تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: چپ چیست
نویسنده: استفن گوانس
۱۱ ژوئیه ۲۰۱۷
برگردان: ع. سهند
افسانه فضیلت اخلاقی «یگانهای مدافع خلق» کرد
یک انتقاد نیشدار از «سازمان بینالملل سوسیالیستی» تحت عنوان «اگر سازمان بینالملل سوسیالیستی در ۱۸۶۵ وجود میداشت»، حقیقت را در باره سمتگیری بخشهای بزرگی از چپ غربی نسبت به دولت ناسونالیست عرب در دمشق بیان میکند.* حقیقت عریان در این گرافیک این است که «سازمان بینالملل سوسیالیستی» و همسنخهای آن در جستوجو برای یک نیروی بومی سوری که بتوان از عملیات مسلحانه آن علیه دمشق حمایت کرد آسمان و ریسمان را به هم میبافند، حتا تا جایی که اصرار میورزند یک گروه درخور حمایت، حتا اگر نتوان آن را مشخص کرد، مطمئناً باید وجود داشته باشد.

اگر «سازمان بینالملل سوسیالیستی» در سال ۱۸۶۵ وجود داشت
البته، واشنگتن به کمک میآید، نواب خود را با تمجیدآمیزترین اصطلاحات میآراید. شورشیان اسلامی-عمدتاً القاعده- تا چند سال پیش به مثابه یک جنبش دمکراسیخواه تحسین میشدند، و زمانیکه آن فریب دیگر قابل دفاع نبود، آنها میانهرو تلقی شدند. اکنون که برملا شده که به اصطلاحها میانهروها کاملاً خلاف چیزی که معرفی میشدند هستند، بسیاری از چپها به این امید چسبیده اند که در میان مخالفان اسلامی دولت سکولار، سوسیالیست عرب سوریه میتوان هواداران ارزشهای روشنگری را که دمشق دارد، یافت. مطمئناً در جایی چپهای سکولار مسلح ضددولت وجود دارند که بتوان از آنها حمایت کرد؛ به نظر میرسد که هدف این است که یک دلیل، هر دلیلی هر قدر ضعیف، برای ایجاد هالهای از برتری اخلاقی در اطراف برخی گروههایی که مسلحانه با دمشق مخالفت میکنند، پیدا کرد؛ گروههایی که بتوانند غیرسکتاریستی، ضدامپریالیست، سوسیالیست، متعهد به حقوق زنان و اقلیتها، و هوادار فلسطین به نظر برسند؛ به سخن دیگر، گروهی شبیه سوسیالیستهای عرب بعث سوریه، اما نه آنها.
برای برآوردن آن امید، حزب کارگران کردستان پا پیش میگذارد؛ حزب کارگران کردستان یک گروه چریکی آنارشیست است، که زمانی که در ترکیه علیه یک متحد ایالات متحده فعالیت میکند یک سازمان تروریستی دیوسان است، اما در سوریه زیر نام «یگانهای مدافع خلق» عمل میکند و بخش اصلی «نیروی دمکراتیک سوریه» مورد تمجید را تشکیل میدهد. «یگانهای مدافع خلق» در میان بسیاری از چپهای غربی چنان جذابیت دارد که برخیها تا آنجا پیش رفته اند که داوطلب جنگ در واحدهای آن شده اند. اما آیا «یگانهای مدافع خلق» آن امید بزرگی است که تصور میشود؟
کردها در سوریه
تعیین دقیق تعداد کردها در سوریه دشوار است، اما روشن است که آن گروه قومی فقط درصد کوچکی از جمعیت سوریه را تشکیل میدهد (به گفته «سیا» کمتر از ۱۰ درصد، و ۸٫۵ درصد براساس تخمین ذکر شده توسط نیکولاس ون دم در کتاب «مبارزه برای قدرت در سوریه»)[۱] تخمین کل جمعیت کردی که در سوریه زندگی میکند براساس ارقام جمعیتی در «کتاب فاکت جهانی سیا» بین ۲ و ۷ درصد است. نیمی از جامعه کرد در ترکیه زندگی میکند، ۲۸ درصد در ایران و ۲۰ درصد در عراق. یک گزارش محرمانه وزارت امور خارجه ایالات متحده در سال ۱۹۷۲ تخمین زد که فقط بین ۴ و ۵ درصد کردهای جهان در سوریه زندگی میکنند.[۲] گرچه تخمینها نادقیق است، روشن است که کردها بخش نسبتاً کوچکی از جمعیت سوریه را تشکیل میدهند و تعداد آن گروه نسبت به کل جمعیت جامعه کرد بسیار کوچک است.
