تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم

۱۵ آذر ۱۳۹۹
منبع: صدای سوسیالیستی، نشریه حزب کمونیست ایرلند
نویسنده: جنی فارل
۲ نوامبر ۲۰۲۰

انگلس و ازدواج

 

انگلس با مارکس و دخترانش

فريدریش انگلس که ۲۰۰-مین سالگرد تولد او در ۲۸ نوامبر است، یک ارتباط بسیار شخصی با ایرلند داشت. او، کمی پس از آن‌که برای کمک به ادارۀ کارخانه نساجی خانوادگی در سال ۱۸۴۲ به منچستر فرستاده شد، با مِری بِرنس بیست ساله، دختر یک رنگ‌رز ایرلندی آشنا شد. گئوگ ورت (Georg Weerth) دوست انگلس و شاعر انقلابی آلمانی پس از ملاقات با زوج یک شعر دربارۀ مری سرود. این یک گزارش نادر از آن زمان است:

 مری
. . .

او با موج از ایرلند آمد،
او از تیپراری آمد؛
«پرتغال، تازه و خوب برای فروش»
دخترک مری این‌را داد می‌کشید.

و مور [عرب اسپانیایی] و فارس و قهوه‌ای،
یهود، غیریهود خسته-
همه مردم شهرِ داد و ستد،
آمدند و خریدند، و خریدند.

و او با پولی که به دست آورد
از نارنگی‌های آبدار، طلایی
باشتاب، مصمم به خانه رفت
با رگه‌های خشم در چهره‌اش.

او پول را در جای امنی نگه داشت؛
جمع کرد، تا ژانویه،
سریع و مطمئن آن‌را به ایرلند بفرستد
مری، پول‌را سریع و مطمئن فرستاد.
این برای رهایی سرزمین‌ام،
من این‌را به خزانۀ شما می‌دهم!
برخیزید، و سلاح‌هایتان را تیز کنید.

رُز انگلیس سعی می‌کند
شبدر تیپراری را خفه کند
درودهای گرم به بهترینِ عامۀ مردم
به اوکانل، از مری ما

(برگردان از آلمانی به انگلیسی از جنی فارل)

مری بِرنس در آشنا کردن انگلس با شرایط دهشتناک پرولتاریای منچستر نقش مهمی داشت. همان‌طور که انگلس ۲۴ ساله در «شرایط طبقه کارگر در انگلستان (۱۸۴۵)» نوشت: «گسترش سریع صنعت انگلیسی نمی‌توانست رخ دهد اگر انگلستان ذخیرۀ جمعیت بی‌شمار و فقیر ایرلند را در اختیار نداشت.» اما، ایرلندی سنت مبارزه را نیز با خود می‌آورد. بسیاری سندیکالیست شدند، و فرگس اوکانور به عنوان اولین چارتیست در سال ۱۸۴۷ به نمایندگی در پارلمان انتخاب شد.

انگلس با مشاهدۀ وضعیت خانواده‌های پرولتری بعدها در «منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» (۱۸۸۴)» نوشت: «اکنون که صنابع بزرگ زن را از خانه به بازار کار و به درون کارخانه منتقل کرده است، و اغلب او را نان‌آور خانواده نموده است، هیچ پایه‌ای برای هیچ نوع برتری مرد در خانواده پرولتری باقی نمانده است.»

}انگلس می‌دانست که ازدواج و خانواده مسقیماً در پیوند با نظام طبقاتی حاکم قرار دارند، که در آن انباشت ثروت به ازدواج، تک‌همسری سخت‌گیرانه زن، و تسلیم زن می‌انجامد… این، متناسب با افزایش ثروت، جایگاه مرد را در خانواده مهم‌تر از جایگاه زن کرد… و [در نتیجه آن] سرنگونی حق مادر شکست تاریخی جهانی جنس مؤنث بود.»

انگلس تصمیم گرفت هرگز ازدواج نکند. او ابتدا با مری برنس زندگی کرد، و پس از مرگ زودهنگام او با خواهرش لیدیا (لیزی). در واقع او یک زندگی دوگانه داشت: یکی به مثابۀ مدیر در کارخانه پدرش، دیگری در یک کلبه در حومه شهر، در خانه واقعی‌اش که زیر نام مستعار مری و لیز اجاره شده بود.

انگلس و مری در سال ۱۸۵۶ با هم به ایرلند سفر کردند. او پس از این سفر به مارکس نوشت: «ایرلند را می‌توان نخستین مستعمره انگلستان تلقی نمود» و «من هرگز فکر نمی‌کردم قحطی چنین واقعیت ملموسی داشته باشد.»

هم مری و هم لیزی در مبارزه «برادران جمهوری‌خواه ایرلند» برای استقلال ایرلند بسیار درگیر بودند و از آن حمایت می‌کردند. مری، در ۴۰ سالگی، در ۸ ژانویه ۱۸۶۳ ناگهان درگذشت. او برای بیست سال شریک زندگی انگلس بود. انگلس از این‌که مارکس غم‌خوارانه به ضایعۀ او واکنش نشان نداد، تکان خورد؛ این نزدیک بود به دوستی آن‌ها پایان دهد.

پس از مرگ مری، انگلس و لیزی زندگی مشترک را آغاز کردند و به یک خانه کوچک در خیابان مورنینگتن در منطقه آردویک منچستر نقل مکان کردند. این خانه‌ای است که مارکس، و هم‌چنین دخترش الئونور، چندین بار از آن دیدن کردند. الئونور دوستی عمیقی با لیزی پیدا کرد و از طریق او به یک میهن‌دوست ایرلندی مبدل شد. لیزی عضو «انجمن فنیان» بود، و نشانه‌هایی دال بر پیوستن او به انترناسیونال اول وجود دارد.

در سال ۱۸۶۷، زمانی که پلیس منچستر دو عضو «برادران جمهوری‌خواه ایرلند» به نام کلی و دیزی را دستگیر کرد، لیزی در یک نقشه ناکام برای نجات آن‌ها درگیر شد. او احتمالاً برای مدت کوتاهی آن‌ها را مخفی کرده بود. در پی اعدام آن دو، هم در خانوادۀ مارکس و هم در خانوادۀ انگلس-برنس، زنان با پوشیدن یک روبان سبز بر لباس سیاه، سوگ و حمایت خود را نشان دادند.

در سپتامبر ۱۸۶۹، لیزی، انگلس و الئونور مارکس چهارده ساله سه هفته را در ایرلند گذراندند. طلب عفو زندانیان «برادران جمهوری‌خواه ایرلند» که در زندان‌های انگلیس بودند جنبش رهایی‌بخش را احیاء نمود. ده‌ها هزار نفر در دوبلین و لیمرک به خیایان‌ها آمدند. انگلس در نظر داشت یک رساله جامع درباره ایرلند بنویسد و به طور جدی پژوهش را آغاز کرد.

لیزی و انگلس در سپتامبر ۱۸۷۰ به لندن نقل مکان کردند. خانه آن‌ها به کانونی برای جنبش سوسیالیستی مبدل شد. لیزی در ۱۲ سپتامبر ۱۸۷۸ درگذشت. انگلس دربارۀ او نوشت: «او از تبار اصیل پرولتاریای ایرلندی بود و احساس پُرشور و ذاتی او برای طبقه‌اش برای من از اهميت بيش‌تری برخوردار بود و در همه لحظات بحرانی بهتر از هر دختر شبه‌روشنفکر و زیرک- زیرک “خوب تحصیل‎کرده” و “ظريف”» بورژوازی که می‌توانستند، در کنار من ایستاد.»

https://socialistvoice.ie/2020/11/engels-and-marriage/