شکاف مصنوعی بین غرب به رهبری اروپا-آمریکا و جنوب جهانی، بر اساس اظهارات و قطعنامههای اجلاس سران بریکس+ در کازان (۲۴-۲۲ اکتبر) مورد بررسی قرار گرفت، تا مشخص شود آیا بریکس یک چالش جدی برای نظم جهانی موجود هست یا نه. چنین به نظر میرسد که زندگی مسلمانان، بهویژه در فلسطین و لبنان، در تلاشهای جنوب جهانی برای «تقویت چندجانبهگرایی برای توسعه و امنیت جهانی عادلانه» مصرفپذیر است.
قوز بالا قوز، بند ۳۳ بیانیه کازان است، که در آن کشورهای بریکس+ به جای رسیدگی به علت بیثباتی و ناامنی جهانی، یعنی اسرائیل، قطعنامهای را تصویب کردند، که بر اهمیت تضمین اعمال حقوق و آزادی کشتیرانی برای کشتیهای همه دولتها در دریای سرخ و تنگه باب المندب مطابق با قوانین بینالمللی تاکید میکند. اگر نه اسرائیل، چه کسی از این دو قطعنامه سود میبرد؟
هلال بینالمللی (مجله جنبش اسلامی)
۲۸ ربیع الثانی ۱۴۴۶ [۳۱ اکتبر ۲۰۲۴]
آیا بیانیه کازان هیچ ارزشی دارد؟
شکاف مصنوعی بین غرب به رهبری اروپا-آمریکا و جنوب جهانی، بر اساس اظهارات و قطعنامههای اجلاس سران بریکس+ در کازان (۲۴-۲۲ اکتبر) مورد بررسی قرار گرفت، تا مشخص شود آیا بریکس یک چالش جدی برای نظم جهانی موجود هست یا نه.
بررسی هیچ چیز امیدوارکنندهای را نشان نداد.
بررسی بیشتر موضوعات اصلی در بریکس+ این موضوع را تایید کرد.
در اینجا، دو قطعنامه کلیدی از بیانیه کازان صادر شده در شانزدهمین اجلاس سران بریکس+ که در ارتباط با مقاومت اسلامی است، بررسی میشود.
از زمان اجلاس قبلی بریکس در ژوهانسبورگ، اسرائیل نه فقط تجاوزات خود به «ملتهای مستقل» را افزایش داده است، بلکه این را با شدت بیشتر، بدون اینکه با هیچ عواقبی روبهرو شود، انجام داده است.
در جریان مناسک سالانه دعوت به صلح و احترام به حاکمیت دولت-ملتها در چهارچوب نظم بین المللی موجود – چیزی که اسرائیل آشکارا به آن بی اعتنایی میکند – بند ۳۰ بیانیه کازان بار دیگر بر راه حل دو-دولتی براساس قوانین بینالمللی و در داخل مرزهای بینالمللی به رسمیت شناخته شده در ژوئن ۱۹۶۷، با بیتالمقدس شرقی به عنوان پایتخت آن، در صلح و امنیت در کنار اسرائیل، تأکید کرد.
این قطعنامه نشخوار قطعنامهای است که بیش از یک دهه پیش در بیانیه دوربان پس از اجلاس پنجم سران بریکس تصویب شد.
نتیجه حمایت از چنین قطعنامهای این است که بریکس+، به استثنای ایران اسلامی، با غصب ۷۸ درصد فلسطین توسط صهیونیستها موافق است.
پس از هزاران کشته بیگناه فلسطینی و لبنانی، و ویرانی عظیم زیرساختها، از زمان پنجمین اجلاس سران بریکس، از جمله پخشزنده یک نسلکشی، شگفت آور است که «جنوب جهانی» همچنان زندگی در صلح و امنیت با اسرائیل را گزینه شدنی میداند!
چنین به نظر میرسد که زندگی مسلمانان، بهویژه در فلسطین و لبنان، در تلاشهای جنوب جهانی برای «تقویت چندجانبهگرایی برای توسعه و امنیت جهانی عادلانه» مصرفپذیر است.
قوز بالا قوز، بند ۳۳ بیانیه کازان است، که در آن کشورهای بریکس+ به جای رسیدگی به علت بیثباتی و ناامنی جهانی، یعنی اسرائیل، قطعنامهای را تصویب کردند که بر اهمیت تضمین اعمال حقوق و آزادی کشتیرانی برای کشتیهای همه دولتها در دریای سرخ و تنگه باب المندب مطابق با قوانین بینالمللی تاکید میکند.
اگر نه اسرائیل، چه کسی از این دو قطعنامه سود میبرد؟
همگان به خوبی میدانند که عملیات نظامی انصارالله در حمایت از قربانیان فلسطینی نسلکشی اسرائیل، مشخصاً کشتیهای اسرائیلی یا کشتیهای حامل تجهیزات برای تقویت اقتصاد اسرائیل و نیروهای نسلکش آنرا هدف قرار میدهند..
دو قطعنامه فوق باید هر شک و شبههای را در اینمود برطرف نمایند، که به استثنای ایران اسلامی، در سایر کشورهای بریکس+، که دارای روابط دیپلماتیک، تجاری یا نظامی مستحکم با رژیم صهیونیستی هستند، لابیهای قوی صهیونیستی-اسرائیلی حاکمند.
https://crescent.icit-digital.org/articles/does-the-kazan-declaration-have-any-value
