تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: چپ (soL)، پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: کمال اوکویان، دبیر کل حزب کمونیست ترکیه
جمعه، ۲ اوت ۲۰۲۴

«این حقیقت است: جنگ بر در می‌کوبد»

 

اسرائیل خواهان یک درگیری تمام عیار است. منافع او و فاناتیسمی که پیوسته آن‌را تغذیه می‌کند این‌را می‌طلبد. اسرائیل فکر می‌کند برای تثبیت و گسترش سرزمین‌هایی که تصرف کرده فرصت مناسب را بدست آورده است.

این ممکن است در آستانه انتخابات با یک ذهن عادی نخواند، اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد ایالات متحده آمریکا، که در حال محاسبه برای شکستن نفوذ فزاینده ایران و روسیه در منطقه است، اسرائیل را یک جنگ در مقیاس بزرگ‌تر تشویق می‌کند. در حال حاضر، نیروهای ویژه و اطلاعاتی ایالات متحده مستقماً در جنگ غزه درگیرند، نیروی هوایی و نیروی دریایی ایالات متحده متناوباً به شبه-نظامیان شیعه در عراق و مواضع حوثی‌ها در یمن ضربه می‌زنند، نیروهای آمریکایی و اسرائیل به مثابه یک نیروی اشغالگر در سوریه می‌جنگند، جنگی که از سال ۱۹۴۸ ادامه دارد.

اگرچه، از یک سو، ما همبستگی با مقاومت مردم فلسطین را تقویت می‌کنیم، اما، از سوی دیگر، یادآوری این نکته مهم است که تنش‌ها و درگیری‌ها را نمی‌توان فقط به مسأله فلسطین محدود کرد.

خاورمیانه یکی از مناطقی است که در آن رقابت و بحران درون نظام امپریالیستی تشدید شده و آن‌را در آستانه یک فروپاشی بزرگ قرار می‌دهد. این فاکت که مردم غزه در حال حاضر بیش‌ترین هزینه را برای فشار در این‌جا می‌پردازند، این فاکت را تغییر نمی‌دهد که دیروز در عراق و سپس در سوریه ما با همان تلفات سنگین مواجه شدیم.

با فروپاشی اتحاد شوروی، تحرکات استراتژیک ایالات متحده با هدف استقرار در مناطقی که سوسیالیسم در آن عقب‌نشینی کرده بود و شامل کشورهایی می‌شد که با پناه بردن به موازنه‌ نیروها بین دو اردوگاه جهانی، میدان عمل مشخصی، در حوزه حاکمیت خود بدست آورده بودند، گسترش یافت. به این دلیل عراق مورد حمله قرار گرفت، یوگسلاوی برای این هدف متلاشی شد، ایران در محاصره این اهداف قرار گرفت، سوریه نیز در راستای این نقشه‌ها غرق در خون شد، و کشورهای سوسیالیستی سابق یکی پس از دیگری با این منطق به عضویت ناتو درآمدند.

در واقع، امپریالیسم آمریکا می‌کوشید به بیش از آن‌چه که برتری اقتصادی رو به کاهش آن در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ تحمل می‌کرد، دست یابد. امپریالیسم آمریکا در برخی از موارد به هدف خود رسید، در برخی دیگر به دیوار برخورد کرد.

از یک سو، مقاومت کشورهایی که نام بردم، از سوی دیگر، آمریکا-ستیزی که به طرق مختلف در بین توده‌های فقیر احساس می‌شود؛ از یک سو، سرمایه‌داری روسیه که پس از امتحان کردن راه‌های «همکاری» با ایالات متحده، این‌‌را غیرممکن دید، بتدریج خود را بازیافت و واشنگتن را در چند نقطه متوقف کرد، و از سوی دیگر، خود زمان که کار می‌کند؛ و رقابت فزاینده چین، به یک تهدید برای حاکمیت ایالات متحده مبدل شده‌اند.

آنچه که ایالات متحده آمریکا امروز محاسبه می‌کند این است که این مقاومت را در ضعیف‌ترین نقطه آن بشکند و با قدرت بیش‌تری وارد تقابل آتی با روسیه و به ویژه با چین بشود.

