تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: ییگیت گونای
پنجشنبه، ۱۲ مارس ۲۰۲۶
تحلیل | نتیجه اولیه جنگ ایران: چشمانداز کلی نظامی-سیاسی در جبهه ایران، آمریکا و اسرائیل (۲)

چشمانداز کلی نظامی-سیاسی در جبهه ایران
بهطور گسترده این باور وجود دارد که ایالات متحده و اسرائیل پنجرهای از فرصت را در ایران شناسایی کردند که به دلیل تحولات در غزه، لبنان و سوریه، این کشور را آسیبپذیر کرده بود. پس از «جنگ ۱۲ روزه»، زمانی که تلاشها برای سرنگونی رژیم ایران از درون به نتیجه نرسید، آنها تصمیم گرفتند پیش از بسته شدن این پنجره، ضربه نهایی را وارد کنند. محاسبات آنها بر این بود که حملهای که با ترور تعداد زیادی از مقامات عالیرتبه، از جمله [آیت الله] علی خامنهای در تاریخ ۲۸ فوریه آغاز شد، ظرف چند روز به نتیجه خواهد رسید.
همچنین مشخص شده است که این طرح نتیجه معکوس داد. ایران مقاومتی از خود نشان داد که متجاوزان انتظار آن را نداشتند. «شهادت» رهبر مذهبی جهان تشیع و بستگانش در محل اقامت او، این واقعیت که حمله یک تجاوز خارجی بدون هیچ توجیه قانونی بود (برخلاف حملات گذشته که با دروغهای گوناگون آراسته میشد)، هدف قرار گرفتن مستقیم غیرنظامیان از جمله قتلعام مدرسه در میناب، و پاسخ نظامی موفقیتآمیز به این تجاوز، همگی دست به دست هم دادند تا مشروعیت قدرت سیاسی ایران در میان مردمی که با بحران شدید اقتصادی و فقر دستوپنجه نرم میکنند، افزایش یابد.
علیرغم ادعاهای گمانهزنانه مختلف در این مرحله درباره تنشهای داخلی در تیم حاکم ایران، رژیم با قضاوت بر اساس وضعیت فعلی، موفق شده است در شرایط جنگی و بدون تجربه اصطکاک جدی، رهبر جدیدی را انتخاب کند. در حالی که این تصمیم عموماً به عنوان تداوم «رویکرد تندروانه» تفسیر میشود، برخی مفسران که تحولات ایران را دقیقتر دنبال میکنند، خاطرنشان میکنند که حمایت قوی و مشروعیت مجتبی خامنهای در داخل سیستم میتواند راه را برای برخی اصلاحات ساختاری در ایران هموار کند. در هر صورت، فراتر از اشتباه کلاسیکِ تمرکز بیش از حد بر افراد، پیشبینی درباره آینده نظام ایران در این مرحله زودرس خواهد بود.
چنین به نظر میرسد که پاسخ برنامهریزیشده ایران از نظر نظامی با هدف محدود کردن توانمندیهای نظارتی ایالات متحده و اسرائیل و تخلیه ذخایر پدافند هوایی آنها انجام شد. از نظر سیاسی نیز هدف این بود که به تمامی طرفها ثابت شود حمله به ایران هزینه بسیار سنگینی نه تنها برای آمریکا، بلکه برای سایر کشورهای منطقه که با ایالات متحده همکاری میکنند، خواهد داشت. اگرچه شدت ضدحمله ایران کاهش یافت، اما برخلاف ادعاهایی که بر اساس «الگوی دفاع موزاییکی» میگفتند «هر کس هر طور بخواهد ضربه میزند»، آنها تا دوازده روز کنترلِ انطباق اهداف انتخابی خود با برنامه سیاسیشان را حفظ کردند. همانطور که در ادامه توضیح خواهیم داد، دولت ایران همچنین موفق شد این پیام را به گوش تمامی طرفهای درگیر برساند که هزینه این جنگ بسیار بالا خواهد بود.
چشمانداز کلی نظامی-سیاسی از چشمانداز ایالات متحده و اسرائیل
زمانی که آمریکا و اسرائیل حمله خود را آغاز کردند، اظهاراتی را مطرح نمودند که تقریباً منحصراً بر «نابودی ایران» تأکید داشت، بدون اینکه هیچ هدف قابل دستیابی یا مشخصی را بیان کنند. در مواجهه با مقاومت غیرمنتظره ایران، طرف آمریکایی نتوانست طرح شفافی ارائه دهد و طی دوازده روز، روزانه اظهارات ضد و نقیض متعددی بیان شد.
