تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

۲۵ مرداد ۱۴۰۴
منبع: بنیاد فرهنگ استراتژیک
نویسنده: دیمیتری نفدوف
۴ اوت ۲۰۲۵

آذربایجان – ترکیه – اسرائیل: «مثلث گازی» مورد حمایت آمریکا یا چیزی بیش‌تر؟
با پول قطر، گاز سواحل دریای خزر به سوریه رفت، آیا اکنون نوبت اسرائیل است؟

 

رویترز اخیراً با استناد به پنج منبع آگاه گزارش داد که دولت ترامپ احتمال پیوستن آذربایجان و چندین کشور آسیای مرکزی به «پیمان ابراهیم»، ابتکار محافل بانفوذ آمریکایی برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل را بررسی می‌کند. در حالی که جنگ در نوار غزه شدت یافته است و ساکنان محلی نه تنها از گلوله، بلکه از گرسنگی و تشنگی نیز به طور دسته جمعی جان خود را از دست می‌دهند، دولت ترامپ نمی‌تواند «سنگین‌وزن» منطقه‌ای مانند عربستان سعودی را برای برقراری روابط رسمی با رژیم نتانیاهو متقاعد کند – به همین دلیل است که توجه به کشورهای از نظر منابع غنی در قفقاز و آسیای مرکزی، که به نوعی با اسرائیل روابط نزدیک دارند؛ معطوف شده است.

بیاد آوریم که این نخستین افشاگری از این نوع نیست: در اوایل مارس ۲۰۲۵، دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بدون هیچ تردیدی از ایده تقویت همکاری سه جانبه بین اسرائیل، آذربایجان و ایالات متحده حمایت کرد (پیش از آن، مذاکرات با «بی‌بی خشمگین» و اعضای «کابینه امنیتی» او توسط حکمت حاجی‌اف، مشاور رئیس‌جمهور آذربایجان در سیاست خارجی، انجام شده بود). طرح یک پیشنهاد برای «تقویت اتحاد استراتژیک بین اسرائیل و آذربایجان» در کنست، یک کارزار اطلاعاتی هماهنگ برای گنجاندن این کشور حاشیه دریای خزر در «توافق‌نامه‌های ابراهیم» را آغاز کرد. در ماه مارس، استیو ویتکوف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور ایالات متحده، با الهام علی‌اف در باکو مذاکره کرد، و بعداً ، آریه لایتستون، یکی از دستیاران کلیدی ویتکوف، دوباره به سواحل دریای خزر رفت تا درباره جزئیات و گام‌های عملی احتمالی بحث کند.

دنیل شاپیرو، دیپلمات ارشد و سفیر سابق ایالات متحده در اسرائیل، در جلسه اخیر سنا گفت گاهی اوقات مردم می‌پرسند، «چگونه می‌توان توافق‌نامه‌های ابراهیم را گسترش داد؟ شاید آذربایجان؟ آذربایجان سال‌هاست که با اسرائیل روابط دیپلماتیک دارد و یکی از کشورهای مسلمان است که مدت‌ها پیش از توافق‌نامه‌های ابراهیم این روابط را برقرار کرده است، و اهمیت استراتژیک آن‌ها واقعاً غیرقابل انکار است. اما آن‌ها همچنین این پتانسیل فرهنگی را دارند که پل‌هایی ایجاد کنند و روابط اسرائیل را با سایر کشورهای عرب و مسلمان، از جمله برخی در جنوب آسیا یا آسیای مرکزی، که از قبل [با اسرائیل] روابطی دارند اما نه به ژرفا یا غنای روابط آذربایجان، تقویت کنند.»

به گزارش «رویترز»، برای واشنگتن، شرط اصلی برای مشارکت بیش‌تر آذربایجان در اتحاد «طرفدار اسرائیل» در خاورمیانه، انعقاد توافق صلح با ارمنستان است و «علی‌رغم قصد کلی برای مشارکت تعدادی از کشورها در این روند، مذاکرات با آذربایجان به طور فعال و مداوم در حال پیشرفت است» و این امکان وجود دارد که امضای توافق با باکو «ظرف چند هفته یا چند ماه» انجام شود.