تاریخ امپریالیسم به ویژه امپریالیسم آمریکا، پر از محاسبات اشتباه است. از سوی دیگر، دولت ایالات متحده آگاه است که بلوک مقابل با اصول، ایده‌آل‌ها و قوام ایدئولوژیک مشخصی مانند اتحاد شوروی عمل نمی‌کند. در واقع هیچ بلوکی وجود ندارد. بسیاری از کشورهای سرمایه‌داری، اعم از بزرگ و کوچک، که معتقدند منافع آن‌ها با گشودن بی‌وقفه مناطق مداخله جدید در سرتاسر جهان توسط آمریکا و ناتو در خطر است، با یکدیگر روابط برقرار کرده‌اند و از توده‌های فقیر دارای سمت‌گیری‌ها ایدئولوژیک گوناگون که از تجاوزگری ایالات متحده آمریکا و متحدین آن خشمگین هستند نیروهای مسلح وابسته به خود را ایجاد کرده‌اند. باید دانست که اگرچه اسلام‌گرایی، که از ایران شروع شده، نقطه قوت حماس و حزب‌الله به نظر می‌رسد، اما نقطه ضعف آن‌ها نیز هست‌.

پس امروز چه خواهد شد؟ و ابعاد موضوعی که ترکیه را نگران می‌کند کدامند؟ به ترتیب ببینیم.

۱- ایران که ضربات سنگینی را یکی پس از دیگری متحمل شده و ضعف‌های جدی در ساختار نهادی خود دارد، چاره‌ای جز تلاش برای جبران افت حیثیتی که ناشی از عدم حفاظت از یک میهمان مهم در تهران است، ندارد. اسرائیل هم‌اکنون این را می‌خواهد.

۲- به همین ترتیب، حزب‌الله، که به دلیل بحران اقتصادی طولانی مدت در لبنان زیر سؤال رفته است، دیگر فرصت نادیده گرفتن تحریکات اسرائیل را ندارد.

۳- از سوی دیگر، اسرائیل تصمیم گرفته است از تمام امکانات ماشین جنگی و شبکه گسترده اطلاعاتی خود در میدان استفاده کند. باید در نظر داشت که این بر برخی از عناصر اثر بازدارنده خواهد داشت و حتی ممکن است در برخی کشورها مشکلات داخلی جدی ایجاد کند.

۴- اسرائیل مصمم است که دیگر هیچ مقام فلسطینی را تحمل نکند، چه رسد به یک کشور مستقل فلسطینی را. بنابراین، آنچه ما شاهد آن هستیم، عملیات توسعه مرزی از غزه تا کرانه باختری، از بلندی‌های جولان تا جنوب لبنان است. موفقیت این عملیات با درگیری‌های کم-شدت و کشتار غیرنظامیان غیرممکن است.

۵- امروز برای کشورهای عربی (و ترکیه)، که طرفداران نزدیکی با اسرائیل هستند، وارد شدن به یک چنین تنش‌زدایی در حالی که فلسطین در آتش است به معنای یک ریسک بزرگ در سیاست داخلی است. اسرائيل حتل از همكارترين كشورهای منطقه هیچ حمايت معناداری دریافت نحواهد کرد.

۶- از سوی دیگر، علی‌رغم همه ادعاهای محور جدید، ایران حداقل به اندازه اسرائیل منزوی است. چین و روسیه قصد مداخله مستقیم در درگیری اسرائیل و ایران را ندارند. ترکیه، که در مورد غزه موضعی علیه اسرائیل دارد، در رقابت با ایران و اسرائیل است.

۷- جدای از وزن نظامی و سیاسی ایالات متحده آمریکا در منطقه، اسرائیل می‌تواند به پایگاه‌هایی که انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها در قبرس دارند، و بر روابط ریشه‌دار خود با حزب دمکرات کردستان در عراق تکیه کند. هم‌چنین باید به همکاری نزدیک حزب دمکرات کردستان با ترکیه اشاره کرد.

۸- علاوه بر این، هر نیرویی که بر دولت دمشق و نیروهای حامی ایران در سوریه فشار بیاورد، برای اسرائیل ارزش دارد. آن‌ها چه کسانی هستند؟ «حزب اتحاد دمکراتیک» (PYD)، که ایالات متحده هم‌چنان از آن حمایت می‌کند، یکی از آن‌هاست. اما این به همین جا ختم نمی‌شود. اسرائیل هم‌چنین با برخی گروه‌های جهادی در سوریه ارتباط دارد و حمایت لجستیکی به آن‌ها می‌دهد. «ارتش ملی سوریه» که با افتخار توسط «حزب عدالت و توسعه» حمایت می‌شود، با اسرائیل در جنگ با ارتش سوریه و شبه-نظامیان طرفدار ایران شریک است.