حزب کارگران کردستان
جنگجویان کرد در سوریه زیر نام «یگانهای مدافع خلق» فعالیت میکنند، که «وابسته به حزب کارگران کردستان، یک جنبش چریکی رادیکال است که [ایدههای آنارشیستی] را با ناسیونالیسم کرد تلفیق کرده است. چریکهای حزب کارگران کردستان از ۱۹۷۸ با دولت ترکیه جنگیده اند» و حزب کارگران ترکیه «توسط اتحادیۀ اروپایی، ترکیه و ایالات متحده به مثابه یک سازمان تروریستی طبقهبندی شده است.»[۳]
جمیل بایک فرمانده میدانی ارشد حزب کارگران ترکیه در ترکیه و تجسم سوری آن، «یگانهای مدافع خلق» است. بایک «رییس “کمیته جوامع کرد” است که شاخههای حزب کارگران کردستان را در کشورهای گوناگون متحد میکند. همه از یک رهبر، عبدالله اوجالان که از ۱۹۹۹ در ترکیه زندانی است پیروی میکنند»،[۴] او در آن سال با کمک «سیا» توسط مقامات ترکیه دستگیر شد.
به گفته کارنه راس که در سال ۲۰۱۵ در «تایمز مالی» شرححال رهبر ناسیونالیست کرد را نوشت، اوجالان «زمانی به مارکسیسم-لنینیسم متعهد بود.» اما اوجالان «به این باور رسید که کمونیسم مانند سرمایهداری ترجیح میدهد بر زور تکیه کند.» اوجالان که در جزیرهای در دریای مرمره زندانی است «شاهکار یک متفکر سیاسی نیویورک به نام موری بوکچین را کشف کرد.» بوکچین «معتقد بود که دمکراسی حقیقی فقط زمانی میتواند پیشرفت کند که تصمیمگیری به جامعه محلی تعلق داشته باشد و در انحصار نخبگان غیرپاسخگو و دور از محل نباشد.» بوکچین استدلال میکرد که دولت مطلوب است، اما تصمیمگیری لازم است غیرمتمرکز و فراگیر باشد. بوکچین آنارشیست ترجیح داد این رویکرد را «کامیونالیسم» بنامد. اوجالان ایدههای بوکچین را در ناسیونالیسم کرد تلفیق کرد و فلسفه جدید را «کنفدرالیسم دمکراتیک» نامید.[۵]
صهیونیسم کارگری ایدههای مشابهی درباره نظام سیاسی مبتنی بر کمونهای غیرمتمرکز دارد، اما آن در هسته خود یک جنبش ناسیونالیستی است. همینطور، نظرات اوجالان را نمیتوان خارج از چهارچوب ناسیونالیسم کرد درک کرد. حزب کارگران کردستان ممکن است اهداف اتوپیایی زیبای کنفدرالیسم دمکراتیک را اعلام کند، اما در قلب خود، به مثابه یک سازمان به ایجاد خودگردانی کردها –که همانطور که معلوم شده نه فقط در اراضی سنتاً کردنشین، بلکه در اراضی عربی هم- متعهد است، که شباهت آن با صهیونیسم کارگری را برجستهتر میسازد. جنگجویان کرد، هم در سوریه و هم در عراق، از کارزار علیه «دولت اسلامی در عراق و شام» به عنوان فرصتی برای گسترش کردستان به سرزمینهای سنتی عربی استفاده کردهاند که در آن کردها هرگز در اکثریت نبودهاند.
سام داگر، خبرنگار «وال استریت ژورنال»، مینویسد هدف پ.ک.ک «تشکیل کنفدراسیونی از مناطق خودگردان به رهبری کردها در ایران، عراق، سوریه و ترکیه است»[۶]، کشورهایی که جمعیت کرد در آنها حضور دارند، هرچند همانطور که دیدهایم، حضور آنها در سوریه ناچیز است. در راستای دستیابی به این هدف «از اواسط دهه ۱۹۸۰ تاکنون، ۵۰۰۰ کرد سوری در کنار پ.ک.ک در جنگ کشته شدهاند و تقریباً همه رهبران ارشد و جنگجویان کارآزموده یگانهای مدافع خلق ، کهنه سربازان دههها مبارزه علیه ترکیه هستند.»[۷]
در سوریه، هدف پ.ک.ک «ایجاد یک منطقه خودگردان در شمال سوریه است»،[۸] منطقهای با جمعیت قابل توجه عرب.
طبق گفته ایالات متحده و اتحادیه اروپا جنگجویان پ.ک.ک وقتی از مرز ترکیه عبور میکنند، به «تروریست» تبدیل میشوند، اما وقتی به سوریه بازمیگردند، به طرز معجزهآسایی به جنگجویان «چریکی» تبدیل میشوند که به عنوان بخش اصلی «نیرویهای دموکراتیک سوریه»، برای دموکراسی میجنگند. با این حال، واقعیت این است که چه در سمت ترکیه و چه در سمت سوریه، پ.ک.ک از روشهای یکسانی استفاده میکند، اهداف یکسانی را دنبال میکند و تا حد زیادی به پرسنل یکسانی متکی است. «یگانهای مدافع خلق» پ.ک.ک است.
