تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: هدف، سایت حزب کمونیست سوئد
نویسنده: اَندریاس سورنسن
۲۴ اوت ۲۰۲۱
چین در افغانستان: تاریخی از امپریالیسم و ضدیت با سوسیالیسم
چند هفته پیش، زمانی که مشخص شد طالبان دیر یا زود در افغانستان قدرت را بدست خواهد گرفت[۱]، چین گام بعدی را در برقراری روابط رسمی با جنبش اسلامگرا برداشت.[۲] در پشت این تصمیم چندین دهه حمایت از اسلامگرایان در افغانستان، و همچنین منافع اصلی در «رئال پولتیک» قرار دارد.
مقالهای از «ساوت چاینا مورنینگ پست» (SCMP) توصیف میکند که چگونه «ارزش دیپلماتیک افغانستان برای چین نیز تغییر کرده است» و اینکه این ارزش «با گسترش سرمایهگذاری خارجی چین، ایفای نقش بیشتر در رهبری جهانی و تقویت امنیت ملی در داخل» افزایش یافته است.[۳]
از یک سو، موقعیت جغرافیایی افغانستان از اهمیت بالایی برخوردار است و از سوی دیگر دارای «بزرگترین ذخایر دست نخورده مس، زغال سنگ، آهن، گاز طبیعی، کبالت، گوگرد، طلا، لیتیوم و توریم جهان»، به ارزش بیش از یک تریلیون دلار آمریکا است. برای کسانی که فکر میکنند تریلیون به نظر انتزاعی میرسد، باید یادآور شد که معادل یک میلیارد میلیارد است. اتفاقاً ایالات متحده هم از این موضوع آگاه است.[۴]
موقعیت جغرافیایی، در آسیای مرکزی، در مرز پاکستان و ایران، جایی که چین از پیش دارای منافع اقتصادی عظیمی است، علاقه چین به افغانستان را توضیح میدهد. یا همانطور که «ساوت چاینا مورنینگ پست» مینویسد:
«ثبات افغانستان کلید «ابتکار یک کمربند، یک جاده» در آسیای جنوبی و مرکزی است، که شامل مناطق ویژه اقتصادی، انرژی و زیرساختهای حملونقل نیز میشود.»
«دالان اقتصادی چین- پاکستان پروژه شاخص چین در منطقه است و هر دو کشور میخواهند از آن برای پیوند افغانستان با راههای جاده ای و ریلی استفاده کنند.»[۵]
برای چینیها، که از زمان تهاجم ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۱ کوشش کردهاند افغانستان را به خود نزدیکتر کنند، تفاوتی ندارد که اسلامگرایان یا رهبران بیشتر سکولار در کشور وجود داشته باشند. همانطور که میدانید پول بو نمیدهد.*
جبهه متحد علیه اتحاد شوروی
فقط امروز نیست که چین به افغانستان چشم دوخته است، بلکه همانطور که «ساوت چاینا مورنینگ پست» مینویسد، چین مدتهاست که به آسیای مرکزی چشم دوخته است:
«نخستین مداخله مهم چین در افغانستان در دهه ۱۹۸۰بود، زمانیکه به ایالات متحده، پاکستان و عربستان سعودی کمک کرد مجاهدین افغان را که علیه اتحاد شوروی میجنگیدند را مسلح کنند.»[۶]
این ادعا که اتحاد شوروی به افعانستان حمله کرد ابداً درست نیست، آنها به درخواست اضطراری حکومت انقلابی افغانستان و در واکنش به هدفی که زبیگنیو برژینسکی، مشاور بدنام امنیت ملی ایالات متحده آنرا «ایجاد ویتنام اتحاد شوروی» نامید[۷]، پاسخ دادند.
چینیها که قبلاً از اتحاد شوروی جدا شده بودند و تقریباً در همان زمان از طریق اصلاحات اقتصادی که توسط دنگ شیائوپینگ انجام شد در حال گذار به سرمایهداری بودند، نقش بسیار فعالی در این بازی میکردند.
از طریق عادیسازی روابط بین چین و ایالات متحده، همکاریها میتوانست ژرفتر شود. در اسنادی که «آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا» اکنون از رده محرمانه خارج کرده است، آنها روشنی درباره نحوه همکاری خود با چین صحبت میکنند:
«سیا به ویژه در دادن سلاحهای آمریکایی به مجاهدین مردد بود. طبق سنت، سیا تسلیحات خارجی، معمولاً نوع شوروی را میخرید، که به آن امکان میداد «منطقاً» بتواند در صورت لزوم دخالت ایالات متحده را «انکار» کند. در طول جنگ افغانستان، سیا تسلیحات طراحی شده توسط شوروی را از مصر، چین و جاهای دیگر میخرید و به پاکستان منتقل میکرد. گزارشها نشان میدهند که موشکهای ضدهوایی «AK-47» چینی و «SA-7» مصری در اوایل سال ۱۹۸۰ وارد پاکستان شدند. این روند خرید مخفی نه تنها مسیرهای ایالات متحده را پوشش میدهد، بلکه در دسترس بودن سلاحهای همساز با انواع سلاحهایی را که شورشیان از نیروهای دولت افغنستان بدست آورده بودند تضمین میکرد.»
