تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴
منبع: المیادین انگلیسی
نویسنده: جانا کادری
شنبه، ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶

جهان در سوگ مایکل پارنتی- صدای مارکسیست مخالف امپراتوری، در ۹۲ سالگی درگذشت

 


مرگ مایکل پارنتی، محقق مارکسیست، فقدان منتقدی نترس از سرمایه‌داری و امپراتوری را نشان می‌دهد که آثارش در سراسر جهان به آگاهی طبقاتی و اندیشه‌ ضدامپریالیستی شکل داد.

چپ جهانی در مرگ مایکل پارنتی، محقق، مورخ و روشنفکر مارکسیست تأثیرگذار، که آثارش سازوکار سرمایه‌داری، امپریالیسم و قدرت ایدئولوژیک را با وضوحی بی‌نظیر افشا می‌کرد، سوگوار است. پارنتی در ۲۴ ژانویه در سن ۹۲ سالگی درگذشت و مجموعه‌ای از آثار را از خود به جا گذاشت که نسل‌هایی از محققان، سازمان‌دهندگان و جنبش‌های ضد امپریالیستی را در سراسر جهان آموزش داد.

پارنتی برای دهه‌ها از جریان اصلی دانشگاهی و زندگی سیاسی جدا ماند، و از رقیق کردن تحلیل‌هایش یا تغییر زبانش به سمت احترام لیبرالی خودداری کرد. او نه برای تحت تأثیر قرار دادن مؤسسات، بلکه برای مسلح کردن مردم به شناخت می‌نوشت.

ریشه‌ها در طبقه کارگر، سیاست‌های سازش‌ناپذیر
پارنتی که در سال ۱۹۳۳ در شهر نیویورک در یک خانواده ایتالیایی-آمریکایی طبقه کارگر متولد شد، اغلب می‌گفت که تعهدات سیاسی او نه در انتزاع، بلکه در تجربه زیسته ریشه دارد. طبقه چیزی نبود که او در تئوری کشف کرده باشد؛ چیزی بود که در درون آن بزرگ شده بود.

او مدرک دکترا گرفت و علوم سیاسی و تاریخ تدریس کرد، اما مارکسیسم و ضد-امپریالیسم صریح او به این معنی بود که او پیوسته به حاشیه دانشگاه‌های نخبگان رانده شد. پارنتی به جای عقب‌نشینی یا انطباق، استقلال را انتخاب کرد: سخنرانی‌های گسترده، نوشتن فراوان و صحبت مستقیم با تالارهای اتحادیه‌های کارگری، مراکز اجتماعی، فضاهای فعال و مخاطبان بین‌المللی

او زندگی متواضعانه‌ای داشت، از مشاغل اندیشکده‌ای و تأمین مالی شرکت‌ها دوری می‌کرد، و زندگی خصوصی خود را تا حد زیادی از انظار عمومی دور نگه می‌داشت. او همسر و پدر بود، از جمله برای کریستین پارنتی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، اما هرگز شخصیتی عمومی که ریشه در زندگی‌نامه‌اش داشته باشد، پرورش نداد. آنچه برای او اهمیت داشت، کار بود.

افشای ماهیت طبقاتی «دموکراسی»
ماندگارترین سهم آکادمیک پارنتی، نقد سیستماتیک او از لیبرال دموکراسی تحت سرمایه‌داری بود. او در کتاب برجسته خود «دموکراسی برای عده‌ای اندک» که اولین بار در سال ۱۹۷۴ منتشر شد، نشان داد که دموکراسی‌های سرمایه‌داری سیستم‌های بی‌طرفی نیستند که به طور مساوی برای همه باز باشند، بلکه دولت‌هایی با ساختار طبقاتی هستند که در آن‌ها قدرت اقتصادی به طور قاطع نتایج سیاسی را تعیین می‌کند.

او نشان داد که چگونه انتخابات، دادگاه‌ها، رسانه‌ها و نهادهای دولتی به طور مداوم در خدمت منافع سرمایه قرار دارند، در حالی که خواسته‌های مردمی مدیریت، رقیق یا سرکوب می‌شوند. او نشان داد که دموکراسی تنها تا زمانی تحمل می‌شود که روابط مالکیت را تهدید نکند.

پارنتی نوشت: «قدرت در جامعه به طور مساوی توزیع نشده است. کسانی که ثروت تولیدی را در اختیار دارند و کنترل می‌کنند، تمایل دارند بر زندگی سیاسی ملت تسلط داشته باشند.»

این کتاب به متنی آموزنده برای دانشجویان و فعالان در سراسر جهان تبدیل شد و به دلیل وضوح و رد توهم لیبرالی مورد تقدیر قرار گرفت.

امپریالیسم بدون جامه‌مبدل
پارنتی به همان اندازه به خاطر آثارش درباره امپریالیسم و سیاست خارجی ایالات متحده تأثیرگذار بود. او در کتاب‌هایی مانند «علیه امپراتوری» و «کشتن یک ملت»، این ایده را که جنگ‌های غربی با انگیزه‌های بشردوستانه یا آرمان‌های دموکراتیک انجام می‌شوند، رد کرد.

در مقابل، او ارتباط مداخله، تحریم‌ها و تغییر رژیم را با منافع مادی- کنترل بر منابع، نیروی کار، قلمرو استراتژیک و بازارهای جهانی- نشان داد. او نشان داد که چگونه گفتمان حقوق بشر به صورت گزینشی به کار گرفته می‌شود، چگونه کشورهای مطیع از بررسی دقیق محافظت می‌شوند، و چگونه مقاومت به عنوان بیماری افراط‌گرایی معرفی می‌شود.