یک فرصت
واشنگتن مدتهاست که میخواهد ملیگرایان عرب در سوریه را برکنار کند، چرا که آنها را، همانطور که آموس مائوز زمانی گفته بود «کانون مبارزه ملیگرایان عرب علیه حضور و منافع منطقهای آمریکا» میداند،. ملیگرایان عرب، به ویژه حزب سوسیالیست عرب بعث، که از سال ۱۹۶۳ در قدرت است، نماینده بسیاری از چیزهایی هستند که واشنگتن از آنها متنفر است: سوسیالیسم، ملیگرایی عربی، ضد امپریالیسم و ضد صهیونیسم. واشنگتن حافظ اسد، رئیس جمهور سوریه از ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۰، را به عنوان یک کمونیست عرب محکوم کرد و پسرش، بشار، که پس از او به عنوان رئیس جمهور جانشین شد، را نیز چندان متفاوت نمیداند. وزارت امور خارجه شکایت دارد که بشار اجازه نداده است اقتصاد سوریه – که به گفته محققانش بر اساس مدلهای شوروی است – در اقتصاد جهانی تحت نظارت ایالات متحده ادغام شود. به علاوه، واشنگتن از حمایت دمشق از حزبالله و جنبش آزادیبخش ملی فلسطین شکایت دارد.
برنامهریزان آمریکایی تصمیم گرفتند ملیگرایان عرب آسیا را با حمله به کشورهایشان، ابتدا عراق، در سال ۲۰۰۳، که مانند سوریه توسط سوسیالیستهای عرب بعثی رهبری میشد، و سپس سوریه، از بین ببرند. با این حال، پنتاگون خیلی زود متوجه شد که منابعش به دلیل مقاومت در برابر اشغال افغانستان و عراق توسط آن، محدود شده است و حمله به سوریه منتفی است. به عنوان یک جایگزین، واشنگتن بلافاصله یک کارزار جنگ اقتصادی را علیه سوریه آغاز کرد. این کارزار که ۱۴ سال بعد هنوز در حال اجرا است، در نهایت اقتصاد را فلج کرد و مانع از ارائه آموزش، مراقبتهای بهداشتی و سایر خدمات ضروری توسط دمشق در برخی از مناطق کشور شد. در عین حال، واشنگتن گامهایی را برای شعلهور کردن مجدد جنگ مقدس طولانی مدتی که اسلامگرایان سوریه علیه دولت سکولار به راه انداخته بودند، برداشت، جنگی که به دهه ۱۹۶۰ برمیگشت و در تصرف خونین حما، چهارمین شهر بزرگ سوریه، در سال ۱۹۸۲ به اوج خود رسید. از سال ۲۰۰۶، واشنگتن با اخوان المسلمین سوریه همکاری کرد تا جهاد اخوان المسلمین علیه دولت سکولار اسد را از سر بگیرد. اخوانها دو جلسه در کاخ سفید داشتند و مرتباً با وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی ملاقات میکردند.
پ.ک.ک از وقوع خشونتهای اسلامگرایان در مارس ۲۰۱۱ به عنوان یک فرصت استقبال کرد. همانطور که یاروسلاو تروفیموف از «وال استریت ژورنال» روایت میکند، «پ.ک.ک، که زمانی متحد… دمشق… بود، مدتها در میان جوامع کرد در شمال سوریه حضور داشت. وقتی موج انقلاب به سوریه رسید، شاخه سوری این گروه به سرعت کنترل سه منطقه با اکثریت کرد در امتداد مرز ترکیه را به دست گرفت. جنگجویان و سلاحهای پ.ک.ک از سایر نقاط کردستان به آنجا سرازیر شد.»[۹] همکاران تروفیموف، جو پارکینسون و آیلا آلبایراک، نوشتند که «کردهای سوریه» «جنگ داخلی را فرصتی برای ایجاد یک قلمرو خودگردان – مشابه آنچه توسط خویشاوندان قومی آن در عراق همسایه ایجاد شده بود – میدانستند.»[۱۰]
مشق با عقب کشیدن نیروهای خود از مناطق تحت سلطه کردها، تصرف این مناطق توسط پ.ک.ک را تسهیل کرد. پاتریک سیل، کارشناس مسائل خاورمیانه، که نوشته است کردها از هرج و مرج ناشی از قیام اسلامگرایان «برای پیشبرد دستور کار سیاسی خود» استفاده کردهاند[۱۱]، گمانهزنی کرد که اهداف دولت سوریه در عقبنشینی از مناطق با اکثریت کرد، تغییر مسیر «نیروها برای دفاع از دمشق و حلب»؛ مجازات ترکیه به دلیل حمایتش از شورشیان اسلامگرا؛ و «دلجویی از کردها، به منظور منصرف کردن آنها از پیوستن به شورشیان» بوده است[۱۲]. همانطور که معلوم شد، پ.ک.ک، آنطور که دمشق امیدوار بود، به شورشیان اسلامگرا نپیوست. اما آنها به بخش مهمتری از مخالفان سوریه ملیگرای عرب، به خودِ عروسکگردان، به ایالات متحده پیوستند.
