تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
شنبه، ۸ آذر ۱۴۰۴
منبع: صدای حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: اوگون اراتالای، عضو شورای حزب کمونیست ترکیه
سپتامبر ۲۰۲۵، ص. ۱۱-۱۰
آذربایجان به کجا میرود

دولت آذربایجان اخیراً گامهای مهمی در سیاست خارجی برداشته و در جهت تثبیت حضور خود در منطقه حرکت کرده است. اگرچه این روند از برخی جهات با دستور کارهای امپریالیستی همسو است، اما پیچیدگیهای متعددی نیز دارد.
الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، اخیراً در نشست سازمان همکاری شانگهای در چین شرکت کرد. سازمان همکاری شانگهای که در سال ۲۰۰۱ توسط چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان تأسیس شد، با کشورهای متعددی در سراسر منطقه گفتگو میکند. در این چارچوب، آذربایجان در این نشستها شرکت میکند. علیاف در سخنرانی خود بر سطح پیشرفته توسعه در روابط چین و آذربایجان تأکید کرد و مشارکت آذربایجان در «ابتکار کمربند و جاده» به رهبری چین را برجسته نمود.
دوره فعال در سیاست خارجی آذربایجان
تحولات اخیر در سیاست خارجی آذربایجان توجه ویژهای را به خود جلب کرده است. پس از جنگ دوم قره باغ کوهستانی که از ۲۷ سپتامبر تا ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰ ادامه داشت، قره باغ کوهستانی در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۳ به طور کامل تحت کنترل آذربایجان درآمد، که نه تنها یک پیروزی نظامی، بلکه یک پیروزی دیپلماتیک برای این کشور بود. با این حال، با مداخله دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، مشکلات در اجرای مفاد آتشبس امضا شده در طول این روند برطرف شد. طبق توافق صلح امضا شده در کاخ سفید در ۸ اوت ۲۰۲۵، دالان زنگزور – یک منطقه مورد مناقشه بین دو کشور – به مدت ۹۹ سال توسط ایالات متحده اداره خواهد شد. کارهای زیرساختی تکمیل خواهد شد و این دالان در اقتصاد منطقهای ادغام خواهد شد. اگرچه این پروژه که با مشارکت امپریالیستی ایالات متحده انجام میشود، ارتباط بین منطقه نخجوان آذربایجان و ترکیه را تسهیل میکند، اما اهمیت آن بسیار فراتر از این است. بر اساس این توافق، مناطقی که قبلاً تحت نفوذ روسیه و ایران در نظر گرفته میشدند، شاهد حضور نظامی و اقتصادی تثبیتشده ایالات متحده خواهند بود و امکان اتصال به آسیای مرکزی را بدون عبور از روسیه یا ایران فراهم میکنند.
امپریالیسم-اسرائیل و آذربایجان
اگرچه روابط نزدیک آذربایجان با ایالات متحده اندکی پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۲ آغاز شد، اما درگیری مداوم با ارمنستان، این کشور را به یکی از معدود کشورهای شوروی سابق تبدیل کرد که کمک مستقیم ایالات متحده را دریافت نکرد. با وجود این موضع سرد، آذربایجان با حمایت از حمله ایالات متحده به افغانستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ژستهای یکجانبهای گرفت. آذربایجان که نگران واکنشهای روسیه همسایه بود، هرگز قصد عضویت در ناتو را نداشت، اما در سال ۲۰۰۴ تحت عنوان «طرح اقدام مشارکت انفرادی»، چارچوبی که برای کشورهایی با موقعیتهای مشابه «اختراع» شده بود، در عملیات ناتو شرکت کرد. در این چارچوب، نیروهای آذربایجانی در ماموریتهایی در کوزوو، عراق و افغانستان شرکت کردند.
