تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

چهارشنبه، ۵ آذر ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: امره نالینجی
دوشنبه، ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵

اخوان المسلمین: از رهبر «بهار عربی» تا فهرست «سازمان‌های تروریستی»

 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، قصد خود را برای به رسمیت شناختن رسمی اخوان المسلمین به عنوان یک «سازمان تروریستی خارجی» اعلام کرد.

ترامپ دیروز گفت که این تصمیم «به قوی‌ترین و مؤثرترین شکل» اجرا خواهد شد و اسناد نهایی در دست تهیه است.

اگرچه ترامپ از زمان اولین دوره ریاست جمهوری خود چنین تعریفی را در نظر داشته است، اما این روند سال‌هاست که متوقف شده است.

اخوان المسلمین که تقریباً یک قرن پیش در مصر تأسیس شد، از طریق شاخه‌ها، احزاب و ساختارهای پوششی در کشورهای متعددی فعالیت می‌کند.

فرماندار تگزاس نخستین گام را برداشت
گرگ ابوت، فرماندار تگزاس، هفته گذشته هم اخوان المسلمین و هم «شورای روابط آمریکایی-اسلامی» (CAIR) را «سازمان‌های تروریستی خارجی و شرکت‌های جنایی فراملی» اعلام کرد.

به گزارش «پولیتیکو»، «شورای روابط آمریکایی-اسلامی» این توصیف را رد کرد و علیه دولت تگزاس اقامه دعوی کرد.

این سازمان استدلال کرد که این تصمیم، نقض حمایت‌های قانون اساسی در مورد مالکیت و آزادی بیان است، زیرا این اعلامیه اعضا ««شورای روابط آمریکایی-اسلامی» را از خرید زمین در تگزاس منع می‌کند.

فرماندار ابوت، هفته گذشته در بیانیه‌ای ادعا کرد که هر دو گروه قصد دارند « با زور قانون شریعت را تحمیل کنند».

ابوت گفت اقداماتی مانند حمایت از تروریسم، خشونت، تهدید و آزار و اذیت، برای تگزاس «چاره‌ای» جز ممنوع ساختن مالکیت این گروه‌ها در ایالت باقی نمی‌گذارد.

در این بیانیه آمده است که اخوان المسلمین در سراسر جهان شاخه‌های محلی، از جمله گروه‌هایی دارد که در تروریسم دست دارند، و بسیاری از دولت‌ها به دلیل رفتارهای بی‌ثبات‌کننده این سازمان، فعالیت‌های آن را ممنوع یا محدود کرده‌اند.

از سوی دیگر، «شورای روابط اسلامی-آمریکایی» مستقیماً ابوت را هدف قرار داد و موضع طرفداری فرماندار از اسرائیل را برجسته کرد.

این سازمان استدلال کرد که ابوت در تلاش برای بدنام کردن سازمان‌های منتقد اسرائیل، به «هیستری اسلام‌هراسی» دامن می‌زند.

یک روز پس از این تصمیم، ایالت اعلام کرد که به وزارت امنیت عمومی تگزاس دستور داده شده است تحقیقات در باره «شورای روابط اسلامی-آمریکایی» و اخوان المسلمین را آغاز کند.

یک کارزار فرا-حزبی علیه اخوان المسلمین در ایالات متحده
در  سطح فدرال، بجث درباره وضعیت اخوان المسلمین در طول سال شدت گرفته است، و جمهوری‌خواهان و برخی از دموکرات‌ها به وزارت امور خارجه فشار می‌آورند تا رسماً این گروه را یک سازمان تروریستی خارجی اعلام کند.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در ماه اوت گذشته اظهار داشت که این اقدام «در دستور کار» قراردارد، اما تأکید کرد از آن‌جا که این سازمان شاخه‌ها و وابسته‌های زیادی دارد، این روند مستلزم ارزیابی جداگانه هر واحد است و زمان می‌برد.

اخوان المسلمین چگونه تأسیس شد و چگونه ادامه یافت؟
اخوان المسلمین که در سال ۱۹۲۸ توسط حسن البنا، روحانی مصری، تأسیس شد، با هدف ایجاد یک دولت اسلامی تحت حاکمیت قانون شریعت فعالیت می‌کرد.