تا سال ۲۰۱۴، پ.ک.ک «سه منطقه خودگردان، یا به قول خودشان کانتون را در شمال سوریه اعلام کرده بود: عفرین، در شمال غربی، نزدیک شهر حلب؛ کوبانی؛ و جزیره در شمال شرقی که شامل رأس العین و شهر قامشلی میشود. هدف آنها [این بود] که هر سه را به هم متصل کنند.»[۱۳] این به معنای کنترل فضاهای بینابینی مردم عرب سوریه بود.
معامله با واشنگتن
در این مرحله، پ.ک.ک تصمیم گرفت که اهداف سیاسی آن ممکن است با یک معامله با واشنگتن به بهترین شکل ممکن محقق شود.
وزارت امور خارجه «امکان نوعی تمرکززدایی را فراهم کرده بود که در آن گروههای مختلف» – کردها، دولت سکولار و شورشیان اسلامگرا – هر کدام مقداری خودمختاری در سوریه دریافت کنند.[۱۴] به فرض ضمنی در این دیدگاه توجه کنید که اعطای خودمختاری در سوریه را در حوزه اختیارات واشنگتن قرار میدهد، در حالی که این پرسش که آیا کشور باید تمرکززدایی شود، به درستی در محدوده دموکراتیک خود سوریها، برای مردمی که در سوریه زندگی و کار میکنند، رد میشود. اگر قرار باشد ایدههای الهام گرفته از بوکچین اوجالان در مورد واگذاری اختیار تصمیمگیری به مردم را جدی بگیریم، این عمل شنیع ضد دموکراتیک به سختی قابل تحمل است.
با این حال، پ.ک.ک از ایده ایالات متحده برای تقسیم «سوریه به مناطقی که تقریباً معادل مناطقی است که اکنون در اختیار دولت، داعش، شبهنظامیان کرد و سایر شورشیان است» هیجانزده بود. یک «نظام فدرال»، «نه تنها برای مناطق با اکثریت کرد، بلکه برای تمام سوریه» ایجاد میشد. یک منطقه فدرال کردی «در تمام سرزمینی که اکنون در اختیار پ.ک.ک است» ایجاد میشد. این منطقه گسترش مییافت و سرزمینهایی را د بر میگرفت که کردها امیدوار بودند «در نبرد، نه تنها از داعش، بلکه از سایر گروههای شورشی عرب نیز تصرف کنند.»[۱۵]
پ.ک.ک «مقامات آمریکایی را تحت فشار قرار داد» تا طبق این طرح عمل کنند و در عوض متعهد شد که به عنوان نیروی زمینی علیه داعش عمل کند.[۱۶] این گروه اعلام کرد که «مشتاق است در ازای به رسمیت شناختن و حمایت واشنگتن و متحدانش از دولتهای خودمختار تحت سلطه کردها که در شمال سوریه تأسیس کرده بودند، به ائتلاف به رهبری ایالات متحده علیه داعش بپیوندد.»[۱۷]
تنها کسانی که از این طرح راضی بودند، پ.ک.ک، اسرائیلیها و آمریکاییها بودند.
رابرت فیسک، خبرنگار باسابقه «ایندیپندنت» در خاورمیانه، نوشت: «حمایت ایالات متحده از این گروههای کرد» نه تنها در سوریه، بلکه در عراق، جایی که کردها نیز از نبرد با داعش برای گسترش حکومت خود به مناطق سنتی عربنشین سوءاستفاده میکردند، به «تجزیه سوریه و تجزیه عراق» کمک کرد. [۱۸] این تفرقه به نفع ایالات متحده و اسرائیل تمام شد، که هر دو در دنبال کردن سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن برای اعمال هژمونی مشترک بر جهان عرب ذینفع هستند. پاتریک سیل اظهار داشت که طرح ایالات متحده و کردها برای حکومت کردها در شمال سوریه با «شادی آرام در اسرائیل، که مدتهاست رابطهای نیمهپنهانی با کردها دارد و از هر تحولی که ممکن است سوریه را تضعیف یا تجزیه کند، استقبال میکند.»[۱۹]
از سوی دیگر، ترکها با این تصور که واشنگتن موافقت کرده است که به پ.ک.ک در تمام شمال سوریه یک دولت بدهد، مخالفت کردند.[۲۰] در همین حال، دمشق با این طرح مخالفت کرد و «آن را گامی به سوی تجزیه دائمی کشور» دانست.[۲۱]
لازم به یادآوری است که سوریه امروزی، محصول تقسیم سوریه بزرگ به دست انگلیس و فرانسه است که این کشور را به لبنان، فلسطین، ماوراء اردن و آنچه اکنون سوریه است، تقسیم کردند. در مارس ۱۹۲۰، دومین کنگره عمومی سوریه اعلام کرد: «سوریه در چارچوب مرزهای “طبیعی” خود، از جمله لبنان و فلسطین، کاملاً مستقل خواهد بود.» همزمان «یک هیئت عربی در فلسطین با قطعنامهای در مخالفت با صهیونیسم و درخواست برای پیوستن به سوریه مستقل، با فرماندار نظامی انگلیسی روبرو شد.» [۲۲] فرانسه ارتش شام خود را که عمدتاً از مستعمره سنگال خود استخدام شده بود، برای سرکوب خشن تلاشهای اعراب شام برای ایجاد خودمختاری اعزام کرد.
