تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: سایت حزب کمونیست لبنان
چهارشنبه، ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۴
متن مصاحبه رادیویی با عمر دیب، مسئوول روابط خارجی حزب کمونیست لبنان، در رادیو «صوت الشعب» درباره آخرین تحولات سیاسی و تجاوز صهیونیستی به لبنان
دشمن صهیونیستی نزدیک به یک سال است که در کنار حملات روزانه به فلسطینیها در کرانه باختری، بیتالمقدس و لبنان، جنگ نسلکشی را علیه مردم فلسطین در غزه به راه انداخته است. این امتداد بیش از ۷۰ سال جنایت، قتل، ددمنشی، و آوارگی است.
امروز دشمن به تجاوز خود علیه لبنان ادامه میدهد، و نقش خود را به عنوان قویترین قدرت نظامی و امنیتی در منطقه تقویت میکند. جنگی که ما در لبنان شاهد آن هستیم بخشی از این بستر است. این جنگ علیه کل لبنان و کل جمعیت لبنان است، اگرچه در حال حاضر مردم ما در جنوب و بقاع را هدف قرار میدهد. هدف نهایی این است که همه لبنان و مردم آن را مطیع سازد، و آن را به سمت برنامه صهیونیستی، که با طرح گستردهتر آمریکا برای منطقه ما همسو است، هدایت کند.
پیرامون طرح آمریکایی و خاورمیانه جدید؟
بلندپروازی کنونی دشمن صهیونیستی دستیابی به یک «اسرائیل بزرگ» از نظر سیاسی، امنیتی و اقتصادی، و نه لزوماً جغرافیایی است. اسرائیل به دنبال یک نقش منطقهای امپریالیستی با هدف گسترش کنترل خود، عادیسازی روابط با کشورهای همسایه و ادغام اقتصادی است، که با طرح آمریکا برای منطقه همسو میباشد.
برای دههها، به ویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، آمریکا به دنبال تضعیف و از بین بردن حکومتهای ملی در منطقه ما بوده است – حکومتهای دارای حاکمیت، دولت، و ارتش مستقل. صرفنظر از موضع ما در قبال هر رژیم مشخص، ایالات متحده در چندین نقطه در منطقه ما موفق بوده است. تضعیف این حکومتها کنترل آنها را برای آمریکا آسانتر میسازد، و آنها را بر اساس خطوط فرقهای، قومی و ملی تقسیم میکند.
این تقسیم، هم سلطه آمریکا و هم نفوذ صهیونیستها را تسهیل میکند، و کشورهای بیشتری را به سمت عادیسازی سوق میدهد. متأسفانه، ما شاهد بودهایم که بسیاری از رژیمها و دولتهای عربی این مسیر را طی میکنند. اگرچه عملیات «توفان الاقصی» جلوی رانش این دولتها را گرفت، اما اکنون دشمن با حمله به جنبشهای مقاومت و مردم منطقه برای بدست آوردن دوباره ابتکار عمل و پیشبردن طرح خود تلاش میکند.
برای ما، این یک مبارزه طولانی مدت است. ممکن است در مراحل مختلف پیروزی یا شکست وجود داشته باشد، اما تقابل ادامه دارد. در میان شدت نبرد کنونی، ما نباید شرایط کنونی را دائمی بدانیم. مردم فلسطین دهها سال است که مقاومت کردهاند، و مردم ما در غزه یک سال با جنگ نسلکشی روبرو بودهاند.
ما همچنین درگیر یک رویارویی طولانی با این دشمن هستیم، و پیروزی ما از طریق مقاومت و عدم تسلیم ما بدست خواهد آمد، حتا اگر متحمل خسارات نظامی و غیرنظامی قابل توجهی شویم. کلید این نبرد تسلیم نشدن در برابر شرایط سیاسی تحمیل شده بر لبنان – دولت، نیروهای سیاسی و مردم آن است.
پیرامون بحث چند قطبی در جهان: نقش چین و روسیه چطور؟
با ظهور دولتها و قدرتهای جدید برای به چالش کشیدن سلطه ایالات متحده، تغییرات بزرگ جهانی وجود دارد، اما این تغییر کند است. بسیاری از این کشورها در مناطق خود اولویتهای خود را دارند. اگرچه ما مخالفت آنها با تجاوز و کوشش برای یافتن راهحلهای سیاسی، مانند پیشنهادات آتشبس را مثبت میبینیم، اما باید بپذیریم که این کشورها در حال حاضر محدود بوده و در انجام اقدام قاطع ناتوانند.
بسیاری از لبنانیها و فلسطینیها احساس میکنند در این رویارویی تنها ماندهاند. همچنین احساس درماندگی و ناتوانی قدرتهای بزرگ وجود دارد. ما شاهد نسلکشی آشکار علیه چندین خلق در منطقه هستیم، و اگر اسرائیل، با حمایت آمریکا در این نبرد پیروز شود، موازنه قوا در منطقه و جهان برای مدت طولانی تغییر خواهد کرد.
این کشورها باید موضع بگیرند – لازم نیست آنها مداخله نظامی کنند، اما میتوانند از نظر سیاسی و دیپلماتیک عمل کنند. آنها میتوانند اسرائیل را با تحریم، قطع روابط، توقف تجارت تهدید کنند، و برای سازماندهی کنفرانسهای بین المللی ابتکار عمل نشان دهند. آنها توانایی عمل را دارند، اما در حال حاضر حداقل ناچیز را انجام میدهند.