چهره‌هایی مانند سید قطب، طی دهه‌ها به مبانی «فکری» جنبش‌های جهادی مدرن شکل دادند، و بر چهره‌هایی مانند اسامه بن لادن و ایمن الظواهری تأثیر گذاشتند.

بسیاری از گروه‌های مسلح از مدار اخوان المسلمین ظهور کردند، از جمله جهاد اسلامی مصر که به ترور انور سادات، رئیس‌جمهور مصر در سال ۱۹۸۱ کمک کرد، «جماعت اسلامی»، و «جهاد اسلامی فلسطین» که از سال ۱۹۷۹ فعال بوده‌اند. «حماس» نیز شاخه‌ای از اخوان المسلمین است.

از بدو تأسیس اخوان المسلمین، جهان غرب، به ویژه آمریکا و انگلیس، رویکردی عمل‌گرایانه و ناپایدار نسبت به آن داشته است.

این نگرش دستخوش دگرگونی اساسی شده است، از استراتژی موازنه متقابل دوران جنگ سرد گرفته تا پذیرش یک «بازیگر مشروع» در «بهار عربی» و در نهایت تلاش برای اعلام آن به عنوان یک سازمان تروریستی که ناشی از فشار کشورهای خلیج فارس بود.

مغازله اخوان المسلمین با غرب از چه زمانی آغاز شد؟
اخوان المسلمین در تأسیس خود دو هدف اصلی را دنبال می‌کرد: «بازسازی» جامعه بر اساس ارزش‌های اسلامی و آغاز مقاومت علیه استعمار انگلیس در مصر.

حسن البنا این جنبش را نه فقط به عنوان یک حزب سیاسی، بلکه به عنوان یک جنبش جامع اصلاحات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز در نظر می‌گرفت.

این سازمان در دهه ۱۹۴۰ فعالیت‌هایی را علیه حضور انگلیس انجام داد و این اقدامات باعث شد دولت انگلیس از نزدیک اخوان المسلمین را تحت نظر داشته باشد.

اسناد بایگانی شده از «دفتر استعمار بریتانیا» نشان می‌دهد که اعضای اخوان المسلمین حتی در سال ۱۹۵۴، زمانی که مذاکره درباره خروج انگلیس از مصر در جریان بود، با مقامات سفارت انگلیس در قاهره، جلسات مخفی برگزار می‌کردند.

در این تماس‌ها، اخوان المسلمین خود را به عنوان یک نوع «قدرت جایگزین» در برابر پیوندهای ملی‌گرایانه و نزدیک جمال عبدالناصر با اتحاد شوروی به انگلیس معرفی می‌کرد.

نگاه غرب به اخوان المسلمین به عنوان یک ابزار استراتژیک، به ویژه پس از به قدرت رسیدن ناصر در مصر در دهه ۱۹۵۰، شتاب بیش‌تری گرفت.

پس از سوء قصد نافرجام علیه ناصر در سال ۱۹۵۴، او سرکوب شدیدی را علیه اخوان المسلمین آغاز کرد و هزاران نفر از اعضای آن را به زندان انداخت و رهبری این جنبش را تبعید کرد.

ایالات متحده، موضع ضد-کمونیستی و ضد-انقلابی اخوان المسلمین را وزنه تعادل مهمی در برابر دولت ملی‌گرای عربی و سکولار ناصر می‌دانست.

در این دوره، کشورهای غربی، به ویژه انگلیس و تا حدودی آلمان، به پناهگاه‌های امنی برای اعضا و هواداران اخوان المسلمین تبدیل شدند.

غرب ساختار ایدئولوژیک اخوان المسلمین را نوعی «پادزهر» می‌دانست و به طور غیرمستقیم بر ایجاد یک شبکه جهانی توسط این سازمان چشم‌ بست.

حضور نهادی این سازمان در غرب چگونه توسعه یافت؟
محیط لجستیکی و حقوقی فراهم شده توسط غرب نقش حیاتی در تبدیل اخوان المسلمین به یک جنبش بین‌المللی ایفا کرد. انگلستان از زمان جنگ سرد مهم‌ترین پناهگاه و مرکز مالی اخوان المسلمین بوده است.