بشار اسد، رئیسجمهور سوریه، معتقد است که سوریه که پیش از این نیز به دلیل دسیسههای امپریالیستی انگلیس و فرانسه پس از جنگ جهانی اول کوچک شد «برای یک دولت فدرال بسیار کوچک است». اما اسد به سرعت اضافه میکند که دیدگاه شخصی او مطرح نیست؛ او میگوید پرسشی به این مهمی که آیا سوریه باید به یک دولت فدرال یا کنفدرال یا واحد تبدیل شود، موضوعی است که سوریها باید در یک همهپرسی قانون اساسی در مورد آن تصمیم بگیرند،[۲۳] دیدگاهی دموکراتیک و دلپذیر در تضاد با موضع غرب مبنی بر اینکه واشنگتن باید به سوریها دیکته کند که چگونه امور سیاسی (و اقتصادی) خود را تنظیم کنند.
نوک نیزه آمریکا
برای واشنگتن، پ.ک.ک علاوه بر سودمندی این گروه چریکی کرد، در پیشبرد هدف آمریکا برای تضعیف سوریه از طریق تجزیه آن، مزیت دیگری نیز دارد، به این معنی که پ.ک.ک میتواند به عنوان جانشین ارتش آمریکا به کار گرفته شود و ضرورت استقرار دهها هزار سرباز آمریکایی در سوریه را از بین ببرد و در نتیجه به کاخ سفید و پنتاگون اجازه دهد تا از تعدادی از معضلات قانونی، بودجهای و روابط عمومی طفره بروند. پل سون از وال استریت ژورنال نوشت: «این وضعیت، چالش مهمی را که پنتاگون با آن روبرو است، برجسته میکند؛ یعنی «حمایت از نیروهای محلی… به جای قرار دادن نیروهای آمریکایی در نوک نیزه.»[۲۴]
ایالات متحده که در ازای تبدیل شدن پ.ک.ک به نوک نیزه آمریکا، متعهد به حمایت از حاکمیت کردها بر شمال سوریه شده است، «در حال ارائه «سلاحهای سبک، مهمات و مسلسل و احتمالاً برخی کمکهای غیرکشنده، مانند کامیونهای سبک، به نیروهای کرد» است.» [۲۵]
سلاحها با رویکرد موسوم به «انداختن از هوا، عملیات و ارزیابی» «بستهبندی» میشوند. محمولهها «از هواپیما انداخته میشوند، عملیات انجام میشوند، و ایالات متحده قبل از ارائه سلاحهای بیشتر، موفقیت آن مأموریت را [ارزیابی] میکند.» یک مقام آمریکایی گفت: «ما فقط به اندازه کافی سلاح و مهمات برای دستیابی به هر هدف موقت در اختیار آنها قرار خواهیم داد.» [۲۶]
پیاده نظامهای پ.ک.ک توسط «بیش از ۷۵۰ تفنگدار دریایی ایالات متحده»، تکاوران ارتش و نیروهای ویژه ایالات متحده، فرانسه و آلمان پشتیبانی میشوند و «با استفاده از هلیکوپتر، توپخانه و حملات هوایی»، عروسکگردانهای غربی در سوریه به طور غیرقانونی و برخلاف قوانین بینالمللی، از آنها حمایت میکنند.[۲۷]
پاکسازی قومی
«در مناطقی که کردها به عنوان مناطق خود تعیین میکنند تعداد زیادی از جمعیت عرب ساکن هستند.»[۲۸] پ.ک.ک «بخش بزرگی از خاک شمال سوریه – از جمله شهرها و شهرستانهای عمدتاً عربنشین – را تصرف کرده است.»[۲۹] پاتریک کاکبرن، خبرنگار خارجی باسابقه «ایندیپندنت»، میگوید جمعیت رقه و بخشهای اطراف دره فرات که پ.ک.ک بر آنها تمرکز کرده است، عمدتاً عرب است – و اعراب با اشغال این مناطق توسط کردها مخالفند.[۳۰]
نیروهای کرد نه تنها در حال «بازپسگیری» شهرهای مسیحی و عرب مسلمان در سوریه هستند، بلکه همین کار را در استان نینوا عراق نیز انجام میدهند – مناطقی که «در وهله اول هرگز کردنشین نبودهاند. کردها اکنون قامشله و استان حسکه در سوریه را بخشی از «کردستان» میدانند، اگرچه در بسیاری از این مناطق اقلیت هستند.»[۳۱]
پ.ک.ک اکنون ۲۰۰۰۰ مایل مربع از خاک سوریه[۳۲] یا تقریباً ۱۷ درصد از کشور را کنترل میکند، در حالی که کردها کمتر از هشت درصد از جمعیت را تشکیل میدهند.