پیرامون نقش ایران: چگونه میتوان این محور را تقویت کرد و به آن نیروی فزاینده (مومنتوم) بیشتری داد؟
اکنون بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و همکاری بین همه کشورها و مردم این منطقه – حکومتهای عربی، مردم و دولتهای آنها، نیروهای چپ و جنبشهای مقاومت- اعم از اسلامی، ملی و میهنی در کنار ایران و دیگر کشورهای منطقه نیاز است.
همانطور که در روزهای اخیر در غزه و لبنان شاهد بودهایم، مردم ما قتلعام می شوند. این مردم را نباید تنها گذاشت، گرچه احساس رها شدن وجود دارد. امیدواریم روزهای آینده خلاف این را ثابت کند و به بیداری عربی، ملی و بینالمللی در حمایت از مردم لبنان و فلسطین منجر شود. اگر الان نه، پس کی؟ اگر اکنون زمان ایستادن در کنار مردم لبنان علیه دشمن نیست، ممکن است هرگز این اتفاق نیفتد.
ترس از توازن قوا ممکن است بسیاری را به تردید بیندازد، اما ما بهای این تردید را میپردازیم. ما اکنون تنها به مقاومت مردم خود و ظرفیت مقاومت آنها متکی هستیم. ما با دوران سختتری، مانند اشغال روستاهای جنوبی توسط اسرائیل در سال ۱۹۷۸و اشغال بیروت در سال ۱۹۸۲ روبهرو بودهایم. ما مقاومت کردیم، «جبهه مقاومت ملی لبنان» را تشکیل دادیم، که قهرمانان آن از حزب کمونیست، نیروهای ملی و جنبش ملی بودند. این نیروها با حمایت اعراب و سوریه، با حمایت اردوگاه سوسیالیستی و اتحاد شوروی، مقاومت کردند. اما، پایه و اساس دستاوردهای آنها، قدرت آنها بر روی زمین، ارتباط آنها با مردم و شناخت آنها از سرزمین خود بود.
ما امیدواریم در این رویارویی طولانیمدت شرایط در نهایت به نفع پایداری و مقاومت مردم ما در برابر دشمن باشد. ما، به عنوان یک حزب، در این نبرد برای حمایت از مقاومت مردم خود، تأمین نیازهای آوارگان و پناهندگان، و ارائه کمکهای پزشکی، مسکن و موارد دیگر، هر آنچه که بتوانیم انجام میدهیم.
ما همچنین از نظر سیاسی، چه در لبنان و چه در خارج از کشور، برای جلب حمایت سیاسی و رسانهای هر چه بیشتر از مردم خود کار میکنیم، و کارزارهای همبستگی را در سراسر جهان، همانطور که برای مردم فلسطین انجام دادیم، پیش میبریم. ما به این تلاشها کاملاً متعهد هستیم، اما کلید مقاومت مردم و توانایی مقاومت برای خنثی کردن اهداف دشمن برای تحمیل تسلیم و قطع پیوند لبنان با حمایت از مردم فلسطین در غزه است.
پیرامون بحران حکومت در لبنان، نقش حزبالله و تأخیر در انتخابات ریاست جمهوری؟
ما معتقدیم که برای تضمین تداوم دولت و نهادهای آن، رئیسجمهور باید از همان روز اول خالی شدن کرسی آن، حتا یک ماه پیش از آن، انتخاب میشد. فروپاشی دولت منجر به پراکندگی و زوال بیشتر میشود. با این حال، درگیریهای داخلی را نمیتوان به گردن یک گروه انداخت. ما به خوبی از ترکیب مجلس آگاه هستیم. قویترین احزاب آنهایی هستند که مانع این انتخابات میشوند. اما در این لحظه از رویارویی، ما معتقدیم که درگیریهای داخلی باید کنار گذاشته شوند. تمرکز باید بر وحدت ملی میان مردم و نیروهای سیاسی لبنان باشد. همه میدانند که ما با نیروهای حاکم اختلاف سیاسی داریم، اما فعلاً باید این اختلافات کنار نهاد.
ما در یک نبرد مرگ و زندگی، که سرنوشت کشور ما را تهدید میکند، درگیریم و این یک نبرد طولانی و بسیار سخت – یک سناریوی جدید شبیه غزه- خواهد بود. همانطور که ما مردم و جناحهای فلسطینی را به اتحاد فراخواندهایم، اکنون نیز خواستار اتحاد ملی لبنان بر اساس یک طرح ملی برای مقابله با این تجاوز هستیم. همه اختلافات سیاسی داخلی میتوانند حل نشده باقی بمانند، اما رسیدگی به آنها باید به تعویق بیفتد.
البته، ما از همه تلاشها برای تضمین تداوم دولت، از جمله انتخاب رئیسجمهور، حتی در زمان جنگ، و رد بودجههایی که به دنبال مالیاتهای بیشتر و کاهش بیشتر خدمات عمومی هستند، حمایت میکنیم. تضمین حداقل استانداردهای زندگی و دستمزد کارگران، کارمندان و کارکنان بخش دولتی و خصوصی نیز مهم است. این نیروها باید برای این اهداف تلاش کنند. اما درگیریهای سیاسی بین ما و دیگر نیروها و بین خود این نیروها باید متوقف شود. تمرکز اصلی امروز باید وحدت ملی لبنان بر اساس یک طرح ملی برای مقابله با تجاوز باشد، زیرا این مرحله تعیینکننده و دشوار است.