اخوان المسلمین در سال ۱۹۹۹ در لندن «مرکز مشاوره بین‌المللی» را  تأسیس کرد، تا دیدگاه‌های خود را منتشر کند، تخصص فکری را تسهیل نماید و شبکه جهانی خود را هماهنگ کند.

لندن به نقطه مرکزی تبدیل شد که از طریق آن کمک‌های مالی کشورهای خلیج فارس و سایر منابع برای حمایت از فعالیت‌های اخوان المسلمین در اروپا و آمریکای شمالی هدایت می‌شد.

در آمریکای شمالی، افراد و گروه‌های نزدیک یا همدل با اخوان المسلمین، سازمان‌های مختلفی را برای انجام فعالیت‌های لابی‌گری تأسیس کردند.

از جمله مهم‌ترین این سازمان‌ها می‌توان به «انجمن اسلامی آمریکای شمالی» (ISNA) که در سال ۱۹۸۱ تأسیس شد و «انجمن مسلمانان آمریکا» (MAS) که در سال ۱۹۹۲ تأسیس شد، اشاره کرد. این سازمان‌ها برای ترویج شعار «اسلام مدنی» اخوان المسلمین در میان مردم غرب، لابی‌گری برای دولت‌ها و تقویت حضور جامعه مسلمانان در عرصه سیاسی مورد استفاده قرار گرفتند. [پیش از انقلاب بهمن، چهره‌هایی مانند ابراهیم یزدی و محمد جواد ظریف… در این دو انجمن فعالیت می‌کردند- عدالت]. 

قهرمانان بهار عربی
بهار عربی ۲۰۱۱ اوج دوره‌ای بود که در آن اخوان المسلمین توسط غرب به عنوان یک «بازیگر سیاسی مشروع» تلقی می‌شد. باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به قدرت رسیدن اخوان المسلمین پس از سرنگونی حسنی مبارک در مصر را به عنوان یک تحول در راستای دیدگاه خود مبنی بر «آشتی اسلام و دموکراسی» توصیف کرد.

انتخاب دموکراتیک محمد مرسی، نامزد اخوان المسلمین، به ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۲، توجه گسترده‌ای را در رسانه‌های آمریکایی و غربی به خود جلب کرد. اخوان المسلمین به عنوان نمونه‌ای از «دموکراسی اسلامی معتدل» معرفی شد که مشروعیت آن را در افکار عمومی جهان تقویت کرد.

دولت اوباما تماس‌های مستقیم و سطح بالایی با دولت مرسی برقرار کرد و مقامات ارشد، از جمله جان کری، وزیر امور خارجه، از مصر بازدید کردند.

ایالات متحده در طول دولت مرسی به ارائه کمک به مصر ادامه داد، که به معنای حمایت مالی غیرمستقیم از اخوان المسلمین بود.

در دوره مرسی، کمک‌های نظامی و اقتصادی به مصر، که سالانه تقریباً به ۱.۵ میلیارد دلار می‌رسید، قطع نشد.

اندیشکده‌ها و رسانه‌های برجسته ایالات متحده، اخوان المسلمین را به شدت از گروه‌های جهادی سلفی مانند «القاعده» و «داعش» متمایز کرده‌اند و ادعا می‌کنند که این گروه از «اسلام سیاسی جریان اصلی و غیرخشونت‌آمیز» حمایت می‌کند.

جایگاه اخوان المسلمین در غرب پس از کودتای نظامی ۲۰۱۳ و افزایش فشار منطقه‌ای از سوی کشورهای خلیج فارس، به طور اساسی تغییر کرد.

سرنگونی مرسی توسط عبدالفتاح السیسی در کودتای ۲۰۱۳، یک «ضدانقلاب منطقه‌ای» علیه اخوان المسلمین را آغاز کرد. محرکان اصلی این روند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر پس از کودتا بودند.

در این دوره، دولت «حزب عدالت و توسعه» به یکی از بزرگ‌ترین حامیان اخوان المسلمین در منطقه تبدیل شد. «حزب عدالت و توسعه» که مدت‌ها با مرسی همسو بود و بر موضع ضد سیسی تمرکز داشت، اخیراً این موضع را تغییر داده و روابط خود را با مصر از سر گرفته است.