پ.ک.ک در تلاشهای خود برای ایجاد یک منطقه کردنشین در داخل سوریه، «توسط غیرنظامیان عرب در شمال سوریه به نقض حقوق آنها، از جمله دستگیریهای خودسرانه و آواره کردن جمعیت عرب به نام عقب راندن داعش. متهم شده است »[۳۳] «وال استریت ژورنال» گزارش میدهد که پ.ک.ک «اعراب و ترکمنها را از بخشهای بزرگی از شمال سوریه اخراج کرده است.»[۳۴] این ژورنال علاوه بر این خاطرنشان میکند که «گروههای حقوق بشر [جنگجویان کرد سوری و عراقی] را به جلوگیری از بازگشت اعراب به مناطق آزاد شده متهم کردهاند.»[۳۵]
نه سوری نه دمکراتیک
پ.ک.ک بر «نیروهای دموکراتیک سوریه» تسلط دارد، اسمی بی مسما که توسط حامی آمریکاییاش به گروهی از جنگجویان عمدتاً کرد داده شده است. این گروه سوری نیست، زیرا بسیاری از اعضای آن غیرسوریهایی هستند که خود را کرد میدانند و از مرز ترکیه سرازیر شدهاند تا از هرج و مرج ناشی از شورش اسلامگرایان در سوریه برای ایجاد منطقهای تحت کنترل کردها استفاده کنند. این گروه همچنین به طور مشخص دموکراتیک نیست، زیرا به دنبال تحمیل حکومت کردها بر جمعیت عرب است. رابرت فیسک «نیروهای دموکراتیک سوریه» را به عنوان «نامی ظاهری برای تعداد زیادی از کردها و تعداد کمی از جنگجویان عرب» رد میکند.[۳۶]
پ.ک.ک خود را به عنوان یک نیروی دموکراتیک سوریه جا میزند و با نیرویی نمادین از جنگجویان عرب سوری همکاری میکند تا این واقعیت را پنهان کند که مناطق عربنشین تحت کنترل آن و مناطقی که هنوز تصرف نکرده است، تحت اشغال کردها قرار دارند.
منطقه پرواز ممنوع بالفعل (و غیرقانونی)
در اوت ۲۰۱۶، پس از آنکه «بمبافکنهای دولت سوریه مواضع کردها را در نزدیکی شهر حسکه، جایی که ایالات متحده از نیروهای کرد حمایت میکرد، مورد حمله قرار دادند»، پنتاگون «جتها را برای محافظت از آنها اعزام کرد. جتهای آمریکایی درست زمانی رسیدند که دو بمبافکن سوخو-۲۴ دولت سوریه در حال عزیمت بودند.» این «ائتلاف به رهبری ایالات متحده را بر آن داشت تا گشتزنی در حریم هوایی حسکه را آغاز کند و منجر به حادثه دیگری شد… که در آن دو بمبافکن سوخو-۲۴ سوریه سعی کردند از طریق این منطقه پرواز کنند اما با جتهای جنگنده ائتلاف روبهرو شدند.»[۳۷]
پنتاگون «به سوریها هشدار داد که از منطقه دور بمانند. جتهای جنگنده اف-۲۲ آمریکایی با گشتزنی در منطقه، این پیام را به خوبی منتقل کردند.»[۳۸]
«نیویورک تایمز» نوشت ایالات متحده با استفاده از «قدرت هوایی برای محافظت از مناطقی از شمال سوریه که مستشاران آمریکایی» جنگجویان پ.ک.ک را هدایت میکنند، عملاً منطقه پرواز ممنوع بر فراز این منطقه ایجاد کرده است، اما خاطرنشان کرد که «پنتاگون قاطعانه از استفاده از این اصطلاح خودداری کرده است».[۳۹] با این حال، واقعیت این است که پنتاگون به طور غیرقانونی یک منطقه پرواز ممنوع بالفعل بر فراز شمال سوریه ایجاد کرده است تا از چریکهای پ.ک.ک، نوک نیزه ایالات متحده، که در حال انجام عملیات تجزیه سوریه، از جمله از طریق پاکسازی قومی جمعیت عرب، برای خشنودی اسرائیل و مطابق با طرحهای ایالات متحده برای تضعیف ملیگرایی عربی در دمشق هستند، محافظت کند.
یک قیاس کژبین
برخیها اتحاد «یگانهای مدافع خلق» با ایالات متحده را با پذیرش کمک آلمان توسط لنین برای بازگشت از تبعید در سوئیس به روسیه پس از انقلاب مارس ۱۹۱۷ مقایسه میکنند. این قیاس نابحاست است. لنین یک قدرت امپریالیستی را علیه دیگری به بازی میگرفت. سوریه به سختی میتواند نمونهای از روسیه امپراتوری باشد که صد سال پیش درگیر مبارزه برای بازارها، منابع و حوزههای نفوذ با امپراتوریهای رقیب بود. در مقابل، سوریه کشوری است که همواره توسط امپراتوریها تجزیه، تحت سلطه، استثمار و تهدید قرار گرفته است. این کشور از استعمار رهایی یافته و اکنون در حال مبارزه برای مقاومت در برابر مستعمره شدن دوباره خود است.
