فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران: «ارتش سوریه به نوعی ناتوان بود یا اراده نکرد برای جلوگیری از ورود عده‌ای از نظامیان و ما شاهد تغییر رژیم در سوریه بودیم.»!!

ویچی پراشاد: «زمانی که روسیه در سال ۲۰۱۵ وارد درگیری در سوریه شد، فرماندهی نظامی روسیه پافشاری کرد که دولت سوریه دیگر به گروه‌های شبه‌نظامی طرفدار دولت (مانند «کتائب البعث» و «شبیحه») اجازه فعالیت مستقل را ندهد. بجای آن، این گروه‌ها در سپاه چهارم و پنجم تحت فرماندهی روسیه ادغام شدند. در عین حال، افسران ایرانی گردان‌های خود را از سربازان سوری سازماندهی کردند. کاهش استاندارهای اقتصادی سربازان همراه با فرماندهی خارجی، تضعیف روحیه را تسریع کرد. حتی گارد ریاست جمهوری که وظیفه دفاع از دمشق و به ویژه کاخ ریاست جمهوری را بر عهده داشت، قدرت تاریخی خود را از دست داده بود.»

 

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: دمکراسی مردم، نشریه حزب کمونیست هند (مارکسیست)
نویسنده: ویجی پراشاد
۱۵ دسامبر ۲۰۲۴

سقوط دولت اسد در سوریه

 

جهادی‌ها پس از به آتش کشیدن آرامگاه حافظ الاسد در لاذقیه، سوریه

در حالی‌که نیروهای شورشی به رهبری «هیئت تحریر شام »(«کمیته آزادی سوریه») دمشق، پایتخت سوریه را در ۷ دسامبر ۲۰۲۴ تصرف کردند، بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، سوار بر هواپیما به مسکو، روسیه رفت. این پایان حکومت ۵۳ ساله خانواده اسد بود که از زمانی‌که حافظ اسد (۲۰۰۰-۱۹۳۰) در سال ۱۹۷۱ رئیس‌جمهور شد آغاز گردید، و از سال ۲۰۰۰ توسط پسرش بشار ادامه یافت. «هیئت تحریر شام» که دمشق را تصرف کرد، از بقایای «جبهه النصره» («جبهه فتح سوریه»)، شاخه القاعده در سوریه، در سال ۲۰۱۷ و توسط امیر آن ابوجابر شیخ، و به فرمانده نظامی ابومحمد الجولانی تشکیل شد.

فعالیت «هیئت تحریر شام»در هفت سال گذشته، به شهر ادلب در شمال سوریه محدود شده بود. در سال ۲۰۱۴، گروهی از اعضای سابق القاعده «شبکه خراسان» (به رهبری مذهبی سامی العریادی) را ایجاد کردند، که قصد آن کنترل شهر ادلب و جنبش‌های اسلامگرا بود. در طول سال بعد، «النصره» تلاش کرد تا با دیگر نیروهای اسلامگرا، مانند «احرار الشام»، به ویژه برای اداره شهر ائتلاف کند. مداخله نظامی روسیه در سال ۲۰۱۵ به توانایی این گروه‌ها برای پیشروی از ادلب آسیب زد، که به جدایی رسمی بسیاری از اسلام‌گرایان از القاعده در سال ۲۰۱۶، و ایجاد «هیئت تحریر شام» در ژانویه ۲۰۱۷ منجر شد. آن‌هایی که در ارتباط با القاعده ماندند، «حراس الدین» (یا «نگهبانان سازمان مذهبی») را تشکیل دادند. تا پایان سال، «هیئت تحریر شام» ابتکار عمل را به دست گرفت و به نیروی اصلی داخل ادلب تبدیل شد، و شوراهای محلی در سراسر شهر را به دست گرفت، و اعلام کرد که این شهر مرکز «دولت نجات سوریه» است. هنگامی که ارتش عربی سوریه، نیروی نظامی دولت، در اوایل سال ۲۰۲۰ به سمت ادلب حرکت کرد، ترکیه برای دفاع از اسلامگرایان به شمال سوریه حمله کرد. این تهاجم در مارس ۲۰۲۰، به آتش‌بس روسیه و ترکیه انجامید، که به «هیئت تحریر شام» و دیگران اجازه داد بدون آسیب در ادلب بمانند. «هیئت تحریر شام» از طریق اتحاد با نیروهای مسلح تحت حمایت ترکیه و با جنگجویان از سراسر آسیای مرکزی (از جمله بسیاری از جنگجویان اویغور از «حزب اسلامی ترکستان») صفوف خود را بازسازی کرد.