ترامپ نیز در دوره اول ریاست جمهوری خود این ممنوعیت را در دستور کار قرار داده بود
با روی کار آمدن دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷، ابتکار عمل برای تعیین اخوان المسلمین به عنوان یک سازمان تروریستی به یک گام ملموس در ایالات متحده تبدیل شد. دولت ترامپ تقویت روابط با متحدان سنتی خلیج فارس را در اولویت قرار داده است.

برخی از سیاستمداران و اندیشکده‌های بانفوذ جمهوری‌خواه، که با لفاظی‌های ضد-اسلامی رو به افزایش در سیاست داخلی ایالات متحده همسو هستند، اخوان المسلمین را به عنوان «منبع ایدئولوژی رادیکال» ترسیم کرده‌اند.

در سال ۲۰۱۶، «کمیته قضایی مجلس نمایندگان» لایحه‌ای را تصویب کرد که اخوان المسلمین را یک تهدید برای امنیت ملی اعلام می‌کرد.

اما، روند تعیین اخوان المسلمین به عنوان یک سازمان تروریستی با مقاومت شدیدی در داخل دولت ایالات متحده از سوی وزارت امور خارجه، پنتاگون و جامعه اطلاعاتی مواجه شده است.

وزارت امور خارجه بر این اصرار داشت که یک سازمان به طور قانونی به عنوان یک سازمان تروریستی تعیین شود، باید «اعمال تروریستی مداوم، قابل توجه و بین‌المللی» انجام دهد. از آن‌جا که شاخه سیاسی اصلی اخوان المسلمین با این معیار همخوانی نداشت، مبنای قانونی این تصمیم هم‌چنان ضعیف بود.

گزارش جنکینز
موضع انگلیس در برابر اخوان المسلمین، اقدامی متعادل‌کننده مشابه با ایالات متحده بود.

به درخواست کشورهای خلیج فارس و مصر، دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس، در سال‌های ۲۰۱۴-۲۰۱۵ تحقیقات جامعی را در مورد اخوان المسلمین آغاز کرد.

این گزارش که توسط سر جان جنکینز تهیه شده بود، در سال ۲۰۱۵ منتشر شد و نتیجه گرفت:

– اخوان المسلمین نقش مستقیمی در تأسیس حماس ایفا کرد و بنابراین ارتباط غیرمستقیمی با خشونت دارد.

– اخوان المسلمین «دستور کار سیاسی جامعی» دارد اما مستقیماً «از خشونت استفاده نمی‌کند.»

– ایدئولوژی اخوان المسلمین «معتدل نیست، بلکه خصمانه و بی‌ثبات‌کننده است.»

– با این حال، شواهد کافی برای تعیین اخوان المسلمین به عنوان یک سازمان تروریستی به طور کامل وجود ندارد.

در پی این گزارش، لندن از قرار دادن اخوان المسلمین در فهرست سازمان‌های تروریستی خودداری کرد، اما تصمیم گرفت ارتباطات رسمی با اعضای این جنبش را محدود کند و کنترل‌های سختگیرانه‌تری بر منابع مالی آن اعمال کند.

وضعیت برای «حزب عدالت و توسعه» چگونه است؟
«حزب عدالت و توسعه» در جبهه‌های ایالات متحده و انگلیس فرار دارد، اما در مورد ترکیه چطور؟

تاریخ ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۱ است.

یک دیپلمات سوری در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه، پیشنهاد اردوغان به بشار اسد، رهبر سوریه، را مطرح کرد و ادعا کرد که او پیشنهاد حمایت از اسد را داده است «اگر اسد یک سوم تا یک چهارم کابینه خود را به اخوان المسلمین اختصاص دهد.»

در قلب این ادعا، حمایت گسترده اردوغان از اخوان المسلمین در جریان «بهار عربی» قرار داشت.

نقش برجسته اخوان المسلمین در بازسازی منطقه یکی از بزرگ‌ترین منابع شادی «حزب عدالت و توسعه» بود.

در کشورهایی مانند مصر، تونس، سوریه و لیبی، «حزب عدالت و توسعه» به حامی نزدیک اخوان المسلمین، که در حال به دست آوردن قدرت بود یا می‌خواست به قدرت برسد، تبدیل شده بود.