اشتیاق ظاهری ایالات متحده برای مداخله یکجانبه در اقدامات برنامهریزینشده و غیراستراتژیکی که تمام جهان را عمیقاً تحت تأثیر قرار خواهد داد، به منبع دیگری از تنشهای بزرگ برای متحدان آن تبدیل شده است؛ متحدانی که پیش از این نیز از سوی دولت ترامپ تحت فشار بودند تا خود را با راهبرد هژمونیک جدید آمریکا وفق دهند.
در سیاست داخلی ایالات متحده، که در آن مخالفتها با نوع رابطه با اسرائیل به طور مداوم در حال افزایش است، تصویری که در ۱۲ روز نخست جنگ پدیدار شد، به وضوح اوضاع را برای دولت ترامپ پیچیده کرد.در سمتِ اسرائیل، اگرچه پروندههای قضاییِ جاری مانند «شمشیر داموکلس» بالای سر نتانیاهو سنگینی میکند، اما او اقتدار خود را کاملاً تثبیت کرده است. علاوه بر این، و به شکلی فاجعهبارتر، اکثریت قاطع جامعه اسرائیل از این بربریت حمایت میکنند.
در نهایت، حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران بدون وقفه ادامه دارد. در این مرحله، ارزیابی دقیق تأثیر این حملات بر زیرساختهای اقتصادی و توانمندیهای نظامی ایران دشوار است. علاوه بر این، این موضوع که حملات به ساختمانهای نیروهای انتظامی در تهران و غرب کشور تا چه حد باعث ناکارآمدی نیروهای امنیتی دولت خواهد شد، بسیار جای تردید دارد.
در هر صورت، روشن است که هزینه اقتصادی برای ایران، در صورتی که بتواند از این جنگ جان سالم به در ببرد، بسیار سنگین خواهد بود. با این حال، باید به خاطر داشت که این هزینه، عامل تعیینکنندهای در تصمیمات رهبری ایران در رابطه با روند جنگ نخواهد بود.از سوی دیگر، این واقعیت که حملات هوایی تا به این لحظه نتوانسته است توانمندیهای پدافند هوایی، ظرفیت پرتاب موشک و یا توانایی تولید تجهیزات و مهمات ایران را به طور کامل متوقف کند، باید به عنوان یک نمره منفی در کارنامه بزرگترین قدرت نظامی جهان و متحدان آن قلمداد شود. همچنین باید به یاد داشت که ناتوانی در به دست گرفتن کنترل کامل حریم هوایی ایران، منجر به عدم دسترسی منظم هواپیماهای جنگی به استان شمال شرقی (خراسان رضوی به مرکزیت) مشهد شده است؛ جایی که تصور میشود برخی از سایتهای پرتاب موشکهای بالستیک دوربرد در آنجا قرار دارند. همین امر سبب شده است که آنها نتوانند رگبارهای موشکی را که در روزهای اخیر اسرائیل را هدف قرار دادهاند، در منشأ پرتاب رهگیری و منهدم کنند.
به همین ترتیب، این واقعیت که ایالات متحده هنوز نتوانسته است از بستهشدن مؤثر تنگه هرمز توسط ایران (که پیامدهای آن را در ادامه بررسی خواهیم کرد) جلوگیری کند و فراتر از آن، در فلج کردن کامل نیروی دریایی ایران ناکام مانده، باید به عنوان یک شکست نظامی برای آمریکا تلقی شود. همچنین، غرق کردن یک کشتی غیرمسلح و در نتیجه بیدفاعِ ایرانی که پس از دعوت به یک رزمایش نظامی، در مسیر هند بود – آن هم بر اساس اطلاعات ارائهشده توسط دولت هندو-فاشیست و طرفدار اسرائیلِ «مودی» – و متعاقباً معرفی این اقدام به عنوان یک پیروزی، حرکتی بود که دفاع از آن حتی برای نزدیکترین متحدان آمریکا، مانند انگلستان، دشوار است.
از سوی دیگر، در حالی که واضح است ایالات متحده و اسرائیل از ضدحمله ایران آسیب دیدهاند، با دادههای موجود دشوار است که بتوان نتیجهگیری دقیقی درباره ابعاد این خسارات داشت. سانسور شدیدی که توسط اسرائیل اعمال شده است، مانع از درک کامل اثرات این حملات میشود، هرچند که مشخص شده است موشکهای ایرانی، بهویژه در روزهای اخیر، اهداف بیشتری را مورد اصابت قرار دادهاند. همچنین رسیدن به یک نتیجهگیری قطعی در مورد تعداد نامشخص تلفات ایالات متحده و میزان خسارات وارده به تأسیسات و تجهیزات نظامی و غیرنظامی در منطقه دشوار است.
ادامه دارد…