هم‌چنین گزارش شده است که برخلاف آذربایجان، در رابطه با کشورهای آسیای مرکزی، این «روند تازه آغاز شده است. پس از دریافت پیشنهاد از کاخ سفید، طرف آذربایجانی بود که به همتایان خود» در ساحل شرقی دریای خزر، «از جمله نمایندگان قزاقستان، برای تعیین سطح منافع آن‌ها» مراجعه کرد.

در رسانه‌های آذربایجان و اسرائیل، کمبودی از ارزیابی‌های مشتاقانه‌ای از تاریخ، وضع کنونی و چشم‌انداز همکاری‌های دوجانبه‌ای، که در پاییز ۲۰۲۰ عامل مهمی برای نتیجه موفقیت‌آمیز عملیات نظامی در اطراف قره‌باغ کوهستانی برای باکو شد، وجود ندارد. سطح همکاری متقابلاً سودمند به دست آمده تقریباً به عنوان یک الگو نمونه از همکاری برای کشورهایی در نظر گرفته می‌شود که مرز، قومیت یا مذهب مشترک ندارند، اما بر اساس احترام و دوستی متقابل با هم همکاری می‌کنند. ۳۰ سال پیش، در اکتبر ۱۹۹۵، رهبران وقت دو کشور، اسحاق رابین و حیدر علی‌اف، «به طور خصوصی در حاشیه» نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، درباره نیازهای هر کشور از دیگری گفت‌وگو کردند – اسرائیل به یک منبع پایدار و قابل اعتماد نفت نیاز داشت، و آذربایجان به سامانه‌های دفاعی نظامی اسرائیل. از آن روز، اتحاد اسرائیل با آذربایجان به یکی از پایدارترین و قابل اعتمادترین اتحادها تبدیل شده است، اما کم‌تر کسی می‌داند که آذربایجان دومین دوست نزدیک اسرائیل است.

باکو هرگز اجازه نداده است که درگیری اسرائیل- اعراب بر روابط آن با دولت یهود تأثیر بگذارد. با وجود این‌که «… از اوایل دهه ۱۹۹۰، آذربایجان به یک بازیگر کلیدی در تثبیت امنیت انرژی اسرائیل تبدیل شد، و نفتی که آذربایجان به اسرائیل عرضه می‌کرد، یکی از عناصر اصلی امنیت انرژی اسرائیل بود»، باکو از ۷ اکتبر ۲۰۲۴، آذربایجان صادرات انرژی به اسرائیل را افزایش داده است. در مقابل، آذربایجان به بزرگ‌ترین (تا ۷۰ درصد در دهه گذشته) واردکننده سلاح‌های اسرائیلی تبدیل شده است. در سپتامبر ۲۰۲۴، در جریان نمایشگاه بین‌المللی دفاعی «ADEX» که در باکو برگزار شد، شرکت اسرائیلی «AS Holdings» و شرکت تابعه آن «Ari Arms» که در تولید سلاح‌های سبک طبق استانداردهای ناتو تخصص دارد، تفاهم‌نامه همکاری با شرکت دولتی «Azersilah »تحت نظارت وزارت صنایع دفاعی آذربایجان امضا کردند.

