصمیم حزب، او در امتحان نهایی دانشگاه شرکت کرد و پس از آن به شهر بوداپست رفت تا به نمایندگی از جوانان عرب در رهبری «فدراسیون جهانی جوانان دموکرات» شرکت کند. او در سال ۱۹۶۲ به نمایندگی از جنبش «صلح لبنان» در رهبری «شورای جهانی صلح» در وین، از چندین کشور دیدن کرد، در کنگرهها و سمینارهایی شرکت کرد که طی آن با روشنفکران بسیاری از کشورها ملاقات نمود، و با بسیاری از رهبران کشورها و احزاب گوناگون دیدار کرد.
نیکلاس شاوی، دبیرکل سابق حزب، در سال ۱۹۶۴،پس از جدا شدن احزاب لبنان و سوریه، او را به عنوان یکی از اعضای اصلی حزب فراخواند. در سال ۱۹۶۶، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در حزب تشکیل شد، و مروه در کنار جورج هاوی، جوانترین عضو رهبری در برابر آنچه به عنوان گارد قدیمی شناخته میشد، یعنی: نیکلاس الشاوی، حسن قریطم، آرتین مادویان و صوابا صوایا قرار گرفت. موضوعی که بین جنبشهای محافظهکار و جنبش نوسازی که خواستار جدایی تصمیمگیری حزبی از اتحاد شوروی بود، اختلاف نظر ایجاد کرد. درگیری با تصویب تصمیم نوسازی در کنگرهای که در تابستان ۱۹۸۶ تشکیل شد پایان یافت، و در اسناد جدید مصوب کنگره، هویت جدیدی برای سوسیالیسم آنها تعریف شد، که مشخصه آن دموکراسی و ارزشهای انسانی بود که سوسیالیسم بیان میکند. کریم مروه بین سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۹۹یکی از اعضای برجسته حزب کمونیست باقی ماند، و در پنجمین کنگره ملی در سال ۱۹۸۷به عنوان معاون دبیرکل انتخاب شد. در سال ۱۹۸۵، در سایه موج ترور رهبران کمونیست و متفکرین توسط نیروهای به اصطلاح سیاه، او هدف سوءقصد قرار گرفت. او در سال ۱۹۹۰ در پی بروز مشکلاتی که هم روزنامه و هم حزب از آن رنج میبردند، به سرپرستی روزنامه النداء بازگشت. او برای تأمین بودجه روزنامه از جمیل سعید تاجر کمک گرفت. او همچنین از رابطه خود با هیئت مدیره «شرکت هواپیمایی خاورمیانه»، به ویژه با سلیم سلام و یوسف لحود استفاده کرد و قراردادی را منعقد کرد که در ازای توزیع روزنامه در کلیه پروازهای خطوط هواپیمایی خاورمیانه، آگهیهای این شرکت را در نشریه درج کند، و آنها با آن موافقت کردند.
او به عنوان اعتراض به شکست و از دست دادن فلسطین به سمت سوسیالیسم حرکت کرد
در آن دوره، هاوی از او خواست که سند نهایی کنگره ششم را تهیه کند، و او به همراه مرحوم جرج باتال برای تهیه سند به دمشق رفت. چهار روز روی آن کار کردند، که در کنگره با اصلاحاتی به تصویب رسید. وی در سال ۱۹۹۹ با حفظ چپگرایی خود برای همیشه از حزب استعفا داد، و به فعالیت فکری و سیاسی خود ادامه داد. او با وجود اینکه در آن زمان معاون دبیرکل حزب بود، روی نقد تجربه سوسیالیستی کار کرد و سعی کرد استقلال خود را حفظ کند. وی خلاصهای از این نقد را در کتاب «گفتوگوها» که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد، ارائه نمود و درباره چهل روشنفکر عرب بحث کرد.
کریم مروه نقش برجستهای در روزنامه نگاری ایفا کرد، او در اواخر دهه ۱۹۵۰، پیش از انشعاب بین کمونیستهای لبنان و سوریه، به عنوان سردبیر روزنامه «النور» وابسته به حزب کمونیست سوریه کار میکرد. با وقوع قیام در بیروت در سال ۱۹۵۸، وی به لبنان بازگشت و در عملیات نظامی شرکت کرد و مسئول انبارهای اسلحه در بیروت بود.
او یکی از بنیانگذاران روزنامه النداء [نشریه کنونی حزب کمونیست لبنان – عدالت] بود که سخنگوی «حزب ندای ملی» در دهه ۱۹۳۰ بود. مالکیت آن در دهه ۱۹۴۰ به «حزب سوسیال ناسیونالیست سوریه» منتقل شد، و حزب کمونیست آن را در اوایل سال ۱۹۵۹ خریداری کرد. آن روز، دبیر کل سابق حزب، شهید فرج الله الحلو، به دفتر احضار شد. او برای عضویت در هیئت تحریریه روزنامه به جمعی از کمونیستها پیوست و آنها اولین شماره آن را در ۲۱ ژانویه ۱۹۵۹ منتشر کردند. مروه نیم قرن با موفقیتها و مشکلات روزنامه همراه بود، و تا سال۱۹۶۶معاون سردبیر آن بود. کتابهای زیر، از جمله نتایج نزدیک به ۴۰ سال فعالیت فکری و تئوریک او بشمار میآیند: «حزب کمونیست لبنان: سیاست و اهداف آن» که با روزنامه لبنانی المحرر (۱۹۶۹) توزیع شد، «پس از جنگ اکتبر چه؟» (۱۹۷۴)، «جدل درگیری با اسرائیل و جدل صلح با آن» (۱۹۹۴)، «وطن دشوار و دولت غیرممکن – گفتگوی کریم مروه و کریم بقرادونی» (۱۹۹۶)، «از خاطرات فلسطینی من» (1998)، و «اندیشه عرب و تحولات دوران» (۲۰۰۶)، «بحران نظام عرب و مشکلات جنبش» (۲۰۰۶)، و «چهار کمونیست بزرگ» (۲۰۰۸)…