«عملیات بازدارندگی از تجاوز» که در نوامبر ۳۲۰۲۴ توسط «هیئت تحریر شام» با حمایت ترکیه و اسرائیل آغاز شد، بزرگراه «M5» حلب به دمشق را در حدود چهارده روز طی کرد. ارتش عربی سوریه در برابر آن‌ها منحل شد و دروازه‌های دمشق بدون خونریزی زیاد باز شد.

«بلیتس‌کریگ» [جنگ برق‌آسا] جهادی
پیروزی غافلگیرکننده «هیئت تحریر شام» در نوامبر توسط مقامات ایرانی پیش‌بینی شده بود، و آن‌ها اسد را از ضعف دفاعی دولت به دلیل حملات مداوم اسرائیل به مواضع ارتش سوریه، حمله اسرائیل به لبنان و جنگ در اوکرائین آگاه کردند. زمانی که عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران پس از سقوط حلب به دست شورشیان در دمشق با اسد دیدار کرد، اسد به عراقچی گفت که این یک شکست نیست، بلکه یک «عقب‌نشینی تاکتیکی» است. این آشکارا توهم بود. عراقچی با علم به این موضوع به اسد گفت که ایران ظرفیت اعزام نیروهای جدید برای دفاع از دمشق را ندارد. هم‌چنین برای دولت اسد روشن شده بود که روس‌ها ظرفیت مازاد دفاع از دولت، حتا دفاع از پایگاه دریایی روسیه در طرطوس را ندارند. الکساندر لاورنتیف، فرستاده ریاست جمهوری روسیه در امور سوریه، در جریان عملیات «هیئت تحریر شام» علیه ارتش سوریه گفت که با دولت آینده ترامپ در تماس بوده است تا درباره یک معامله میان «همه طرف‌ها» بر سر درگیری سوریه گفتگو کند. نه روسیه و نه ایران باور نداشتند که دولت اسد بتواند به تنهایی شورشیان مختلف را شکست دهد، و ایالات متحده را از اشغال میادین نفتی شرق سوریه خارج کند. یک معامله تنها راه برون رفت بود، به این معنی که نه ایران و نه روسیه حاضر نبودند نیروهای بیش‌تری را برای دفاع از دولت اسد درگیر کنند.

از سال ۲۰۱۱، نیروی هوایی اسرائیل به چندین پایگاه نظامی سوریه، از جمله پایگاه‌هایی که میزبان نیروهای ایرانی بود، حمله کرده است. این حملات [در نبود سامانه‌های اس-۳۰۰ و اس-۴۰۰ روسیه-عدالت] با از بین بردن تسلیحات و تجهیزات، ظرفیت نظامی سوریه را تقلیل داد. از اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل حملات خود را در داخل سوریه، از جمله ضربه زدن به نیروهای ایرانی، پدافند هوایی سوریه و تأسیسات تولید تسلیحات سوریه، افزایش داده است. در ۴ دسامبر، روسای ارتش ایران (رئیس ستاد ارتش، سرلشکر محمد باقری)، عراق (سرلشکر یحیی رسول)، روسیه (وزیر دفاع آندره بلوسف) و سوریه (سرلشکر عبدالکریم محمود ابراهیم) برای ارزیابی وضعیت این کشور دیدار کردند. آن‌ها حرکت «هیئت تحریر شام» از حلب را بررسی کردند و توافق کردند که با آتش‌بس شکننده در لبنان و نیروهای تضعیف‌شده، این یک «سناریوی خطرناک» است. اگرچه آن‌ها گفتند که از دولت دمشق حمایت خواهند کرد، اما هیچ اقدام مشخصی از سوی آن‌ها انجام نشد. حملات اسرائیل در داخل سوریه در عین حال باعث تضعیف روحیه در ارتش سوریه شد، که پس از شروع بن‌بست با شورشیان در ادلب از سال ۲۰۱۷ درست سازماندهی نشده است.