پ.ک.ک برای رسیدن به هدف خود مبنی بر تأسیس یک دولت ملی کرد، با ایالات متحده معامله کرده است، اما این به قیمت تلاشهای سوریه برای حفظ استقلال خود در برابر توطئههای چندین دههای ایالات متحده برای انکار آن تمام شده است. تجزیه سوریه بر اساس خطوط قومی-فرقهای، که مورد نظر پ.ک.ک، واشنگتن و تلآویو است، در خدمت اهداف ایالات متحده و اسرائیل برای تضعیف تمرکز آپوزیسیون بر پروژه صهیونیستی و سلطه ایالات متحده بر غرب آسیا است.
یک قیاس مناسبتر، پ.ک.ک در سوریه را با صهیونیسم کارگری، نیروی صهیونیستی غالب در فلسطین اشغالی تا اواخر دهه ۱۹۷۰، برابر قرار میدهد. صهیونیسم اولیه، مانند اوجالان بر کمونهای غیرمتمرکز تأکید داشت. کیبوتصها جوامع آرمانی بودند که ریشه در سوسیالیسم داشتند. صهیونیسم کارگری، مانند تجسم آن در پ.ک.ک در سوریه، به حمایت قدرتهای امپریالیستی متکی بود، و با پیشنهاد عمل به عنوان نوک نیزه امپریالیستها در جهان عرب، حمایت آنها را تضمین میکرد. صهیونیستها از تصرف مسلحانه سرزمینهای عربی، همراه با پاکسازی قومی و انکار بازگشت به وطن، برای ایجاد یک دولت قومی استفاده کردند و انتظار دارند که پ.ک.ک با نیروی مسلح، قلمرو یک دولت کردی را به قلمرو اکثریت عرب در سوریه گسترش دهد، و جنگجویان کرد همین کار را در عراق نیز انجام دهند. آنارشیستها و دیگر چپگرایان ممکن است از جوامع کشاورزی اشتراکی یهودیان در فلسطین الهام گرفته باشند، اما این به سختی پروژه صهیونیستی را مترقی یا رهاییبخش میکند، زیرا ستم ارتجاعی و سلب مالکیت از جمعیت بومی عرب و تبانی آن با امپریالیسم غرب علیه جهان عرب، عناصر مترقی و رهاییبخش آنرا نفی میکرد.
نتیجهگیری
پ.ک.ک، یک گروه چریکی آنارشیست کرد که در ترکیه و سوریه فعالیت میکند، نماینده یک جامعه قومی است که کمتر از ۱۰ درصد از جمعیت سوریه را تشکیل میدهد. پ.ک.ک، یک گروه چریکی آنارشیست کرد که هم در ترکیه و هم در سوریه فعالیت میکند، از ایالات متحده، نیروی هوایی، سپاه تفنگداران دریایی، تکاوران ارتش و نیروهای ویژه آن، به عنوان یک نیروی تقویتکننده در تلاش برای تحمیل تجزیه سوریه استفاده میکند، جایی که جمعیت کرد که از نظر عددی ناچیز است، بخش قابل توجهی از خاک سوریه، از جمله مناطقی که اعراب در اکثریت ساکن هستند و کردها هرگز در اکثریت نبودهاند، را کنترل میکنند. پ.ک.ک برای دستیابی به اهداف خود، نه تنها با یک رژیم استبدادی در واشنگتن که به دنبال استعمار مجدد جهان عرب است، معامله کرده است، بلکه به پاکسازی قومی و انکار بازگشت اعراب از مناطقی که از آنجا گریختهاند یا برای ایجاد کنترل کردها بر شمال سوریه رانده شدهاند، تکیه میکند، تاکتیکهایی که مشابه تاکتیکهای مورد استفاده نیروهای صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ برای ایجاد یک دولت یهودی در فلسطین با اکثریت عرب است. واشنگتن و اسرائیل (اسرائیل که مدتهاست رابطهای نیمهپنهانی با کردها داشته است) برای یک نظام کنفدرال در سوریه به عنوان وسیلهای برای تضعیف نفوذ ناسیونالیسم عرب در آسیای عربی، تضعیف قطب مخالف صهیونیسم، استعمار و دیکتاتوری بینالمللی ایالات متحده ارزش قائلند. نیروهایی که در برابر دیکتاتوری، از جمله منفورترین دیکتاتوری، یعنی دیکتاتوری ایالات متحده در بیشتر جهان، مقاومت میکنند، قهرمانان واقعی دموکراسی هستند، مقولهای که پ.ک.ک، همانطور که از اقداماتش در سوریه مشهود است، به آن تعلق ندارد.
پینویسها:
1. Nikolaos Van Dam, The Struggle for Power in Syria: Politics and Society under Assad and the Ba’ath Party, IB Taurus, 2011, p.1.
2. “The Kurds of Iraq: Renewed Insurgency?”, US Department of State, May 31, 1972, https://2001-2009.state.gove/documents/organization/70896.pdf
3. Sam Dagher, “Kurds fight Islamic State to claim a piece of Syria,” The Wall Street Journal, November 12, 2014.
4. Patrick Cockburn, “War against ISIS: PKK commander tasked with the defence of Syrian Kurds claims ‘we will save Kobani’”, The Independent, November 11, 2014.