یکی از مشاهدات پارنتی که بسیار به آن اشاره می‌شود، همچنان به طرز دردناکی جاری است: «کارکرد اساسی امپریالیسم، متمدن کردن یا دموکراتیزه کردن نیست، بلکه حفظ یک نظام جهانی نابرابری است.»

تحلیل او به جنبش‌های ضد-جنگ و ضد-امپریالیستی کمک کرد تا حواس‌پرتی اخلاقی را کنار بگذارند، و به جای نمایش، بر ساختار تمرکز نمایند.

کمونیسم‌-ستیزی و صداقت تاریخی
در کتاب «سیاه جامگان و سرخ‌ها»، پارنتی با کمونیسم-‌ستیزی جنگ سرد به عنوان یک ایدئولوژی و نه یک تحلیل، مقابله کرد. او سرکوب یا شکست در کشورهای سوسیالیستی را انکار نکرد، اما فاش کرد که چگونه خشونت سرمایه‌داری عادی‌سازی می‌شود در حالی که آزمایش‌های سوسیالیستی با معیارهای اخلاقی غیرممکن قضاوت می‌شوند.

او بر مقایسه تاریخی اصرار داشت: می‌پرسید چرا با فاشیسم به عنوان یک انحراف برخورد می‌شود در حالی که خشونت جمعی خود سرمایه‌داری، از جمله استعمار، برده‌داری، تحریم‌ها، محرومیت ساختاری، نامرئی یا اجتناب‌ناپذیر جلوه داده می‌شود.

این کتاب بحث جدی در مورد دستاوردهای سوسیالیسم در سوادآموزی، مراقبت‌های بهداشتی، مشارکت زنان و رفاه اجتماعی را در زمانی که چنین بحث‌هایی از نظر سیاسی تابو تلقی می‌شدند، از سر گرفت.

رسانه‌ها، ایدئولوژی و رضایت ساختگی
مدت‌ها پیش از آن‌که «سواد رسانه‌ای» مد شود، پارنتی سمت‌گیری ساختاری رسانه‌های شرکتی را آشکار کرد. او در کتاب «ابداع واقعیت» توضیح داد که چگونه مالکیت، تبلیغات، منابع و اجماع نخبگان، آنچه گزارش می‌شود را شکل می‌دهند، چگونه چارچوب‌بندی می‌شوند و کدام صداها حذف می‌شوند.

او تأکید کرد که تبلیغات نیازی به سانسور آشکار ندارد. این کار از طریق تکرار، حذف، تمسخر و خشم گزینشی انجام می‌شود و به مخاطبان می‌آموزد که چه چیزی را نادیده بگیرند و چه چیزی را باور کنند.

این اثر، پارنتی را به سنگ بنای مطالعات انتقادی رسانه‌ها، به ویژه در میان فعالینی که به دنبال به چالش کشیدن روایت‌های جنگ و افسانه‌های اقتصادی بودند، تبدیل کرد.

پژوهشگری در باب مبارزه، نه سازش
آنچه پارنتی را متمایز می‌کرد، نه تنها استدلال‌هایش، بلکه نحوه زندگی‌اش بود. او هرگز با سیاست‌های رادیکال به عنوان نردبان شغلی رفتار نکرد. او به حاشیه رانده شدن را به جای سازش پذیرفت، و در زمانی که دوپهلوگویی پاداش می‌گرفت، او به صراحت سخن می‌گفت.

سخنرانی‌های او که بسیاری از آن‌ها به طور گسترده در فضای مجازی منتشر می‌شدند، به خاطر گرمی، شوخ‌طبعی و دقت ویرانگرشان به یاد آورده می‌شوند. او به توانایی مردم عادی برای درک ایده‌های پیچیده باور داشت.

پارنتی با انجام این، به پر کردن شکاف بین دانش و مبارزه کمک کرد و اعتماد به تحلیل طبقاتی را در زمانی که در حال تهی شدن یا جایگزینی با انتزاع اخلاقی بود، احیا نمود.

میراثی ماندگار
مایکل پارنتی هیچ آموزشگاهی تأسیس نکرد یا شاگردانی پرورش نداد. نفوذ او به شیوه‌ای متفاوت گسترش یافت: از طریق کتاب‌های پرخواننده، سخنرانی‌های مشترک، حلقه‌های مطالعاتی، فضاهای جنبشی و لحظات آرامِ شناخت، زمانی که جهان ناگهان معنا پیدا می‌کرد.

در زمان خشونت‌های امپریالیستیِ از سر گرفته شده، نابرابریِ رو به ژرفش و سردرگمی ایدئولوژیک، آثار او هم‌چنان به طرز انکارنشدنی مرتبط هستند.

او زمانی نوشت: «گام اول در مبارزه برای عدالت اجتماعی، درک ماهیت نطامی است که با آن روبرو هستیم.»

برای نسل‌هایی از روشنفکران، سازمان‌دهندگان و پژوهشگران طبقه کارگر در سراسر جهان، مایکل پارنتی به ممکن شدن این شناخت کمک کرد.

صدای او دیگر شنیده نمی‌شود. اما روشنی او هم‌چنان باقی است.

https://english.almayadeen.net/news/politics/world-mourns-michael-parenti–marxist-voice-against-empire-d