زمانی که روسیه در سال ۲۰۱۵ وارد درگیری در سوریه شد، فرماندهی نظامی روسیه پافشاری کرد که دولت سوریه دیگر به گروه‌های شبه‌نظامی طرفدار دولت (مانند «کتائب البعث» و «شبیحه») اجازه فعالیت مستقل را ندهد. بجای آن، این گروه‌ها در سپاه چهارم و پنجم تحت فرماندهی روسیه ادغام شدند. در عین حال، افسران ایرانی گردان‌های خود را از سربازان سوری سازماندهی کردند. کاهش استاندارهای اقتصادی سربازان همراه با فرماندهی خارجی، تضعیف روحیه را تسریع کردند. حتی گارد ریاست جمهوری که وظیفه دفاع از دمشق و به ویژه کاخ ریاست جمهوری را بر عهده داشت، قدرت تاریخی خود را از دست داده بود.

دولت سوریه، پس از سال ۲۰۱۱ در هیچ مقطعی کنترل خاک کشور را در دست نداشت. اسرائیل از سال ۱۹۷۳، بلندی‌های جولان را اشغال کرده بود. سپس، در سال ۲۰۱۱، ترکیه وارد مناطق مرزی شمال سوریه شد، در عین حال، نیروهای کرد (YPG و PKK) منطقه‌ای را در کنار مرز سوریه-ترکیه تشکیل داده بودند. شمال غرب سوریه به تصرف شورشیان درآمد که نه تنها «هیئت تحریر شام»، بلکه گروه‌های شبه‌نظامی تحت حمایت ترکیه نیز شامل می‌شد. شمال شرق سوریه در اشغال آمریکا بود که مدیریت میادین نفتی را در اختیار گرفته بود. در این منطقه، نیروهای آمریکایی با «دولت اسلامی» [داعش] که هم از شمال عراق و هم از شمال شرق سوریه بیرون رانده شده بود، اما هم‌چنان به صورت پراکنده ظاهر می‌شد، رقابت می‌کردند. در عین حال، در جنوب سوریه، دولت یک سری توافق‌های عجولانه با شورشیان امضاء کرده بود تا ظاهری از صلح را به نمایش بگذارد. دولت نمی‌توانست هیچ‌یک از نمایندگان خود را به شهرهایی مانند بوشره الشام، درعا، حوران و طفس، اعزام کند. این‌ها، مانند ادلب، تحت کنترل شورشیان قرار گرفته بودند. هنگامی که «هیئت تحریر شام»به سمت دمشق حرکت کرد، شورشیان در جنوب، و شورشیان در نوار شرقی کشور در امتداد مرز با عراق قیام کردند. واقعیت ضعف اسد آشکار شد.

مزیت اسرائیل
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، گویی بنحوی هماهنگ به بلندی‌های جولان که اسرائیل در سال ۱۹۷۳ اشغال کرد، رفت و اعلام کرد: «این یک روز تاریخی در تاریخ خاورمیانه است». وی سپس گفت که دولت او به ارتش اسرائیل دستور داده است تا به منطقه حائل سازمان ملل بین جولان اشغالی و پاسگاه‌های ارتش سوریه که در جریان آتش‌بس ۱۹۷۴ایجاد شده بود، حمله کند. شهر اصلی مرز بین اسرائیل و سوریه اکنون با این تهاجم رو‌به‌رو است، زیرا اسرائیل اکنون چندین کیلومتر به داخل سوریه حرکت کرده است تا تقریباً تمام طول مرز را تصرف کند.

در آخرین روزهای پیشروی «هیئت تحریر شام» به سمت دمشق، نیروی هوایی اسرائیل از شورشیان پشتیبانی هوایی کرد. آن‌ها پایگاه‌های نظامی و مقر اطلاعات سوریه در مرکز دمشق را بمباران کردند. اسرائیلی‌ها با این بهانه که می‌خواستند انبارهای اسلحه را قبل از تصرف شورشیان منهدم کنند، به پایگاه‌هایی که نیروهای سوری و انبارهای تسلیحاتی که ارتش سوریه برای دفاع از دمشق از آن‌ها استفاده می‌کرد (از جمله پایگاه هوایی «مِزاح») در آن نگهداری حمله کردند. مقامات اسرائیلی گفته‌اند که به این حملات هوایی ادامه خواهند داد، اما اشاره نکرده اند که قصد دارند چه کسانی را هدف قرار دهند.