مبارزه مداوم با ارمنستان، یک موضوع دارای اهمیت حیاتی برای آذربایجان، همچنان مهمترین عامل تعیین کننده دیپلماسی این کشور است. پیش از جنگ ۲۰۲۰ و در طی آن، علیرغم لابی قوی ارمنیهای خارج از کشور در ایالات متحده و اروپای غربی، جانبداری اسرائیل از آذربایجان، ارائه سلاح، پشتیبانی و کمک اطلاعاتی در شکل گیری روابط دوجانبه تعیین کننده بوده است. از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، در پاسخ به نسلکشی در غزه، دولت آذربایجان از انتقاد از اسرائیل خودداری کرده است، در حالی که اسرائیل از خاک آذربایجان به عنوان پایگاه لجستیکی و اطلاعاتی برای حملات اخیر علیه ایران، دشمن دیرینه آذربایجان، استفاده کرده است. همچنین همکاری گستردهای در بخش انرژی وجود دارد که برای عموم مردم شناخته شده است: اسرائیل بخش قابل توجهی از نفت خام و گاز طبیعی خود را از آذربایجان وارد میکند، در حالی که تقریباً ۷۰ درصد از واردات سلاح و مهمات آذربایجان از اسرائیل است.
فاکتور ایران
حمایت لجستیکی و اطلاعاتی آذربایجان از عملیات پنهانی و مستقیم اسرائیل علیه ایران، ریشه در تنشهای اساسی بین دو کشور دارد. اگرچه هر دو کشور جمعیت شیعه قابل توجهی دارند و جوامع قومی مرتبط با هم دارند، ایران آذربایجان را «نماینده اسرائیل در منطقه» میداند. آذربایجانیهایی که درون مرزهای ایران زندگی میکنند، توسط رسانههای بینالمللی مختلف که منطقه را پوشش میدهند، از جمله پخش «کانال انگلیسی زبان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه» (TRT dWorl)، به عنوان مخاطب هدف قرار گرفتهاند و اعتراضات عمومی گستردهای که در سالهای اخیر در ایران رخ داده است، به عنوان یک «فرصت» تلقی شده است.
سرمایهگذاری در ترکیه
اخیراً، سرمایه آذربایجان از طریق سرمایهگذاریهای کلان به بازیگر اصلی در ترکیه تبدیل شده است. «شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان» (SOCAR)، که ۵۱٪ از «پتکیم»، یک شرکت بزرگ پتروشیمی ترکیه را در اختیار دارد، در صدر این گروه قرار دارد. «شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان» همچنین مالک پالایشگاه «استار» ترکیه است. این شرکت که اکثریت سهام «خط لوله گاز طبیعی ترانس-آناتولین» (TANAP) را در اختیار دارد، از طریق شرکتهای تابعه مختلف، روابط نزدیکی با «شرکت دولتی انتقال و بازاریابی نفت و گاز ترکیه» (BOTAŞ) دارد. این شرکت با تقریباً ۲۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در ترکیه، به عنوان نمادی از پیوندهای قوی سرمایه بین دو کشور شناخته میشود.
فراتر از این روابط، همکاری بین شرکتهای تسلیحاتی ترکیه و آذربایجان، به ویژه پس از جنگ ۲۰۲۰، قابل توجه است. شرکتهای تسلیحاتی متعددی، چه بزرگ و چه کوچک – از جمله آسلسان و بایکار – در تولید مشترک با آذربایجان مشارکت دارند و در حال برنامهریزی برای ایجاد مراکز فناوری مشترک هستند. با توجه به اینکه ارتش آذربایجان برای مدتی توسط نیروهای مسلح ترکیه طبق استانداردهای ناتو آموزش دیده است، همکاری نظامی بین دو کشور از اهمیت ویژهای برخوردار است.
دولتی که به دنبال هژمونی است
علاوه بر تحولات ذکر شده در بالا، سرمایه آذربایجانی در حال برداشتن گامهایی برای ایجاد هژمونی اقتصادی بر جمهوریهای شوروی سابق از طریق قویترین بخش خود یعنی انرژی است. در این زمینه، شرکت دولتی «آزنکو» برجسته است. این شرکت نه تنها در خطوط انتقال انرژی، بلکه در پروژههای زیرساختی، نفت، گاز طبیعی، معدن، بانکداری و راهآهن نیز فعالیت دارد و در کشورهایی مانند ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، روسیه، اردن، امارات متحده عربی و عربستان سعودی فعالیت میکند. مشارکتهای آن با غولهای بینالمللی مانند «زیمنس» آلمان، «میتسوبیشی» ژاپن، «جنرال الکتریک» آمریکا، «آ.ب.ب» سوئیس و گروه «هاربین» چین نشان میدهد که چگونه آذربایجان از روابط خود با سرمایه غربی در این بخش بهره میبرد.
https://www.solidnet.org/.galleries/documents/VoTKP_September2025.pdf