برژینسکی گفت که این روند با «روحیه همکاری» ایحاد شد و حتی برخی از سلاحها از دولت چکسلواکی خریده شد. به این دلیل، روزنامهنگاران انگشتسماری که به مناطق جنگی وارد شدند، میتوانستند درباره جنگجویان کوهستانی که «سلاحهای خودکار چینی و موشکهای استینگر آمریکایی را در اختیار داشتند» گزارش دهند.»[۸]
ببرک کارمل، دبیر کل حزب سوسیالیست دموکراتیک خلق افغانستان، در یک مصاحبه نقش چین را توضیح می دهد:
«پکن نیز فعالانه در مقابله با انقلاب افغانستان مشارکت دارد. کارشناسان چینی چندین اردوگاه آموزشی در منطقه سینکیانگ ایجاد کرده اند. تسلیحات، تجهیزات نظامی و پرسنل ازمسیر قرهقروم برای عملیات خرابکارانه علیه افغانستان به پاکستان فرستادهاند. کارشناسان چینی با آمریکاییها، پاکستانیها و مصریها در مراکز آموزش تروریستها همکاری میکنند.»[۹]
اساس همکاری: احیای سرمایهداری چین
بستر این همکاری در وهله اول مسیری است که چین با استقرار دوباره روابط تولید سرمایهداری، تحت رهبری دنگ شیائوپینگ طی کرد. بر این اساس، تمایل چینیها برای اتحاد با ایالات متحده علیه افغانستان قابل درک میشود: شکست دادن سوسیالیسم مهم بود.
چین سرمایهداری برای ایالات متحده پیروزی بزرگی بود. آنها نه تنها در عقب راندن سوسیالیسم موفق شده بودند، بلکه در زمانیکه چین اقتصاد خود را باز کرد، فرصت بزرگی برای سرمایهگذاری به دست آوردند. نتیجتاً، چینیها و آمریکاییها در این دوره توانستند از نظر سیاسی نیزبه یکدیگر نزدیک شوند.[۱۰] در تحریم بازیهای المپیک در مسکو، دو کشور همگام شدند و چین با کمک ایالات متحده وارد سازمان تجارت جهانی شد.»[۱۱]
چین با رشد سرمایهداری آن، بطور فزایندهای به یک تهدید برای سلطه ایالات متحده تبدیل شده است. اما، این به هیچ نوع چالش از چپ مربوط نیست، بلکه به رشد چین به یک مرکز امپریالیستی مستقل و قدرتمند، در رقابت با دیگران، از جمله رقابت ایالات متحده آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا مربوط است.
بنابراین، دخالت چین یک مثال گویا، هم از منظر تاریخی و هم از منظر معاصر ارائه میدهد – این کشور برای دههها علیه سوسیالیسم و علیه پیشرفت برای مردم عمل کرده است؛ بیاد آوردن این در زمانیکه چینیها خود را به مثابه یک قدرت برای صلح یا یک تضمینکنند حق تعیین سرنوشت کشورهای کوچکتر معرفی میکنند، بسیار مهم است. هنگامی که به پای عمل میرسد، آنها کمتر از هر قدرت امپریالیستی دیگری بخود تردید راه نخواهند داد.
پینویسها:
۱- «طالبان در افغانستان قدرت را بدست گرفت»
https://riktpunkt.nu/2021/08/talibanerna-tar-makten-i-afghanistan/
۲- «نشست چین با طالبان»
https://riktpunkt.nu/2021/07/kinesiskt-toppmote-med-talibanerna/
۳- «رابطه چین با افغانستان چیست و پس از خروج ایالات متحده چگونه تغییر خواهد کرد؟» ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۱
۴- « ایالات متحده ثروتهای معدنی گسترده در افغانستان را شناسایی میکند»
https://www.nytimes.com/2010/06/14/world/asia/14minerals.html
۵- «دالان اقتصادی چین- پاکستان»
https://en.wikipedia.org/wiki/China%E2%80%93Pakistan_Economic_Corridor
۶- «افغانستان – خلق در سوراخ گلوله»
https://riktpunkt.nu/2021/08/folken-i-skottgluggen-afghanistan/
۷- «مصاحبه با زبیگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر رئیس جمهور آمریکا»
۸- «آدمهای خوب، آدمهای بد»
https://riktpunkt.nu/2021/08/kina-i-afghanistan-en-historia-om-imperialism-och-anti-socialism/
۹- «فرازهایی از مصاحبه (۱۹۸۰) ببرک کارمل، دبیرکل کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان، رئیس شورای انقلابی و نخستوزیر جمهوری خلق افغانستان با مجله مسائل صلح و سوسیالیسم»
https://www.rizospastis.gr/story.do?id=1085695
۱۰- «چگونه سال ۱۹۸۰ زمینه را برای چالشهای عمده سیاست خارجی چین فراهم کرد؟»، برگردان فارسی
۱۱- «نقاط عطف در تاریخ روابط خارجی ایالات متحده»
چین در افغانستان: تاریخی از امپریالیسم و ضدیت با سوسیالیسم
https://riktpunkt.nu/2021/08/kina-i-afghanistan-en-historia-om-imperialism-och-anti-socialism/
* توضیح عدالت: ادرار جمعآوری شده از آبریزگاههای عمومی، یکی از عناصر کلیدی در صنعت شیمیایی (در مواد آرایشی، رختشویی، رنگرزی…) رم باستان بود. مالیات بر ادرار، برای نخستین بار توسط امپراتور نرون در قرن اول پس از میلاد وضع شد. این مالیات پس از مدتی حذف گردید، اما امپراتور وسپاسیان در حدود سال ۷۰ پس از میلاد برای تأمین خزانه خالی مجدداً آنرا وضع کرد. عبارت «ادرار [پول است و] بو نمیدهد» (Pecunia non olet) منتسب به اوست.