5. Carne Ross, “Power to the people: A Syrian experiment in democracy,” Financial Times, October 23, 2015.
6. Dagher, November 12, 2014.
7. Dagher, November 12, 2014.
8. Dagher, November 12, 2014.
9. Yaroslav Trofimov, “The State of the Kurds,” The Wall Street Journal, June 19, 2015.
10. Joe Parkinson and Ayla Albayrak, “Syrian Kurds grow more assertive”, The Wall Street Journal, November 15, 2013.
11. Patrick Seale, “Al Assad uses Kurds to fan regional tensions”, Gulf News, August 2, 2012.
12. Seale, August 2, 2012.
13. Dagher, November 12, 2014.
14. David E. Sanger, “Legacy of a secret pact haunts efforts to end war in Syria,” the New York Times, May 16, 2016.
15. Anne Barnard, “Syrian Kurds hope to establish a federal region in country’s north,” The New York Times, March 16, 2016.
16. Dagher, November 12, 2014.
17. Dagher, November 12, 2014.
18. Robert Fisk, “This is the aim of Donald Trump’s visit to Saudi Arabia – and it isn’t good for Shia communities,” The Independent, May 18, 2017.
19. Seale, August 2, 2012.
20. Yaroslav Trofimov, “U.S. is caught between ally Turkey and Kurdish partner in Syria,” The Wall Street Journal, May 4, 2017.
21. Anne Barnard, “Syrian Kurds hope to establish a federal region in country’s north,” The New York Times, March 16, 2016.
22. David Fromkin, A Peace to End All Peace: The Fall of the Ottoman Empire and the Creation of the Modern Middle East, Henry Holt & Company, 2009, p. 437.
23. “President al-Assad to RIA Novosti and Sputnik: Syria is not prepared for federalism,” SANA, March 30, 2016.
24. Paul Sonne, “U.S. seeks Sunni forces to take militant hub,” The Wall Street Journal, April 29, 2016.
25. Dion Nissenbaum, Gordon Lubold and Julian E. Barnes, “Trump set to arm Kurds in ISIS fight, angering Turkey,” The Wall Street Journal, May 9, 2017.
26. Nissenbaum et al, May 9, 2017.
27. Dion Nissenbaum and Maria Abi-Habib, “Syria’s newest flashpoint is bringing US and Iran face to face,” The Wall Street Journal, June 15, 2017; “Syria condemns presence of French and German special forces in Ain al-Arab and Manbij as overt unjustified aggression on Syria’s sovereignty and independence,” SANA, June 15, 2016; Michael R. Gordon. “U.S. is sending 400 more troops to Syria.” The New York Times. March 9, 2017.
28. Matt Bradley, Ayla Albayrak, and Dana Ballout, “Kurds declare ‘federal region’ in Syria, says official,” The Wall Street Journal, March 17, 2016.
29. Maria Abi-Habib and Raja Abdulrahim, “Kurd-led force homes in on ISIS bastion with assent of U.S. and Syria alike,” The Wall Street Journal, May 11, 2017.
30. Patrick Cockburn, “Battle for Raqqa: Fighters begin offensive to push Isis out of Old City,” The Independent, July 7, 2017.
31. Robert Fisk, “This is the aim of Donald Trump’s visit to Saudi Arabia – and it isn’t good for Shia communities,” The Independent, May 18, 2017.
32. Dion Nissenbaum and Maria Abi-Habib, “U.S. split over plan to take Raqqa from Islamic state,” The Wall Street Journal. March 9, 2017.
33. Raja Abdulrahim, Maria Abi_Habin and Dion J. Nissenbaum, “U.S.-backed forces in Syria launch offensive to seize ISIS stronghold Raqqa,” The Wall Street Journal, November 6, 2016.
34. Margherita Stancati and Alia A. Nabhan, “During Mosul offensive, Kurdish fighters clear Arab village, demolish homes,” The Wall Street Journal, November 14, 2016.
35. Matt Bradley, Ayla Albayrak, and Dana Ballout, “Kurds declare ‘federal region’ in Syria, says official,” The Wall Street Journal, March 17, 2016.
36. Robert Fisk, “The US seems keener to strike at Syria’s Assad than it does to destroy ISIS,” The Independent, June 20, 2017.
37. Paul Sonne and Raja Abdulrahim, “Pentagon warns Assad regime to avoid action near U.S. and allied forces,” The Wall Street Journal, August 19, 2016.
38. Michael R. Gordon and Neil MacFarquhar, “U.S. election cycle offers Kremlin a window of opportunity in Syria,” The New York Times, October 4, 2016.
39. Michael R. Gordon and Neil MacFarquhar, “U.S. election cycle offers Kremlin a window of opportunity in Syria,” The New York Times, October 4, 2016.
https://gowans.blog/2017/07/11/the-myth-of-the-kurdish-ypgs-moral-excellence/
