تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۷ فروردین ۱۴۰۵
منبع: الاخبار
نویسنده: حسن حیدر
جمعه، ۲۷ مارس ۲۰۲۶
باب المندب در تنگه هرمز | ایران به آمریکا: خارک در مقابل کل شبکه انرژی

خطوط لوله یک جایگزین امن برای تنگه هرمز نیستند.
از زمانهای قدیم، ایران توانسته است از جغرافیای خود در سیاستهای بازدارنده، دفاعی و استراتژیک خود، و از موقعیت محوری خویش در تنگه هرمز بهره ببرد. جزیره خارک و سواحل مکران دو قطب نفتی را تشکیل میدهند که مسیرهای دریایی را به خطوط لوله منطقهای متصل میکنند، و این امکان را به تهران میدهند که سناریوهای بازدارنده متعددی را، که اثرات آنها از تنگه تا شبکه انرژی و مسیرهای نفتی در خلیج فارس و منطقه وسیعتر گسترش مییابد، تدوین نماید.
با شروع جنگ علیه ایران، منطقه خلیج فارس شاهد تغییر تدریجی در ماهیت رقابت ژئوپلیتیکی، از تمرکز سنتی بر مسیرهای دریایی، عمدتاً تنگه هرمز، به درگیری پیچیدهتری مرتبط با زیرساختهای نفتی بود.
در این میان، جزیره ایرانی خارک به عنوان نقطه کانونی در یک معادله بازدارندگی متقابل ظاهر شد، جایی که ملاحظات امنیت انرژی با محاسبات نظامی و استراتژیک قدرتهای منطقهای و بینالمللی تلاقی میکند.
از نظر آمریکا، هدف قرار دادن یا غیرفعال کردن جزیره خارک برای تضمین جریان نفت و باز کردن تنگه هرمز، مستقیماً بر ظرفیت صادرات ایران تأثیر میگذارد. با این حال، این دیدگاه کاملاً با رویکرد ایران، که نه تنها بر لزوم حفاظت از این تأسیسات حیاتی تأکید میکند، بلکه امنیت آن را به امنیت زیرساختهای منطقهای رقیب نیز پیوند میدهد، متفاوت است. در این چارچوب، معادلهای پدیدار میشود که در آن هرگونه حمله به خارک با حمله به خطوط لولهای که به کشورهای خلیج فارس امکان میدهد تنگه هرمز را دور بزنند، پاسخ داده خواهد شد.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی هر دو برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز زیرساختهای جایگزینی را توسعه دادهاند، که شامل خطوط لولهای با ظرفیتهای صادراتی قابل توجه است. به عنوان مثال، خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی از بقیق در شرق تا ینبع در دریای سرخ، با مسافتی تقریباً ۱۲۰۰ کیلومتر، با ظرفیت حدود ۵ میلیون بشکه در روز که در مواقع اضطراری تا ۷ میلیون بشکه قابل افزایش است، امتداد دارد. این خط لوله امکان انتقال مستقیم نفت به دریای سرخ را فراهم میکند و یک خروجی جایگزین برای بازارهای اروپا و آمریکا فراهم میکند.
خط لوله دوم، خط لوله حبشان-فجیره امارات است که با مسافتی بین ۳۶۰ تا ۳۸۰ کیلومتر، با ظرفیت صادراتی ۱.۵ میلیون بشکه در روز که تا ۱.۸ میلیون بشکه قابل افزایش است، امتداد دارد. این خط لوله، میدانهای نفتی ساحلی در ابوظبی را به بندر فجیره در دریای عمان متصل میکند و تنگه هرمز را دور میزند.
حمله به خارک و جاسک واکنش گسترده ایران را برمیانگیزد، و زیرساختهای خطوط لوله فجیره و ینبع را نابود میکند.
اهمیت استراتژیک این خطوط لوله در طراحی آنها برای کاهش خطرات مرتبط با بسته شدن تنگه هرمز نهفته است. با این حال، همین عملکرد، آنها را از دیدگاه ایران به اهداف آسیبپذیر برای برقراری مجدد توازن قدرت تبدیل میکند – به ویژه با توجه به اینکه تهران تاکنون از حملات محدود به ینبع و فجیره به عنوان اهرم فشار بدون دستیابی به تعطیلی کامل استفاده کرده است. بنابراین، اثربخشی این خطوط لوله را نمیتوان جدا از محیط دریایی گستردهتر تحلیل کرد. خط لوله شرق-غرب، با وجود دور زدن تنگه هرمز، برای رسیدن به بازارهای جهانی به امنیت ناوبری در دریای سرخ، به ویژه از طریق تنگه باب المندب، متکی است. در نتیجه، هرگونه تهدیدی برای این آبراه اخیر، از اعتبار خط لوله شرق-غرب به عنوان یک جایگزین استراتژیک میکاهد.
ایران در کنار رویکرد بازدارندگی خود، برای توسعه جایگزینهای صادراتی خود تلاش کرده است. خط لوله گوره-جاسک، که تقریباً ۱۰۰۰ کیلومتر امتداد دارد و نفت را از جنوب غربی ایران به سواحل مکران در دریای عمان، در شرق تنگه هرمز منتقل میکند، با ظرفیت تقریباً یک میلیون بشکه در روز، در این زمینه برجسته است. هدف این پروژه کاهش وابستگی به تنگه هرمز و ایجاد یک خروجی صادراتی در خارج از خلیج فارس است. علاوه بر این، پروژه خط لوله گاز ایران و پاکستان نیز وجود دارد که از میدان پارس جنوبی سرچشمه میگیرد و هدف آن انتقال گاز به پاکستان است و پتانسیل گسترش به سایر بازارهای آسیایی را دارد. اگرچه این پروژه پس از رسیدن به منطقه مرزی متوقف شده است، اما نشان دهنده یک روند استراتژیک به سمت تقویت مسیرهای زمینی است.
در نتیجه، «جنگ انرژی» جاری در خلیج فارس شامل سناریوهای حداقلی است که نیروهای مهاجم را بدون درگیری مستقیم با تأسیسات نفتی در حالت آمادهباش نگه میدارد. این سناریوها شامل عملیات سایبری مداوم یا حملات محدودی است که منجر به اختلال کامل نمیشوند، به ویژه با توجه به تهدیدهای ایران برای هدف قرار دادن ایستگاههای پمپاژ در خطوط لوله فرعی و تهدید آن برای بستن تنگه باب المندب در صورت اعمال فشار نظامی به جزیره خارک. با این حال، فاجعهبارترین تهدید، یک حمله جامع است. حمله به خارک و جاسک احتمالاً واکنش گسترده ایران را برانگیخته و زیرساختهای خطوط لوله فجیره و ینبع را فلج کرده و تنگه باب المندب را به تنگه هرمز میبندد. در این صورت، بازار جهانی بلافاصله تقریباً ۱۲ تا ۱۵ میلیون بشکه در روز را از دست میدهد و منجر به فروپاشی زنجیرههای تأمین جهانی میشود