۹- اسرائیل می‌خواهد در صورت گسترش جنگ از هر فرصت در کشورهای منطقه بهره‌برداری کند.

۱۰- مشکل و رقابت بین ایران و ترکیه یکی از این فرصت‌هاست. از این نظر، دور شدن حماس سُنی، یک امتداد جنبش اخوان‌المسلمین، از نفوذ «حزب عدالت و توسعه» و قرار گرفتن آن تحت نفوذ ایران شیعه یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های سیاست‌های نئو -عثمانی است.

۱۱- در ترکیه، برخی رسانه‌ها و برخی نهادهای رسمی وابسته به حکومت که پس از سقوط هلیکوپتر، که رئیسی در آن جان خود را از دست داد، برای تحقیر ایران به رقابت پرداختند، پس از قتل هنیه دوباره همین رفتار را نشان دادند و جنگ روانی را علیه ایران آغاز کردند. صرف نظر از تصویر عجیب کشاندن ایران به مشکلات عمیق توسط روحانیون حاکم بر ایران، باید به این نکته توجه داشت.

۱۲- در این تصویر، آن‌چه که امکان یک جنگ گسترده را پیش می‌آورد خطر ایران نیست، بلکه هدف اسرائیل برای گسترش جنگ و مرزهای خود است. لازم است ما این‌را بفهیم.

۱۳- ما باید بدانیم که ترکیه با خطر کشانده شدن به یک جنگ منطقه‌ای جدید، که اسرائیل در مرکز آن است، و با مشکلات بسیار جدی‌تری برای حل مشکلات انباشت شده توسط سیاست‌های «حزب عدالت وتوسعه» رو‌به‌رو است.

۱۴- ذهنیت نئو-عثمانی ممکن است بخواهد گسترش دامنه جنگ را به یک فرصت در سوریه، قبرس و حتی عراق تبدیل کند. ارزیابی اظهارات اخیر اردوغان از این منظر مفید است.

در حالی که خطر جنگ بار دیگر بر در خانه ما می‌کوید، اجازه بدهید این موضوع را که در برابر امپریالیسم آمریکا، تجاوزات اسرائیل و خطر درگیر شدن ترکیه در یک جنگ همه جانبه چه باید کرد، به مقاله بعدی موکول نماییم.

https://haber.sol.org.tr/yazar/gercek-bu-savas-kapiyi-caliyor-394447

***

اخبار روز

نویسنده: اردشیر قلندری
جمعه، ۱۲ مرداد ۱۴۰۳

ترور اسماعیل هنیه و خودزنی حزب توده ایران!

 

اسماعیل هینه زمانی از اعضای «اخوان المسلمین» و از سال ۲۰۱۷ تا زمان ترورش رئیس دفتر سیاس حماس بود. حماس یکی از سازمان‌های تروریستی فعال در نوار غزه است که برپایه شواهد منابع بسیاری حمله ۷ اکتبر در اسرائیل را سازمان داد.

نیاز به تکرار صحنه‌های مشمئز کننده، در خیابان‌های کیبوتص کیسوفیم در این نوشتار نیست. گرچه به نظر می‌رسد که از یادها رفته باشد.

حماس یک جریان مذهبی عمیقاً ارتجاعی و تروریستی است، که در همکاری با رژیم ضدمردمی ایران، مجری سیاست‌های نیابتی آن و سایر اینسایدرها در منطقه میباشد.

حماس و دولت هار اسرائیل و رژیم ضدمردمی در منطقه با همیاری ابرشرکت‌های اروپایی و امریکایی بهمراه دولت‌های امپریالیستی این دوقاره بانی اصلی جنگ‌ها و ویرانی در منطقه می‌باشند. امرمسلمی که انکار آن غیرممکن است.

حماس کمک‌های مالی هنگفتی سالانه از ایران و بسیاری از کشورهای عربی منطقه می‌گیرد، تا در راستای ایجاد اغتشاش، جنگ و ویرانی زندگی مردمان معمولی عرب و اسرائیلی هزینه کند.