حمله اسرائیل به سوریه در جریان جنبش اعتراضی در سال ۲۰۱۱ عمیق‌تر شد. با گسترش جنگ بین شورشیان و دولت سوریه در جنوب سوریه، نزدیک مرز اسرائیل، اسرائیل تیراندازی در آن سوی مرز به سوی نیروهای سوری را آغاز کرد. برای مثال، در مارس ۲۰۱۳، اسرائیلی‌ها موشک‌هایی را به سمت پایگاه‌های نظامی سوریه شلیک کردند که باعث تضعیف آن‌ها و تقویت شورشیان شد. در پایان سال ۲۰۱۳، اسرائیل لشکر ۲۱۰، یک ستاد نظامی ویژه را برای آغاز درگیری در امتداد خط آتش‌بس اسرائیل و سوریه ایجاد کرد. نکته مهم این است که وقتی «جبهه النصره»، سلف «هیئت تحریر شام» و وابسته به القاعده شروع به کسب دستاوردهایی در امتداد خط کنترل اسرائیل کرد، اسرائیل به آن‌ها حمله نکرد. بجای آن، اسرائیل از طریق سرنگون کردن جت‌های نیروی هوایی سوریه و ترور متحدین ارشد سوریه (مانند ژنرال محمد علی اللهدادی، ژنرال ایرانی، در ژانویه ۲۰۱۵، و سمیر قنطار، رهبر فتح، در اواخر سال۲۰۱۵) به دولت سوریه ضربه زد. یک افسر مطبوعاتی سابق در دمشق به من گفت که اسرائیلی‌ها عملاً از حمله «هیئت تحریر شام» به پایتخت پشتیبانی هوایی کردند.

آینده سوریه
اسد بدون اعلام هیچ اعلامیه‎ای سوریه را ترک کرد. مقامات سابق دولت در دمشق می‌گویند که برخی از رهبران ارشد پیش از سقوط دمشق همراه وی، یا به مرز عراق رفتند. سکوت اسد بسیاری از مردم سوریه را که اساساً معتقد بودند که دولت از آن‌ها در برابر هجوم گروه‌هایی مانند «هیئت تحریر شام» حمایت خواهد کرد، گیج کرده است. این نشانه‌ای از فروپاشی آهسته دولت اسد است که گارد ریاست حمهوری او تلاشی برای دفاع از شهر نکرد و او بدون هیچ سخن دلگرم کننده‌ای برای مردمش آن‌جا را ترک کرد.

کشور در رابطه با دولت جدید دو قطبی شده است. بخش‌هایی از مردم که سبک زندگی آن‌ها در اثر جنگ و تحریم‌ها تنزل یافته است، از این گشایش استقبال کردند و در خیابان‌ها به شادی از وضعیت جدید پرداختند. موضوع وسیع‌تر برای خاورمیانه دغدغه فوری آن‌ها نیست، اگرچه بسته به اقدامات اسرائیل، این ممکن است تغییر کند. بخش قابل‌توجهی نگران رفتار اسلام‌گرایان هستند که از اصطلاحات تحقیر‌آمیز علیه مسلمانان غیر سنی (مانند نصیریه (برای علویان، جامعه خاندان اسد) و رافضه (برای جمعیت بزرگ شیعه در سوریه، استفاده می‌کنند. «اهل باطل» یا «گمراهان» نامیدند مسلمانان غیر اهل سنت ، و استفاده از زبان سلفی تند درباره ارتداد و مجازات آن‌ها، موجب ترس در میان کسانی است که ممکن است هدف حملات قرار گیرند. باید دید که آیا دولت جدید می‌تواند نیروهای خود را که با این ایدئولوژی فرقه‌ای برانگیخته می‌شوند، کنترل کند با نه.

این فرقه‌گرایی فقط باز شدن تضادهایی است که تقریباً بلافاصله ظاهر می‌شوند. دولت جدید چگونه با تهاجمات اسرائیل، ترکیه و آمریکا به خاک سوریه برخورد خواهد کرد؟ آیا به دنبال بازپس گرفتن آن سرزمین خواهد بود؟ رابطه بین دولت سوریه و همسایگانش به ویژه لبنان چگونه خواهد بود؟ آیا میلیون‌ها آواره سوری اکنون که زمینه مهاجرت آن‌ها از بین رفته است به خانه های خود باز خواهند گشت و در صورت بازگشت، چه چیزی در داخل سوریه در انتظار آنها خواهد بود؟ و در مرکز، همه این‌ها چه معنایی برای نسل‌کشی مداوم فلسطینی‌ها بوسیله اسرائیل خواهد داشت؟

https://peoplesdemocracy.in/2024/1215_pd/fall-assad-government-syria