طبق اطلاعات موجود در کتاب «فریب بهار عربی»، نوشته‌ آلپر بیردال و ییغیت گونای از پایگاه خبری «چپ»، رابطه‌ اردوغان با اخوان المسلمین به دهه‌ی ۱۹۷۰ برمی‌گردد. این کتاب توضیح می‌دهد که فعالیت‌های اخوان المسلمین در ترکیه از سال ۲۰۰۶، به موازات سیاست خارجی نئوعثمانی «حزب عدالت و توسعه»، افزایش یافته است.

ما جزئیات و رشد این رابطه را در خبری که پس از انتشار کتاب در «چپ» منتشر کردیم، به تفصیل شرح دادیم:

بر اساس این کتاب، نخست‌وزیر اردوغان در دهه ۱۹۷۰ در «سازمان جهانی جوانان مسلمان» (WAMY)، گروهی که توسط عربستان سعودی تأمین مالی می‌شد، عضویت داشت. او در اجلاس این سازمان در عربستان سعودی شرکت کرد و در آن‌جا با چهره‌هایی که بعداً جنبش‌های اسلام‌گرا را در کشورهای مختلف رهبری کردند، دوستی برقرار کرد.

کمال هلباوی، عضو اخوان المسلمین که در دهه ۱۹۹۰ به عنوان سخنگوی این سازمان خدمت می‌کرد، از جمله کسانی بود که در این اجلاس با اردوغان ملاقات کرد. هلباوی توضیح می‌دهد که او نه تنها با اردوغان، بلکه با برهان الدین ربانی، رئیس جمهور سابق افغانستان و انور ابراهیم، معاون نخست وزیر سابق مالزی نیز ملاقات کرده است. او می‌گوید: «همه ما از سازمان جهانی جوانان مسلمان شروع کردیم.»

هلباوی با اشاره به این‌که رابطه اخوان المسلمین با جنبش اسلام‌گرا در ترکیه به گذشته‌های بسیار دور برمی‌گردد، گفت: «ما از زمان تأسیس جنبش‌ها یا احزاب سیاسی با پیشینه ملی‌گرایی و اسلام‌گرایی در ترکیه، حتی پیش از تأسیس حزب عدالت و توسعه، با آن‌ها ارتباط داشته‌ایم. ما از زمان تأسیس حزب نظم ملی (MNP) اربکان که بعداً به حزب نجات ملی (MSP) تبدیل شد، با جنبش اسلام‌گرا [در ترکیه] ارتباط داشته‌ایم.»

یکی دیگر از اطلاعات جالب در کتاب این است که اردوغان اندکی پس از بازگشت از اجلاس سران در عربستان سعودی، جایی که با رهبران آینده اسلام‌گرا دیدار کرد، به عنوان رئیس شاخه جوانان استانبول «حزب نجات ملی» منصوب شد.

گرچه رابطه اخوان المسلمین با رهبری «حزب عدالت و توسعه» به گذشته‌های دور برمی‌گردد، اما فعالیت‌های این سازمان در ترکیه از سال ۲۰۰۶ به طور قابل توجهی افزایش یافته است. «اتحادیه سازمان‌های جامعه مدنی جهان اسلام» (UNIW) که با تصمیم کابینه در ۳۱ دسامبر ۲۰۰۵ تأسیس شد، نفوذ اخوان المسلمین را گسترش داده است. سازمان‌های متعددی، مانند «سازمان جهانی جوانان مسلمان» که اردوغان در جوانی عضو آن بود، زیر چتر «اتحادیه سازمان‌های جامعه مدنی جهان اسلام» قرار دارند. این سازمان هم‌چنین سازمان‌هایی مانند «بنیاد همیاری‌های بشری ترکیه» (IHH)، «انجمن صنعتگران و بازرگانان مستقل ترکیه» (MÜSİAD)، «بنیاد سازمان‌های داوطلبانه ترکیه» (TGTV) و «بنیاد آموزش، فرهنگ و همبستگی حکمت» شامل می‌شود.

https://haber.sol.org.tr/haber/musluman-kardesler-arap-baharinin-liderliginden-teror-orgutu-listesine-yolculuk-403617