اسماعیل هنیه در جایگاه ریاست دفتر سیاسی حماس این وظیفه را برعهده داشت، در انجامش کوتاهی نکرده است.

جمهوری اسلامی با حمایت بی‌دریغ از حماس و حزب‌الله و بسیاری جریانات دیگر در هماهنگی با دولت آمریکا و حتی دولت اسرائیل در راستای برافروخته نگهداشتن این جنگ زرگری، به قیمت تباهی اقتصاد و زندگی مردم ایران و سایر باشندگان منطقه، سالانه ارقامی غیر قابل تصور را به جیب این جانیان زندگی انسان‌ها می‌ریزد، تا منقطه،که در چهل و اندی سال گذشته شاهد مرگ انسان‌های فقیر بوده است، دمی آرامش به خود نبیند.

در چنین مهلکه‌ای در میان آتش و مرگ هستی، دولت هار صهیونیستی اسرائیل یکی از عوامل جنایت و جهل در کشوری که رژیم آن بشدت ضدمردمی است را ترور می‌کند، که سبب شادی مردم ایران و اسرائیل شده است.

ما به عنوان یک جریان کمونیستی نمی‌توانیم در این کارزار عمیقاً امپریالیستی حامی و یا دلسوز یکی از طرفین باشیم. خویش‌کاری ما از پیش روشن است، از دیدگاه مارکسیستی و صرف طبقاتی باید نوک تیز حمله را به سمت دشمن طبقاتی بگیریم، گامی از اندیشه نجات مردم از سیاست‌های ویرانگر و سودآورانه ‌و ابزار های اجرایی ان غافل نمانیم. در راستای پیشبرد چنین سیاستی ناخداگاه حزب تودهٔ‌ ایران «ترور جنایتکارانهٔ اسماعیل هنیه در تهران را به‌شدت محکوم می‌کند.»*

پرشس ما این است که آیا اسماعیل هنیه قهرمان آزادی مردم فلسطین و سایر کشورهای عربی است؟. آیا این وجود پربلاهت پیکارگر طبقاتی در جهان فقر و ثروت بوده است؟ نقشی در سازمانهای پیکار طبقاتی توده‌های ستم دیده داشته است؟ آیا ایشان با تروریسم بین الملل پیکار کرده است، یا خود در جایگاه منحصر بفردش ابزاری برای ترور انسان‌ها بوده است؟

برپایه کدام منطق پیکار طبقاتی و دیالکتیک آن ترور یک جانی توسط یک حزب مارکسیستی محکوم می گردد؟

اگر ما با فراغ بال مرگ اسماعیل هنیه را محکوم می‌کنیم، جایی برای گذشته نمی‌گذاریم که دادگاه نورنبرگ و اعدام موسولینی … و مجازات بسیاری از جنایتکاران تاریخ را بازنگری کنم، متعاقبلا محکوم!؟

چگونه یک حزب سیاسی مارکسیستی که طرفداران هم مسلک هنیه در ایران از هبران تا اعضای جزء آن رحم نکردند، زیر شکنجه بردند، دسته جمعی به قتل رساندند، امروز در چنان سراشیبی قرار گرفته است، که ترور او را محکوم کند.

آنچه که در اسرائیل و غزه و منطقه می‌گذرد، تنها محصول دولت صهیونیستی و امپریالیسم آمریکا نیست، از حماس و حزب‌الله، تا رژیم ضدمردمی شریک جرم هستند. مرگ شرکای جنایتکار که تاریخ مصرفشان تمام شده است را نمی‌توان تا این سطح ناشیانه درک نکرد، بدنامی در تاریخ برای آن دسته از اعضای حزب توده گذاشت که چهل سال پیش توسط جنایتکارانی همانند هنیه از زندگی بی بهره شده‌اند. آیا هنیه نامی از آن‌ها برده است، هنگامی کوتاه به آن‌ها اندیشده است، مرگ بی‌دلیل آن عزیزان را محکوم کرده است؟.

این دیگر کمدی تاریخ حزب توده نیست، ژرفای تراژیک آن است، که رهبریت امروز دست به نوشتن آن زده است!

*اعلاعیه حزب تودهٔ‌ ایران ۱۰مردادماه ۱۴۰۳