می‌توان گفت که در چارچوب روند «ابراهیم» مرحله جدیدی از همکاری پیشرفته متحدانه بین آذربایجان و اسرائیل در حال شکل‌گیری است. سوریه نیز به طور فزاینده‌ای در این زمینه مطرح می‌شود: به عنوان مثال، در ۳۱ ژوئیه، اسد الشیبانی، وزیر امور خارجه دولت احمد الشراع، و ران درمر، وزیر امور استراتژیک اسرائیل، در باکو دیدار کردند، و ظاهراً عمدتاً درباره وضعیت انفجاری در جنوب این کشور عربی، در مناطق مسکونی دروزی‌ها، بحث و گفتگو کردند. جزئیات دیگر نیز کم اهمیت نیست: در ۲ اوت، در شهر مرزی کیلیس، خط لوله انتقال گاز آذربایجان از طریق ترکیه به استان حلب به طور رسمی افتتاح شد. وزیر اقتصاد آذربایجان و رئیس هیئت نظارت «شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان» («سوکار»)، میکائیل جباروف، اظهار داشت که صادرات گاز به سوریه «بر اساس توافقات بین الهام علی‌اف، رئیس جمهور آذربایجان، و احمد الشراع، رئیس جمهور سوریه برای دوره انتقالی، در اسرع وقت در ۱۱ آوریل در آنتالیا و ۱۲ ژوئیه در باکو آغاز شد.» به نظر وی، «مشارکت استراتژیک بین دو کشور برادر – آذربایجان و ترکیه – شرایطی را برای اجرای سریع این طرح تاریخی ایجاد کرده است.» به گفته آلپ ارسلان بایراکتار، وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه، گاز از سواحل غربی دریای خزر به میزان ۶ میلیون متر مکعب در روز به سوریه صادر خواهد شد. در مرحله اولیه، «صادرات تا ۲ میلیارد متر مکعب در سال امکان‌پذیر خواهد بود.»

طبق برخی گزارش‌ها، قرار است این خط لوله از طریق جنوب سوریه به حیفا در شمال اسرائیل (در امتداد خط کریات شمونا-آکو-حیفا) امتداد یابد، و انشعابی به طرابلس در شمال لبنان داشته باشد، و هزینه ترانزیت گاز با عرضه گاز بیش‌تر به سوریه پرداخت خواهد شد. هم‌چنین طرح‌هایی برای نوسازی «خط لوله گاز عربی» که اسرائیل را به اردن و سپس به حمص در سوریه، واقع در ۱۵۰ کیلومتری مرز، متصل می‌کند، در دست بررسی است. آذربایجان قصد دارد با سرمایه‌گذاری تقریباً ۲۰۰ میلیون دلار به این سیستم متصل شود.

به احتمال زیاد، رایزنی‌های نه چندان علنی در مورد این پروژه با هدف تقویت «ارتباط» اقتصادی و در نتیجه سیاسی آنکارا، باکو، دمشق و تل‌آویو با حمایت دولت ترامپ انجام می‌شود. ضمیر ایسایف، رئیس جامعه مذهبی سفاردی باکو، با اشتیاق می‌گوید: «وقتی یک رهبر جهانی در حد و اندازه ترامپ از رئیس‌جمهور آذربایجان تمجید می‌کند، به ما احساس غرور ویژه‌ای دست می‌دهد. چنین تبلیغات جهانی، روابط تاریخی ما با مردم آذربایجان را تقویت می‌کند.» نشریه معاریو ادامه می‌دهد: «… ایده اتحاد سه‌جانبه واشنگتن-باکو- [غرب] اورشلیم بارها در مباحث سیاسی و دانشگاهی مطرح شده است. باکو به عنوان میانجی بین خاورمیانه و قفقاز و هم‌چنین یک مرکز کلیدی در کریدور گاز جنوبی که دریای خزر را به اروپا متصل می‌کند، تلقی می‌شود – جنبه‌ای که با تلاش قاره اروپا برای کاهش وابستگی خود به منابع انرژی روسیه، اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کند.» علاوه بر این، واهه داوتیان، متخصص امنیت انرژی اهل ارمنستان و دارای دکترای علوم سیاسی، خطرات «کشیدن ارمنستان به این مثلث ژئوپلیتیکی ضد روسی – آنکارا – باکو – تل‌آویو» را می‌بیند. آذربایجان و ترکیه به دنبال تبدیل قفقاز جنوبی به یک دالان انرژی هستند که منطقه خزر را با خاورمیانه و اروپا متصل می‌کند، و این پیامدهای نامطلوبی برای روسیه و دیپلماسی انرژی آن دارد.

https://www.fondsk.ru/news/2025/08/04/azerbaydzhan-turciya-izrail-gazovyy-treugolnik-pod-patronazhem-ssha-ili-nechto